فروپاشی تدریجی اعتماد کشورهای خلیج فارس به چتر امنیتی آمریکا / معادله جدید ایران در تنگه هرمز اروپا را وادار به عقب‌نشینی کرد

کارشناس مسائل خاورمیانه با اشاره به اینکه کشورهای حاشیه خلیج فارس بیش از هر زمان دیگری نسبت به کارآمدی چتر امنیتی آمریکا دچار تردید شده‌اند، گفت: شرایط کنونی اعضای شورای همکاری خلیج فارس را نیز به سمت دو اردوگاه متفاوت سوق داده که یکی به رهبری عربستان سعودی با محوریت کاهش تنش و دیگری به رهبری امارات که همچنان بر ائتلاف نزدیک با آمریکا و اسرائیل تاکید دارد.

به گزارش خبرنگار بین‌الملل ایسکانیوز، پس از جنگ رمضان اگرچه پادشاهی‌های حاشیه خلیج فارس تلاش کردند اتحاد خود را علیه ایران حفظ کنند اما به نظر می‌رسد این کشورها مواضع یکسانی در قبال توافق میان ایران و آمریکا برای پایان جنگ ندارند. علاوه بر این، اعتماد این کشورها به آمریکا به شدت کاهش یافته و در مورد اتکای نظامی به واشنگتن دچار تردید جدی شده‌اند. تحولات هفته‌های اخیر نشان می‌دهد شکافی بی‌سابقه میان کشورهای حاشیه خلیج فارس و ایالات متحده آمریکا در حال شکل‌گیری است.

بیشتر بخوانید:

مذاکره همیشه راه حل نیست! / لزوم استفاده قدرتمندانه از ابزار راهبردی تنگه هرمز

ناکامی واشنگتن در تحقق اهداف اعلامی خود در جنگ با ایران و ناتوانی در تأمین امنیت پایدار منطقه حکام کشورهای جنوبی خلیج فارس را با تردیدی جدی مواجه کرده است. افزایش هزینه‌های اقتصادی و امنیتی جنگ، آسیب‌پذیری زیرساخت‌های انرژی و همچنین ناتوانی آمریکا در بازگرداندن شرایط به وضعیت پیشین، موجب شده بخشی از دولت‌های عربی منطقه نسبت به تداوم اتکا به واشنگتن دچار تردید شوند و به دنبال بازتعریف موازنه‌های امنیتی جدید باشند.

در همین حال، بسیاری از کارشناسان معتقدند معادله جدید ایران در مدیریت تنگه هرمز به یک واقعیت تثبیت‌شده در معادلات منطقه‌ای تبدیل شده است. برخی تحلیل‌ها حاکی از آن است که دولت‌های اروپایی با وجود نگرانی نسبت به وضعیت انرژی و تجارت جهانی، تمایلی برای ورود مستقیم به هرگونه پروژه نظامی یا تقابل گسترده با ایران ندارند و به خوبی می‌دانند چنین سناریویی می‌تواند بحران انرژی و بی‌ثباتی اقتصادی را به شکل بی‌سابقه‌ای تشدید کند.

فروپاشی تدریجی اعتماد کشورهای خلیج فارس به چتر امنیتی آمریکا / معادله جدید ایران در تنگه هرمز اروپا را وادار به عقب‌نشینی کرد

«موعده اسکندر» -روزنامه‌نگار و تحلیلگر مسائل خاورمیانه ساکن لندن- به سوالات ایسکانیوز در مورد این محورها پاسخ داد.

بازنگری کشورهای خلیج فارس در محاسبات استراتژیک به دلیل کاهش نفوذ آمریکا در منطقه

وی در خصوص شکاف میان کشورهای حاشیه خلیج فارس گفت: از دست دادن اعتماد به حمایت آمریکا با این جنگ آغاز نشد و در واقع به حملات به تاسیسات «بقیق» و «خریص» در سال ۲۰۱۹ برمی‌گردد و برای کشورهای خلیج فارس مشخص شد که چتر امنیتی آمریکا دیگر قادر به ارائه بازدارندگی که مدت‌ها وعده داده بود، نیست.

از نظر این کارشناس، این رویداد همزمان با درک فزاینده از کاهش نفوذ آمریکا در منطقه بود و کشورهای خلیج فارس -به ویژه عربستان سعودی- را بر آن داشت تا محاسبات استراتژیک خود را مورد بازبینی قرار دهد که آشتی با ایران با حمایت چین، بارزترین نمونه این تغییر بود.

موعده اسکندر با اشاره به اینکه جنگ اخیر بی‌اعتمادی کشورهای خلیج فارس به آمریکا را تشدید کرد، گفت: کشورهای خلیج فارس دریافتند که آنچه دهه‌ها برای حفاظت نظامی هزینه کرده بودند، نتوانسته امنیتی را که به دنبالش بودند، فراهم کند.

هزینه‌های غیرقابل جبران ماجراجویی آمریکا در منطقه برای پادشاهی‌های خلیج فارس

وی افزود: آنها حتی خود را در حال پرداخت هزینه حضور نظامی آمریکا در خاک خود یافتند و اقدامات آمریکا چه از طریق تهدیدهای مستقیم و چه از طریق تبدیل پایگاه‌هایشان به بخشی از معادلات رویارویی منطقه‌ای، هزینه‌های غیرقابل جبرانی روی دست آنها قرار داد.

به اعتقاد این تحلیلگر ساکن لندن، به همین دلیل است که شاهد اقدامات سریع چندین پایتخت خلیج فارس به سمت میانجیگری و تلاش برای مهار تشدید تنش بودیم و آنها متوجه شدند که منافعشان از طریق کاهش تنش‌ها به دست می‌آید و درگیر شدن در هرگونه رویارویی آشکار به نفع آنها نخواهد بود.

به گفته کارشناس مسائل خاورمیانه، این جنگ، اختلافات درون خلیج فارس را عمیق‌تر کرده و به وضوح آنچه را که از زمان طوفان الاقصی به تدریج شکل گرفت را برجسته‌تر و به عبارت دیگر، دو اردوگاه مجزا با دیدگاه‌های سیاسی و امنیتی متفاوت در منطقه ایجاد کرد.

اختلاف در اردوگاه عربستان و امارات بر سر توازن قدرت جدید

از نظر موعده اسکندر، اردوگاه اول، به رهبری عربستان سعودی و شامل قطر و عمان به درجات مختلف، در تلاش برای کاهش تنش، اولویت دادن به توافقات منطقه‌ای و ایجاد توازن‌های جدید است که وابستگی کامل به واشنگتن را کاهش می‌دهد.

وی افزود: اردوگاه دوم، که به نظر می‌رسد امارات متحده عربی تمایل به رهبری آن دارد، هنوز معتقد است که منافعش در حفظ اتحاد نزدیک با ایالات متحده و اسرائیل نهفته است.

تحلیلگر ساکن لندن با بیان اینکه نشانه‌های روشنی از تغییر موضع استراتژیک را در منطقه شاهد هستیم، اظهار کرد: عربستان سعودی به سمت تنوع بخشیدن به مشارکت‌های دفاعی خود، چه از طریق گشودن روابط با پاکستان یا گسترش همکاری با سایر قدرت‌های بین‌المللی، حرکت می‌کند، در حالی که سایر کشورهای خلیج فارس به دنبال تنوع بخشیدن به منابع تسلیحات خود و دور شدن از وابستگی کامل به واشنگتن هستند.

به اعتقاد این کارشناس، آنچه امروز شاهد آن هستیم، نه یک اختلاف تاکتیکی بر سر مدیریت یک بحران خاص، بلکه یک واگرایی اساسی در دیدگاه‌ها در مورد آینده منطقه، ماهیت تهدیدها و شکل رابطه مورد نیاز با کشورهای منطقه است.

امارات در پی دامن زدن به آتش جنگ در منطقه و حمایت از آمریکا و اسرائیل

وی افزود: به نظر می‌رسد که شورای همکاری خلیج فارس عملا وارد مرحله‌ای از بازآرایی سیاسی و امنیتی شده و صحبت از یک موضع متحد خلیج فارس مانند گذشته را به طور فزاینده‌ای دشوار می‌کند. دوره آینده به احتمال زیاد شاهد تبلور دو محور روشن خواهد بود: محور اول به رهبری عربستان سعودی که بر کاهش تنش و ایجاد موازنه‌های منطقه‌ای جدید حساب می‌کند، و محور دوم به رهبری امارات متحده عربی که همچنان در دامن زدن به آتش جنگ سرمایه‌گذاری می‌کند و از واشنگتن و تل‌آویو حمایت می‌کند.

موعده اسکندر در خصوص تثبیت تسلط ایران بر تنگه هرمز و احتمال مشارکت اروپایی‌ها برای باز کردن آن تصریح کرد: اروپا امروز در بحران‌های استراتژیک و امنیتی که خودش در آنها نقش داشته -از جمله دخالت در جنگ‌های غرب در منطقه گرفته تا وابستگی کامل به چتر حمایتی آمریکا در ناتو- غرق شده است و این وابستگی از زمان جنگ اوکراین به وضوح شروع به نتیجه معکوس کرده و با پیامدهای جنگ علیه ایران که شکنندگی انسجام آتلانتیک را آشکار کرد، بدتر هم شده است.

ایران به خوبی معادله امنیتی خود را به اروپا تحمیل کرده است

وی افزود: تلاش واشنگتن برای تشکیل یک نیروی بین‌المللی برای تحمیل معادله‌ای جدید در تنگه هرمز با مخالفت آشکار اروپا مواجه شد، نه تنها به دلیل هزینه‌های بالای نظامی آن، بلکه به این دلیل که پایتخت‌های اروپایی دریافته‌اند که هرگونه دخالت مستقیم به معنای انتقال پیامدهای رویارویی به خود اروپا از نظر سیاسی، اقتصادی و امنیتی است.

از نظر این تحلیلگر ساکن لندن، ایران در طول سال‌های گذشته موفق به ایجاد یک معادله بازدارندگی شده که فراتر از جغرافیا عمل می‌کند. هرگونه رویارویی با ایران دیگر محدود به مرزهایش یا آب‌های خلیج فارس نیست؛ اثرات آن به زنجیره‌های تامین انرژی، تجارت و ثبات داخلی اروپا نیز گسترش می‌یابد و می‌توان گفت که ایران موفق شده هزینه درگیری را از قلمرو خود به کشورهای اروپایی منتقل کند.

موعده اسکندر با اشاره به اینکه همین امر موجب شده که اروپایی‌ها امروز در موقعیت مهار به جای رویارویی قرار بگیرند، گفت: اروپایی‌ها ممکن است تحت چتر آمریکا حمایت لجستیکی یا سیاسی محدودی ارائه دهند، اما مشارکت در هر پروژه‌ای با هدف تغییر معادله نظامی ایران در هرمز بعید به نظر می‌رسد؛ زیرا اروپا به سادگی فاقد توانایی و انسجام سیاسی برای تحمل عواقب چنین ماجراجویی است.

جنگ با ایران برای آمریکا بسیار پرهزینه و بی‌نتیجه خواهد بود

تحلیلگر مسائل خاورمیانه در پاسخ به اینکه احتمال حمله مجدد آمریکا به ایران چقدر است، اظهار کرد: هر ماجراجویی جدیدی هزینه‌هایی بسیار بیشتر از هرگونه دستاورد سیاسی بالقوه خواهد داشت، که گزینه تشدید گسترده را بعید می‌کند.

از نظر وی، اولا، در سطح بین‌المللی ثابت شده که جنگ با ایران یک عملیات نظامی با نتیجه سریع نخواهد بود و به یک جنگ فرسایشی پرهزینه، چه از نظر اقتصادی و چه از نظر نظامی تبدیل خواهد شد، زیرا هزینه‌های عملیاتی عظیم سیستم‌های دفاع موشکی، کاهش مهمات استراتژیک و عملیات ناوهای هواپیمابر، بمب‌افکن‌ها و سیستم‌های رهگیری، علاوه بر تاثیر مستقیم آنها بر قیمت انرژی، بازارهای جهانی و زنجیره‌های تامین، هزینه روزانه هنگفتی را بر واشنگتن تحمیل می‌کند.

وی افزود: ثانیا، در سطح داخلی آمریکا، هرگونه تشدید تنش جدید به یک واقعیت سیاسی بسیار پیچیده‌تر تبدیل می‌شود و ضررهای اقتصادی و نظامی، به ویژه در بحبوحه اختلافات فزاینده در اردوگاه خود ترامپ، بین یک جریان پوپولیستی انزواطلب که دخالت‌های خارجی را رد می‌کند و جریان دیگری که طرفدار سیاستی تهاجمی‌تر است، صداهای ضد جنگ را در ایالات متحده برمی‌انگیزد.

فرصت ارزشمند جنگ آمریکا با ایران برای چین

موعده اسکندر با اشاره به اینکه عامل موثر سوم چین است، خاطر نشان کرد: واشنگتن می‌داند که صرف منابع خود در یک رویارویی آشکار با ایران -چه با افزایش نفوذ اقتصادی‌اش در خلیج فارس و چه با سوءاستفاده از حواس‌پرتی آمریکا از پرونده‌های حساس‌تر به‌ویژه شرق آسیا و تایوان- به پکن یک فرصت استراتژیک ارزشمند می‌دهد.

به گفته این کارشناس، به همین دلیل، ترامپ -حتی اگر به دنبال نمایش قدرت باشد- می‌داند که هر ماجراجویی جدیدی می‌تواند به سرعت به یک بار استراتژیک تبدیل شود که به جای پوشاندن شکست‌هایش، آنها را بدتر می‌کند. گزینه محتمل‌تر، تشدید حساب‌شده و فشار سیاسی است، نه یک جنگ گسترده که هزینه‌ها و پیامدهای آن قابل کنترل نیست.

تحلیلگر ساکن لندن در مورد تاثیر سفر ترامپ بر تحولات خلیج فارس گفت: این موضوع در نهایت به تصمیم خود ترامپ بستگی دارد و باید دید او به نقطه‌ای رسیده است که تشخیص دهد باید متوقف شود و تغییر موضع دهد، یا هنوز معتقد است که تشدید تنش می‌تواند دستاوردهای سیاسی برای او به ارمغان بیاورد؟

تصمیمات ترامپ عموما در جهت منافع بلندمدت آمریکا نیست

وی افزود: مشکل اصلی این است که تعامل با ترامپ همیشه از منطق محاسبات استراتژیک سنتی پیروی نمی‌کند. سابقه سیاسی او بارها نشان داده که او بر اساس ملاحظات شخصی و انتخاباتی و تصویر قدرتی که می‌خواهد از خود نشان دهد، تصمیم می‌گیرد که لزوما یک قرائت نهادی منسجم از منافع بلندمدت آمریکا نیست.

موعده اسکندر معتقد است ترامپ معمولا از مدل بنیامین نتانیاهو استفاده می‌کند و از تشدید تنش به عنوان راهی برای خروج از بن‌بست داخلی یا خارجی بهره می‌گیرد و بر این اساس، این بحران پرونده‌ای نیست که بتوان از طریق تفاهمات بین‌المللی آن را حل کرد.

از نظر این کارشناس، این بحران با تغییرات ساختاری در توازن قدرت منطقه‌ای و ظهور نیروهایی که معادلات بازدارندگی جدیدی را تحمیل کرده‌اند -از جمله ایران- گره خورده است.

وی تاکید کرد: چین می‌تواند در کاهش تنش‌ها یا ارائه یک خروج دیپلماتیک -همانطور که قبلا در نزدیکی عربستان سعودی و ایران انجام داد- نقش داشته باشد، اما نمی‌تواند راهی برای خروج از بحرانی که توسط محاسبات استراتژیک اشتباه آمریکا ایجاد شده به واشنگتن ارائه دهد.

انتهای پیام/

کد مطلب: 1305460

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha

    نظرات

    • نظرات منتشر شده: 2
    • نظرات در صف انتشار: 0
    • نظرات غیرقابل انتشار: 0
    • IR ۱۷:۱۴ - ۱۴۰۵/۰۲/۲۱
      0 0
      مردم که با مذاکرات موافق نبودند ولی قالیباف و پزشکیان رفتند و کلی امتیاز دادن و باز شکست خورد . پس بهتر است کسانی که وقت کشور را در مذاکرات تلف کردن. استعفا بدن
    • IR ۰۰:۳۵ - ۱۴۰۵/۰۲/۲۲
      0 0
      اینکه اعراب چه. میکنند یک بحث است ولی ما به محض اولین شیطنت آمریکا باید مستقیما تاسبسات و کارخانه ها. ا در خاک آمریکا بزنیم. با توجه به نزدیکی جام جهانی این کار ما باعث عقب نشینی امریکا میشود