ضرورت بازآفرینی مدل تجمعات مردمی/ محتوا و شعار خیابان باید مبتنی بر مسائل روز باشد

محتوا در نقطه یک ماه پیش مانده و خودش را با شرایط به روز نمیکند و تلاش نمیکند در مردم نیروی جدیدی برای نوع جدیدی از مبارزه خلق بکند در نتیجه تجمعات به تکرار و به یک حالت فرسایشی می‌افتد و می‌بینید که اشعار و مداحی‌ها همان تولیدات روزهای اول جنگ است.

به گزارش گروه فرهنگ و هنر ایسکانیوز، از نخستین شب آغاز جنگ تحمیلی سوم، مردم با شور و احساس عمیق میهن‌دوستی، به صورت خودجوش در میدان‌ها، خیابان‌ها و حسینیه‌ها گرد هم آمدند. این تجمعات نماد همبستگی ملی و حمایت از رزمندگان بود. مردم با دل‌هایی پرشور، فریادهایی از جان برمی‌کشیدند و با حضورشان، پیام روشنی به دشمن می‌دادند که ملت ایران یکپارچه و استوار در برابر تجاوز می‌ایستد. حضور مردم در تجمعات نه از روی الزام، بلکه از روی مسئولیت اجتماعی بود. هر فرد خود را بخشی از پیکر دفاع ملی می‌دانست و حتی ساده‌ترین حضور در این برنامه‌ها را نوعی جهاد فرهنگی تلقی می‌کرد.

اما با گذشت زمان در بسیاری از شهرها، این تجمعات به نوعی مراسم تکراری بدل شده‌اند؛ زمان و مکان برگزاری آن تقریباً ثابت است، محتوای برنامه‌ها تفاوت چندانی ندارد، و مخاطبان نیز بدون آنکه تأملی در پیام اصلی داشته باشند، صرفاً از روی عادت در آن شرکت می‌کنند.

یکی از آسیب‌های جدی این روند، یکنواختی در برگزاری برنامه‌ها است. سخنرانان معمولاً بدون تحلیل تازه و دور از نگاه تبینی، به بیان شعارهای ساده و کلی بسنده می‌کنند. در حالی‌که انتظار می‌رود چنین فضاهایی زمینه‌ای برای تبیین عمیق دستاوردها و فضای برای اتحاد و همدلی فراهم کند، سخنرانی‌ها در سطح کلیات متوقف مانده‌اند. تکرار این رویکرد موجب شده بخشی از جوانان و نسل تازه‌تر، جذب معنای واقعی تجمعات نشوند و میان پیام اصلی و آشکار برنامه‌ها فاصله بیفتد. بازخوانی تاریخ جنگ، نقد تحولات اجتماعی مرتبط با آن، یا بررسی درس‌های مقاومت کمتر در محور محتوا دیده می‌شود.

نقش مداحان نیز در این وضعیت قابل توجه است. مداحی و مرثیه‌خوانی در اوایل جنگ، پر از خلاقیت و احساس زنده بود. نغمه‌ها و اشعار حماسی و مذهبی نو و مؤثر، دل مردم را به حرکت درمی‌آورد. اما امروز بسیاری از مداحان همان اشعار قدیمی را با همان سبک شب‌های نخست جنگ تکرار می‌کنند. نه نوآوری در محتوا دیده می‌شود، نه تغییر در لحن و اجرا. تکرار بی‌وقفه یک سبک مداحی، سبب شده احساس مردم نسبت به این بخش از برنامه‌ها کاهش یابد. از سوی دیگر، تمرکز بر چهره‌های تکراری مداحی در برخی میادین و نقاط خاص شهر، به یکنواختی فضا دامن زده است. به نظر می‌رسد بازنگری در ترکیب مداحان و شاعران آیینی و چرخش مداحان چهره و شناخته شده در اقصی نقاط شهر می‌تواند به احیای روح تازه‌ای در این تجمعات کمک کند.

مشکل دیگری که در این شب‌ها پررنگ‌تر شده، نارضایتی عمومی ناشی از باندها و بلندگوهای سیار خودرویی است. این کاروان‌های خودرو در پاسی از شب، با پخش صدای بلند از بلندگوهای خود، گرچه قصدشان ایجاد شور معنوی است، اما در عمل آرامش شبانه محله‌ها را مختل می‌کنند. خانواده‌هایی که کودکان خردسال یا بیمار دارند، یا افرادی که نیاز به استراحت شبانه دارند، از این وضعیت گلایه دارند. صدای ناهماهنگ و گاه بسیار بلند این تجهیزات نه تنها اثر منفی بر کیفیت زندگی مردم دارد، بلکه باعث دوری برخی از اقشار از این مراسم می‌شود. در واقع، آنچه در ابتدا وسیله‌ای برای تقویت همبستگی اجتماعی بود، امروز در برخی مناطق به منبع تنش و ناراحتی بدل شده است.

برای برون‌رفت از این وضعیت، نیاز به بازآفرینی مدل تجمعات مردمی احساس می‌شود. این بازآفرینی باید در سه محور صورت گیرد. نخست، محتوای برنامه‌ها باید از شعارزدگی فاصله گرفته و به سمت تحلیل و تبین رویدادها حرکت کند. سخنرانان می‌توانند با نگاهی واقع‌گرایانه، از تجربه تاریخی جنگ‌ها درس بگیرند و آن را با چالش‌های امروز جامعه پیوند بزنند. دوم، در بخش مداحی و اجرای آیینی، نوآوری و تنوع باید جایگزین تکرار شود. دعوت از شاعران جوان، استفاده از مضامین امید، مقاومت و انسان‌دوستی، و بهره‌گیری از سبک‌های جدید موسیقایی می‌تواند شاگردان تازه‌ای را جذب کند. سوم، از نظر اجرایی باید نظم و ملاحضه اجتماعی در برگزاری تجمعات رعایت شود؛ محدودسازی صدا و زمان فعالیت بلندگوهای سیار، سامان‌دهی مسیر کاروان‌های خودرو از جمله اقداماتی است که می‌تواند رضایت عمومی را افزایش دهد.

فاطمه رایگانی فعال فرهنگی در گفت‌وگو با خبرنگار فرهنگی ایسکانیوز گفت: در تجمعات شبانه مردم در میادین و خیابان‌ها چند مسئله مهم است که بدان توجه شود. یکی اینکه چون ما با یک پدیده مردمی مواجه هستیم یک حدی از سازماندهی نکردن طبیعی است یعنی مردم به صورت خودجوش به خیابان آمدند و در محلات مدل مردمی این کار باید حفظ شود و باید بگذاریم مردم خودشان با ظرفیت‌های محلی، مسجدی و هیئتی‌شان کار را سازماندهی کنند و برخی سازماندهی‌های سازمانی بیشتر به میادین اصلی مانند میدان انقلاب، میدان آزادی، میدان تجریش و یا حتی میدان ونک و در کل میادینی که جنبه رسانه ای بیشتری دارد و در واقع بازتاب پیدا میکند رفته است.

فرسایشی شدن تجمعات شبانه به دلیل کم‌کاری در تبیین و تحلیل/ محتواها نتوانست خودش را با شرایط آتش بس به روز بکند

وی با بیان اینکه اصلا چرا جاهایی مثل همین میدان انقلاب و... درست و حسابی سازماندهی نمیشود ادامه داد: بعد از اینکه این تجمعات با حضور مردم شکل گرفت و در این اجتماعات مردم به قصد دفاع از مملکت آمدند، یک سری از نهادها و سازمان به این فکر کردند که الان ما چه استفاده‌ای از این مردم می‌توانیم بکنیم. حالا که انتخابات عقب افتاده و ما را نجات داد اما زمانی که انتخابات نزدیک بود میبینید که سخنرانی‌ها ناگهان خیلی سویه‌های شخصی پیدا کرد و هرکسی با نظر خودش یک چیزی میگفت.

این فعال رسانه اظهار کرد: اینکه برخی فکر می‌کنند الان یک ماده خامی به وجود آمده به اسم مردم و حالا هر کدام از این نیروی مردم می‌توانیم چه استفاده‌ای بکنیم و در این هم از اجتهاد های شخصی خودمان استفاده بکنیم خودش باعث یک پراکندگی و آشفتگی عجیب و غریبی میشود و فکر میکنم که برای این وضعیت حتما باید فکری بشود و اگر ما بنا داریم که سازماندهی بکنیم این سازماندهی باید بیشتر به سمت تولید محتواهای تبیینی و تحلیلی برای این میادین بشود.

وی با اشاره به اینکه چرا در برخی نقاط، خیابان به این وضعیت افتاده گفت: احساس می‌کنیم که نفس خیابان مقداری کم شده است و مقداری از آن تاب و توان اولیه افتاده که یکی از مهمترین دلایلش این است که جنگ در مرحله آتش بس قرار دارد. خود جنگ پر از اخبار بود و پر از هیجان بود و اصلا خیلی هم نیاز به تحلیل و تبیین نداشت. یعنی اینقدر وقایع روی دور تند و روی عملیات نشسته بود نیازی به تحلیل نداشت.

رایگانی خاطرنشان کرد: ما در این یک ماه پس از آتش بس نیاز به تحلیل و تبیین داشتیم و فضا طوری بود که چون که جنگ نداشتیم انگار دیگر نمی‌دانستیم باید در میدان و خیابان به مردم چه چیزی بگوییم و هرچه هم که آمدیم گفتیم باز روی محور جنگ نظامی می‌چرخید و محتواها، تحلیل‌ها و تبیین‌ها نتوانست خودش را با شرایط آتش بس به روز بکند به طوری که یا به آتش بس اعتراض داشت یا می‌خواست از آتش بس دفاع کند و در خیابان دو بخش شدیم و بیشتر هم آن سویه اعتراض به آتش بس جدی بود در حالی که ما نیاز داشتیم به گفتارهایی که به مردم بگوید که چرا ما هنوز در جنگ هستیم و چرا اصلا ما آتش بس به معنای اینکه جنگ تمام بشود نداریم.

وی تاکید کرد: ما فقط یک تغییر چهره جنگ از نظامی به زندگی داریم و ادبیاتی وجود ندارد که بتواند به مردم بگوید چه جنگ نظامی باشد و چه جنگ نظامی نباشد جنگ ما با آمریکا و اسرائیل وجودی و تمام نشونده است و در این شرایط باید چیکار بکنیم، چطوری باید جنگ را پیش ببریم و وقتی این اتفاق نمی‌افتد مردم بی انگیزه میشوند برای اینکه مردم منتظرند جنگ شروع بشود و وقتی شروع نمیشود بیشتر از نفس می‌افتند.

این فعال فرهنگی بیان کرد: وقتی که محتوا در نقطه ۲۰ روز تا یک ماه پیش مانده و خودش را با شرایط به روز نمیکند و تلاش نمیکند در مردم نیروی جدیدی برای نوع جدیدی از مبارزه خلق بکند این اتفاق میفتد که تجمعات به تکرار و به یک حالت فرسایشی می‌فتد و میبینید که اشعار و مداحی ها همان تولیدات روزهای اول جنگ است و ما سخنرانانمان، تحلیل‌گرانمان و تبیین کننده هایمان میتوانستند تجمعات را به این سمت ببرند که ما هنوز در جنگ هستیم و فقط مدل جنگ تغییر کرده است.

وی در پایان سخنانش ادامه داد: فکر میکنم علت فرسایشی شدن و تکراری شدن و کمتر صحنه جدید خلق شدن این باشد که در حوزه تحلیلی و تبیینی کم کاری شده و کسانی که استیج گردان هستند برای درست کردن این ادبیات باید تلاش مضاعفی داشته باشند.

در نهایت، تجمعات شبانه مردمی اگر بخواهد همچنان معنای خود را حفظ کند، باید از حالت عادت به حالت آگاهانه و هدفمند بازگردند. احیای روح اصیل همبستگی، بازسازی محتوای فکری و زیبایی‌شناختی برنامه‌ها، و احترام به آرامش و نیاز مردم می‌تواند این تجمعات را به نمادی جدیدتر از ایمان، مقاومت و عشق ملی بدل سازد همان‌گونه که در اولین شب‌های آغاز جنگ تحمیلی سوم بود.

انتهای پیام/

کد مطلب: 1304779

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha