به گزارش خبرنگار اجتماعی ایسکانیوز، شامگاه گذشته، لرزشی طولانیمدت بار دیگر خواب را از چشمان تهرانیها ربود. احساس مداوم حرکت زمین، این تصور را در میان شهروندان ایجاد کرد که با پدیدهای غیرعادی روبهرو شدهاند. برای واکاوی این رخداد و بررسی فرضیه «تخلیه انرژی» در برابر خطر «پیشلرزه»، به سراغ یک استاد برجستهی زمینشناسی و لرزهنگاری رفتیم تا واقعیتهای علمی را از میان باورهای عامیانه جستجو کنیم.
در ادامه گفتوگوی ایسکانیوز با مهدی زارع استاد برجسته موسسه ژئوفیزیک و لرزهنگاری را بخوانید:
زارع در پاسخ به اینکه آیا زمان لرزش شب گذشته نسبت به بزرگای آن غیرطبیعی بوده است، گفت: اگر منظور مدت زمان لرزش است، برای زمینلرزهای با بزرگای چهار و نیم، این مدت زمان کاملاً عادی و از نظر علمی قابل فهم است. این لرزش حدود ده ثانیه به طول انجامید که با مشخصات فیزیکی این زلزله همخوانی کامل دارد.
معمای زمان؛ چرا لرزش دیشب طولانی به نظر رسید؟
او با طرح اینکه فاصله از کانون زمینلرزه نقش کلیدی در درک مدت زمان آن دارد، اضافه کرد: وقتی از کانون فاصله میگیریم، برای نمونه در مناطق مرکزی تهران که حدود چهل کیلومتر با مرکز رخداد فاصله دارند، طبیعی است که مردم لرزش را با دوام بیشتری احساس کنند؛ در واقع دوام جنبش زمین در فواصل دورتر، مقداری بیشتر به نظر میرسد.
این استاد لرزهنگاری درخصوص آمار جمعیت متاثر از این حادثه، اظهار کرد: حدود هفت میلیون نفر این زمینلرزه را احساس کردهاند که عدد قابل ملاحظهای است. برآوردهای ما نشان میدهد که حدود هشتاد درصد جمعیت تهران که در شعاع بیش از سی کیلومتری کانون بودند، این لرزش را حس کردهاند و به همین دلیل تصور کردند که زمان لرزش بیش از حد معمول بوده است؛ اما از نظر مشخصات فیزیکی، بزرگا و مدت زمان جنبش، این یک رفتار کاملاً طبیعی از سوی زمین بود.
تخلیه انرژی یا پیشآگاهی از فاجعه؟
زارع در پاسخ به این پرسش که آیا لرزههای کوچک واقعاً خطر زلزله بزرگ را از تهران دور میکنند، گفت: این باور که بخشی از آن در میان مردم رواج یافته، تنها در یک جنبه درست است؛ زلزلههای کوچک انرژی را به طور تدریجی رها میکنند و این یک واقعیت علمی است. اما بخش دیگر ماجرا که میتواند نگرانکننده باشد، این است که در منطقهای با تجمع تنش بالا مانند شرق استان تهران، لرزههای پیدرپی همیشه به معنای پایان خطر نیستند.
وی با بیان اینکه دو سناریوی متفاوت برای این لرزهها وجود دارد، گفت: سناریوی خوشبینانه این است که استرسهای جمع شده در زمین به جای یک انفجار بزرگ، در قالب مجموعهای از اتفاقهای کوچک رها شوند که قطعاً ترجیح ما نیز همین است. اما یک سناریوی بدبینانه و محافظهکارانه هم وجود دارد که این لرزهها را مقدمه و پیشلرزه یک اتفاق بزرگتر میداند؛ احتمالی که نمیتوان به سادگی از کنار آن عبور کرد.
او با طرح این موضوع که پتانسیل خطر در این منطقه ریشه تاریخی دارد، اضافه کرد: نباید تصور کرد که احتمال وقوع زلزله بزرگ تنها پس از این لرزههای کوچک ایجاد شده است؛ منطقه تلاقی گسل شمال تهران و گسل مشا از گذشته پتانسیل زلزلههای بزرگ را داشته است. شواهد تاریخی و طول گسیختگی گسلها در اعصار گذشته به خوبی نشان میدهند که این محدوده مستعد لرزشهای شدید است.
افزایش ضریب خطر در تلاقی گسلهای غولپیکر
این استاد لرزهنگاری درمورد تحلیل دادههای اخیر، اظهار کرد: با بررسی توالی زمینلرزههای اخیر، از جمله لرزههای بیست و هشت فروردین و بیست اردیبهشت، احتمال رخداد زلزلهای با بزرگای بیشتر در این منطقه افزایش یافته است. آنالیزهای ما نشان میدهند که بر اساس اطلاعات فعلی، این احتمال بین پنج تا ده درصد نسبت به قبل بیشتر شده است؛ هرچند تاکید میکنم که این خطر از پیش وجود داشته و اکنون تنها تشدید شده است.
وی با بیان تفاوت میان گسلهای داخل شهر و گسلهای پیرامونی، گفت: فاصله محل وقوع زلزلههای اخیر تا گسلهای محدوده شهر تهران مانند گسل ری یا گسل شمال تهران، حدود سی و پنج کیلومتر است. بنابراین به نظر نمیرسد زمینلرزههای محدوده پردیس بتوانند به طور مستقیم باعث تحریک یا چکانش لرزه در گسلهای داخلی شهر تهران شوند و آنها را به مرحله گسیختگی برسانند.
زارع درخصوص نگرانیهای موجود درباره وقوع زلزله ویرانگر، گفت: موضوع اصلی، محل تلاقی گسل شمال تهران و گسل مشا است. اگر این نقطه دچار گسیختگی بزرگ شود و زلزلهای با بزرگای هفت ایجاد کند، شاهد خرابیهای گستردهای خواهیم بود. با توجه به اینکه شهر تهران در فاصله حدود سی کیلومتری این کانون قرار دارد، چنین رخدادی میتواند تبعات جدی و خسارات سنگینی برای پایتخت به همراه داشته باشد.
مرز تخریب در زلزلههای پیرامونی
این کارشناس ژئوفیزیک در پاسخ به اینکه زلزلهای با بزرگای هفت در حومه تهران تا چه شعاعی میتواند خسارتبار باشد، گفت: وقوع لرزهای با چنین قدرتی در محلهای پیرامونی، میتواند خرابیهای گستردهای را حتی در فواصل ۳۰ تا ۳۵ کیلومتری و فراتر از آن ایجاد کند که این موضوع دقیقاً شامل حال شهر تهران نیز میشود.
وی با بیان اینکه نباید زلزلههای بومهن و پردیس را تریگر گسلهای داخلی دانست، تصریح کرد: برخلاف تصور برخی، زلزلههای رخداده در مناطقی مانند پردیس و بومهن الزماً موجب تحریک گسلها در داخل شهر تهران نمیشوند و چنین فرضیهای توجیه فیزیکی دقیقی ندارد.
این استاد لرزهنگاری در واکنش به اینکه چرا شدت احساس لرزه در نقاط مختلف شهر متفاوت است، اظهار کرد: دوری و نزدیکی به کانون زلزله عاملی بسیار مهم است؛ برای نمونه در لرزه اخیر، فاصله کانون تا شمال شرقی تهران ۳۵ کیلومتر و تا غرب پایتخت ۶۵ کیلومتر بود که همین تفاوت ۳۰ کیلومتری باعث شد شدت لرزه در نقاطی مانند پاسداران و نارمک بسیار بیشتر از غرب تهران حس شود.
او با طرح اینکه دورتر شدن از کانون به معنای کاهش شدت احساس شده است، اضافه کرد: هرچند با افزایش فاصله از مرکز زمینلرزه، شدت امواج کاهش مییابد، اما کانون زلزله همیشه ثابت نیست و تغییر مرکز وقوع میتواند معادلات شدت لرزه را در مناطق مختلف پایتخت به کلی دگرگون کند.
زارع در پاسخ به پرسشی درباره عوامل فرعی موثر بر میزان خرابیها، گفت: دوری و نزدیکی تنها یک روی سکه است؛ چرا که مولفههایی نظیر جنس خاک، نوع ساختمان و ارتفاع سازه نیز به همان اندازه در شدت احساس لرزه و میزان خرابیهای احتمالی موثر هستند.
وی با بیان اینکه تفاوت در تخریبها در سطح کلانشهری مثل تهران کاملاً طبیعی است، گفت: باید به این نکته توجه داشت که شدت آسیبها بسته به جایگیری زلزله، فاصله از نقاط مختلف، بزرگای زمینلرزه و ساختار فیزیکی محلهها متغیر خواهد بود.
رد فرضیه مناطق همیشه امن
این استاد ژئوفیزیک در واکنش به اینکه آیا محلههایی در تهران وجود دارند که کاملاً در امان باشند، اظهار کرد: ما الزماً در تهران نقاطی نداریم که یکسره امن یا یکسره ناامن تلقی شوند؛ بلکه وضعیت ایمنی هر منطقه به شدت به مکان قرارگیری کانون زلزله وابسته است.
او با طرح اینکه امنیت و ناامنی در تهران تحت تاثیر سناریوهای مختلف است، اضافه کرد: قابلیت تخریب یا پایداری در هر نقطه از شهر با تغییر سناریوی وقوع زلزله تغییر میکند؛ بنابراین هیچ منطقهای نمیتواند بر اساس یک الگو، خود را برای همیشه از خطر زلزله مصون بداند.
انتهای پیام/
نظر شما