نیم نگاهی به کاستی‌های چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر

اگرچه جشنواره فجر همیشه در تقاطع هنر و سیاست قرار داشته، اما آنچه امسال مشاهده شد نمایانگر ‌گذار عمیق‌تر از جشنواره‌ای صرفاً سینمایی به رویدادی سیاسی–اجتماعی بود که اعتبار و مشروعیتش زیر سوال رفته است.

به گزارش گروه فرهنگ و هنر ایسکانیوز، جشنواره فیلم فجر همواره به‌عنوان ویترین رسمی سینمای ایران شناخته شده؛ رویدادی که از دل آن، مسیر یک سال سینمای کشور ترسیم می‌شود. اما آنچه در دوره چهل‌وچهارم این جشنواره رخ داد، بیش از هر چیز پرسش‌برانگیز بود. در جشنواره فیلم فجر، برای نخستین‌بار ساختار هیأت انتخاب حذف شد و تمامی آثار مستقیماً توسط دبیر جشنواره برگزیده شدند؛ تصمیمی که عملاً تنوع نگاه و سازوکار کارشناسی چندصدایی را کنار گذاشت و مسئولیت کیفیت نهایی آثار را به شکل کامل بر دوش یک فرد گذاشت.

نتیجه این تغییر ساختاری، جشنواره‌ای بود که بسیاری از منتقدان و حتی مخاطبان حرفه‌ای سینما آن را یکی از ضعیف‌ترین ادوار تاریخ این رویداد دانستند. بخش قابل توجهی از آثار راه‌یافته، تولیدات سازمانی و ارگانی بودند؛ فیلم‌هایی که با بودجه‌های نهادهای رسمی ساخته شدند اما در اجرا، فیلمنامه، کارگردانی و حتی بازیگری، از حداقل‌های استاندارد سینمای حرفه‌ای فاصله داشتند. پرسش اینجاست که وقتی سازوکار انتخاب محدود می‌شود و رقابت واقعی شکل نمی‌گیرد، چگونه می‌توان انتظار ارتقای کیفیت داشت؟

اما مسئله فقط کیفیت هنری آثار نبود؛ تناقض رفتاری برخی بازیگران حاضر در این فیلم‌ها نیز به همان اندازه قابل تأمل است. سلبریتی‌هایی که در پروژه‌های پرهزینه سازمانی حضور دارند و دستمزدهای قابل توجه دریافت می‌کنند، در بزنگاه‌های رسانه‌ای ژست معترض به خود می‌گیرند؛ در نشست‌های خبری شرکت نمی‌کنند، در آیین اختتامیه حاضر نمی‌شوند و عملاً از پاسخگویی طفره می‌روند. این رفتار، تنها یک انتخاب شخصی نیست؛ بلکه بی‌احترامی آشکار به مخاطبان، خبرنگاران و حتی همکارانی است که در همان پروژه‌ها فعالیت کرده‌اند.

اگر بازیگرانی همچون بهرام افشاری، آزیتا حاجیان و شهرام حقیقت دوست حاضر نیستند در مهم‌ترین رویداد رسمی سینمای کشور حضور پیدا کنند و از اثرشان دفاع کنند، این پرسش جدی مطرح می‌شود که چرا باید شایسته دریافت سیمرغ باشند؟ جایزه‌ای که نماد اعتبار حرفه‌ای در سینمای ایران محسوب می‌شود، نمی‌تواند صرفاً به کیفیت بازی محدود بماند؛ مسئولیت‌پذیری حرفه‌ای و احترام به افکار عمومی نیز بخشی از شایستگی است.

این تحریم‌ها بخشی از واکنش سلبریتی‌ها به حوادث دی ماه در کشور بوده که خود این سلبریتی ها بخشی از هیزم آتش آن بودند و با استوری های خود باعث تهییج جوانان و ریخته شدن خون بسیاری از هموطنانمان شدند و حالا با ژست کناره گیری سعی دارند همچنان در مقام همیشه معترض باقی بمانند.

از سوی دیگر، سیاست‌گذاران فرهنگی و مدیران سازمان‌های تولیدکننده نیز باید به یک پرسش پاسخ دهند که چرا با وجود چنین رفتارهایی، همچنان سرمایه‌های عمومی به سمت همان چهره‌ها سرازیر می‌شود؟ آیا معیار انتخاب صرفاً شهرت است؟ اگر بازیگری در بزنگاه‌های رسمی از همراهی با پروژه سر باز می‌زند، چه تضمینی برای تعهد حرفه‌ای او در آینده وجود دارد؟

جشنواره فیلم فجر نیازمند بازگشت به سازوکاری شفاف، جمعی و پاسخگوست. حذف هیأت انتخاب و تمرکز تصمیم‌گیری در یک نقطه، نه‌تنها کیفیت را تضمین نکرد، بلکه بر حجم انتقادها افزود. اگر قرار است این رویداد همچنان جایگاه مرجع خود را حفظ کند، باید هم در شیوه انتخاب آثار تجدیدنظر شود و هم در تعریف مسئولیت حرفه‌ای هنرمندان بازاندیشی جدی صورت گیرد.

در چهل‌وچهارمین نسبت به سال‌های گذشته نه‌فقط نوع برگزاری، بلکه اساساً کارکرد فرهنگی و هنری این رویداد ملی بحث‌برانگیز شد. اگرچه جشنواره فجر همیشه در تقاطع هنر و سیاست قرار داشته، اما آنچه امسال مشاهده شد نمایانگر ‌گذار عمیق‌تر از جشنواره‌ای صرفاً سینمایی به رویدادی سیاسی–اجتماعی بود که اعتبار و مشروعیتش زیر سوال رفته است.

برخلاف سال‌هایی که جشنواره در برج میلاد به عنوان بهترین محل از هر نظر برگزار میشد، در دوره چهل و چهارم جشنواره تلاش شد تغییراتی در مکان و چهره جشنواره دیده شود. دبیر جشنواره در نشست خبری رسمی تاکید کرد که جشنواره نیاز به بازنگری در شیوه‌های اجرایی و رویکردها داشته و «چند تغییر شکلی» اعمال شده است تا رویداد تبدیل به فرمی تازه شود. این تغییرات اما در سطح گفتار باقی ماند و پاسخ قاطعی به نقدهای ساختاری نداد.

اگر جشنواره فیلم فجر در گذشته به‌عنوان اصلی‌ترین رویداد سینمایی ایران تلقی می‌شد که کارکردی مستقل‌تر و حرفه‌ای‌تر داشت، دوره چهل‌وچهارم نشان داد که این نقش تا حد زیادی تحت تاثیر تحولات اجتماعی و سیاسی قرار گرفته است. تحریم توسط سلبریتی ها، غیاب برندگان در مراسم دریافت جوایز، ابهام در داوری، تغییر شکل بدون تحول محتوا و عدم ارتباط مستقیم با دغدغه‌های هنری مستقل از مهم‌ترین نقاط ضعف این دوره بود.

از سوی دیگر، حتی اگر جشنواره موفق به نمایش آثار ارزشمند هنری شده باشد، ابهامات در نحوه اکران عمومی، کارکرد جشنواره در شرایط بحرانی اجتماعی باعث شده است جشنواره فجر ۱۴۰۴ نه‌فقط یک رویداد فرهنگی–سینمایی، بلکه نمادی از تضادهای عمیق ساختاری در سینمای ایران باشد.

انتهای پیام/

کد مطلب: 1296807

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 0 + 0 =