به گزارش خبرنگار اجتماعی ایسکانیوز، پسماند شهری فقط زباله نیست؛ یک ثروت عظیم و ناپیدا است که سالانه میلیاردها تومان ارزش دارد، اما در ایران بخش عمده آن در شبکهای مافیایی گم میشود و منابع حیاتی مانند آبهای زیرزمینی را هم تهدید میکند. مدیریت هوشمند و شفاف این سرمایه میتواند هم محیط زیست را نجات دهد و هم اقتصاد شهری را دگرگون کند.
در ادامه گفتگوی ایسکانیوز با مجید درگی کارشناس محیط زیست و مدیریت پسماند را بخوانید.
شیرآبه؛ خطر نامرئی برای آبهای زیرزمینی
درگی در پاسخ به اینکه دفن سنتی پسماندها احتمال آلودگی آبهای زیرزمینی از طریق نفوذ شیرآبههای سمی به آبخوانها را پیش میکشد، گفت: مسالهی تولید شیرآبهها یکی از چالشهای اساسی در حوزه دفع پسماند است. اگر نقطه مناسبی برای دفع پسماند انتخاب نشود یا قبل از دفع پسماند اقدامات زیرساختی مناسبی در آنجا صورت نگیرد، نفوذپذیری هم امکانپذیر خواهد شد.
وی با اشاره به تفاوت میان دفن و دفع پسماند، ادامه داد: دفع پسماند به معنای مدیریت صحیح پسماند است که در اغلب نقاط کشورمان به درستی رعایت نمیشود. یکی از مشکلات جدیاش هم همین موضوع شیرآبههاست. بین پنجاه تا شصت درصد پسماندها از نوع پسماندِ تر هستند.
درگی با طرح اینکه مدیریت نادرست پسماندِ تر به تولید شیرآبه میانجامد، اضافه کرد: شیرآبه آلودهترین مایعی است که در طبیعت رها میشود و هر لیتر آن هزاران مترمکعب از آبهای زیرزمینی را میتواند آلوده کند. در دفع پسماند یا باید منطقه فاصله زیادی با آبهای زیرزمینی داشته باشد یا با اقدامات زیرساختی جلوی نفوذ گرفته شود.
وی با ابراز تردید دربارهی انجام صحیح چنین اقدامهایی از سوی مسوولان، تصریح کرد: در بسیاری از مواردکارشناسان محیطزیست معتقدند جای مناسب یا زیرساخت لازم برای دفع پسماند فراهم نشده و امکان نفوذ پسماند به منابع آب زیرزمینی وجود دارد. اما مسوولان شهرداریها معمولا مقاومت میکنند و نفوذپذیری را یا رد کرده یا ناچیز میدانند.
این کارشناس محیطزیست با اشاره به تامین آب شرب اغلب شهرها با چاههای زیرزمینی به دلیل کمبود منابع آب سطحی، افزود: وقتی این آب در معرض آلودگی قرار بگیرد هم باعث افزایش هزینه تصفیه آب میشود و هم احتمال سرایت آلودگی به منابع آب شرب وجود دارد که با پیامدهای خاصی همراه خواهد شد.
این کارشناس مدیریت پسماند با مهم خواندن نوع آلودگی، توضیح داد: ممکن است شیرآبهای که به آب رسیده حاصل پسماندهای شهری باشد یا با فاضلاب صنعتی درآمیخته باشد. فاضلابهای صنعتی دارای آلودگیهای بسیار شدید فلزی هستند _به ویژه فلزات سنگین سرطانزا_ که تصفیه آنها امکانپذیر نیست.
درگی درباره پیامدهای اقتصادی و اجتماعی اتلاف حجم عظیمی از مواد قابل بازیافت و اشغال زمینهای گسترده و غیرقابل بازگشت در فرایند دفن پسماندها گفت: در هیچ کجای دنیا پسماند را دفن نمیکنند. پسماند کالای ارزشمندی است که مردم برایش پول پرداخت کردهاند و به طلای کثیف معروف است. دفن کردن بدترین نوع مدیریت این کالای باارزش است.
وی با بیان اینکه همهی اجزای پسماند قابل استفادهی مجدد است، گفت: اگر پسماند را به سه بخش کلی تقسیم کنیم، بخش خشک بیست درصد آن است و پنجاه تا شصت درصد آن تر و قابل تبدیل به کمپوست است که کود بسیار ارزشمندی برای بخش کشاورزی است.
درگی بیست تا سی درصد از پسماند را غیرقابل بازیافت خواند و گفت: این بخش از پسماند در همه جای دنیا به زبالهسوزهای استاندارد سپرده شده و تبدیل به انرژی و برق میشود. درواقع در نقاط دیگر دنیا پسماندی برای دفع باقی نمیماند و همه اجزای آن تبدیل به پول میشود.
وی با اشاره به واردات پسماند از سوی برخی کشورها، خاطرنشان کرد: این واردات رقمهای سنگینی را شامل میشود. مثلا در سوئد روزانه هشت هزار تن پسماند از سایر نقاط اروپا وارد میکنند. چون آنها به سیستمی دست پیدا کردهاند که پسماند را تبدیل به پول میکند.
پسماند خشک؛ طلای کثیف دستنخورده
درگی با طرح اینکه در کشورمان روزانه 60 هزار تن پسماند خانگی تولید میشود، توضیح داد: با یک حساب سرانگشتی ساده درمییابیم که بیست درصد آن که پسماند خشک و قابل بازیافت است دوازده میلیون کیلوگرم خواهد بود. ارزش این پسماند خشک به طور متوسط در هر کیلو حداقل بیست هزار تومان در بازار است.
وی با بیان اینکه ارزش سالانه پسماند خشک کشور بیش از هشتادهزار میلیارد تومان است، گفت: البته در برخی منابع رقمهای بالاتری طرح شده که اگر پسماندِ تر و پسماندهای دیگر را هم به آن اضافه کنیم رقم بسیار بزرگی را شامل خواهد شد. اما متاسفانه در کشور ما از این ثروت سرشار استفاده درستی نمیشود.
این کارشناس محیطزیست در پاسخ به اینکه مدیریت نادرست این سرمایه ناشی از ناآگاهی مسوولان است یا فقدان اراده، گفت: خانم سمیه رفیعی رئیس فراکسیون محیط زیست چندی پیش در نطقی اشاره کردند که طبق برآوردی که دارند ارزش پسماند خانگی کشور بیش از دویست هزار میلیارد تومان است. این ثروتی است که باید به چرخه برگردد و شهرداریها آن را صرف توسعه شهری کنند.
شبکه مافیایی؛ مانع بازگشت ثروت پسماند به مردم
درگری با اذعان به اینکه امروز کمتر از هفت یا هشت درصد از ارزش پسماندها به شهرداریها برمیگردد، گفت: اما سرنوشت بیش از نود درصد آن نامعلوم است. یعنی ما در سطح کشور ثروت عظیمی از طریق پسماند در اختیار داریم اما معلوم نیست به جیب چه کسی میرود. در عمل یک شبکه مافیایی در سراسر کشور این ثروت را به جیب میزند و مبارزه با آن تاکنون موفقیت چندانی نداشته است.
وی با اشاره به تولید روزانه شش هزار تن پسماند روزانه خانگی گفت: درآمد شهرداری تهران از زباله خشک حدود سیصد میلیارد تومان است که بسیار رقم ناچیزی است. این چیزی نیست که از دید مسوولان پنهان بماند. اما مانند بسیاری از اتقاقات دیگر عزم لازم برای مدیریت آن وجود ندارد.
درگی که بزرگترین مسوولیت مدیریت شهری را برگرداندن این ثروت عظیم به مردم خواند، افزود: برگشت چنین پولی به شهرداریهای سراسر کشور بسیاری از مشکلات شهری و حمل و نقل عمومی را حل خواهد کرد. اما ظاهرا شبکه مافیا بسیار با نفوذ و گسترده است که تلاشها هنوز به نتیجه نرسیده است.
وی با اشاره به اینکه در سالهای اخیر عنوان مافیای پسماند بارها از سوی مسوولان به کار رفته، گفت: امروز همه میدانند که یک شبکه مافیایی روی این درآمد عظیم خیمه زده و مانع بازگشت آن به مردم شده است.
وی در پاسخ به اینکه آیا در کشورمان پسماند درآمدزایی ندارد یا اینکه درآمد حاصل از آن چپاول میشود، گفت: شهرداریها پسماند خشک را طی قراردادی به پیمانکاران میفروشند و آن پیمانکار پسماند منطقه تحت پوشش خودش را جمعآوری میکند. اما ارزش آن پسماند بسیار بیشتر از چیزی است که شهرداری دریافت میکند.
پسماند؛ فرصت اقتصادی از دست رفته در تمام شهرها
وی با اشاره به هزار و دویست تن پسماند خشک روزانه در تهران، تصریح کرد: به گفته مدیرعامل سازمان پسماند تهران درآمد شهرداری از چنین حجم بسیار بزرگی از پسماند خشک سیصد میلیارد تومان است. درحالی که ارزش واقعی آن حداقل باید حدود ده هزار میلیارد تومان باشد.
وی با ابراز اینکه همه شهرهای کشور همین وضعیت را دارند، گفت: در کرج ارزش پسماند خشک بین دو تا سه هزار میلیارد تومان است. اما درآمد شهرداری کرج از آن حدود صد میلیارد تومان است. یعنی حدود یک سیام ارزش واقعی این پسماندها را دریافت میکنند.
انتهای پیام/
نظر شما