به گزارش خبرنگار سیاسی ایسکانیوز، اردیبهشت ۱۴۰۵، خیابان پاستور و ساختمانهای دولتی تهران، حالا این روزها بیش از آنکه مراکز اداری باشند، به نمادهای زنده مقاومت تبدیل شدهاند.
برخلاف تمام شایعات رسانههای معاند، اینجا هیچ مسئولی در پناهگاه نیست. از عالیترین ردههای نظام تا بدنه اجرایی دولت، همه در همان ساختمانهایی که جای ترکشهای حوادث اخیر را بر تن دارند، مشغول به کارند.
این حضور شجاعانه در میدان، اولین و مهمترین گام برای حفظ ثبات ملی است. وقتی مردم بینند که سکانداران کشور در کنار آنها و در قلب هدف ایستادهاند، پیوند میان ملت و حاکمیت در برابر تهدید خارجی محکمتر میشود. این ایستادگی فیزیکی، زیربنای اصلی روحیهای است که ایران ۱۴۰۵ برای عبور از بحران به آن نیاز دارد.
اما این وفاق که در میدان نبرد شکل گرفته، برای تداوم و ریشهدار شدن، نیازمند یک بال دوم است؛ بالی به نام امید معیشتی.
در واقع، همانطور که حضور مسئولان در دفاترشان به مردم اطمینان میدهد، تصمیمات اقتصادی آنها نیز باید به سفرهها آرامش ببخشد. سیاست داخلی ما در این روزها، در کنار مدیریت بحرانهای امنیتی، با چالشی مقدس روبروست: چطور میتوان از تابآوری مردم به عنوان بزرگترین دارایی ملی حفاظت کرد؟
بودجه؛ پیوست معیشتی برای اقتدار ملی
وقتی صحبت از بودجه ۱۴۰۵ و متممهای اضطراری آن میشود، نباید آن را یک تقابل میان دفاع و رفاه دید. حقیقت این است که در دنیای پرآشوب امروز، تقویت بنیه دفاعی، خود بزرگترین خدمت به رفاه بلندمدت یک ملت است.
اما نکتهی ظریفی که نخبگان دلسوز بر آن تاکید دارند، حفظ توازن هوشمندانه است. سیاست داخلی موفق در شرایط جنگی، سیاستی است که اجازه ندهد فشار اقتصادی بر قشرهای آسیبپذیر، شیرینی ایستادگی ملی را تلخ کند.
دولت و مجلس در اردیبهشت ۱۴۰۵، تلاشهای چشمگیری برای تامین منابع پدافندی داشتهاند که جای تقدیر دارد؛ اما اکنون زمان آن است که با همان روحیه جهادی، به سراغ ردیفهای معیشتی بروند.
اگر در متمم بودجه، جابهجاییهایی صورت میگیرد، باید با شفافیت به مردم توضیح داده شود که این بخشی از یک طرح جامع صیانت است. مجلس دوازدهم میتواند با فعال کردن کمیسیونهای تخصصی و دعوت از کارشناسان، به دولت کمک کند تا راههایی برای تامین نقدینگی کالاهای اساسی بیابد، بدون آنکه به بودجههای حساس دفاعی خدشهای وارد شود. وفاق یعنی همین؛ یعنی دست در دست هم نهادن برای اینکه هم آسمان کشور امن باشد و هم سفرهی شهروندان پربرکت.
طرح ۱۴ بندی؛ مانیفست همبستگی اقتصادی
طرح راهبردی ۱۴ بندی که در محافل سیاسی از آن یاد میشود، پتانسیل این را دارد که به مانیفست همدلی تبدیل شود. اگرچه در نگاه اول، این طرح بر مدیریت شرایط اضطرار تمرکز دارد، اما میتوان با اضافه کردن پیوستهای عدالتمحور، آن را به موتور محرک امید در جامعه تبدیل کرد. مسئولانی که در پاستور ماندهاند و از خطرات نمیهراسند، حالا باید در اتاقهای فکر را به روی منتقدانی از جنس سیاست و اقتصاد باز کنند.
حضور نخبگان در کنار مسئولان اجرایی، نه یک نقد تخریبی، بلکه یک مشاورهی راهبردی برای تقویت جبههی داخلی است. وقتی نخبگان اقتصادی کشور در طراحی مدلهای بازتوزیع منابع مشارکت کنند، طرح ۱۴ بندی از یک سند اداری به یک میثاق ملی تبدیل میشود.
سیاست داخلی در بهار ۱۴۰۵ باید بر این اصل استوار باشد که هیچ صدایی که دلسوز ایران است، بیرون از دایرهی تصمیمگیری نماند. اینجاست که شجاعت میدانی با خرد جمعی گره میخورد و سدی نفوذناپذیر در برابر بدخواهان میسازد.
تعامل دولت و مجلس؛ فراتر از همگرایی اداری
رابطهی فعلی دولت و مجلس، نشاندهندهی یک درکِ مشترک از شرایط حساس کشور است. این همراهی در تصویب سریع لوایح پدافندی، یک نقطه قوت است. اما برای آنکه این اتحاد به بهترین نتیجه برسد، مجلس باید نقش مشاور امین و دیدهبان معیشت را ایفا کند. سیاست داخلی ما نیازمند تریبونهایی است که در عین حمایت قاطع از اقدامات دفاعی دولت، دغدغههای روزمرهی مردم درباره دارو، مسکن و اقلام اساسی را هم با زبانی دلسوزانه مطرح کنند.
نمایندگانی که در کنار دولتمردان در میدان ایستادهاند، بهترین کسانی هستند که میتوانند مطالبات مردم را به گوش سیاستگذاران برسانند. این تعامل نباید به گونهای باشد که شائبهی نادیده گرفتن نظارت ایجاد شود؛ بلکه باید نشان دهد که در نظام جمهوری اسلامی، حتی در سختترین شرایط هم، صداقت با مردم و تلاش برای رفاه عمومی تعطیلبردار نیست.
اقتدار واقعی زمانی است که دولت برای هر تصمیم سخت اقتصادی، ابتدا اقناع عمومی ایجاد کند و مجلس را به عنوان تکیهگاه تودههای مردم در کنار خود داشته باشد.
امنیت پایدار در گرو عدالت اجتماعی
ما باید به این باور برسیم که در بهار ۱۴۰۵، نان و موشک دو روی یک سکه به نام اقتدار ملی هستند. اگر ما به دنبال امنیت پایدار هستیم، باید بدانیم که این امنیت در قلوب مردمی ریشه دارد که حس میکنند حاکمیت در اوج بحران، از معیشت آنها پاسداری میکند. سیاست داخلی هوشمندانه، سیاستی است که اجازه نمیدهد هزینههای تحمیلی دشمن، باعث شکاف طبقاتی شود.
و مسئولان، نشان دادند در برابر تهدید خارجی از جانِ خود میگذرند، حالا با همان نگاه ایثارگرانه باید به دنبال راههایی برای مهار تورم و حمایت از قشر کارگر و کارمند باشند. پاسخگویی به رسانهها و حضور در بین نخبگان، نه یک وظیفهی اداری، بلکه یک اقدام پدافندی روانی است. وقتی مسئول مستقیم بودجه با صراحت و مهربانی با مردم سخن میگوید و از اولویتبندیها خبر میدهد، مردم خود را شریک دولت میدانند و این بزرگترین پیروزی سیاست داخلی است.
وفاق، رمز پیروزی در میدان تاریخ
این روزهای پر از دلشوره و التهاب، به پایان میرسد، اما درسهای آن برای همیشه باقی میماند. پاستور با همان ساختمانهای زخمی اما ایستاده، نماد ایرانی است که خم نمیشود. اما برای آنکه این قامت بلند همچنان استوار بماند، باید نبض سیاست داخلی با نبض سفرههای مردم هماهنگ باشد.
آقایان دولت و مجلس! شما که در میدان هستید و مایه افتخارید، بیایید و اقتدار معیشتی را به عنوان مکمل اقتدار نظامی در دستور کار فوری قرار دهید. سیاست داخلی ما باید بوی همدلی بدهد، بوی اینکه هیچ ایرای در این نبرد بزرگ، تنها رها نخواهد شد. شجاعت واقعی، در همآمیختن قدرت آهن با قدرت عاطفه و عدالت است. اگر امروز معیشت را به عنوان خاکریز اول خود انتخاب کنیم، نه تنها دشمن را ناامید میکنیم، بلکه الگویی نوین از حکمرانی بحران را به تاریخ ارایه خواهیم داد.
اینجا ایران است؛ سرزمینی که در آن مسئولان و مردم، دوشادوش هم، هم از مرزهایشان دفاع میکنند و هم از حرمت سفرههایشان.
انتهای پیام/
نظر شما