به گزارش خبرنگار علم و فناوری ایسکانیوز؛ شرکت «فناوران فراز آسمان پارسیان» با نام تجاری «پراویا» یکی از معدود مجموعههای فناور ایرانی است که توانسته در حوزه فوقتخصصی روانکارهای هوایی وارد شود؛ صنعتی که در جهان در انحصار تعداد محدودی از برندهای بزرگ بینالمللی قرار دارد. پراویا که نام آن از عبارت Persian Aviation گرفته شده، امروز به عنوان تنها برند ایرانی تولیدکننده روغنهای هواپیمایی شناخته میشود و در کنار محصولات هوایی، در حوزه روانکارهای خودرویی، صنعتی و دریایی نیز فعالیت میکند. شکلگیری این مجموعه از دل یک ایده تحقیقاتی و با تمرکز بر بومیسازی فناوریهایی آغاز شد که پیشتر وابستگی کامل به نمونههای خارجی داشتند.
داستان شکلگیری پراویا به تجربه شخصی بنیانگذار آن در دوران خدمت سربازی در نیروی هوایی ارتش بازمیگردد؛ جایی که محدودیت و وابستگی کشور در تأمین روغنهای تخصصی هواپیما، زمینه ورود او و یک تیم کوچک تحقیقاتی به این حوزه را فراهم کرد. این تیم با ترکیبی از متخصصان فنی هوایی، شیمیدانها و کارشناسان روانکار، از میانه دهه ۱۳۹۰ فعالیت تحقیق و توسعه خود را آغاز کرد و نخستین محصولات هوایی خود را در سال ۱۳۹۸ با همکاری شرکت نفت بهران به مرحله تولید رساند. موفقیت اولیه در تولید روغن موتور هواپیماهای سبک، مسیر توسعه محصولات پیچیدهتر مانند روغنهای موتور جت و سیستمهای هیدرولیک هوایی را هموار کرد.
پراویا در سالهای بعد تلاش کرد فراتر از مونتاژ یا تولید تحت لیسانس حرکت کند و بر توسعه دانش فنی مستقل تمرکز داشته باشد. مدیر این شرکت تأکید میکند که هیچیک از فرمولاسیونهای مجموعه خریداری نشده و تمام محصولات، حاصل تحقیق و توسعه داخلی است؛ موضوعی که در صنعت روانکارهای هوایی اهمیت ویژهای دارد، زیرا شرکتهای بزرگ بینالمللی معمولاً فناوری و فرمول محصولات استراتژیک خود را در اختیار دیگران قرار نمیدهند. همین رویکرد باعث شد پراویا علاوه بر توسعه روغنهای تخصصی هوانوردی، در طراحی پکیجهای افزودنی و تولید محصولات پیشرفته صنعتی و خودرویی نیز به دانش فنی بومی دست پیدا کند.
پراویا در کنار توسعه فناوری، تجربه ورود به بازارهای صادراتی را نیز داشته است. این شرکت موفق شد مجوز صادراتی روسیه را دریافت و نخستین محموله روانکارهای هوایی خود را به این کشور ارسال کند؛ اتفاقی که از آن به عنوان نخستین تجربه صادرات روانکار هوایی ایرانی یاد میشود. با این حال، مشکلات اداری، محدودیتهای صادراتی و چالشهای مرتبط با ساختارهای داخلی، ادامه این مسیر را دشوار کرد و پروژهای که میتوانست به درآمد چند صد میلیون دلاری برای کشور منجر شود، متوقف شد.
امروز پراویا علاوه بر حوزه هوانوردی، طیف گستردهای از روانکارها را برای صنایع مختلف تولید میکند؛ از روغن موتور و گیربکس خودرو گرفته تا روانکارهای توربین، کمپرسور، صنایع دریایی، حفاری نفت و سیستمهای ریلی.
در ادامه مصاحبه ما را با محمدجواد خواجه، بنیانگذار و مدیرعامل شرکت پروایا میخوانید:
رشته تحصیلی و مسیر کاری شما چه بوده؟
من خلبان هستم و در کنار خلبانی، کارگردانی سینما هم خواندهام. کارشناسیام را در دانشگاه سروش صداوسیما گرفتم. در واقع همزمان دو مسیر را جلو بردم؛ یکی حوزه پرواز و دیگری سینما.
در حوزه سینما، به عنوان دستیار تدارکات کار کردم. بعد دستیار و سپس جانشین تولید و بعد مدیر تولید در چند پروژه شدم. حتی در برخی پروژهها دستیار کارگردان بودم. آخرین کار مهمم در سینما فیلم «ابله» به کارگردانی نرگس آبیار بود که به عنوان دستیار کارگردان فعالیت داشتم. در کنار اینها، روی پروژههای کوتاه و برنامهریزی تولید هم کار کردم، اما بهمرور درگیر پروژههای صنعتی و شرکت شدم و سینما برایم کمرنگ شد.
در دوره سربازی در نیروی هوایی ارتش با شرایط تأمین روغنهای هوایی آشنا شدم و دیدم این حوزه در کشور بسیار محدود و وابسته است. همانجا تحقیق کردم و در سال ۱۳۹۴ به این نتیجه رسیدم که حدود ۲۷ تا ۳۰ نوع محصول هوایی در کشور استفاده میشود. بعد از پایان سربازی، شروع به نوشتن پروپوزال و تحقیق کردم. یک تیم کوچک سه تا چهار نفره شامل افراد فنی هوایی، شیمیدانها و متخصصان روغن تشکیل دادم. در این مرحله بهتدریج شرکت را به فاز تحقیق و توسعه بردیم.
در سال ۱۳۹۸ دو محصول را فرمولاسیون کردیم. با همکاری شرکت نفت بهران، این محصولات با نام «بهران اوج ۱» و «بهران اوج ۲» تولید شدند. مالکیت فکری با ما بود، اما تولید با نام بهران انجام میشد.
این روغنها مخصوص موتورهای پیستونی هواپیما بودند؛ یکی برای موتورهای روتکس و دیگری برای موتورهای لایکومینگ و کانتیننتال. این موتورها در هواپیماهای سبک و آموزشی استفاده میشوند.
بعد از موفقیت اولیه، وارد حوزه روغنهای جت و سیستمهای هیدرولیک شدیم. تا پایان سال ۱۳۹۹ حدود هفت محصول جدید در حوزه هواپیمایی تجاری توسعه دادیم.
در سال ۱۴۰۰ کارخانهای در شهرک صنعتی شمسآباد اجاره کردیم و برند خودمان با نام پراویا را راهاندازی کردیم. در ابتدا مشکلات زیادی داشتیم، حتی درگیر اختلافات حقوقی و مسائل قضایی شدیم، اما بعد از مدتی دوباره تولید را ادامه دادیم.
بعد از یک دوره سخت، شرکت دانشبنیان نوپا شد و سپس با ارزیابی مجدد، به سطح دانشبنیان فناور ارتقا پیدا کرد. کارخانه را به محل بزرگتری منتقل کردیم و ظرفیت تولید افزایش یافت و تعداد محصولات ما از هفت محصول به حدود ۳۰ تا ۴۰ محصول در حوزههای هوایی، صنعتی و دریایی رسید.
آیا تاکنون محصلاتتان را صادر کردهاید؟ به چه کشوری و کدام محصول را؟
ما موفق شدیم رجیستر صادراتی روسیه را بگیریم و قرارداد صادراتی امضا کنیم. این اولین بار بود که چنین اتفاقی برای یک تولیدکننده روانکار ایرانی رخ میداد. حتی یک محموله اولیه هم ارسال شد. اما بعداً به دلیل مشکلات اداری و تصمیمات گمرکی و استاندارد، روند صادرات متوقف شد. حتی پروندههای قضایی هم تشکیل شد، که بعد از حدود ۲۰ ماه نهایتاً تبرئه شدیم.
با این حال، آن پروژه بزرگ صادراتی عملاً از بین رفت و برنامهای که میتوانست به صادرات سالانه چند ده میلیون دلاری برسد، متوقف شد. در حال حاضر همچنان درگیر تولید هستیم، اما با محدودیتهای جدی مثل کدهای ISIC، قوانین دانشبنیان و محدودیتهای صادراتی. این قوانین باعث شده توسعه محصولات جدید و صادرات سخت شود.
واقعیت این است که روسیه یک نیاز جدی به روغنهای هواپیمایی داشت و ایران میتوانست حداقل سالی ۳۰۰ تا ۴۰۰ میلیون دلار فقط از این بازار درآمد داشته باشد، اما این فرصت از دست رفت.
به نظر شما دلیل اصلی عدم موفقیتتان در صادرات محصولات چه بوده است؟
به نظر من بخشی از این شکست به دلیل تصمیمات داخلی بود؛ حتی به من وام داده نشد و در ساختارهای مختلف این نگاه وجود داشت که چرا یک شرکت خصوصی وارد این حوزه شود.
در حالی که ما قراردادهایی هم داشتیم، حتی از سمت معاونت علمی و فناوری هم قراردادی بسته شده بود که قرار بود ما به صورت انحصاری به روسیه صادرات انجام دهیم. اما در عمل، این مسیرها با موانع جدی مواجه شد و در نهایت صادراتی که میتوانست برای کشور بسیار بزرگ باشد، اتفاق نیفتاد.
در همان زمان کشورهایی مثل ترکیه وارد شدند و حتی محصولاتی را از آمریکا تهیه کردند و با قیمت چند برابر به روسیه فروختند، در حالی که ما بستر فنی و تولیدی آمادهای داشتیم.
بعد از این ماجرا تصمیم گرفتم دیگر به شکل دولتی و ساختاری با روسیه کار نکنم. تجربه نشان داد که این مدل همکاری بسیار پرچالش است.
حتی یک قرارداد انحصاری هم با ما مطرح شد که صادرات فقط از طریق ما انجام شود و درصدی هم به معاونت پرداخت شود، اما در نهایت این مسیر هم به نتیجه نرسید.
در ادامه پیشنهادهای مختلفی از کشورهای دیگر مثل عمان، امارات و آلمان داشتم. بعضی از این پیشنهادها واقعاً بسیار جدی بود؛ مثلاً عمان آماده بود زمین، سرمایه و مجوز تولید را در مدت کوتاه فراهم کند. آلمان هم پیشنهاد سرمایهگذاری ۵۰ میلیون یورویی داد. اما با وجود این پیشنهادها، هنوز در ایران ماندم، چون دلم نمیآمد کشور را ترک کنم.
وضعیت فعلی تأمین مواد اولیه و تولید چگونه است؟
در حال حاضر شرایط بسیار سخت شده است. برای مثال، چند ماه پیش حدود ۲۸۰ هزار دلار مواد اولیه خریداری کردم که وارد امارات و سپس بندرعباس شد. اما به دلیل نوسانات شدید ارز و مشکلات تسویه، هزینه نهایی چند برابر شد و عملاً بخش مهمی از سرمایه درگیر شد.
هماکنون مواد اولیه در بندر مانده و هزینههای دموراژ (جریمهای که بابت تأخیر در بازگرداندن یا تخلیه کانتینر، کشتی یا تجهیزات حملونقل در زمان مقرر پرداخت میشود) هم هر روز افزایش پیدا میکند. در چنین شرایطی تولیدکنندهای که در حوزه تکنولوژی کار میکند، فشار بسیار سنگینی را تحمل میکند.
محصولات شما در حال حاضر شامل چه حوزههایی است؟
ما تقریباً تمام حوزههای روانکار را پوشش میدهیم؛ از روغنهای موتور و گیربکس خودروهای دستی و اتوماتیک گرفته تا موتورسیکلت، کمپرسور، هیدرولیک، توربین، زنجیر، برش فلزات و صنایع دریایی، سیستمهای هیدرولیک، حفاری نفت و حتی راهآهن. یک روغن خاص برای قطارهای خودکشش طراحی کردهایم که مشکل قطع شدن سیستم هیدرولیک در گرمای بالا را حل میکند یا در حوزه حفاری نفت، روغنی را بومیسازی کردیم که پیش از آن تقریباً فقط آمریکا تولید کنندهاش بود.
در حوزه هوایی نیز روغنهای بسیار تخصصی داریم که با استانداردهای بینالمللی مثل ناتو و استانداردهای روسی و آمریکایی قابل رقابت هستند و شامل روغنهای موتور جت، توربین و روانکارهای تخصصی هوانوردی میشوند. آنجا ارزش افزوده بسیار بالاست؛ حجم مصرف کم است، اما قیمت هر لیتر روغن میتواند بالای ۲۰ دلار باشد.
تفاوت محصولات شما با نمونههای داخلی و خارجی چیست؟
در حوزه هوایی، ما اصلاً رقیب داخلی نداریم. محصولات ما براساس استانداردهای ناتو، Def Stan یا استانداردهای روسی طراحی شدهاند و واقعاً چیزی از برندهای جهانی کم ندارند.
در حوزه خودرویی هم بخشی از فناوریهایی که در روغنهای هوایی استفاده میکنیم، وارد محصولات خودرویی شده است. مثلاً در انتخاب روغن پایه، پایداری حرارتی، آنتیاکسیدانها و مقاومت در برابر افت کیفیت، محصولات ما عملکرد متفاوتی دارند.
حتی محصولاتی داریم که در خاورمیانه نمونه مشابه ندارند. مثلاً روغن «پراویا آفرود» را با روغن پایه استر توسعه دادیم؛ فناوریای که بیشتر در موتورهای جت یا خودروهای مسابقهای استفاده میشود. این روغن را با بنزین و شرایط آبوهوایی ایران تا ۲۵ هزار کیلومتر تست کردهایم.
به نظر شما دانشگاه آزاد چه ظرفیتهایی دارد؟
همیشه اعتقاد دارم که دانشگاه آزاد میتواند با ایجاد ساختاری شبیه «آزاد بنیان» نقش بزرگی در حمایت از شرکتهای فناور داشته باشد. یعنی دانشگاه آزاد به جای اینکه شرکت دانشبنیان را وارد مجموعه خودش کند، خودش یک موسسه به نام موسسه آزاد بنیان تاسیس کند. به این معنا که دیگر زیرمجموعه معاونت علمی ریاست جمهوری نباشد و با ساختاری کاملا مستقل شرکتها را پرورش دهد.
دانشگاه آزاد امکانات، زمین، کارخانه و منابع مالی دارد و اگر ساختار درستی ایجاد کند، میتواند به یکی از بزرگترین بازیگران فناوری کشور تبدیل شود. یعنی دانشگاه خودش از استارتاپها و شرکتهای فناور حمایت کند، فضا بدهد، وام بدهد، کارخانه در اختیارشان بگذارد و حتی شریک یا صاحب فناوری شود.
در این صورت، دانشگاه آزاد میتواند اعلام کند که هر کسی از این مجموعه فارغالتحصیل شد و توانست کسبوکار راه بیندازد، آزاد بنیان میشود و زیرمجموعه شرکتهای دانشگاه آزاد قرار میگیرد.
از نظر سرمایهگذاری یا شراکت نیز دانشگاه آزاد میتواند ۱۰ درصد سهام شرکت را بگیرد، ولی روی آن سرمایهگذاری کند. یا استارتاپها را بخرد، خودش سهامدار شود. این خیلی خیلی اتفاق بزرگی برای دانشگاه خواهد بود.
این مدل چه اثری روی دانشگاهها و صنعت دارد؟
باعث میشود بخش زیادی از دانشگاههای کشور خالی نباشد، حتی صنعتی شریف. چون بچههای صنعتی شریف همه نگرانیشان کار است. یا میروند یا مجبورند شرایط خاصی داشته باشند. ولی وقتی بدانند اگر بیایند در دانشگاه آزاد میتوانند از شرایط خاص استفاده کنند، تکنولوژی که خواندهاند را میتوانند به تولید صنعتی تبدیل کنند.
به نظر شما مشکلات تولید یا کسبوکار در ایران چه هستند؟
من معتقدم مشکل فقط دولت یا نظام نیست؛ مشکل اصلی، فرهنگ سودجویی و نگاه کوتاهمدت است. تا وقتی همه دنبال منفعت لحظهای باشند، هیچ ساختاری درست نمیشود. امیدوارم روزی برسد که مردم و مسئولان هر دو به این نتیجه برسند که توسعه واقعی فقط با کار، تولید و نگاه بلندمدت ممکن است.
در نهایت فکر میکنید مشکل اصلی اقتصاد ایران چیست؟
مشکل اقتصاد ما فقط گردن دولت یا نظام سیاسی نیست. من فکر میکنم بخش مهمی از مشکل به فرهنگ اقتصادی ما برمیگردد. تا وقتی همه دنبال سود لحظهای، دلالی و استفاده از رانت باشند، اتفاق پایداری نمیافتد. اگر مردم هر بار برای سود کوتاهمدت هجوم نبرند سمت دلار، بورس یا خریدهای هیجانی، خیلی چیزها تغییر میکند. ما باید یاد بگیریم یکجا سختی را تحمل کنیم تا بتوانیم چیزی بسازیم. وگرنه هر ساختاری سر کار باشد، دوباره همان چرخه تکرار میشود.
انتهای پیام/
نظر شما