به گزارش گروه فرهنگ و هنر ایسکانیوز، محمد گلریز، با نام اصلی محمدعلی گلپایگانی، از جمله چهرههای شاخص و تأثیرگذار در عرصه موسیقی ایران است که نام او با تحولات فرهنگی و اجتماعی دهههای اخیر پیوند خورده است. او که برادر کوچکتر اکبر گلپایگانی (گلپا) است، با بهرهگیری از اصالتهای موسیقی سنتی ایرانی و تلفیق آن با مفاهیم حماسی و انقلابی، سبکی متمایز و تأثیرگذار را در موسیقی پس از انقلاب اسلامی پایهگذاری کرد.
نکته قابل توجه در آثار محمد گلریز، وفاداری او به دستگاههای موسیقی سنتی ایرانی در عین استفاده از فرمهای ارکسترال و پاپ کلاسیک است. او با تسلطی که بر ردیفهای آوازی داشت، توانست موسیقی انقلابی را از حالتهای صرفاً شعارگونه خارج کرده و به آن غنای هنری ببخشد. همین ویژگی باعث شد تا آهنگهای او بارها و بارها از شبکههای مختلف صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شود و به عنوان شناسنامه صوتی دوران گذار به جمهوری اسلامی در ذهن میلیونها ایرانی ثبت گردد. این استمرار در پخش، باعث شد صدای او به بخشی از حافظه شنیداری و نوستالژیک جامعه ایران تبدیل شود.
اوج تکریم هنری محمد گلریز در سالهای اخیر رقم خورد؛ جایی که وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، صدای این هنرمند پیشکسوت را به عنوان «میراث ناملموس» کشور به ثبت رساند. این اقدام، نشاندهنده جایگاه ویژه او در فرهنگ شفاهی و هنری ایران است. ثبت صدای یک هنرمند به عنوان میراث ناملموس، به معنای تأیید این حقیقت است که هنر او فراتر از یک سبک شخصی، به گنجینهای ملی بدل شده که روایتگر یک برهه حساس از تاریخ معاصر ایران است.
حالا خبرنگار فرهنگی ایسکانیوز ساعتی را با این هنرمند به گفتوگو نشست که به شرح ذیل میباشد.
ایسکانیوز: شما در خانوادهای مذهبی متولد شدید و پدر شما (مرشد حسین) جزو تعزیهخوان های تهران بودند. ایشان تا چه اندازه در گرایش شما به موسیقی و خوانندگی تاثیرگذار بودند؟
گلریز: ما ۵تا برادر در یک خانواده مذهبی به دنیا آمدیم پدرمان از مداحان قدیم تهران بود، اول تعزیه خوان بود بعد به کسوت مداحی رو آورد و جزو اولین مداح های بود که در تهران کسوت مداحی را متداول کرد. پدرم مرشد حسین معروف بود به حسین بلبل به خاطر اینکه هنگام خواندن تحریر میداد و خیلی صدای رسایی داشت و آن موقع هم بلندگو نبود و بدون بلندگو میخواندند.در هر هیئتی یا جایی که میخواند، هرکسی رد میشد میایستاد که ببیند این صدا از کجاست که انقدر جذاب است و یک مسافت خیلی زیادی مردم گوش میدادند.
به علت اینکه صدا در خانواده ما موروثی بود، ماهم ارثی از این صدا برده بودیم و اخوی بزرگ ما که آقای گلپایگانی بود یک تحول و دگرگونی در آواز به وجود آورد و ملودی سازی کرد و به نظر من آواز را در بین مردم زنده کرد و تحولی در آواز به وجود آورد و ما هم طبعاً از محضر پدر و برادران استفاده میکردیم.
به یاد دارم در زمستانها ما کرسی داشتیم و پدر مینشست زیر کرسی و همه دور آن مینشستیم و آواز میخواندیم، پدرم حافظ را باز میکرد یا شعر از شاعران دیگر میخواند و پاس میداد به اخوی، اخوی شروع میکرد به خواندن و همه به صورت دورخوانی آواز میخواندیم و پدرم چون به موسیقی و ردیفهای آوازی تسلط داشت غلطگیری میکرد و به یاد دارم ما هر شب کارمان این بود. من از همان کودکی همراه پدرم به این محافل و مجالس روضه میرفتم.
ایسکانیوز: آیا خاطرهای از مجالسی که با پدرتان میرفتید دارید؟
گلریز: بله خاطره زیاد دارم. یکی از کارهایی که قدیم بود در خانهها روضه میخواندند. خود ما در خانه بیست و چهارم و شانزدهم ماه روضه داشتیم. و بخاطر پدرم همه مداحان و واعظان میآمدند و ما در آن مجالس تربیت میشدیم و جسارت خواندن پیدا میکردیم. همه بزرگان نشسته بودند بعد پدرم به من گفت بلند شو شما دوتا بیت بخوان. من با پدرم خیلی انیس و مونس بودیم و یادم هست که یکبار به یک مجلسی رفتیم که در حیاط چادر زده بودن و از آن مجالس به نام بود. یک آقای روحانی رفت بالای منبر و چیز زیادی هم نخواند و گفت «بسم الله الرحمن الرحیم صلی الله علیک یا اباعبدالله» و همه شروع به گریه کردند و من در عالم نوجوانی مات و مبهم بودم برای اینکه این فرد چیزی نخواند.
وقتی بیرون آمدیم به پدرم گفتم آن آقایی که رفت بالای منبر که چیزی نخواند، نه شعری، نه روضهای فقط یک سلام به اباعبدالله کرد و همه گریه کردند. پدرم گفت ایشان خیلی با اخلاص است. میخواهم بگویم که واقعاً چقدر مهم است عزیزانی که در عرصه اهل بیت روضه میخوانند یا سخنرانی میکنند اگر هرچقدر اخلاص بیشتری داشته باشند چقدر میتواند مردم را هدایت کند و اطمینان مردم به آن مداح یا سخنران را جلب کند.
ایسکانیوز: استاد اولیه شما و برادر بزرگترتان، پدرتان بودند و استادهای دیگری مثل آقای نورعلی برومند داشتین و در یک خانواده تربیت و بزرگ شدین اما چرا شما و برادرتان دوتا راه متفاوت را خوانندگی طی کردید؟
گلریز: اتفاقاً از برادر مرحومم پرسیدند نظر شما در مورد اخویتان چیست؟ گفت من راه خودم را میروم و برادرم راه خودش را. برادرم در عمرش اصلا سیاسی صحبت نمیکرد. منکه ندیدم که مثلا خدای نکرده ضدانقلاب صحبتی بکند و همیشه وردکلامش فقط ایران و مردم ایران بود. به هرحال آن موقع اینگونه بود و قبل از انقلاب آواز و ترانه مرسوم بود منتها خیلی مهم بود که اخوی من همیشه آواز از حافظ، سعدی، مولانا و خیام در قالب گلهای رنگارنگ میخواند و اگر هم یک موقعی ترانه میخواند شعرهای خوب میخواند؛ شعرهایی میخواند که همه جالب بود و مسائل مبتذل در شعر نبود و به هرحال قبل از انقلاب اینگونه ایجاب میکرد.
وقتی که انقلاب شد در همه مسائل دگرگونی و تحولات مختلفی به وجود آمد و در موسیقی هم تحولی وجود داشت و ما نمیدانستیم چه موسیقیای بخوانیم که با انقلاب هماهنگ باشد. سه چهار ماه قبل از انقلاب بود که هنوز انقلاب تثبیت نشده بود مینشستیم خانه مرحوم راغب و صحبت میکردیم که برای انقلاب چه موسیقیای تولید کنیم. همان دوران عمده اوقات راهپیمایی بود و منشا این راهپیماییها میدان شهدا «میدان ژاله» بود و همه آنجا جمع میشدند. ماهم میرفتیم بین مردم که ببینیم مردم چه میگویند و از آنها الهام بگیریم. مثلا از بین شعارهای مردم شعار الله اکبر خمینی رهبر ایده «بانگ آزادی» را خلق کرد و آقای سبزواری این شعر را سرود «این بانگ آزادیست کز خاوران خیزد/ فریاد انسانهاست کز نای جان خیزد». جالب است بدانید که بخشی از این سرود قرار بود به عنوان سرود ملی ایران باشد چون این واژه «الله اکبر خمینی رهبر» داشت امام مخالفت کرد و دیگر انجام نشد.
ایسکانیوز: بعد از انقلاب و دگرگونیهایی که خصوصا در حوزه موسیقی رخ داد برادر شما به نوعی خانهنشین شدند. شماکه خودتان سرودهای انقلابی میخواندین و در اوج بودین آیا پیش نیامد به برادرتان مثلاً پیشنهاد بدید تا انقلابی بخوانند و از انزوای خانهنشینی خارج شوند؟
گلریز: آنها یک گروهی بودند و اخوی نمیتوانست به تنهایی تصمیم بگیرد و این گروه تصمیم میگیرد که مثلاً شما بری بخوانی یا نخوانی. ممکن است اخوی بنده خودش هم دوست داشت برای انقلاب بخواند اما چون تابع این گروه بود و این گروه تفکراتی داشتند که مخالف این بودند که اخوی برای انقلاب بخواند. اخوی من هم تقصیری نداشت و نمیتوانست تک نفری کند. اتفاقا برادرم برای ائمه و حضرت علی (ع) آهنگهایی را خوانده و اتفاقا شعرهایی که میخواند بعضا حالت حماسی و انقلابی داشت.

ایسکانیوز: بخاطر شعرو آهنگهایی که برای انقلاب میخواندید توسط منافقین و... تهدید به ترور نشدین؟
گلریز: چرا زیاد تهدید شدم. بهم میگفتن وسط همین میدان ارگ اعدامت میکنیم. آن موقع جو خفقان و ترور خیلی زیاد بود. پدرم میگفت به من تلفن کردند که بالاخره داغ این بچه را روی دلت میگذاریم. یک تحولاتی هست که در انسان به وجود میآید و آدم به یک جایی میرسد که خودش میداند و خدایش و تا نفس دارم برای مردم و برای انقلاب و برای ایران عزیزمان خواهم خواند.
مادرم معلم قرآن بود و خیلی مرا دعا میکرد و به من میگفت که محمد، من خیلی تو را دوست دارم ولی شیرم را حلالت نمیکنم که اگر از جای ناثواب و شعر ناثواب بخوانی و این همیشه در گوش من ماند. حالا من هم این راه را انتخاب کردم و تا آخرش میروم حالا اگر خدا لطف کند و لیاقت شهادت داشته باشم که شکرگزار خواهم بود و آرزو دارم بتوانم این سرود «خجسته باد پیروزی» را در مصلای تهران به افتخار پیروزی ایران بخوانم.
ایسکانیوز: شما پیشنهاد برای مهاجرت داشتید؟
گلریز: من پیشنهاد نداشتم چون میدانند سبک خواندن مرا. اتفاقاً خوشم میاد به من میگویند اینو ولش کن. گلریز آنوری است.
ایسکانیوز: شما دوتا رهبر انقلاب یعنی هم امام خمینی (ره) و رهبر شهیدمان را ملاقات کردین. قضیه دیدارتان با امام چی بود؟ آیا درست است که امام خمینی (ره) بعد از سرودهای شما، موسیقی را جایز دانستند؟
گلریز: من اولین و آخرین خواننده بودم تکرار میکنم اولین و آخرین خوانندهای بودم که در قالب موسیقی ایرانی و سرودهای حماسی و انقلابی خدمت امام رسیدیم. خب امام علاقه وافری به شهید مطهری داشتند و وقتی که ما قطعه شهید مطهری را خواندیم که البته آن هم با اجازه بیت حضرت امام بود و آقای مجید حداد عادل که آن موقع تصدی رادیو را داشتند خیلی زحمت کشیدند سال ۵۹ به ما گفتند امام میخواهد شما را ببیند. بنده، آقای سبزواری، آقای میرزاده، آقای مرحوم شهبازیان و آقای راغب که آهنگساز بودند خدمت امام در محل اسکان ایشان که در دربند بودند رسیدیم.
در طبقه پایین حاج احمد آقا با ما صحبت کردند و ایشان یک جمله جالبی از قول امام گفتند که ما در کشور سلایق مختلفی داریم، شما باید یک آهنگی بسازید که مورد توجه همه قرار بگیرد به شرط اینکه اصالت حفظ بشود. بعد جمله دیگری گفتند که خیلی جالب بود، گفتند امام چند سال پیش یک کتابی نوشتن که ۲۰ صفحه آخرش را اختصاص به موسیقی دادند و در این صفحات درباره موسیقی حرام و حلال و مسائل مختلف صحبت کردند اما متاسفانه اسم کتاب یادم نیست.
بعد از صحبتهای حاج احمدآقا به دیدار امام رفتیم که همه ما مات و مبهوت چهره ملکوتی امام شده بودیم و حاج احمد آقا یکی یکی همه ما را با جزئیات دقیق شغلمان معرفی کردند. البته جالب است که آن موقع هم حتی در مورد قطعه شهید مطهری حرف و حدیث زیاد بود و تنها کسی که از این سروده دفاع کرد امام خمینی (ره) بود.
امام خمینی (ره) با شناخت از حوزه موسیقی از این کار دفاع میکردند. اصلا چه دلیلی دارد که امام یک موسیقی را چندبار تایید کنند؟ دقیقا به یاد دارم قبل از اینکه اخبار ساعت ۸ شروع بشود صحبت امام پخش میشد که میفرمودند سرود مطهری اشکالی ندارد. امام هم از نظر سیاسی، هم از نظر علمی و هم از نظر مسائل موسیقی سالم و فاخر تاکید داشتند.
همین سرود مطهری در آن زمان روی نوار کاست توزیع میشد که ۴ میلیون از این کاست به فروش رفته بود و به همین واسطه چقدر از کتابهای شهید به فروش رفت که خودش یک تبلیغ بود.
ایسکانیوز: پس شما معتقدین که امام خمینی (ره) به موسیقی خدمت کردند؟
گلریز: واقعا بله. بعد از تایید موسیقی شهید مطهری شما ببینید در ۸ سال دفاع مقدس چه آهنگهای ماندگاری تولید شد. آن زمان کسی اصلا جرات نداشت آهنگ بسازد. میترسیدند اما ببینید در ۸ سال دفاع مقدس چه کارهای عجیبی تولید شد. خیلی از خوانندهها بودند که کارهای خیلی ماندگاری را خواندند و چقدر موسیقی ما شکفته شد و چقدر کارهای نویی در قالب سرودهای حماسی و انقلابی ساخته شد.
امام خمینی (ره) خیلی به موسیقی خدمت کرد. یکسال بعد در سالگرد شهید مطهری قرار بود جلوی امام سرود شهید مطهری را بخوانیم که البته در آن زمان توفیق داشتم و در جبهه بودم و از طرف بنیاد شهید دنبال ما بودند که ماراهم پیدا نکردند.
ایسکانیوز: خود شما بیشتر چی چیزی گوش میکنید؟
گلریز: هر صبح که بیدار میشوم حتما باید قرآن بخوانم بعد از آن زیارت عاشورا و سپس کتابهای مورد علاقهام را میخوانم. بیشتر هم آواز گوش میدهم. آوازهای بنان و اخوی مرحومم را خیلی دوست دارم. جدیداً هم کسی آواز نمیخواند. اما از بین خوانندگان نسل جدید هم خوانندگان خیلی خوبی داریم که آهنگهای خیلی خوبی دارند اما کم و محدود است.
ایسکانیوز: نظرتون درباره آقای محسن چاوشی چیه؟
گلریز: آثار آقای چاوشی خیلی خوب است و من ایشان را تحسین میکنم. ولی به نظر من کافی نیست. ما هنرمندان همیشه میگوییم از مردمیم و هرچه داریم از مردم داریم. آقای چاوشی خیلی به این فضا کمک کردند و اما چون از ایران و برای انقلاب خوانده بسیار مورد خشم دشمنان و معاندین قرار گرفته است و من بهشن خسته نباشید میگویم اما عقیده من این است که آقای چاوشی بیاید بین مردم در خیابان و میادین هم بخواند و شما ببینید چه تحولی در مردم پیش میآید.
انتهای پیام/
نظر شما