|
|
|
|
|
|
نگاهی به نمایش «خشکسالی و دروغ» به کارگردانی «محمد یعقوبی» |
| «خشکسالی و دروغ» به از بین رفتن ریشه های اجتماعی و ارزشی جامعه می پردازد |
| تهران- خبرگزاری ایسکانیوز: نمایش« خشکسالی و دروغ»به بیان دروغها، پنهان کاریها، خیانتها، مشکلات زناشویی ،سردرگمی ها و ناتوانی زوجین در حل مصائب زندگی مشترک می پردازد. |
 |
|
|
نمایش«خشکسالی و دروغ» از همان ابتدا قرار خود را به تاکید در رفتارها و نوع شخصیت مردها و زن ها و تفاوت فیزیکی و رفتاری آنها می گذارد. آنجایی که آرش بازی «مهدی پاکدل» کتابی در دست دارد و مدام جمله های کوتاه و طنز آمیزی در مورد ویژگیها و تفاوتهای مردها و زن ها را می خواند.ما عملا پی به این می بریم که باداستانی سر وکار داریم که قرار خود را بر تفاوتهای زن ومرد وزندگی مشترک آنها می گذارد. خشکسالی و دروغ »داستان عدم پایبندی به زندگی زناشویی، خیانت، دروغ، تزویر، دورویی و قدرنشناسی مردان و زنان از همدیگر را به تماشاگران نشان می دهد. و تماشاگر به دلیل آشنایی با این گونه مشکلات و بار طنزی که دیالوگهای نمایش در بعضی از صحنه ها دارد به تمام مشکلات می خندد. چیزی که در این نمایش جلب توجه می کند تکرار چند باره برخی دیالوگهای نمایش است که انگار تاکیدی در آنها می شود تا حتما دیالوگها در ذهن تماشاگر فرو رود. و آنقدر این تکرارها افزایش می یابد تا هشداری برای تماشاگری باشد که در زندگی بدون توجه به این جملا ت همیشه بی خیال ازکنار مسائل ریز و مهم زندگی عبورمی کند. برخی از کلمه های ناهنجار و رکیک نمایش توسط بازیگران لب خوانی می شوند که درست یا نادرست درنمایش «خشکسالی و دروغ »توسط کارگردان به اجرا درآمده است و تاثیر گذاری آن به همین دلیل است چون تماشاگر واکنش بیشتری نسبت به این گونه بیان کردن کلمه ها دارد. دکور نمایش مدام و صحنه به صحنه عوض می شود. در واقع دکور ثابتی که تغیر شکل می دهد در واقع نمایش «خشکسالی و دروغ» از دکور خلاصه شده و ساده ای برخوردار است. دکوری که خانه «میترا» با بازی« آیدا کیخایی» را نشان می دهد و همین دکور با اندکی تغییر تبدیل به خانه «آله» با بازی راحت وروان «رویا دعوتی» می شود. به دلیل قطع های مختلف و پی در پی که در اجرا اتفاق می افتد نمایش از ریتم و ضرباهنگ هماهنگی برخوردار نیست و این اولین ضربه ای است که نمایش می خورد. موضوع و داستانی که« خشکسالی و دروغ» بیان می کند موضوعی کلیشه ای و تکراری است که انواع مختلف آن را در فیلم های سینمایی، تلویزیونی و تئاتر دیده ایم. خیانت مردان در قبال زنان و تنهایی زنان بعد از جدایی و دنیای تراژدی که بعد از جدایی برای زنان اتفاق می افتد دستمایه بسیاری از آثار هنری بوده است. «محمد یعقوبی» از همین موضوع تکراری نمایشی جذاب برای تماشاگرانش خلق می کند جذاب به دلیل دیالگ های نمایش، نه به خاطر قصه ای تکراری و کلیشه شده ای که دارد. چیزی که در نمایش «خشکسالی و دروغ» خودنمایی می کند بازی به شدت راحت و رئالیسمی است که توسط مجموع بازیگران نمایش ارایه می شود و می توان گفت: به رخ کشیده می شود. درواقع عین زندگی در نمایش جاری است و تماشاگر تکه ای از آن را می بیند، صحبت از مسایل پنهانی مردان و زنان همیشه برای تماشاگران جذاب بوده است .تماشاگران به برخی دیالوگ های نمایش می خندند آنها در واقع به عقده های فرو خورده و جملاتی می خندد که در طول زندگی شاید نتوانسته اند حتی آنها را به زبان بیاورند. «خشکسالی و دروغ» بهترین فرصت برای این گونه شاگردانی است که ته دل ببخندند. مخاطب «خشکسالی و دروغ» به فاجعه ای می خندد که اتفاق افتاده و اکنون در حال تخریب ریشه های اجتماعی و ارزشی جامعه ماست. دروغ وقتی گسترش یابد فاجعه بار تراز خشکسالی می شود و وقتی همه گیر شد و گسترش یافت چون موریانه ای پایه های جامعه را سست و ویران شده می کند. امروز خشکسالی و دروغ پا به پای هم و دست در دست هم به پایه های ایران زمین هجوم آورده و آن را در نوردیده اند. این هم زمانی و هماهنگی فاجعه وحشتناک و دهشتناکی را رقم زده و در ادامه خواهد زد که نه تنها مردمان اکنون بلکه نسل های آینده نیز از گزند آن در امان نخواهند بود. زیانهای خشکسالی ، با تغییر شرایط جوی وبا صرفه جویی جبران می شود . اما اگر دروغ در فرهنگ و رفتارهای انسانی یک جامعه رسوخ کند. و به شکل ارزش،؛ بزرگی، زیبایی، فخرفروشی درآید آن وقت است که چون آفتی که دانه های گندم را می خشکاند و تنها کاه نصیب صاحبش می کند.چیزی که در این جا مهم می نماید این است که: هیچ انسانی فطرتاً دروغگو نیست، بلکه دروغگویی را از محیط خود، یعنی خانواده، مدرسه، دوستان و به طورکلّی اجتماعی که در آن زندگی میکند یاد میگیرد. این خوی ناپسند به مرور زمان تبدیل به عادت شده و گاه کل شخصیّت فرد را پوشش میدهد، بنابراین دروغگویی افراد، هم از نظر علّت و زمینة پیدایش، و هم از نظر میزان و شدّت و ضعف با یکدیگر متفاوت است، امّا بهترین عواملی که باعث دروغگویی در افراد میشود عبارتند از: الگوهای نامناسب ، احساس حقارت و ضعف شخصیّت ، نیازهای ارضاء نشده ، ترس از مجازات، کمعقلی ودلایل دیگری که باید تک تک آنها ریشه یابی شوند. اما باید توجه داشت که، درمان دروغگویی احتیاج به گذشت زمان دارد. زیرا از بین بردن یک رفتار زشت و جایگزین کردن خلق نیک و شایسته، با یک بار و چندبار امکانپذیر نیست، باید افراد را تشویق نمود تا مدتی به اعمال نیک و شایسته بپردازند. و از کار زشت مانند دروغ دست بردارند .ولی نکته مهمی که نمایش«خشکسالی و دروغ» به مخاطبین خود گوشزد می کند این است که دروغ همچون آفتی روح ، روان ، اصالت، فرهنگ، قدمت، تمدن و تاریخ را از بین می برد ودر نتیجه ما شاهد آدمهایی پوشالی و دروغگو خواهیم بود که تنها یادگاریهای دروغ گویی خواهند بود. ***علی یعقوبی
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|