پاسخ ۷۷۷ استاد دانشگاه به نامه ۷۷ اصلاح‌طلب:

افراد خام اندیش و فریب‌خورده به دامان ملت بازگردند

یکشنبه 24 آذر 1398 - 12:48
کد مطلب: 1045892
اصلاحات

۷۷۷ استاد دانشگاه در پاسخ به نامه ۷۷ اصلاح‌طلب حامی اغتشاشات اخیر کشور اعلام کردند: از همه خام اندیشان و مقلدان اندیشه‌های غرب هم می خواهیم تا به دامان ملت بازگشته و راهی را که پیش‏تر گروهک‌های ضدخلقی با لوای خلق مرتکب امّا سرانجام در مقابل آنها قرار گرفتند را نپیمایند.

به گزارش خبرنگار گروه دانشگاه ایسکانیوز، ۷۷۷ نفر از اعضای جنبش استادی دانشگاه‌ها در بیانیه‌ای تحلیلی به نامه 77 نویسنده حامی اغتشاشگران آبان 98 پاسخ دادند.

در بخش ابتدایی این بیانیه آمده است: پس از وقایعِ تلخِ آبان‌ماه، حجمِ فراوانی از تحلیل‌ها و تفسیرهای سیاسی و اجتماعی دربارۀ آنچه‌که رخ داد، عرضه گردید و صاحب‌نظران و فعّالانِ فکریِ مختلفی، کوشیدند از چشم‌اندازهایی متفاوت، به آن نگریسته و به ریشه‌شناسی و تعلیل آن مبادرت نموده و لایه‌های پنهانِ آن را آشکار سازند. ما نیز به‌عنوانِ جمعی از کسانی‌که در نهادِ دانشگاه، به کارِ علمی و فکری اشتغال داریم، نسبتِ به وضعِ سیاسی و اجتماعی، حسّاس و دغدغه‌مند هستیم زیرا هرگز نمی‌توان از موضع دانشگاه و نهادهای علمی، انقلاب و مردم را در گذرِ رویدادها، تنها گذارده و به نظاره نشست، به‌خصوص ازاین‌جهت که متأسّفانه برخی نیروها و جریان‌های سیاسیِ «خطاکار» زبان به عقده‌نماییِ سیاسی گشوده، «باطل» را جای «حقّ» نشانده و با «تحریف» و «مغالطه»، واقعیّت را به‌نفعِ خود و در راستای اغراضِ ناصواب‌شان تفسیر کرده‌اند.

در بخش دیگری از این بیانیه آمده است: از جمله، باید به بیانیّۀ سطحی77نویسنده اشاره کرد که در آن تلاش شده بود حدّ اعلای دروغ‌پراکنی و فرصت‌طلبیِ سیاسی، به نمایش گذاشته شود و «اغتشاش‌گران» به نام «ملّت بزرگ ایران» جایگزاری و از سویی نظامِ جمهوریِ اسلامی که مظلومِ بزرگِ این عرصه بود نیز بر جایگاهِ متّهم و مقصّر نشانده شود.

نقد و بطلان مبانی نظری نامه

استادان در این بیانیه عنوان کردند: اگرچه حجم نسبتاً وسیعی از تخریب در آشوبهای خیابانی آبان 98 توأمان متوجه امکانات عمومی و بخش خصوصی به ویژه شهادت، جان باختن و مصدومیت تعدادی از هم وطنان شد؛ امّا به دلیل مهارت دو جانبة مدیریت فقهی و تجربه های تاریخی مردم؛ مجموع حادثه ها و رویداد های اخیر، در کوتاه ترین زمان ممکن به برگی دیگر از تجربه های متراکم جمهوری اسلامی ایران بدل شد؛ چه اینکه اولاً؛ از «منابع طبیعی» ایران صیانت و منطق نادرست افزایش بی‏رویه مصرف انرژی و کوتاه کردن دست قاچاقچیان و رانت جویان سازمان یافته و رفع و قطع نابرابر دریافت یارانه در طبقات مرفه جامعه، با وفاق ایرانیان مواجه شد.

در این بیانیه مطرح شده است: با حضور به موقع رهبری حکیم در ساعات منتهی به انفعال و کم کفایتی دولت محترم و ظهور احتمالی پدیده خطرناک و ضد ملّی "خلأ قدرت"، معظم له ضمن تذکر به دولت در کنترل ضروری قیمتِ دیگر اجناس و دستور به توقف فشار مضاعف بر مردم و نیز دلالت به درستی حذف یارانه از طبقات امتیاز طلب و همچنین کنترل ملّی مصرف، به صیانت از اصل وجودی" مردم و مستضعفین" مبادرت شد؛به خصوص آنگاه که دشمن به صورت علنی و اعلامی تلاش کرد با سازماندهی اشرار مسلح و حرفه ای، به خدشه دار کردن اعتراض منطقی مردم و توده علاقه مند به اسلام و ایران از طریق راه اندازی جنگ های شهری و خیابانی بپردازد.

در بخش دیگری از این بیانیه آمده است: خود آگاهی ملّی و انقلابی ایرانیان در تفکیک صف های اعتراضات اجتماعی و شورش های ضد ملّی به درجه ای از معرفت و شناخت منجر شد که از فتنة تیر 78 تا فتنة آبان98 ، میزان تاب آوری هسته های برانداز و مسلّحِ نفوذی در بین مردم معترض را به کوتاه ترین زمان ممکن رسانید، تکامل خودآگاهی تاریخی ایرانیان در فتنه آبان 98 و واکنش سریع ملّی به آدمکشی هسته های حرفه ای ، سوزاندن کارگر پمپ بنزین و آتش زدن آمبولانسهای حمل مصدوم و نظایر آن به تنها گذاشتن هسته های تخریب به گونه ای سرعت یافت که هسته های عملّیاتی دشمن در درگیری خیابانی به تولید شعار «مردمِ بی غیرت؛ حمایت، حمایت!» مبادرت نمودند امّا این حربه نیز نتوانست به ماندگاری آنها در سپهر افکار عمومی و راه اندازی جنگ خیابانی کمک کند، به گونه ای که برای الزام و اجبار مردم عادی و رهگذران در پیوست و پیوند به هسته‌های عملیاتی خویش، به سلاحهای سرد و گرم متوسل شدند!

استادان بسیجی در این بیانیه تاکید کردند: پُر واضح است که مردم در وضعِ اقتصادیِ نامساعدی به‌سرمی‌برند و به‌سختی، معیشتِ خویش را می‌گذرانند؛ امّا به راستی این وضع، حاصل چیست و از کدام خاستگاه فکری برخاسته است؟! آیا جز این است که سیاستِ اقتصادیِ اشتباه و نسنجیدۀ دولتِ محترم موردِ حمایتِ جریانِ نویسندگان نامه به دلیل دوری از مردم پایگی و فقدان مهارت نظری گفتگو با مردم ومتعاقباً غافلگیری مردم در حادثه اخیر، بر حجمِ مشکلات و دشواری‌های ذهنی و اقتصادی‌شان افزوده است؟!

در بخش دیگری از این بیانیه آمده است: آیا جز این است که دوری از قوای درونی ملّت و دل‌بستن به «مذاکره» و «برجام» به‌عنوانِ یک «راه‌حلّ اساسی» در طولِ شش‌سالِ گذشته، به«ازدست‌رفتنِ همۀ فرصت‌ها» و «شرطی‌شدنِ اقتصادِ ایران نسبت به مواضع و کنش‌های دولت‌های غربی» منجر شد؟! آیا باید انتظار داشت که نادیده‌گرفتنِ ظرفیّت‌ها و امکان‌های اقتصادیِ درونی و بومی، و متوقّف‌کردنِ همه‌چیز بر نتیجۀ روندِ مذاکره و میوه‌دادنِ باغِ خیالیِ برجام، کار را به این نقطۀ ناخوشایند و خسارت‌بار نکشانَد؟!کیست که نداند تاکنون، «اقتصادِ برجامی» بر جای «اقتصاد مقاومتی» تکیه زده و دولتِ محترم و 77نویسندة حامی آن، همواره به‌جای استفاده از «راه‌حلّ‌های اقتصادی و درونی» برای گره‌گشاییِ از اقتصاد، به «راه‌حلّ‌های سیاسی و بیرونی»، امید داشته و تمامِ توانِ خویش را دراین‌راستا، متمرکز کرده‌اند؟! امروز، این «اقتصادِ برجامی» است که گریبانِ معیشتِ روزمره مردم را ستانده و فریادِ اعتراض و نارضایتی‌شان را بلند کرده است.

در نامه 777 استاد دانشگاه آمده است: ازاین‌رو، چه دولتِ محترم و چه نویسندگان به اصطلاح اصلاح‌طلب حامی و هوادارِ آن، باید به‌جای «فرافکنی» و «طلبکاری» و دل‏سپاری به صنعت مدرنِ «عوام‌فریبی»، پاسخ‌گوی نسخه‌ها و راه‌حلّ‌های غلط و خسران‌بارِ خویش باشند و در برابرِ مردم، اعتراف کنند که به نادرستی بر پیمودنِ مسیرِ باطل و بی‌فرجام کنونی اصرار کرده و فرصت‌ها و قابلیّت‌های وسیعِ ایرانی و بومی را ضایع ساختند نویسندگان حامی دولت ائتلافی اگر خویش را به تغافل زده باشند؛ تاریخ امّا به درستی به برآوردهای اشتباه و غلط ایشان که در زیر به بخشی از آن اشاره می‏شود گواهی خواهد داد. نویسندگان در طول 6سال گذشته دچار بیش برآوری ظرفیت های غرب (آمریکا) و کم برآوردی ظرفیت های ملّی در حلّ مسائل اقتصادی بوده اند. نویسندگان به بیماری معطل گذاردن بخش عمومی و خصوصی برای حصول به توافق با غرب و از دست رفتن فرصت ها متهم می‏‌باشند.

در بخش دیگری از این نامه آورده شده است: نویسندگان به خودشیفتگی در بزرگنمایی دستاوردهای برجام و تعطیل کردن زیرساخت ها و سامانه‌های ایجاد شده برای مقابله با تحریم ها دچار شده بودند. نویسندگان به عدم درک درست از ماهیت و ابعاد تحریمهای اقتصادی و افتادن در تله های اشتباه محاسباتی و جنگ شناختی آمریکا طی توافق در تاریخ اخیر ایران شناخته می‌‏شوند. نویسندگان به دلیل فقدان دانش بومی سیاست با غفلت و غافلگیری راهبردی از دشمن در خصوص جایگاه و کارکرد، تداوم و تشدید نحریم های اقتصادی در استراتژی امنیت ملی آمریکا، زیان‏های جبران ناپذیری به ایرانیان وارد کردند. شما خود به تمرکز دیپلماسی سیاسی- اقتصادی و تجاری بر آمریکا و اروپا و پس زدن ظرفیت ها و فرصت های دیگر متهم هستید. شما خود به ناتوانی در عدم تمییز (و ترجیح) منافع ملی-عمومی از منافع شخصی و گروهی به خصوص در سالهای اخیر شهرت یافتید.

تمایز صیانت از مردم و مستضعفین با پوپولیسم دروغین

در بخش دیگری از این نامه آمده است: متّهم‌کردنِ نظامِ جمهوریِ اسلامی به «واکنشِ خشونت‌آمیز نسبت به مردم» از سوی نویسندگان حزبی نامه؛ بر این پیش‌فرضهای غلط استوار است که این جمهوریِ برآمده از جانهای مردم بزرگ ایران "غیر" از مردم است و از سویی دیگر اغتشاش‌گرانی که اموالِ خصوصی و عمومی را تخریب، امنیّتِ ملّی را مختل، و سلاح‌های سرد و گرم در اختیار داشته و دست به قتل زدند، «مردم» بودند! آری، نظامِ اسلامی در برابرِ تخریب سبعانۀ اغتشاش‌گران و پس از هشدارهای فراوان، «پاسخِ قاطع» داد، امّا، آیا شروع‌کننده خشونت در برابر همان دشنه به دستان، نظامِ اسلامی بود؟! وانگهی، کدام نظامِ سیاسی در جهان را سراغ دارید که در مقابلِ «سلبِ امنیّت از جامعه» و «راه‌اندازی جنگِ شهری»، ملایمت به خرج می‌دهد؟! ثالثاً، آیا «اغتشاش‌گرانِ مسلّحِ اجیرشده»، همان «مردمِ معترضِ کوچه و خیابان» مورد نظر نویسندگان بودندکه در برابر بی مهارتی تکنوکراتها و عقیمی راه حل های پسا برجامی گفته شده، لب به اعتراض گشودند؟!

استادان در این نامه عنوان کردند: به‌راستی، چرا 77 نویسنده نامه منتشره ، منافعِ سیاسیِ خویش را بر منافعِ ملّی ترجیح داده و از هر فرصتی ولو صف آرایی تفنگ بدستان و فعالان جنگ های خیابانی برای بازسازیِ اعتبار و منزلتِ مبانی نظری و وجاهت زود گذر اجتماعیِ سوخته شده و ازدست‌رفتۀ خویش، سوءاستفاده می‌کنند؟! آیا نویسندگان نامه 77 نفره تا، این اندازه در سپهر افکار عمومی، سخیف و بی‌اعتبار شده‌اند که می‌خواهند با حمایت از «اراذل و اوباشِ بی‌هویّت» و «مزدورانِ اجاره‌ای» و «گروهک‌های سازمان‌یافتۀ ضدّانقلاب»، نفعِ نامشروعی را نصیبِ خود کنند؟! ایا بهتر نیست اعتبار از دست رفتة خویش را در بازنگری مبنای نظری خویش و در تعاملی سازنده با ملّت کریم ایران و در پرتو پذیرش خطاهای قریب به 7 سال گذشتة خویش در پیشگاه مردم بازسازی کنند؟!

در قداست حقّ اعتراض و در محکومیت جنگ خیابانی

در این نامه بیان شده است: استادان مسلمان و وطن خواه دانشگاه‏ها عمیقاً براین‌باور هستند که نه‌تنها باید «حقّ اعتراضِ مردم» به‌رسمیّت شناخته شده و صدای مردم، به‌وضوح شنیده شود، بلکه لازم است اوّلاً، خواسته‌های معیشتی و اقتصادیِ توده‌های مردم یعنی همین مستضعفینِ مغضوبِ ساختارهای رانتی، «تحقّق» یابند، و ثانیاً، تمامِ مسئولان و مدیرانیِ که در طولِ سال‌های اخیر، در اثرِ بی‌تدبیری و بی‌فکری و سیاست‌گذاری‌های ساده‌لوحانه، زندگیِ مردم را با چالش و تنگنا روبرو کرده‌اند، قاطعانه و به شکل عمومی «محاکمه» شوند. ما نیز از مردم و در کنارِ مردم و همانندِ آنها، معترضِ وضعِ موجودیم، گو اینکه معتقدیم؛ باید کارگزارانِ دولتِ محترم و با تأسف مجلسِ تابع و دنباله‌روی آن، به مردم پاسخ دهند و به محکمۀ عدل فراخوانده شوند تا از این پس، کسی تصوّر نکند که می‌تواند با سر دادنِ «وعده‌های آنچنانی و غیرواقعی» در بازی نمایی‏های انتخاباتی، به پیروزی دست یافته و سپس با گماردنِ «مدیرانِ ضعیف، فرسوده و غیرانقلابی»، این اندازه مردم را ناخشنود و آزرده‌خاطر سازد.

در بخش دیگری از این نامه آمده است: مسئله فقط این نیست که حقّ اعتراضِ مردم به‌رسمیّت شناخته شود، بلکه باید اعتراضِ آنها، با «پاسخِ واقعی و غیرصوری» روبرو شده و «مقصّرانِ ناکارآمد» و «عاملانِ ناراضی‌سازِ» در دولت به پیشگاه ملّت معرفی و محاکمه شوند. به‌هرحال، «فرار به جلو» و «فرافکنی» و «دست‌کاری‌کردنِ صورتِ مسئله»،وبه خصوص ادعای سهم الارث از میانة آتش و دشنه و تفنگ و آدم کشی طراحانِ جنگ های خیابانی، اگر نگوییم نوعی خیانت به وطن امّا حتما ناجوانمردی و نابخردیِ فزون‌تری است و احزاب متبوع نویسندگان نامه منتشره را هرچه‌بیشتر، دچارِ انسداد و ریزشِ پایگاهِ اجتماعی در ایران بزرگ، یکپارچه و اسلامی می‌کند زیرا کیست که نداند هسته های مرکزی تولید آشوب از حیث نوع و میزان تخریب به نوع و روش آموزشهای شرکت‌های غربی و ضد انقلابی پیمانکار در حوزه شورش‏‌های اجتماعی شباهت داشته و با منطق اعتراضات اجتماعی ایرانیان متفاوت بوده است.

نامه ای سکولار؛ واژگانی رادیکال و چریکی

استادان بیان کردند: مدعیان اصلاحات و مدافعان دروغین ملت ایران نه تنها از نظام و انقلاب اسلامی عبور کرده بلکه برای اصل اسلام و مقدسات مردم ایران ارزش و اعتباری قائل نیستند. چنانچه در نوشتة هزار واژه ای خود حتی یک کلمه از اسلام، مسلمان، دین، اخلاق، شرف و یا از دیگر واژگان مقدس رایج در قاموس ملت ایران استفاده نکرده اند. این ادبیات و قلم برای مردم مسلمان ایران، تداعی‏گر بیانیه‌های گروهک‌های مارکسیست، راستگرایان لیبرال و التقاطیون ضد خلقی بوده است که امروز منفورترین افراد نزد همه ملل و کشورها هستند.

ابهام همزمانی افق‏ها؛ در زمان نامه و زمان اغتشاش میدانی

در بخش دیگری از این نامه آمده است: اگرچه نویسندگان بیانیه تلاش کرده اند تا زمان نگارش آن را با بکار بردن عبارت «دو روز پیش» به گونه ای وانمود کنند که زمان نوشتن آن بعد از اغتشاشات بوده اما به نظر می‏رسد کسانی که با نوشتن بیانیه و فعالیت های حزبی آشنایی دارند، می دانند که تهیه محتوای یک بیانیه به زمان بیشتری نیاز دارد. لذا عده ای معتقدند بیانیه فوق پیش از آشوب‌ها نگاشته شده و نوعی آمادگی پیشینی جهت استفاده از این شرایط در این گروه وجود داشته است که محل تامل است. اما اگر فرض مدعای نویسندگان درست باشد، در این صورت تاریخ صدور بیانیه به زمانی بازمی گردد که رهبر معظم انقلاب در روز یک شنبه، صف ملّت بزرگ ایران را از هسته های سازمان یافتة اغتشاشگران و سرکردگان جنگ‏های خیابانی جدا فرموده و بدین ترتیب حمایت از اغتشاشگران جرم و گناهی نابخشودنی بوده که با هدف استمرار اغتشاش صورت گرفته است.

استادان در این نامه بیان کردند: امضا کنندگان بیانیه 77 که البته بخشی از آنها نادم و متوجه بهره برداری ابزاری دوستان خویش شده اند، همان کسانی هستند که تا دیروز تنها راه حل مشکلات کشور را تعامل و مذاکره با غرب و آمریکا دانسته و مانع گسترش تفکر خودباوری در حوزه اقتصاد بوده و اندیشة اقتصاد مقاومتی را به سخره می‌گرفتند، امروز گویا با فهم زمانه از رویکرد مردم در انتخابات پیش روی و فرارسیدن پایان عصر غربگرایی در کشور نگران شده و به جای اعتراف به اشتباه خویش و عذرخواهی از مردم، به هجمه علیه نظام اسلامی روی آورده و از شیوه های خشونت آمیز غرب در به هم زدن ثبات ایران اسلامی حمایت می کنند.

در بخش دیگری از این نامه آمده است: اوج عصبانیت سردمداران کاخ سفید از پیشرفت های داخلی و منطقه ای ملت ایران، کینه توزی و دنائت برخی از دولت های مزدور منطقه، توحش گروهک‏های ضدانقلاب و حماقت برخی فرصت طلبان و قدرت طلبان، برداشت های غلط جناحی و سوء استفاده‌های سیاسی در جریان حوادث اخیر نشان داد اگر دانایی و هوشیاری ملت بزرگ و باهوش ایران و ورود به موقع رهبر حکیم انقلاب اسلامی به غائله نبود، ابعاد این حادثه می توانست به فتنه ای بزرگ تبدیل شده و هزینه‌های مادی و معنوی ویرانگری را متوجه کشورمان سازد. لذا ضمن اعلام حمایت مخلصانه و بی‌شائبه از رهمنودهای حکیمانه معظم له و نیز اقدام های محبت آمیز و حکومتی ابلاغی اخیرشان به شورای عالی امنیت ملّی دائر بر تفکیک‌های پیامدی حادثه، و تواضع مان مقابل ملت با هوش ایران؛ از خداوند سبحان طول عمر با عزت و تداوم زعامت عزت‏مندانه ایشان و سرافرازی ایرانیان را از خدای قادر متعال خواستاریم.

استادان در این نامه تاکید کردند: ضمن حمایت از اقدام مسئولان کشور جهت برنامه ریزی برای کاهش مصرف انرژی بویژه سوخت راهبردی بنزین و قطع یارانه آن از طبقات مرفه، مصرّانه تقاضا داریم طبق وعده‌های خویش، قویاً از روند افزایش قیمت دیگر کالا ها جلوگیری کرده و به هر شکل ممکن از تسرّی آن به حوزه‌های دیگر بویژه کالاهای اساسی مورد نیاز مردم ممانعت به عمل آورند. در این رابطه تشدید نظارت ها امری ضروری بوده و انتظار می‏رود از هرگونه کج سلیقگی، مجدداً در تولید التهاب از سوی دستگاه های دولتی در بازار ، فضای کسب و کار و زندگی تودة ملّت ممانعت به عمل آورند. ضمن آنکه اگر اقدامی از سوی دشمنان مردم در این رابطه صورت گرفت آنرا صادقانه با ملت در میان گذاشته و اطمینان داشته باشند که مردم صادق و کریم ایران در صورت کاربست صداقت از سوی مسئولان کشور، پاسخی شایسته خواهند داد.

در بخش پایانی بیانیه آمده است: از نویسندگان بیانیه 77 و همه خام اندیشان و مقلدان اندیشه‌های غرب هم می خواهیم تا به دامان ملت بازگشته و راهی را که پیش‏تر گروهک‌های ضدخلقی با لوای خلق مرتکب؛ امّا سرانجام در مقابل آنها قرار گرفتند را طی نکنند، زیرا همراهی با ضد اتقلاب و اربابان آنها خذلان در دنیا و آخرت و شرمساری در پیشگاه تاریخ را در پی‌ خواهد داشت.

انتهای پیام/

300 / 320

نظرات

1- لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
2- نظرات حاوی مطالب توهین‌آمیز یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران و مغایر با قوانین کشور منتشر نمی‌شود.
3- نظرات پس از تایید منتشر می‌شود.

ایسکاTV

اخبار پر بازدید

آخرین اخبار