به گزارش خبرنگار بینالملل ایسکانیوز، در حالی که تنشها میان ایران و ایالات متحده همچنان در خلیج فارس ادامه دارد و تقریبا هر روز گزارشهایی از درگیری محدود میان نیروهای نظامی دو طرف منتشر میشود، بسیاری از ناظران معتقدند شرایط کنونی با سناریوی یک جنگ تمامعیار فاصله دارد. تجربه ماههای گذشته نشان داده که ایالات متحده به خوبی از هزینههای سنگین درگیری با ایران آگاه است و همین مسئله موجب شده که تقابلها عمدتا در سطح فشارهای سیاسی، اقتصادی و اقدامات محدود نظامی باقی بماند. با این حال، تداوم بیاعتمادی عمیق تهران نسبت به واشنگتن همچنان خطر هرگونه اشتباه محاسباتی را حفظ کرده است.
بیشتر بخوانید:
تناقضگویی؛ تاکتیک ترامپ برای سردرگمی حریف / آمریکا برای عملیات اسرائیل در لبنان زمان میخرد
در همین حال، تلاشهای دیپلماتیک برای کاهش تنش نیز با چالشهای جدی روبهرو است. فاصله قابل توجه میان مطالبات ایران و خواستههای آمریکا باعث شده بسیاری از تحلیلگران نسبت به دستیابی سریع به توافق تردید داشته باشند. از سوی دیگر، به نظر میرسد کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز رویکرد یکسانی در قبال این بحران ندارند. در حالی که برخی بازیگران منطقهای از کاهش تنش و دستیابی به توافق استقبال میکنند، برخی دیگر -از جمله امارات، کویت و بحرین- همچنان بر تداوم فشار بر ایران تاکید دارند.
در میان تمامی موضوعات مورد اختلاف، گمانهزنیهای اخیر درباره سرنوشت داراییهای مسدودشده ایران بیش از سایر مسائل حساسیتبرانگیز شده است. برخی گزارشها از احتمال استفاده آمریکا از بخشی از این داراییها برای جبران هزینهها یا پرداخت مطالبات برخی بازیگران منطقهای حکایت دارد و در صورت درست بودن این ادعا میتواند به یکی از مهمترین نقاط اختلاف میان تهران و واشنگتن تبدیل شود. از نگاه بسیاری از تحلیلگران، نحوه برخورد با این پرونده نه تنها بر آینده مذاکرات احتمالی تاثیر خواهد گذاشت، بلکه میتواند معیاری مهم برای سنجش میزان جدیت طرفین در حرکت به سمت کاهش تنش یا ورود به مرحلهای تازه از رویارویی باشد.
دکتر محمد قادری -کارشناس مسائل بین الملل- در گفتگو با ایسکانیوز به سوالاتی در مورد آخرین تحولات میان ایران و آمریکا پاسخ داد.
انتقال داراییهای ایران به کشورهای خلیج فارس مساوی فروپاشی روند مذاکرات
وی در خصوص ادعای مطرح شده توسط برخی رسانهها در ارتباط با پرداخت داراییهای مسدود شده ایران به کشورهای خلیج فارس به عنوان غرامت جنگ تصریح کرد: به نظر میرسد این خبر یک عملیات روانی باشد و اگر آمریکا واقعا قصد انجام چنین کاری را داشته باشد، به معنای فروپاشی روند مذاکرات باشد.
از نظر این کارشناس مسائل بین الملل، تنها در صورتی میتوان چنین خبری را پذیرفت که تلقی ما این باشد که آمریکا عامدانه خواستههایی را مطرح میکند که روند مذاکرات را به شکست بکشاند.
وی افزود: پذیرش چنین مسئلهای از طرف کشورهای خلیج فارس بدان معنا است که آنها میخواهند بر همان مدار قبلی با ایران حرکت کنند و طبیعتا در صورت درست بودن این ادعاها، مناسبات فی ما بین در همان حالت تیرگی خود باقی خواهد ماند؛ در حالی که هم در طول جنگ و هم در دوران سکوت و آتشبس پیامهایی از سوی برخی کشورهای خلیج فارس ارسال شده که خواهان از سرگیری روابط دوستانه با ایران هستند.
برخی کشورهای خلیج فارس اختیاری از خود ندارند
به اعتقاد قادری، شاید تصور برخی کشورهای منطقه قبل از جنگ این بود که آمریکا میتواند از آنها حفاظت کند اما متوجه شدند که در عمل چنین اتفاقی رخ نخواهد داد و رفتار و آمریکا و رژیم صهیونیستی نشان داد که این کشورها قابلیت ندارند که به عنوان یک موضوع مستقل در سیاست خارجی این کشورها مطرح شوند.
وی در پاسخ به اینکه تفاوت دیدگاهی در بین کشورهای خلیج فارس وجود دارند و بر خلاف عمان، قطر و عربستان که تمایلی بیشتری به کاهش تنش دارند، امارات، بحرین و کویت گزینه نظامی علیه ایران را ترجیح میدهند، گفت: آنچه که در رسانهها مطرح میشود، با مسائل واقعی همخوانی ندارد و به نظر میرسد عموم این کشورها در فضای رسانهای یک رویکرد را دنبال میکنند اما مثلا امارات طی هفتههای گذشته جلساتی در سطوح غیرسیاسی برگزار کردند و به شدت به دنبال تلطیف کردن فضای موجود بودند.
کارشناس مسائل بینالملل با اشاره به موضع ایران مبنی بر اینکه تنظیم مناسبات با کشورهای خلیج فارس پیش شرطهایی دارد، خاطر نشان کرد: لازم است که خاک این کشورها محل استفاده دشمن آمریکایی و اسرائیلی علیه ایران نباشد و تنها در این صورت روابط از سر گرفته خواهد شد.
محمد قادری در مورد دو کشور کویت و بحرین نیز تصریح کرد: دولتهای این دو کشور اساسا هیچ اختیار عملی از خود ندارند و همین امر برای ایران مسئله ساز شده و در برونداد رسانهای نیز تحت تاثیر همین فضا قرار دارد.
کشورهای خلیج فارس متوجه شدهاند که توان سرساخ شدن با ایران را ندارند
از نظر وی، کشورها در جنوب خلیج فارس به دو دسته تقسیم میشوند؛ گروه اول، کشورهایی که در ابتدا با امریکا و اسرائیل همراهی میکردند اما امروز صف خود را از آنها جدا کرده و دیگر رفتار خصمانه ندارند و گروه دوم، کشورهایی که قدرت تصمیمگیری در داخل خود را ندارند و به طور مشخص تحت فشار آمریکا و اسرائیل موضوعات را پیگیری میکنند.
به گفته این کارشناس، اکنون کشورهای خلیج فارس متوجه شدهاند که سر شاخ شدن با جمهوری اسلامی به نفع منافع و امنیت ملی آنها نیست و از طرف دیگر، این کشورها اکنون وضعیت خوبی ندارند.
قادری در مورد احتمال مجدد درگیری بین ایران و آمریکا اظهار کرد: رژیم صهیونیستی و آمریکا به این نتیجه رسیدند که توان کسب برتری بر ملت ایران را در عرصه نظامی ندارند و به همین دلیل الگوی تقابل و مواجهه آنها با ایران تغییر کرده است؛ آنها در عرصه نظامی از هر عرصهای که میتوانستند از جمله هلی بورن نیروی نظامی استفاده کردند که در نهایت با شکست مواجه شدند.
برنامهریزی موساد برای برهم زدن روند مذاکراتی
وی افزود: با توجه به هزینههای سرسام اور تقابل نظامی با ایران آنها دیگر آن رویکرد را تکرار نخواهند کرد اما اینکه از چه روش جایگزینی استفاده خواهند کرد، نکته مهم دیگری است و باید بدانیم خصومت آنها ادامه پیدا میکند اما چون توانمندی نظامی آنها در حدی نبود که اهدافشان را محقق کنند، در خواست مذاکره و آتشبس دادند که آن را هم تحت تهدید و محاصره ادامه میدهند.
کارشناس مسائل بین الملل در پاسخ به اینکه با توجه به شکاف عمیق بین طرفین احتمال توافق چقدر است، گفت: احتمال دستیابی به توافق بستگی به این دارد که جمهوری اسلامی ایران بتواند حقوق خود را در فرایند مذاکرات تضمین کند و آمریکا حقوق ملت ایران را بپذیرد، توافق در دسترس خواهد بود اما نکته مهم اینجاست که طرف مقابل، لزوما کشور آمریکا نیست و ما در فرایند مذاکرات شاهد بودیم که صهیونیستها با فشار بر شخص ترامپ و اطرافیانش، فضا ناگهان ملتهب میشود.
به گفته قادری، صهیونیستها ترامپ را در شرایطی قرار میدهند که روند مذاکرات با مشکل مواجه شود و به عنوان مثال، گاهی او را در فضای تهدید و قتل قرار میهند؛ مانند اتفاقی که در نشست خبری و یا در حیات کاخ سفید برای او رقم خورد و اکثر تحلیلگران امنیتی بر این باورند که این اتفاقات توسط موساد برنامهریزی شده است.
انتهای پیام/
نظر شما