در نشست «دانشگاه، فتنه و انقلاب» مطرح شد؛

وجود دست‌های پشت پرده برای ایجاد فتنه در دانشگاه‌ها

چهارشنبه 18 تیر 1399 - 10:23
کد مطلب: 1074010
بازدید دبیر شورای تبیین مواضع بسیج دانشجویی از باشگاه خبرنگاران  دانشجویی

دبیر شورای تبیین مواضع بسیج دانشجویی گفت: به نظر نمی‌رسد تمامی حوادث و فتنه‌ها در دانشگاه‌ از روی غفلت بوده باشد، گویی دست‌هایی پشت پرده برای ناآرامی در دانشگاه‌ها وجود دارد.

به گزارش گروه دانشگاه ایسکانیوز- مریم شمسایی نیا؛ یکی از رخدادهای سیاسی مهم در دوران دولت اصلاحات، حوادث کوی دانشگاه تهران در تیر 78 است. در سال‌های اخیر و در عمر انقلاب بارها شاهد بوده‌ایم جریان دانشجویی در حوادث و نا‌آرامی‌های مختلف مورد سوء‌استفاده احزاب سیاسی قرار گرفتند.

نشست «دانشگاه، فتنه و انقلاب» به مناسبت سالروز حوادث کوی دانشگاه تهران با حضور محمد زادمهر دبیر کل اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان و مقصود درودی دبیر شورای تبیین مواضع بسیج دانشجویی کشور برگزار شد.

درودی فعالیت‌های دانشجویی را حلقه واسط میان مردم و مسئولان دانست که بارها مورد طمع مصادره از سوی احزاب سیاسی قرار گرفته است. وی با انتقاد از عملکرد وزارت علوم و مسئولان دانشگاهی از بها ندادن به فعالیت‌های دانشجویی بیان کرد که به نظر می‌رسد دست‌هایی برای ایجاد فتنه و نا آرامی در دانشگاه‌ها در پشت پرده وجود دارد.

تشکل‌‌های دانشجویی بارها در حوادث مختلف مورد سوء استفاده احزاب یا جریانات سیاسی قرار گرفته‌اند، علت را در چه می‌دانید؟

تشکل‌های دانشجویی و به فرمایش مقام معظم رهبری بیداری دانشجویی و محیط فعال و پر از نشاط جوانی، همواره یکی از محل‌هایی است که مورد طمع جریان‌ها و احزاب سیاسی قرار می‌گیرد. طمع احزاب سیاسی برای استفاده ابرازی از جریان دانشجویی علت‌های مختلف فردی و ساختاری دارد. در ابتدای امر باید بگویم که در بازخوانی حوادث مرتبط با دانشگاه متوجه می‌شویم که آفات و چالش‌های این جریان می‌توانند هم فرصت باشد و هم تهدید.

وقایع کوی دانشگاه تهران در ۱۸ تیر ۷۸ یکی از بزرگ‌ترین تهدیدها و آفت‌های تشکل های دانشجویی محسوب می‌شد. جنبش دانشجویی به خاطر دارا بودن شبکه گسترده، جایگاه فکری و مقبولیت در میان جامعه و مردم، احزاب سیاسی را تحریک می‌کند تا در میان این جریان نفوذ کرده و اتاق فکر این دانشجویان را کنترل و هدایت کنند. این نفوذ و هدایت می‌تواند از جنس فکری گفتمانی بوده یا به صورت علنی نفوذ عناصر در قالب نیرو در تشکل‌های دانشجویی باشد.

ارتباط دوسویه دانشجویان و احزاب می‌تواند محل آسیب باشد

به عنوان مثال تشکل‌های دانشجویی کوچکترین دانشگاه‌ها در دور افتاده‌ترین استان‌های کشور نیز دفتر دارند و متناسب با امکانات و زیرساخت‌ها آن دانشگاه و بافت مردم شهر فعالیت می‌کند. البته فعالیت دانشجویان در سایر استان‌ها دارای نقاط قوت و ضعف هستند.

در حال حاضر تشکل‌های دانشجویی استقلال و آزادی عمل خود را در 2 حوزه سیاسی و مالی تعریف می‌کنند. تشکل‌های دانشجویی تلاش می‌کنند که خود را به مردم و بطن جامعه نزدیک کرده و گفتمان خود که غالباً گفتمان انقلابی است را به گفتمان رایج جامعه تبدیل کنند یا گفتمانی که در جامعه حاکم است را در دست گرفته و اصلاح و ترمیم کنند تا بتوانند مطالبات مردم را از مسئولان خواستار شوند.

دانشجویان اغلب در تلاشند تا مشکلات را از بالا حل کنند و در واقع سنگ بزرگ را اول بردارند. حل مسائل کلان سیاسی یکی از نکاتی است که تشکل‌های دانشجویی با آن درگیر هستند. البته این تفکر هم می‌تواند تهدید و فرصت برای این جنبش باشد.

در حال حاضر تشکل‌های دانشجویی قصد دارند مسائل سیاسی کشور را حل کنند یا در برابر آن موضع درست و به هنگامی داشته باشند. در نتیجه با توجه به ارتباطاتی که با اشخاص خاص، احزاب سیاسی یا سختارها می‌گیرند، ارتباطی دو سویه بین دانشجویان و سیاسیون و احزاب برقرار می‌شود. این ارتباط دو سویه به شدت پتانسیل این را دارد که برای دانشجویان آسیب‌زا باشد.

به نظر شما در حال حاضر تشکل‌های دانشجویی محافظه کار شدند؟

متاسفانه در موضوع استقلال اقتصادی یا مالی شاهد وقوع بداخلاقی‌هایی در حق دانشجویان در دانشگاه‌ها و کشور هستیم. تشکل‌های دانشجویی اغلب وابسته به محیط‌های دانشگاهی و بودجه معاونت‌های فرهنگی و در نهایت وزارت علوم تحقیقات و فناوری هستند.

وابستگی تشکل‌های دانشجویی به بودجه ریاست دانشگاه، برای فعالیت آنها آسیب‌هایی را ایجاد می‌کند زیرا اگر فعالیت این دانشجویان با افکار و سمت و سوی سیاسی معاونت فرهنگی و ریاست دانشگاه‌ها هم راستا نباشد، بودجه تشکل‌های دانشجویی یا دیر پرداخت می‌شود یا کمتر مقداری که تصویب شده توسط معاونت فرهنگی دانشجویی پرداخت خواهد شد.

پس تشکل‌های دانشجویی از لحاظ ساختاری مساعد برای سوء استفاده احزاب هستند. از لحاظ فردی نیز باید گفت دانشجویان نیز همانند تمام جوانان جامعه امروزی با هدف کسب شغل و جایگاه اجتماعی وارد دانشگاه می‌شوند.

تشکل‌های دانشجویی حزب اللهی و انقلابی از سال ۹۲ تاکنون که دولت‌های تدبیر و امید روحانی بر کشور حاکم بوده و گاهاً همسو با گفتمان اصیل انقلاب نبوده با مشکلات بسیاری در دانشگاه‌ها برای فعالیت‌های عادی و روزمره خود مواجه بودند و بارها از سوی مسئولان دانشگاه پس زده شدند. همچنین موارد بسیار زیادی از موضوعات مناقشه برانگیز بین تشکل‌های دانشجویی و ریاست دانشگاه‌ها گزارش شده است.

در سال‌های گذشته احزاب سیاسی تلاش داشتند از مشکلات مالی جریانات سوء‌استفاده کرده و جریان‌های مختلف جامعه مخصوصا جریان دانشجویی را به نفع خود مصادره کنند. زیرا احزاب سیاسی در حوزه اقتصادی مسائل مالی رسانه‌ای دارای تمکن مناسبی هستند. در این دوراهی تشکل‌های دانشجوئی با توجه به رسالت و آرمانگرایی که دارند باید تصمیم بگیرند که مورد هدف احزاب سیاسی قرار بگیرند یا خیر.

پس تشکل‌های دانشجویی از لحاظ ساختاری برای سوء استفاده احزاب هستند. از لحاظ فردی دانشجویان نیز همانند تمام جوانان جامعه امروزی با هدف کسب شغل و جایگاه اجتماعی وارد دانشگاه می‌شوند. در نتیجه بسیار طبیعی است که نیم نگاهی به آینده خود و کسب شغل داشته باشند. اگر احزاب سیاسی یا افراد سیاسی بتوانند شغل، درآمد و آینده این دانشجویان را تامین کنند متاسفانه شاهد آن خواهیم بود که تشکل‌های دانشجویی به جای آرمانخواهی، در احزاب سیاسی حل و حذف خواهند شد.

عواملی بسیاری در وقوع نا آرامی در دانشگاه‌ها اثر گذار است، برخی از مسئولان دانشگاهی متاسفانه در ایجاد این محیط همراه با آشوبگران هستند. این افراد تا چه میزان در سیاست گذاری‌های وزارت علوم، تحقیقات و فناوری برای جامعه دانشگاهی نقش دارند؟

عمد یا غیر عمد بودن رفتار برخی از مسئولان دانشگاهی برای محیا کردن محیط دانشگاه برای فتنه یا نا‌آرامی را نمی‌توان به راحتی قضاوت کرد؛ اما اگر این رفتار از روی غفلت باشد بسیار تاسف برانگیز است، زیرا بسیاری از کارشناسان، دلسوزان انقلاب، دانشجویان و استادان انقلابی بارها به مدیران دانشگاهی در این خصوص هشدار می‌دهند که فلان دانشگاه مستعد وقوع ناآرامی است اما متاسفانه وزارت علوم و به تبع آن برخی مسئولان خاص در دانشگاه‌ها خود را به خواب غفلت زده‌اند.

متأسفانه سندهای بالادستی که برای وزارت علوم، تحقیقات و فناوری تنظیم شده تا این وزارتخانه بر اساس آن بتواند دانشگاه‌های خود را مدیریت کند، از فرهنگ و تفکر غرب کپی برداری شده است. در حال حاضر هنوز محیط‌های دانشگاهی و آکادمیک کشور اسلامی نشده‌اند و به معنای واقعی سند غربی در کشور اجرایی می‌شود، مسئولان وزارت علوم برای اینکه چالشی در این حوزه پیش نیاید یک پسوند اسلامی به آن اسناد اضافه می‌کنند.

سندی که برای وزارت آموزش و پرورش و وزارت علوم تدوین و ابلاغ شده، غربی است، در چنین شرایطی باید منتظر عواقب و آسیب‌های آن در جامعه و دانشگاه‌ها باشیم. هابر ماس یک جمله معروف دارد که می‌گوید «اگر می‌خواهید فعالیت جریان دانشجویی را محدود کنید، بین منافع و تعهدی که دارند،‌تعارض ایجاد کنید.»

جریان دانشجویی در حال حاضر با احراز شغل مواجه است، به عنوان مثال دانشگاه‌هایی که دانشجویان را بورسیه می‌کنند همانند دانشگاه فرهنگیان یا صدا و سیما یا قوه قضائیه دانشجویان برای انجام هر فعالیت دانشجویی ترس از دست دادن شغل آینده خود را دارند. در حال حاضر تمام دانشگاه‌های بورسیه برای فعالیت دانشجویان دیگر از ابزار کمیته انضباطی و اخطار استفاده نمی‌کنند، بلکه دانشجو بعد از اتمام تحصیل به خود به دور افتاده ترین نقطه موجود در کشور اعزام شده و زمانی که علت آن را واکاوی می‌کند، متوجه می‌شود که روزی به فلان مسئول دانشگاه، وزارت علوم یا حتی کشور انتقادی هرچند صحیح و سازنده داشته است.

در چنین شرایط دانشجو بین 2 حالت سردرگم خواهد شد یا باید سازشکاری در برابر مسئولان را در پیش بگیرد و فکر آینده و شغل خود باشد که متاسفانه برخی از تشکل‌ها و دانشجویان در دانشگاه‌های کشور وارد این فضا شده و محافظه کارانه برخورد می‌کنند یا بنا به رسالت آرمانخواهی خود به مردم و مشکلات آن‌ها بپردازند.

معاونت فرهنگی در دانشگاه‌ها عملاً کار فرهنگی انجام نمی‌دهند و اگر کار فرهنگی انجام شود، تشکل‌های دانشجویی و انقلابی انجام می‌دهند. در نتیجه وقتی معاونت فرهنگی بودجه تشکل‌های دانشجویی را پرداخت نمی‌کند قابل قبول نیست و نشان می‌دهد که از عمد فعالیت‌های تشکل‌های دانشجویی را محدود می‌کنند.

به نظر شما تشکل‌های دانشجویی در دانشگاه ها در برخی از اتفاقات نظیرحواث 18 تیر 78 لیدرهای مناسبی نیستند و میدان را تسلیم جریان مقابل می‌کنند؟

اگر بخواهیم حوادث کوی دانشگاه سال ۷۸ را بررسی کنیم باید اول از آن به این نتیجه برسیم لیدر‌هایی که این جریان را به وجود آورده و در دانشگاه گسترش دادند یا از دانشجویان سوء استفاده کردند، چه افرادی بودند. فائزه هاشمی، اکبر گنجی، مصطفی تاج زاده از اصلی‌ترین لیدرهای جریانات و حوادث تیر ۷۸ بودند. با قدری سرچ اینترنتی و کسب اطلاعات مشخص می‌شود که آنها سوابق سیاسی خوبی ندارند و به جای آن که جو و محیط دانشگاه را در مواقع خاص آرام کنند بیشتر به فکر به دامن زدن به محیط ملتهب دانشگاه‌ها هستند. بله می‌پذیریم که تشکل‌های دانشجویی در برهه‌های حساس و در برخی از اتفاقات بعضا رفتار مناسبی نداشتند و نتوانستند وقایع را مدیریت کنند البته در برخی از مواقع مانند حوادث آذرماه 98 نیز کارنامه درخشانی در مدیریت نا‌آرامی‌ها داشتند.

هیچ زمانی با مسببان خلق حوادث کوی دانشگاه برخورد امنیتی و قضایی صورت نگرفت که اگر این برخوردها انجام می‌شد چه بسا شاهد فتنه 88 نبودیم. به عنوان مثال احمد باطنی یکی از سر لیدرهای اصلی حوادث تیر ۷۸ بود که بعد از این وقایع از کشور فرار کرد و به آمریکا رفت، در حال حاضر نیز در رسانه‌های ماهواره‌ای فعالیت‌های ضد انقلابی دارد.

هر فردی که دارای عقل و اندیشه باشد به ذهنش خطور نمی‌کند که تمامی این حوادث و فتنه‌ها در دانشگاه‌ها از روی غفلت بوده است و انگار دست های پشت پرده برای ناآرامی در دانشگاه‌ها وجود دارد.

دولت اصلاحات یعنی سید محمد خاتمی در سال‌های مسئولیت خود جریان‌های دانشجوی - انقلابی را به شدت محدود کرد و تشکل‌های دانشجویی و جریان‌های سیاسی مطبوع خود را در کشور پرورش داد که حاصل آن حوادث ۷۸ و ۸۸ بود.

دولت تدبیر و امید حسن روحانی نیز در واقع سوء‌استفاده‌های خود را از تشکل‌های دانشجویی و جریانات سیاسی مورد پسند خود انجام داده ولی در عمل هیچ اعتقادی به فعالیت یا ذات وجودی آنها ندارد.

اگر بخواهیم فلسفه تشکل‌ها به فرمایش حضرت آقا را از زمان تاسیس تا انحلال آن ‌ها بررسی کنیم، متوجه می‌شویم که آنها در برهه‌ای از زمان به وجود آمدن آقای روحانی نیازمند رای یا به دست آوردن آرای دانشجویان در دانشگاه‌ها بودند.

اهمیت مسئولان دانشگاهی و وزارت علوم به فعالیت دانشجویی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

متاسفانه بسیاری از دولتمردان و مسئولان کشور به فعالیت تشکل‌های دانشجویی اعتقاد ندارند، به عنوان مثال وزیر علوم، تحقیقات و فناوری که باید حامی اصلی فعالیت‌های دانشجویی در دانشگاه‌ها باشد تنها سالی یک بار در روز دانشجو(16 آذر) با دانشجویان و تشکل‌های دانشجویی دیدار می‌کند و در آن دیدار کاملاً فرمالیته دانشجویان در زمان کمتر از ۴۰ دقیقه از تمام تشکل‌های دانشجویی باید موارد و انتقادات خود را مطرح کنند و وزیر تنها یک قول خیلی سیاستمدارانه می‌دهد اما هیچ بهایی به انتقادات و پیشنهادات دانشجویی از سوی مسئولان داده نمی‌شود.

همچنین مسئولان به پیشنهادات جریان دانشجویی اعتنایی نمی‌کنند. به عنوان مثال در دیدار روز دانشجو دانشجویان با وزیر علوم، بسیج دانشجویی به منصور غلامی پیشنهاد داد که شورای مشورتی از دانشجوی در این وزارتخانه تشکیل شود تا شخص وزیر داز اتفاق‌هایی که در بطن دانشگاه رخ می‌دهد، مطلع باشد. وزیر علوم از این پیشنهاد استقبال کرد و قول همکاری داد اما با گذشت هشت ماه هنوز هیچ تماسی از وزارتخانه با بسیج دانشجویی یا سایر اتحادیه‌های دانشجویی گرفته نشده است.

برعکس برخی از مسئولان که اعتقادی به فعالیت‌های دانشجویی ندارند، مقام معظم رهبری به عنوان بالاترین مقام در نظام دیدارهای دانشجویی را بسیار محترم شمرده و با دقت تمام نکات دانشجویی را می‌شنوند و از پیشنهادهای آنها استفاده می‌کنند.

مقام معظم رهبری پس از حوادث کوی دانشگاه در تیرماه 78 در بیاناتی اعلام می کنند که هیچ کسی اعم از نیروی انتظامی، لباس شخصی، بسیج و سپاه حق جسارت به دانشجویان را ندارد و دانشجویان فرزندان انقلاب هستند؛ اما متاسفانه شاهد هستیم برخی از مسئولان یا افراد معلوم الحال حوادثی را رقم زدند و بسیاری از خانواده‌ها را دغدار کردند.

زمانی که فرد اول نظام نسبت به دانشجویان انقدر با احترام و اهمیت رفتار می‌کنند، انتظار داریم در لایه‌های بعدی نظام نیز این اهمیت به فعالیت دانشجویی وجود داشته باشد؛ اما متاسفانه مسئولان کشور هیچ بهایی به دانشجویان نمی‌دهد.

از پیروزی انقلاب تا کنون بیشتر حوادث و نا آرامی‌های کشور از دانشگاه‌ها آغاز شده است، اصولا چرا دانشگاه‌های کشور محل وقوع فتنه و نا آرامی‌ است؟

دانشگاه و تشکل‌های دانشجویی حلقه واسطه و میانه بین مسئولان و مردم هستند. اگر جنبش دانشجویی بتواند اهداف خود را طوری تعریف کند که این پل را میان مردم و مسئولان برقرار کند و مطالبات مردم را به گوش مسئولان و گفتمان مسئولان را به گوش مردم برساند؛ در رفتار و رسالت ذاتی خود موفق بوده‌اند.

به فرض اگر جریانی خواست در داخل کشور یا اپوزیسیون در خارج فتنه‌ای ایجاد کند و ناآرامی‌هایی را در خیابان‌های به وجود بیاورد، اول می‌اندیشد که اگر مستقیم به سراغ مردم و اقشارهای مختلف جامعه برود احتمال دارد که آنها فضای گفتمانی این جریان را متوجه نشوند و همراهی لازم در ایجاد آشوب را نداشته باشند. در گام بعدی اگر آنها بخواهند به سراغ مسئولان رفته و آنها را همراه کنند، ممکن است بسیاری از مسئولان انقلابی باشند و همراهی لازم را انجام ندهند یا بسیاری از مسئولان به خاطر از دست دادن میز و جایگاه خود با این گفتمان در ایران همراهی نکنند. در نتیجه به سراغ قشر جوان و دانشجو می‌روند زیرا این قشر دارای ویژگی‌های متعددی از جمله اینکه قابل ارتباط گیری بوده و در این ارتباط‌ها می‌توان دانشجویان را به چالش کشید و برای آنها شبهاتی را ایجاد کرد.

جریانات که به فکر آشوب هستند با خود می‌اندیشند که اگر دانشجویان را همراه کرده و گفتمان خود را بر گفتمان دانشجویان غالب و جرقه ناآرامی را در بین دانشجویان ایجاد کنند، می‌توانند مطمئن باشند که این جوانان به دلیل شور و نشاط و گاه ناپختگی باعث رقم زدن انتفاق‌هایی در کشور خواهند شد. بعد از کنترل دانشجویان خارج شده، این جریان می‌تواند به خوبی فتنه‌ها را در کشور گسترش داده و بعد از آن نیز مردم با آنها همراه شده و به خیابان‌ها می‌آیند.

شور و نشاط دانشجویان تا چه میزان دستمایه افراد سودجو قرار می‌گیرد؟

دانشجویان را به راحتی می‌توان به کنشگری در جهت مثبت یا منفی وادار کرد. به عنوان مثال اگر به فردی ۵۰ ساله در خیابان بگویند که وضعیت معیشتش چگونه است، بسیار ابراز ناراحتی می‌کند حال اگر به این پیرمرد گفته شود که واکنش نشان بده حاضر نیست وارد میدان شود؛ اما اگر به یک دانشجو بگویند به دلیل مسائل معیشتی مردم فعالیت انجام بده به راحتی این جوان احساساتی شده و رفتاری را انجام می‌دهد که درخور تفکر و گفتمان انقلابی جریان دانشجویی نیست.

وقایع کوی دانشگاه تهران سال ۷۸ از دل خود دانشگاه آغاز و به جامعه تعمیم داده شد یا شروع فتنه در سال ۸۸ نیز باز هم از دانشگاه بود.

آشوب گران در حوادث ماه‌های اخیر همانند گرانی بنزین در آبان و آذر 98 تمام تلاش خود را کردند که محیط ملتهب دانشگاه و جامعه را با هم ارتباط دهند. به عنوان مثال برای فتنه‌گران بسیار اهمیت داشت که در دانشگاه تهران سردر این دانشگاه را تصرف کنند به دلیل اینکه سردر حکم ویترین و یک نماد انقلابی را دارد. اگر فتنه‌گران سردر دانشگاه را می‌گرفتند به مردم القا می‌کردند که دانشگاه از دست رفته و شما نیز می‌توانید به خیابان‌ها ریخته و خیابان‌ها را تصرف و به آشوب بکشید. برای همین در تماس‌های مکرر با بسیج دانشجویی دانشگاه تهران تاکید می‌کردیم که سردر دانشگاه را به هیچ عنوان از دست ندهید.

متاسفانه فتنه‌های اخیر کشور از دانشگاه آغاز شده است

یکی از مسائلی که جریان دانشجویی پس از وقوع فتنه اخیر در آذر و دی به مسئولان گوشزد کردند، این است که مردم واقعاً از نظر معیشتی مشکل دارند و تحت فشار هستند. متاسفانه در کشور هیچ مجاری قانونی وجود ندارد که مردم به صورت مسالمت آمیز و قانونی بخواهند مشکلات خود را مطرح کنند یا به وضع موجود اعتراض کرده به گونه‌ای که اغتشاش نشود. بسیج دانشجویی پیشنهاد داد میزهایی را در نماز جمعه قراد دهند که مردم مطالبات خود را از مسئولان را در آن بیان کنند، اما متاسفانه این مورد نیز هنوز اجرایی نشده است.

فتنه سال ۸۸ نیز باز از دانشگاه تهران آغاز شد که دانشجویان همراه با فتنه‌گران آمدن سردر را گرفتند به خیابان آمدند شیشه‌های مغازه‌ها و کافه‌های اطراف دانشگاه را شکاندند و مردم نیز کم کم با آنها همراه شده و حوادث تلخی را رقم زدند. نقش حلقه میانی تشکل‌های دانشجویی هم می‌تواند آسیب باشد هم فرصت. افراد غیر انقلابی همیشه سعی کردند که از تشکل‌های دانشجویی به عنوان تهدید استفاده کنند و مبانی انقلاب را به واسطه دانشجویان، مورد هجمه قرار دهند. افراد دلسوز این نظام نیز همانند مقام معظم رهبری سعی دارند که به دانشجویان به عنوان یک فرصت نگاه کنند.

به عنوان مثال در موضوع آب رسانی به مردم روستای غیزانیه دانشجویان آمدند و مطالبات مردمی را نزد مسئولان مطرح و آن‌ها را وادار کردند که هر چه سریعتر مشکل مردم را حل کنند.

اگر دانشجویان بر مبانی و ایدئولوژی‌های انقلاب اشراف کامل داشته باشند در دام احزاب سیاسی یا فتنه گران نخواهد افتاد. جنبش دانشجویی اگر آرمان خود را از دست بدهد عملاً چیزی از فعالیت‌های دانشجویی باقی نخواهد ماند.

فعال دانشجویی چگونه می‌توانند جلوی فتنه‌های بعدی در کشور که مبدا آنها دانشگاه است را بگیرد؟

جلوگیری از فتنه ها در دانشگاه‌ها و تشکل‌های دانشجویی را می‌توان از صحبت‌ها و فرمایشات مقام معظم رهبری یاد گرفت. ایشان در دیدار آخر که با دانشجویان در ماه رمضان داشتند آنها را تشویق کردند که مبانی انقلاب را درست مطالعه کنند. اگر دانشجویان موضوعات و مبانی اخلاقی و معنوی انقلابی را به صورت کامل و دقیق مرود مطالعه قرار دهند و هم راستا با آنها بر مبانی ایدئولوژیک انقلاب اسلامی تمرکز کنند، دانشجویان فریب جریانات سیاسی-غیر انقلابی یا جریانات سیاسی بعضاً موافق که قصد دارند از دانشجویان سوء استفاده ابزاری کنند را نخواهند خورد.

دانشجویان باید به این میزان از پختگی سیاسی برسند که در کشور و انقلاب مشکلاتی و کاستی‌هایی وجود دارد و مردم تحت فشار هستند؛ اما راه حل کاهش این فشارهای اقتصادی و معیشت ایجاد فتنه و ناآرامی یا خلق حوادث تلخ در خیابان‌های کشور نیست.

اگر دانشجویان بر مبانی و ایدئولوژی‌های انقلاب اشراف کامل داشته باشند، در دام احزاب سیاسی یا فتنه گران نخواهند افتاد. جنبش دانشجویی اگر آرمان خود را از دست بدهد، عملاً چیزی از فعالیت‌های دانشجویی باقی نخواهد ماند، در نتیجه به راحتی مورد توجه و طمع افراد و جریانات سیاسی قرار گرفته و به هر سمتی که باد بوزد پیش خواهد رفت.

به عنوان مثال یکی از آرمان‌های اصلی جریان دانشجویی مبارزه با استکبار و در راس آن آمریکا است، البته آمریکا به عنوان یک گفتمان استکباری، اگر دانشجویان این آرمان را از دست بدهند مورد طمع افرادی قرار می‌گیرند که به دنبال مذاکره با آمریکا و ذلت و خواری هستند. جریانات دانشجویی اگر بی‌هویت شوند یعنی خود را به دست جریانات سیاسی دهند، آسیب‌‌هایی را ایجاد و محلی برای فتنه‌های بعدی در جامعه شوند.

جریان دانشجویی برای احصا مشکلات مردم و مطالبه از مسئولان باید از جامعه پیشتازتر باشد اما در حال حاضر دانشجویان در اتفاقات و مشکلات روز کشور بسیار عقب افتادند، علت را در چه می‌دانید؟

اگر سیر جریان دانشجویی را بررسی کنیم در دهه ۷۰ یا ۸۰ سیر کاملاً متفاوتی از فعالیت‌های دانشجویی را شاهد هستیم. در دهه ۷۰ روزنامه‌های کشور به معنای واقعی توسط مردم یا حال جامعه دانشگاهی خوانده می‌شود. زمانی که در تیر سال ۷۸ روزنامه سلام تعطیل می‌شود یک اتفاق و جنجال غیرقابل باور در جمهوری اسلامی ایران است یا در اواخر دهه هفتاد کتابچه‌های نقدی بیرون می‌آید که عملکرد عبدالرضا سروش را مورد انتقاد قرار می‌دهد.

در حال حاضر نباید انتظار داشته باشیم که با بستن یک روزنامه یا رسانه، کشور به آشوب کشیده شود یا اصلاً موضوع مهمی برای افکار عمومی باشد یا جو دانشگاه ملتهب شود؛ زیرا ابزار عوض شده و از رسانه‌های مکتوب به سمت فضای مجازی پیش رفته‌ایم. تضعیف عملکرد جریان دانشجویی تا اوایل دهه ۸۰ را بپذیریم.

جریان دانشجویی در سال ۸۴ که محمود احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور کشور شد، گمان کرد که دولت انقلابی‌ترین دولت است در نتیجه گویی خیال جریان دانشجویی راحت شد به‌گونه‌ای دولت را رها کرده و با خیال آسوده به امور دیگر پرداخت. در حالی که آن زمان نیز مردم مطالبای از دولت داشتند. از بین سال ۸۴ تا ۸۸ متاسفانه جریان دانشجویی از مردم بسیار فاصله گرفت و عملاً در لاک خود فرو رفته و صرفا مشغول یکسری فعالیت‌های درون تشکیلاتی یا روزمره بودند.

«رهبر انقلاب چه شد که ما از ۹۸ درصد آرا مردم به آری یا خیر به جمهوری اسلامی ایران به 42 درصد مشارکت مردم در انتخابات مجلس شورای اسلامی رسیده‌ایم».

فتنه سال ۸۸ به دانشجویان نهیب زد که به فکر ترمیم روابط خود با جامعه باشند. جریان دانشجویی از اوایل دهه ۹۰ به خود آورد، به خصوص بسیج دانشجویی تلاش کرد که با کمیته‌های حل المسائل بیشتر به مردم خدمت کند و با مشکلات و مطالبات مردم بیشتر آشنا شود. اینکه می‌گویید جنبش دانشجویی در دهه ۹۰ سکوت کرده و در برابر مسائل سیاسی یا مسائل اقتصادی را نمی‌پذیرم.

اما باید در نظر بگیریم جریان دانشجویی نیز همانند مردم بارها توسط دولت غافلگیر شده است. به عنوان مثال دانشجویان شب می‌خوابند صبح بیدار شده ودرمی‌یابند بنزین یا دلار گران شده و برای هر کدام از این مشکلات باید واکنش به هنگام داشته باشند. این که می‌گویند جریان دانشجویی پیشتاز برای حل مشکلات مردم نیستند را نمی‌پذیریم. در وقایع سقوط هواپیمای اوکراینی بسیج دانشجویی دانشگاه شریف از جمله پیشتازان بین دانشجویی و مسئولان بود که با خانواده‌های داغدار دیدار کرد.

علی دهقان دبیر اتحادیه دفتر تحکیم وحدت در دیدار دانشجویان با مقام معظم رهبری در ماه رمضان سخنرانی خود را با این جمله شروع کرد که «رهبر انقلاب چه شد که ما از ۹۸ درصد آرا مردم به آری یا خیر به جمهوری اسلامی ایران به 42 درصد مشارکت مردم در انتخابات مجلس شورای اسلامی رسیده‌ایم». این پرسش بسیار حرف در خود نهفته دارد و بسیار ایدئولوژی است. هر چند متاسفانه این پرسش توسط سازمان صدا و سیما سانسور شد و توسط هیچ رسانه‌ای پوشش داده نشد و به گوش مردم نرسید.

در حال حاضر جریان دانشجویی با نمایندگان مجلس یازدهم روابط به شدت مناسبی دارد و پیشتاز مطالبات مردم از این مجلس است. به عنوان مثال بسیج دانشجویی جلسات متعددی را با نایب رئیس مجلس دارد و در این جلسات با ادبیات گاها تند به آنها گوشزد می‌کند که یک ماه از عمر مجلس گذشته است و برای بهبود وضعیت مردم چه کرده‌اید؟

جریان دانشجویی در حوزه رسانه ضعف‌ دارد

جریان دانشجویی به خصوص بسیج دانشجویی متوجه شده است که آبی از دولت روحانی گرم نمی‌شود و مردم در این دولت جایگاهی ندارند. در نتیجه کمیته‌ای جهادی و حل المسائلی تشکیل داد و در دور افتاده‌ترین روستاها و مناطق محروم رفت تا با مشکلات ریز و درشت مردم آشنا شود. در حال حاضر گروه‌های جهادی دیگر تنها کار عمرانی نمی‌کنند بلکه بر مباحث کارآفرینی تمرکز دارند، زیرا می‌دانند که اشتغال مشکل اصلی مردم است.

البته باید بپذیریم جریان دانشجویی و انقلابی در حوزه رسانه ضعف‌های عمده‌ای دارد علاوه بر آن در حال حاضر تشکل‌های دانشجویی رسانه‌زده شدند، یعنی به برای احصای مشکلات و مطالبات مردم تنها به موضوعاتی می‌پردازند که رسانه‌ها بیان کرده‌اند. به عنوان مثال مردم غیزانیه مشکل اصلی‌شان آب است یا حجاب؟ بله درست است، مسئله حجاب واجب باید پیگیری شود ولی مشکل اول مردم روستا غیزانیه آب شرب است.

انتهای پیام/

300 / 31

نظرات

1- لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
2- نظرات حاوی مطالب توهین‌آمیز یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران و مغایر با قوانین کشور منتشر نمی‌شود.
3- نظرات پس از تایید منتشر می‌شود.

ایسکاTV

اخبار پر بازدید

آخرین اخبار