آنچه در پی میآید بخش دوم گفتوگوی ایسکانیوز با این هنرمند جوان است.
س: جدای از ترانه سرایی و نویسندگی برای برنامههای کودک و نوجوان صدا و سیما، تو دستی هم در نوشتن غیر رسانهای داری! میان گفتههایست هم به این مقوله اشاره کردی که کتابی از تو،آخرین مراحل نشر را میگذراند و در آینده نزدیک به بازار کتاب میآید، پارادایم و نحوه نگارش این کتاب چگونه است؟
ج: این کتاب کبیسه نام دارد. که عصاره چکیده نوشتههای من از آغاز کلام تا کنون است و مشتمل بر سی قسمت شعر و دست نوشته است.
فضای غالب این کتاب یک سری کارهای سپیدی است که چینش آن وقت زیادی برد. بدین نحو که در هرقسمت یک شعر سپید و یک دست نوشته گنجانده شده است و هر کدام عددی مخصوص به خود دارند که با آنها بازی کلامی صورت گرفته است. مثلا هفت ، جمعه شده و 11 موازی نام گذاری شده است. به سراغ ماهها هم رفتهام. مثلا ماه آخر کتاب دی است. همچنین تلاش کردم که برخی از نامهای هر ماه منطبق بر نام باستانی آنها باشد، مثل آمرداد و فرودین و... به نوعی میتوان گفت: تقویم زندگی خود من است. شخصیتی بنام لیلی کا (یا زتا) ایفاگر شناساندن یک سری معانی خاص است. هدف، بیشتر، خلق یک فضای فانتزی است. " لیلی کا! زخمها این قدرت را دارند که به ما ثابت کنند گذشته واقعیت داشته و تو واقعیترین زخمی! "
من اصلا نمیخواستم این کتاب، یک کتاب دم دستی باشد و هدفم این بود که مخاطب با آن درگیر شود. تصویرسازیهایی هم که برای آن صورت گرفته همین هدف را دنبال میکند.
س: در این کتاب، تا چه حد سعی کردهای که هم وفادار به انگارههای شخصی خود باشی و هم از رئالیسم و ملموس سخن گفتن دور نشوی، این کتاب بیشتر با امر واقع سر و کار دارد یا گسترده رویا؟
در این کتاب میتوانم بگویم 70 درصد آن واقعیت است. در حقیقت این نوشتهها روزشمار زندگی خود من است و حالت خاطره مانندی و تقویمی بودن آن و لحاظ این موارد در کنار همه کارهای من -که بعضی به آن لقب پست مدرن میدهند- ، نشان میدهد که فضا، یک فضای واقعی است که فانتزی آرایش شده است. بسته به نوع تفکر مخاطب و اینکه آیا از جنس این فضا هست یا نه، تاثیرگذاری آن مشخص میشود. من همیشه سعی میکنم جدای از آنکه اثرم به روز باشد، وجوهی از گذشته را نیز در بطن خود داشته باشد.
ـتلقی من این است که بیشتر سعی کردهای به چهار چوب ذهنی خودت وفادار باشی، این طور نیست؟
کاملا درست است برعکس کارهای قبلی که کار چارچوب خاصی و از پیش تعیین شدهای دارد، این اثر به نحوی چیده شده که کاملا مشخص است که حرفهای خودم است. اما برخی از اتفاقاتی که در آن ذکر شده است، اتفاقاتی است که جدای از آنکه یک جنبه شخصی برای خود من داشته دارای ابعاد اجتماعی نیز بوده است، مثل زلزله بم.
س: این چند وجهی بودن کارهای شما و متفاوت بودن آن هم جالب و تحسین برانگیز است و هم تا حدودی عجیب. هم برای کودکان ترانه سرودن و هم برای نوجوانان نوشتن و هم نگارش یک کتاب خاص، بیشک مستلزم فعالیتهای پیگیری است. چگونه نحوه فعالیتهای خود در حوزههای گوناگون تنظیم میکنی؟
ج: خب، کمی سخت است اما این سخت بودن جذاب هم هست. تلاش کردم که میان این حوزههای گوناگون یک ارتباط پویا ایجاد کنم. من نویسندگی را صرفا یک دغدغه شخصی نمیدانم و از جنبه حرفهای هم برای من بسیار با اهمیت است و سعی میکنم که همواره به نحوی مطلوب صورت بگیرد.
اولین ترانهای که برای پورنگ سرودی اجرا شد کدام بود؟
اوایل بهمن گذشته که درگیر کار برای برنامه خط 57 که مختص به سالروز انقلاب بود. با تهیه کننده برنامه پورنگ آشنا شدم که ایشان عنوان کردند که برای برنامه عید که یک تیتراژ میخواهند که ترانه آن به همه قومیتهای ایران و تنوع قومی کشور توجه داشته باشد. در حقیقت هم از بعد فرهنگی و هم نوع گویشهای محلی به این تنوع و فادار باشد و در عین حال با فضای کودکانه و شاد و مفرح برنامههای پورنگ هم سنخیت داشته باشد.
ـ برد اجتماعی این ترانه چگونه بود، یعنی میان کودکان جای خود را باز کرد؟
فکر میکنم چون کودکان آن را زمزمه میکنند و برایشان این ترانه و آهنگ جالب بوده، حتما جای خود را باز کرده است. حتی برخی از بزرگسالان نیز به این ترانه توجه نشان داد ند. جون از تمام لهجه و اکثر شهرهای ایران در این ترانه نام برده شده است. پرداخت ترانه به صورتی بودکه حس تعلق خاطر به وطن و بهتر شناخت ایران، را بربیانگیزد و در عین حال لطیف و ساده و صادق باشد. کلا نگاه من به کودک، با ارزش تلقی کردن آن است. یعنی جدای از جنبه کودکانه بودن، سعی میکنم کار برای کودکان،هم شاد و مفرح باشد و در عین حال یک مفهوم پیام خاص را هم انتقال بدهد.
ـ حال به عنوان آخرین سوال، کودک یا نوجوان؟ کار برای کدام راحتتر است؟
هردو مقولاتی خاص محسوب میشوند. اما کار با نوجوان راحتتر است. راحتتر از این جهت نیست که آن را سهل الوصول تلقی میکنم چرا که کار برای نوجوانان به تحقیق و پژوهش احتیاج دارد و حتی باید در متن زدگی روزمره نوجوان قرار گرفت تا از دغدغهها و خواستها و تمنیات ذهنی آنها آگاه شد. اما احساس میکنم چون سن و سال خودم نزدیکتر به قشر نوجوان است، ارتباط ذهنی و نزدیک بودن فرم کار سهل تر صورت میگیرد.
اما کار برای کودکان خیلی دشوار است. ما فکر میکنیم کودکان فقط میبینند و میشنوند و کارهای مرتبط با آنان احتیاج به عمق و غنای خاصی ندارد! اما کودکان در اوایل تکوین ذهنیت اجتماعی خود قرار دارند در نتیجه ادبیاتی که باید برای آنها به کار رود، علاوه بر تحقیق، نیاز به یک همدلی مستمر و همیشگی دارد.