به گزارش خبرنگار اجتماعی ایسکانیوز، در آستانه روز ملی جمعیت، آمارهای رسمی حکایت از یک چرخش تند در ساختار سنی کشور دارند. در حالی که نهادهای دولتی با بودجههای کلان سعی در تشویق مردم به فرزندآوری دارند، واقعیتهای کف جامعه مسیر دیگری را نشان میدهند. آیا بحران جمعیت صرفا یک چالش عددی است یا ریشه در لایههای عمیقتر امنیت روانی و اقتصادی دارد؟ یک پژوهشگر جمعیتشناسی، معتقد است ریشهدار شدن «بیم از آینده» در جان جامعه، کارآمدی بخشنامهها و تبلیغات رسانهای را به چالش گرفته است.
در ادامه گفتوگوی ایسکانیوز با شهلا کاظمیپور، جمعیتشناس و استاد علوم اجتماعی را بخوانید:
کاظمی پور در پاسخ به اینکه آیا کاهش آمار تولد نشان دهنده ترس خانوادهها از آینده است، گفت: کاهش فرزندآوری در ایران دو وجه اساسی دارد. نخست اینکه تمایل به داشتن فرزند به تدریج در حال کم شدن است. اما نکته کلیدی دیگر که کمتر به آن توجه میشود، کاهش جمعیت در معرض باروری است؛ یعنی تعداد زنانی که در سن فرزندآوری قرار دارند، سال به سال کمتر میشود.
وی با اشاره به بالا بودن شمار موالید در دهه شصت، اضافه کرد: در آن دوران هم میزان باروری بالا بود و هم تعداد افراد در سن ازدواج زیاد بود. اکنون متولدان دهههای هفتاد و هشتاد در سن باروری هستند که تعدادشان بسیار کمتر از دهه شصتیها است. در نتیجه وقتی جمعیت پایه کم باشد، تعداد ولادتها هم به طور طبیعی ریزش میکند.
دورنمای رشد منفی جمعیت در سال ۱۴۲۰
این کارشناس جمعیت شناسی در واکنش به اینکه با ادامه این روند، تعداد مرگ بر ولادت پیشی میگیرد، اظهار کرد: ما این روند را به طور مستمر محاسبه میکنیم. سال گذشته حدود ۹۷۹ هزار تولد و در مقابل بیش از ۴۰۰ هزار فوتی ثبت شد. با افزایش سالخوردگی، تعداد مرگها بیشتر و تولدها کمتر میشود تا جایی که رشد جمعیت به صفر و سپس به عدد منفی میرسد.
او با طرح اینکه این بحران منحصر به ایران نیست، تصریح کرد: کشورهای اروپای غربی، آمریکا و آسیای جنوب شرقی هم این مراحل را طی کردهاند. پیش بینیهای ما نشان میدهد که پس از سال ۱۴۲۰، رشد جمعیت در ایران قطعا منفی خواهد شد که پیامدهای متعددی در پی دارد.
وی با بیان اینکه این موضوع بر نظام آموزشی هم اثر میگذارد، گفت: در دهههای آینده قطعا با صندلیهای خالی در مدارس مواجه میشویم. البته این موضوع بستگی به رویکرد دولتها دارد؛ میتوان با بودجه مناسب، کیفیت مدارس را افزایش داد و کلاسهای درس را با جمعیت کمتر و بازدهی بالاتر اداره کرد.
شکست سیاستهای مهاجرتی و مشوقهای مالی
کاظمی پور در پاسخ به سوالی درباره الگوهای جهانی مقابله با کاهش جمعیت گفت: کشورهای دیگر دو سیاست اصلی شامل حمایت مالی از والدین و سیاستهای مهاجرتی را اجرا کردند. سیاستهای مهاجرتی در تعدیل ساختار سنی آنها موفق بود اما مشوقهای مالی، حتی با وجود اجرای دقیق مرخصیهای باحقوق و امکانات زایمان، تاثیر چشمگیری در افزایش موالید نداشت.
این استاد دانشگاه با مقایسه وضعیت ایران با کشورهایی چون آلمان یا کانادا، اظهار کرد: در کشوری مانند کانادا، سیاست مهاجرتی بسیار سخت گیرانه و بر اساس تخصص و سن زیر چهل سال است. اما در ایران مدیریت مهاجرت وجود ندارد؛ دروازهها باز بوده و افرادی وارد شدهاند که نه تنها کمکی به ساختار اقتصادی نمیکنند، بلکه به دلیل نیازهایشان بار سنگینی بر دوش جامعه هستند.
او با طرح اینکه رها کردن مرزها بازدارنده است، اضافه کرد: اگر مدیریت صحیح نباشد، تغییر جغرافیای جمعیتی و غلبه جمعیت مهاجر میتواند در آینده به یک بحران اجتماعی تبدیل شود.
پذیرش واقعیت خانوادههای کوچک
کاظمی پور با بیان اینکه نرخ فرزندآوری در ایران به حدود ۱.۵ رسیده است، گفت: جامعه باید با روال جدید سازگاری پیدا کند. همانطور که روزگاری از خانوادههای گسترده روستایی به خانوادههای هستهای شهری رسیدیم، اکنون نیز باید با واقعیت خانوادههای بسیار کوچک هماهنگ شویم.
این کارشناس جمعیت شناسی در پاسخ به اینکه چرا تبلیغات رسانهای برای فرزندآوری نتیجه نمیدهد، ابراز کرد: جامعه با این رویکردها همراهی نمیکند. علت اصلی این است که دولتها نباید به طور مستقیم در این مسائل خصوصی مداخله کنند. تجربه نشان داده است هرگاه عملکرد دولتها مورد رضایت مردم نباشد، افراد در برابر خواستههای رسمی مقاومت میکنند.
وی با بیان اینکه تبلیغات فعلی تصنعی است، اضافه کرد: وقتی پیامی از دل برنیاید، بر دل هم نمینشیند. مردم به تبلیغاتی که با واقعیت زندگی آنها همخوانی ندارد، بها نمیدهند. دولت باید به جای تصدیگری و شعار، به سراغ حل ریشهای مشکلات برود.
تمرکز بر معلول به جای علت
کاظمی پور درخصوص دغدغههای والدین اظهار کرد: وقتی با مردم صحبت میکنیم، آنها میگویند دلواپس شغل و تامین آینده فرزند خود هستند. دولت وظیفه دارد این معضلات را حل کند. ما همواره به معلول میپردازیم و از مصیبتهای پیری جمعیت سخن میگوییم، اما سراغ علت اصلی نمیرویم.
او با طرح نتایج پژوهشی که در سال ۱۴۰۴ در تهران انجام شد، تصریح کرد: در تحقیق روی دو هزار نفر، اصلیترین علت عدم تمایل به فرزندآوری، «نگرانی از آینده» و «عدم امنیت» عنوان شده است. تا زمانی که این نگرانیها برطرف نشود، جامعه با سیاستهای جمعیتی همراهی نخواهد کرد.
وی در پایان با بیان اینکه مسئولیت اقتصاد بر عهده دولتمردان است، گفت: در یک نظام اجتماعی، هر فرد به فکر کیفیت زندگی خود است. نمیتوان از مردمی که نگران فردای خود هستند انتظار داشت به فکر چرخهای اقتصادی دهههای آینده باشند. دولت باید زیربناهای اقتصادی و اجتماعی را به گونهای تقویت کند که امنیت و اعتماد به جامعه بازگردد.
انتهای پیام/
نظر شما