اینجا دانشگاه آزادی باشی ایرانی نیستی؛

سیاست‌ِ دانشگاه آزاد گریزی، در فدراسیون «غیرملی» ورزش‌های دانشگاهی!

سه‌شنبه 3 دی 1398 - 05:14
کد مطلب: 1056391
س

فدراسیون ورزش‌های دانشگاهی هیچ‌کدام از مشخصات یک فدراسیون را ندارد غیر از میل مفرط مدیرانش به رفتن به سفرهای خارجی.

به گزارش خبرنگار گروه دانشگاه ایسکانیوز، اسم فدراسیون خود را گذاشته‌اند فدراسیون ملی ورزش‌های دانشگاهی و این کلمه «ملی» اولش محل تردید است. شاید به این خاطر که نگاه اعضای داخل فدراسیون به ورزش دانشگاهی را سخت بشود «ملی» لقب داد. وقتی در تمامی ارکان و پست ها و در نوع نگاه به نیروی انسانی و فرصت ها و تهدیدها، نگاهت غیرملی است و برند دانشگاه، دانشجو و استاد در نوع رفتارت اثر دارد، دیگر نمی توانی ملی باشی. فدراسیون ملی فدراسیونی است که درهای فدراسیون را باز می‌گذارد تا همه اعضای خانواده بزرگ ورزش دانشگاهی از همه استان ها و شهرها و دانشگاه‌های کشور توان ورود به آن را داشته باشند اما آیا در فدراسیون ملی ورزش های دانشگاهی چنین است؟ بگذارید بررسی کنیم و ببینیم اینگونه هست یا نه.

با چه فدراسیونی طرف هستیم؟

در سال‌های اخیر ورزش‌های دانشگاهی در مسیر تحول خود به مرحله ای رسید که ضرورت تشکیل فدراسیون ملی ورزش‌های دانشگاهی بیش از هر زمانی احساس شد. این فدراسیون در تیرماه 1384 رسماً آغاز به کار کرد و اساسنامه آن به تصویب مجلس شورای اسلامی و هیأت وزیران رسید.

فدراسیون ملی ورزش‌های دانشگاهی به عنوان نماینده فدراسیون جهانی ورزش دانشجویان (فیزو) در ایران توسعه ورزش دانشگاهی در ابعاد جهانی را در دستور کار دارد.

این فدراسیون با تغییر مدیریت و رویکرد تازه ای، تحت پوشش قرار دادن کلیه زیر بخش‌های آموزش عالی اعم از دانشگاه‌های دولتی، پیام نور، غیرانتفاعی، آزاد و جامع علمی-کاربردی را از جمله اهداف خود قرار داده است. در همین راستا جلسات مختلف با حضور مدیران تربیت بدنی بخش‌های مذکور در فدراسیون تشکیل شد تا کاروان منسجمی که در برگرفته از همه توان آموزش عالی کشور باشد به این دوره از رقابت‌ها اعزام شود.

آنچه خواندید در بخش معرفی سایت فدراسیون به اصطلاح ملی ورزش های دانشگاهی منتشر شده است. فدراسیونی که در اهداف خود به نکته های ارزنده ای اشاره کرده است که انگار در خارج از سایت، در جای دیگری در فدراسیون شاهد آن نیستیم!

اهدافی که در زیر می خوانید اهدافی است که برای این فدراسیون در نظر گرفته شده است. اهدافی چون تأمین سلامت، نشاط و ارتقای توانمندی دانشجویان از طریق فعالیت‏ های ورزشی، تحکیم مبانی دوستی و تفاهم میان دانشجویان سراسر کشور، تبلور گسترده مشارکت‏ های مردمی و ترویج نهضت داوطلبی دانشجویان و دانشگاهیان در پیشبرد امور ورزش دانشجویی کشور، تحقق سیاست ها، اهداف و برنامه ‏های دولت در رابطه با ورزش قهرمانی در مراکز آموزش عالی کشور و اهداف دیگری که ذکر آن ضروری نیست.

در رابطه با این اهداف این سوالات به ذهن می رسد که اگر به آن پاسخ داده شود خوشحال می شویم.

مشخص نیست که فدراسیون ملی ورزش‌های دانشگاهی چگونه قصد دارد «تأمین سلامت، نشاط و ارتقای توانمندی دانشجویان» را «از طریق فعالیت‏ های ورزشی» تامین کند وقتی برگزار کننده هیچ رویدادی نیست؟

از سوی دیگر نوع رفتار تبعیض آمیز این فدراسیون سبب می شود تا در هدف دیگرشان مثل «تحکیم مبانی دوستی و تفاهم میان دانشجویان سراسر کشور» نیز تردید به وجود بیاید.

ابهام بعدی در این است که هدفی ارزنده و والا چون «تبلور گسترده مشارکت‏ های مردمی و ترویج نهضت داوطلبی دانشجویان و دانشگاهیان در پیشبرد امور ورزش دانشجویی کشور» قاعدتا با منع کردن خانواده بزرگ دانشگاه آزاد از فعالیت در شاخه های مختلف فدراسیون و تلاش برای اداره فدراسیون به شیوه محفلی به دست نمی آید و محقق نمی شود. چطور می شود که سیاست های دانشگاه آزادگریزی را اتخاذ کرد و بعد به دنبال افزایش مشارکت دانشجویان و دانشگاهیان در پیشبرد اداره امور ورزش دانشجویی کشور بود؟ چطور می‌شود مانع از موفقیت نامزدهای دانشگاه آزادی در انتخابات هیئت های ورزشی استان شد و بعد شعار داد که به دنبال افزایش مشارکت دانشجویان و دانشگاهیان در اداره اموریم! امور را دودستی چسبیده اید. جایی برای مشارکت دیگران باقی نمی ماند.

سوال دیگر اینکه آیا فدراسیون به اصطلاح ملی ورزش های دانشگاهی بر سر آن است که از طریق برگزار نکردن هیچ مسابقه ای، نظارت نداشتن روی هیچ رویدادی، سرمایه گذاری نکردن روی هیچ تیمی و در یک اثرگذار نبودن در هیچ موردی، «تحقق سیاست ها، اهداف و برنامه ‏های دولت در رابطه با ورزش قهرمانی در مراکز آموزش عالی کشور» را هدایت کند؟

اما بپردازیم به وظایف فدراسیون. وظایفی که فدراسیون به اصطلاح ملی ورزش های دانشجویی برعهده دارد اما انجامش نمی دهد.

بخشی از وظایف فدراسیون ورزش های دانشگاهی عبارت است از «ساماندهی، ایجاد تعامل، هماهنگی و ارتباط مستمر بین دانشگاه‌‏ها و مراکز آموزش عالی کشور»، «تعیین اهداف، سیاست‌ها، راهبرد‌ها، اعمال نظارت و ارزیابی در ورزش قهرمانی دانشگاهی»، «تهیه تقویم و برنامه‏ های کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت ورزش دانشگاهی»، «برگزاری رقابت‏های ورزشی، لیگ‏ های باشگاه ‏های دانشگاهی و المپیاد‏های ملی ورزش دانشجویی»، «گزینش، آماده سازی و اعزام تیم‏‌های منتخب و ملی ورزش دانشجویان به میادین بین المللی»، «تهیه و تدوین گزارش سالانه و ارائه آن به مجمع فدراسیون، وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و سازمان تربیت بدنی» و «حمایت از باشگاه‏ ها و قطب ‏های ورزشی در دانشگاه ‏های سراسر کشور به منظور ارتقای سطح ورزش قهرمانی دانشجویان» که باعث می شود تا این سوالات در ذهن مخاطب ایجاد شود:

اگر بر این باور باشیم که «ساماندهی، ایجاد تعامل، هماهنگی و ارتباط مستمر بین دانشگاه‌‏ها و مراکز آموزش عالی کشور» بخشی از وظایف فدراسیون به اصطلاح ملی ورزش های دانشگاهی است، باید به این نکته هم توجه کنیم که دانشگاه آزاد به عنوان بزرگترین و گسترده ترین دانشگاه ایران و همچنین به عنوان فعال ترین و بزرگ ترین مجموعه آموزشی ایران در زمینه ورزش است. چگونه چنین حجمی از نیروی انسانی و امکانات سخت افزاری، به صورت کامل از برقراری هر ارتباط اثرگذاری با فدراسیون به اصطلاح ملی منع شده است؟ این چه سطحی از تعامل است که صدای نامزدهای دانشگاه آزاد در تمام انتخابات هیئت های استانی را در آورده است!

باور اینکه «تعیین اهداف، سیاست ها، راهبرد ها، اعمال نظارت و ارزیابی در ورزش قهرمانی دانشگاهی» برای فدراسیون ورزش های دانشگاهی اهمیت دارد چندان آسان نیست. کدام ورزش قهرمانی دانشگاهی زیرنظر آنها برگزار می شود که قرار باشد برایش اهداف یا سیاستی تعین کنند! وقتی واحدهای دانشگاهی دانشگاه آزاد در استان های مختلف در طول سال مسابقات بیشتری برگزار می کنند تا این فدراسیون، دیگر چه جایی برای بحث باقی می ماند؟ چگونه می توان روی بازی هایی نظارت داشت که در هیچ کدام از جنبه های راه‌اندازی یا اجرای آن حتی به اندازه یک خمیازه کشیدن اثری گذاشته نشده؟

«تهیه تقویم و برنامه‏ های کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت ورزش دانشگاهی» جزو اهداف این فدراسیون به اصطلاح ملی است؛ اما فدراسیونی که هیچ مسابقه ای برگزار نمی کند دقیقا مشغول برنامه ریزی برای کدام مسابقات است؟ وقتی هیچ مسابقات کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدتی در ورزش دانشگاهی ایران برگزار نمی شود مگر به همت خود دانشگاه ها، پس این فدراسیون دقیقا برای کدام مسابقات برنامه ریزی می کند؟ نکند دوستان برای برگزاری مسابقات دانشگاه آزاد برنامه ریزی می کنند! واقعا اگر حجم مسابقات ورزشی دانشگاه آزاد در طول سال، از حجم ورزشی مسابقات دانشجویی برگزار شده در کل دانشگاه های کشور و همچنین فدراسیون به اصطلاح ملی شما در طول سال را حذف کنند، بعید است چیزی برای گزارش یا اتلاف وقت پشت میزهای فدراسیون باقی بماند!

اگر واقعا باور کنیم که «برگزاری رقابت‏ های ورزشی، لیگ‏ های باشگاه ‏های دانشگاهی و المپیاد‏های ملی ورزش دانشجویی» جزو وظایف فدراسیون به اصطلاح ملی ورزش های دانشجویی است، آن وقت باید سری به سایت فدراسیون بزنیم تا ببینیم کدام مسابقات توسط این نهاد در حال برگزاری است! با نگاهی به اخبار درج شده در سایت فدراسیون، متوجه برگزاری مسابقات خاصی نشدیم.

سوال اینجاست که مگر می شود فدراسیونی باشد که تا این اندازه کم مسابقه برگزار کند؟ اینکه برفرض یک دوره المپیاد برگزار شود نهایت تلاش یک فدراسیون در برگزاری مسابقات است؟ فدراسیونی که نه لیگ دارد، نه مسابقات پرشوری برگزار می کند و نه حتی متولی برگزاری مسابقاتی است که در این حوزه برگزار می‌شود را نمی دانیم دقیقا باید چگونه در میان فدراسیون ها طبقه بندی کنیم!

به فدراسیون هایی مثل بسکتبال، کشتی و فوتبال فکر کنید که در طول سال چه حجمی از مسابقات را برگزار می کنند. حتی انجمن های ورزشی هم در طول سال از فدراسیون به اصطلاح ملی بیشتر مسابقه برگزار می کنند! می توانید به عنوان مثال انجمن دارت را با فدراسیون به اصطلاح ملی ورزش های دانشجویی قیاس کنید تا متوجه شوید که وقتی از فعالیت یک انجمن صحبت می کنیم دقیقا منظورمان چیست!

«گزینش، آماده سازی و اعزام تیم‏‌های منتخب و ملی ورزش دانشجویان به میادین بین المللی» تنها یک معنا دارد. ببینید دانشگاه آزاد چه تیم موفقی دارد، بعد مربی اش را کنار بگذارید و اعضای تیم را به اردو دعوت کنید تا بازیکنان دانشگاه آزادی با هدایت مربی مورد تایید فدراسیون به اصطلاح ملی عازم مسابقات بین المللی شوند. از دانشگاه آزاد حرکت، از خدا برکت، از فدراسیون به اصطلاح ملی هم گزینش!

وقتی عبارت «تهیه و تدوین گزارش سالانه و ارائه آن به مجمع فدراسیون، وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و سازمان تربیت بدنی» را می خوانیم یادمان می آید که خدا رحمت کند سازمان تربیت بدنی را که چند سالی هست به وزارت ورزش تبدیل شده است. بحث وزارت ورزش یا سازمان تربیت بدنی نیست که در ذات با هم تفاوتی ندارند. بحث بر سر گرد و خاکی است که روی اساسنامه فدراسیون نشسته است و انگار قرار نیست کسی دستی به آن بکشد. به روز شوید اساتید!

اگر باور کنیم که اعضای فعلی فدراسیون «حمایت از باشگاه‏ ها و قطب ‏های ورزشی در دانشگاه ‏های سراسر کشور به منظور ارتقای سطح ورزش قهرمانی دانشجویان» را به عنوان یکی از وظایف خود قبول دارند که ندارند، باید سوال کنیم آیا غیر این است که بزرگترین قطب ورزش دانشجویی کشور و بزرگترین باشگاه ورزشی دانشجویان کشور دانشگاه آزاد است؟ دانشگاه آزاد نه تنها بزرگترین بلکه تنها قطب ورزش دانشگاه است و قطب دیگری وجود ندارد. این حمایت های ادعایی را چرا نمی بینیم؟

فدراسیونی که فدراسیون نیست

سوال اصلی و ساده این است که این چه نوع فدراسیونی است به هیچ فدراسیون دیگری شباهت ندارد؟ این چه فدراسیونی است که لیگ برگزار نمی کند؟ این چه فدراسیونی است که در شهرستان ها هیئت ندارد؟ این چه فدراسیونی است که اساسنامه اش هیچ وقت قرار نیست مورد بازبینی و تغییر قرار بگیرد؟ این چه فدراسیونی است که با بزرگترین و موفق ترین مجموعه نیروی انسانی ورزش کشور تعامل سازنده ای برقرار نکرده است؟ این چه فدراسیونی است که حتی از انجمن ها و هیئت های ورزشی در شهرستان های دور افتاده نیز کمتر اثر وجودی دارد؟ این چه فدراسیونی است که هیچ وقت منشأ خیر نمی شود؟ این چه فدراسیونی است که در ورزش دانشجویی آجر از آجر بر نمی دارد؟

منتظر گزارش های بعدی باشید

در مورد فدراسیونی که انگار تنها رسالت مدیرانش رفتن به سفرهای خارج از کشور است و بس، باز هم خواهیم نوشت. منتظر گزارش و مصاحبه های بعدی ایسکانیوز باشید.

انتهای پیام /

351 / 167

نظرات

1- لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
2- نظرات حاوی مطالب توهین‌آمیز یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران و مغایر با قوانین کشور منتشر نمی‌شود.
3- نظرات پس از تایید منتشر می‌شود.

ایسکاTV

اخبار پر بازدید

آخرین اخبار