به گزارش خبرنگار بین الملل ایسکانیوز، رسانههای بینالمللی یکی از بازیگران مهم در شکلدهی افکار عمومی و روایتهای سیاسی هستند. گزارشهای خبری درباره تحولات امنیتی و نظامی میتواند آگاهی عمومی را افزایش دهد، اما در برخی موارد تکرار یکسویه موضوعات امنیتی ممکن است به تشدید نگرانیها و فضای سیاسی منجر شود.
این مورد به خصوص در مورد اختلاف بین ایران و ایالات متحده در شرایط کنون به صورت پررنگی خود را نشان داده است. علاوه بر اینکه دو کشور در حال برگزاری نشست های دور جدید مذاکرات هستند، رسانه های غربی سعی دارند تا شرایط را با دور قبلی مذاکرات که به جنگ منتهی شد مقایسه کنند و این خود یک نمونه تحریک رسانه ای و دامن زدن به اوضاع متشنج محسوب می گردد.
بیشتر بخوانید:
بیش از 40 هزار نظامی آمریکایی در خطر هدف قرار گرفتن توسط ایران
به علاوه با بررسی گزارشات ارائه شده در نیویورک تایمز، فاکس نیوز، گاردین و رویترز نیز به وضوح نشان دهنده گزارشات مغرضانه آنها با هدف تحریک دولت تارمپ برای شروع جنگ با ایران است. به خصوص که تامین کنندگان مالی و پشت پرده این رسانه ها افراد با نفوذ جنگ طلب و همچنین اسرائیل هستند.
به طور مثال در آخرین گزارشات ارائه شده در نیویورک تامیز و بر اساس اظهارات یک مقام پنتاگون آمده: شماری از نیروهای نظامی آمریکا از پایگاههای این کشور در قطر و بحرین خارج شدهاند. همزمان، استقرار کشتیهای جنگی، جنگندهها، بمبافکنها، پهپادها، هواپیماهای شناسایی و سامانههای دفاع هوایی آمریکا در منطقه خاورمیانه گزارش شده است.
این تحرکات از نگاه وزارت دفاع آمریکا میتواند نشانهای از آمادگی برای سناریوهای احتمالی درگیری باشد؛ سناریویی که در صورت وقوع ممکن است مدتزمانی طولانی ادامه پیدا کند.
یک مقام پیشین سیاستگذاری وزارت دفاع آمریکا نیز ارزیابی کرده است که جابهجایی نیروها میتواند بیانگر برنامهریزی برای درگیری بلندمدت باشد. از دید او، واکنش احتمالی ایران و پیامدهای آن برای پایگاههای آمریکا در منطقه از عوامل نگرانی به شمار میرود.
افزون بر این، توانایی ایالات متحده برای ادامه دفاع از نیروها و پایگاههایش در خاورمیانه، در حالی که از امنیت اسرائیل حمایت میکند، به عنوان چالشی راهبردی مطرح شده است.
چنین ارزیابیهایی سبب شده است برخی تحلیلگران فضای کنونی را با دورههای قبلی مذاکرات مقایسه کنند و این پرسش را مطرح سازند که آیا چرخه مذاکرات میتواند در نهایت به کاهش تنش منجر شود یا زمینهساز درگیری شود.
همچین در گزارش مستقل دیگری روزنامه نیویورک تایمز با استناد به تصاویر ماهوارهای و دادههای پروازی گزارش داده که ایالات متحده بیش از شصت جت نظامی در پایگاه هوایی موفق السلطی در اردن مستقر کرده است؛ رقمی که تقریباً سه برابر تعداد معمول هواپیماهای مستقر در این پایگاه است. گزارشها نشان میدهد حداقل شصتوهشت هواپیمای ترابری نیز وارد این پایگاه شدهاند و جتهای جنگنده نسل پنجم و پهپادها در میان تجهیزات اعزامی دیده میشوند.
تحلیل این روزنامه حاکی است که افزایش حضور نظامی میتواند نشاندهنده آن باشد که این پایگاه به مرکز برنامهریزی نظامی برای گزینههای احتمالی علیه ایران تبدیل شده است.
از سوی دیگر، رویترز به نقل از مقامات آمریکایی گزارش داده است که برنامهریزی برای احتمال هدف قرار دادن رهبران ایران به عنوان بخشی از سناریوهای نظامی در مرحله بررسی پیشرفته قرار دارد. انتشار چنین گزارشهایی، چه تأیید شوند و چه در حد گزینههای مورد بررسی باقی بمانند، فضای رسانهای و سیاسی را تحت تأثیر قرار میدهد و میتواند برداشت عمومی از احتمال درگیری را تقویت کند.
نکته قابل توجه این است که رسانهها در پوشش اخبار مربوط به افزایش حضور نظامی و تهدیدات احتمالی، اغلب بر ابعاد نظامی و اقدامات ایالات متحده تمرکز دارند. در بسیاری از گزارشها، اشاره به ظرفیتهای دفاعی و راهبردی ایران کمتر دیده میشود؛ موضوعی که برخی تحلیلگران آن را نوعی عدم توازن در پوشش خبری میدانند. از این منظر، تکرار اخبار مربوط به تحرکات نظامی بدون ارائه تصویر کامل از تواناییها و ملاحظات طرف مقابل میتواند بر برداشت افکار عمومی اثر بگذارد.
همچنین خود دونالد ترامپ نیز در دوران فعالیت سیاسیاش نشان داده است که علاقه زیادی به حضور در چرخه رسانهای و انتقال پیامهای مستقیم دارد. او در دوران ریاستجمهوری خود بارها در کنفرانسهای خبری با خبرنگاران منتقد وارد جدل شد و در مواردی تلاش کرد سوالات آنها را محدود یا آنها را به سکوت وادارد.
در موضوع ایران، تکرار مداوم اظهارات تهدیدآمیز و مواضع سختگیرانه او به حدی بود که برخی تحلیلگران و کاربران شبکههای اجتماعی این تکرار را به طنزی سیاسی تشبیه کردند؛ گویی هر روز نیاز به یادآوری موضع او درباره ایران وجود داشت.
انتهای پیام/
نظر شما