به گزارش خبرنگار بینالملل ایسکانیوز، در حالی که طی هفتههای اخیر بارها گمانهزنیهایی درباره احتمال ازسرگیری جنگ میان ایران و ایالات متحده آمریکا مطرح شده، بسیاری از تحلیلگران معتقدند تجربه «جنگ رمضان» محاسبات واشنگتن را بهطور جدی تغییر داده است. برخلاف پیشبینیهای اولیه، ایران نهتنها توانست در برابر فشار همزمان آمریکا و رژیم صهیونیستی مقاومت کند، بلکه با حفظ انسجام داخلی و تداوم حملات موشکی و پهپادی، معادلات نظامی منطقه را نیز تحت تاثیر قرار داد که موجب شگفتی محافل نظامی و امنیتی آمریکا شد.
بیشتر بخوانید:
سنای آمریکا اختیارات جنگی ترامپ را محدود کرد/ آغاز تبعات شکست در برابر ایران برای دولت آمریکا
در همین چارچوب، بسیاری از ناظران سیاسی عقبنشینیهای چندباره ترامپ از تهدید حمله مجدد به ایران را ناشی از مجموعهای از عوامل میدانند که از ناکامی در دستیابی به اهداف اعلامی جنگ و افزایش فشارهای سیاسی داخلی گرفته تا نگرانی از تبعات اقتصادی بحران در آستانه رویدادهای مهم بینالمللی از جمله جام جهانی را در برمیگیرد. افزایش قیمت انرژی، آسیبپذیری پایگاههای آمریکا در منطقه و نگرانی متحدان واشنگتن در خلیج فارس، از دیگر عواملی است که به اعتقاد تحلیلگران، کاخ سفید را نسبت به ورود دوباره به یک درگیری گسترده محتاطتر کرده است.
از سوی دیگر، تداوم این بحران باعث شده بسیاری از قدرتهای آسیایی از جمله هند با دقت بیشتری تحولات منطقه را دنبال کنند. نخبگان اقتصادی و راهبردی هند معتقدند حفظ همکاریهای اقتصادی و ترانزیتی با ایران، بهویژه در پروژههایی همچون بندر چابهار و کریدورهای منطقهای، برای منافع بلندمدت دهلینو اهمیت حیاتی دارد. در چنین شرایطی، جنگ اخیر نهتنها موازنه قدرت در خاورمیانه را تحت تاثیر قرار داده، بلکه پرسشهای مهمی درباره آینده حضور آمریکا در منطقه و تغییر نظم ژئوپلیتیکی آسیا ایجاد کرده است.
دکتر «پاوان چوراسیا» -پژوهشگر ارشد مرکز تحقیقاتی بنیاد هند- در گفتگو با ایسکانیوز به سوالاتی در مورد تحولات خلیج فارس و تنگه هرمز پاسخ داد.
متن کامل این گفتگو بدین شرح است:
- برخی تحلیلگران بر این باورند شگفتی آمریکا از توان نظامی ایران و ناکامی در دستیابی به اهداف در جنگ اخیر موجب عقب نشینی چند باره ترامپ از حمله مجدد به ایران شده است. نظر شما در خصوص توان تاب آوری ایران در برابر آمریکا و اسرائیل چیست؟
بدون تردید تاب آوری ایران در برابر کارزار نظامی شدید ایالات متحده و اسرائیل در 28 فوریه 2026 موسوم به «عملیات خشم حماسی» که حملاتی به رهبری، سایتهای هستهای، زیرساختهای موشکی و دفاعی را دربر میگرفت، فوق العاده بود. شهادت آیتالله علی خامنهای -رهبر عالی ایران- و تخریب قابل توجه قابلیتهای متعارف ضربهای شدیدی برای هر دو طرف بود.
با این وجود، استراتژی «دفاع موزاییکی» ایران که شامل فرماندهی غیرمتمرکز، ابزارهای نامتقارن آن مانند پهپادها و موشکها و برونریزی هزینهها از طریق نیروهای نیابتی منطقهای و اختلال در تنگه هرمز میشد، به این کشور اجازه داد تا شوکها را تحمل کند، حملات تلافیجویانه را آغاز کند و از فروپاشی نظام سیاسی جلوگیری کند. بر اساس ارزیابیهای اطلاعاتی ایالات متحده، دوام نظام سیاسی ایران با وجود شهادت رهبری ناشی از دستگاه امنیتی قدرتمند، انسجام ایدئولوژیک و پویایی نظام سیاسی بوده است.
تابآوری ایران، محدودیتهای اعمال قدرت شتابزده علیه یک بازیگر با انگیزه و دارای مزیت جغرافیایی را برجسته میکند. این امر باعث توقف در تشدید تنشها از جمله عقبنشینی اخیر ترامپ از حملات به اصرار متحدان خلیج فارس شده و پویاییها را به سمت مذاکره تغییر داده است. با این حال، بهبودی بلندمدت در بحبوحه آسیب به زیرساختها و انزوا چالش برانگیز خواهد بود.
- چقدر احتمال میدهید که آمریکا مجددا به ایران حمله کند؟
من معتقدم که احتمال حمله در کوتاهمدت همچنان بالاست، اما به نوعی توسط دیپلماسی تعدیل میشود. اما نمیتوان کاملا مطمئن بود که حرکت بعدی ترامپ چه خواهد بود. او بارها با اشاره به مذاکرات متوقف شده بر سر مسائل هستهای، دسترسی به تنگه هرمز و خواستههای ایران -مثلا کاهش تحریمها، خروج ایالات متحده از خلیج فارس- از آمادگی برای حملات گسترده مجدد «در یک لحظه» خبر داده است.
گفته میشود که ترامپ در روزهای اخیر پس از درخواستهای امارات، عربستان سعودی و قطر، حمله برنامهریزی شدهای را به تعویق انداخته و «مذاکرات جدی» را جایگزین آن کرده است. دو عامل مهم که ممکن است احتمال حمله را افزایش میدهند همسویی ایالات متحده و اسرائیل در تضعیف برنامههای هستهای/موشکی ایران و فشار بر نظام سیاسی ایران هستند و اینکه ترامپ جنگ را در داخل «محبوب» جلوه میدهد.
در مقابل، دو عامل که احتمال حمله را کاهش میدهند را میتوان ترجیح کشورهای خلیج فارس برای حفظ ثبات به جای محافظت از اقتصادهای نفتی؛ هزینههای بالای طولانی شدن (از دست دادن هواپیماهای آمریکایی، سرایت به منطقه) و ذخایر موشکی باقی مانده ایران -که ارزیابی میشود حدود ۷۰٪ همچنان باقی مانده- و میتواند امکان تلافیجویی پرهزینه را فراهم کند. یک راه خروج دیپلماتیک از طریق میانجیها در هفتههای آینده محتمل است، اما اگر توافقی حاصل نشود، ممکن است سیاست ریسکپذیری از سر گرفته شود. هند از خویشتنداری چندجانبه حمایت میکند، زیرا درگیری مجدد بازارهای جهانی انرژی و تعاملات متنوع هند در غرب آسیا را مختل میکند.
- تبعات این جنگ برای آمریکا و اقتصاد جهانی را چه میدانید و چه تاثیری بر اعتبار جهانی آمریکا گذاشته است؟
این جنگ هزینههای ملموسی را بر اقتصاد ایالات متحده و جهان تحمیل کرده است. حملات اولیه و واکنشهای ایران -از جمله اختلالات هرمز- قیمت نفت را افزایش داد (بیش از ۱۱۰ دلار در هر بشکه در اوج)، قیمت بنزین ایالات متحده را بالا برد و حدود ۲۵+ میلیارد دلار ضرر آشکار به شرکتها وارد کرد که به شدت به شرکتهای هواپیمایی از طریق سوخت وارد شد.
اثرات گستردهتر شامل مشکلات زنجیره تأمین، زیرساختهای آسیبدیده خلیج فارس که تعمیر آن احتمالا سالها طول میکشد، کمبود کود و فشارهای تورمی است که در صورت طولانی شدن، خطر رشد کندتر ایالات متحده، تورم بالاتر و خطرات رکود اقتصادی را به همراه دارد. برای ایالات متحده، به طور خاص، این یک وضعیت ترکیبی بوده است. موفقیتهای نظامی در تضاد با پراکندگی استراتژیک، عدم دستیابی به تغییر سریع نظام سیاسی یا برچیدن کامل سلاحهای هستهای، به علاوه ضربه اقتصادی به متحدان است.
این جنگ در سطح جهانی، آمریکا را به عنوان کشوری که مایل به استفاده یکجانبه از نیروی نظامی فراگیر است، به تصویر کشیده است که این امر به اعتبار آن در میان کشورهای غیرمتعهد لطمه زده و از نظر برخی، برداشتها از غیرقابل پیشبینی بودن ایالات متحده در مقابل شرکای باثباتتری مانند چین را تشدید کرده است. هند به این پیامدها به صورت عملگرایانه نگاه میکند: اختلالات امنیت انرژی، نیاز به واردات متنوع و اتصال -مثلا از طریق جایگزینهای چابهار- را تقویت میکند، در حالی که بر ارزش دیپلماسی بر تشدید تنش تاکید دارد.
- دیدگاه نخبگان هندی در مورد تداوم همکاری اقتصادی با ایران چیست و دهلی نو چه برنامه ای برای این مسئله دارد؟
نخبگان هند در محافل سیاسی، استراتژیک و تجاری -با وجود همه چالشها- به طور گسترده از تعامل عملگرایانه و مبتنی بر منافع با ایران حمایت میکنند. ارکان اصلی شامل انرژی (ایران به عنوان یک تامینکننده تاریخی، هرچند تحت تحریمها کاهش یافته است)، اتصال استراتژیک از طریق بندر چابهار (قرارداد 10 ساله، سرمایهگذاری هند برای دسترسی به افغانستان/آسیای مرکزی با دور زدن پاکستان) و روابط فرهنگی/تاریخی است. همکاری در بحبوحه فشارهای ایالات متحده از طریق مکانیسمهای روپیه-ریال و در سایه معافیتهای تحریمی ادامه دارد.
طرح دهلی نو بر تنوع بخشی تاکید دارد که عبارت است از: تعمیق روابط خلیج فارس/اسرائیل برای امنیت/انرژی در عین حفظ پیوندهای ایران برای تنوعبخشی و استراتژی «به غرب فکر کن». پس از جنگ، اولویتها احتمالا شامل موارد زیر خواهد بود:
تسریع عملیات چابهار برای ایجاد کریدورهای تجاری مقاوم؛ بررسی تجارت مقاوم در برابر تحریمها (مثلا در کشاورزی، داروسازی)؛ و ایجاد تعادل دیپلماتیک برای ترویج کاهش تنش، همانطور که در درخواستهای هند برای خویشتنداری دیده میشود. نخبگان خطرات از جمله نوسانات هرمز را تشخیص میدهند، اما ایران را برای اتصال اوراسیا در بحبوحه رقابت قدرتهای بزرگ ضروری میدانند. به طور کلی، هند ثبات را برای شهروندان خارج از کشور خود را در اولویت قرار داده و گفتگو را بر رویارویی در غرب آسیا ترجیح میدهد.
انتهای پیام/
نظر شما