احسان صالحی، کارشناس مسائل سیاسی در گفتوگو با خبرنگار سیاسی ایسکانیوز، با کالبدشکافی وضعیت فعلی سیاسی کشور اظهار کرد: آنچه در سالهای اخیر و فراتر از هیجانات مقطعی جنگ لمس میشود، عبور معنادار اکثریت مردم از صفبندیهای سیاسی رایج است. این روند که از حدود یک دهه قبل آغاز شده، اکنون به نقطهای رسیده که نظرسنجیها از افول محسوس گرایش مردم به دو جبهه سنتی اصلاحطلب و اصولگرا حکایت دارند. به نظر میرسد جامعه ایران به نوعی ملیگرایی تدافعی پناه برده که در آن، عزت و اقتدار ملی بر هرگونه مرزبندی جناحی اولویت یافته است.
وی با انتقاد از عملکرد جریانات سیاسی در بحرانهای اخیر افزود: در نبرد راهبردی اخیر، احزاب بروز و ظهور هویتمندی از خود نشان ندادند. متأسفانه برخی جریانات، کارنامه غیرقابلقبولی از خود بهجا گذاشتند؛ برای نمونه، جبهه اصلاحات که مدعی نمایندگی بخشی از جامعه است، در اعلام موضع نسبت به جنایت ترور رهبر شهید انقلاب، با تأخیر، تردید و لکنت عمل کرد. این رفتارها نشان داد که احزاب شناسنامهدار نه تنها مرجعیت واکنشی خود را از دست دادهاند، بلکه برنامهای هم برای بازسازی این مرجعیت و انطباق با مطالبات حماسی مردم ندارند.
این کارشناس مسائل سیاسی با تبیین پیوند میان کارآمدی و مشارکت سیاسی تصریح کرد: اگرچه دفاع پرشور و مقتدرانه ایران در برابر دشمن متجاوز، غرور ملی را احیا کرده و پتانسیل مشارکت برای پیشرفت کشور را بالا برده است، اما این سرمایه ملی نیازمند مکملهای اجرایی است. نهادهای برخاسته از انتخابات زمانی مقتدر خواهند بود که مردم احساس کنند حضورشان در صحنه، مستقیماً به تغییر وضعیت منجر میشود. مبارزه واقعی با فساد و افزایش کارآمدی، تنها راهِ تبدیل حماسهی میدان به ثبات پایدار است.
صالحی در پایان بر ضرورت باز نگاه داشتن فضای رقابت سیاسی تأکید کرد و گفت: بهبود وضعیت معیشتی و حسِ تأثیرگذاری واقعی منتخبان در تصمیمات کلان، کلید اصلی نرخ مشارکت است. دایره انتخاب مردم نباید با دلایلی که نزد افکار عمومی ناموجه یا غیرمعتبر است، محدود شود؛ چرا که هرگونه انسداد در انتخاب، مستقیماً به کاهش انگیزه برای مشارکت سیاسی منجر خواهد شد. احزاب اگر به دنبال احیای حیات سیاسی خود هستند، باید به جای پیلهنشینی جناحی، به متن مطالبات واقعی و امنیتمحور جامعه بازگردند.
انتهای پیام/
خبرنگار: مریم بقایی
نظر شما