مذاکره در شرایط استیصال دشمن، تکرار سناریوی صفین است

کارشناس تاریخ اسلام، ضمن هشدار نسبت به تکرار اشتباهات تاریخی در لحظات پیروزی، تأکید کرد: پذیرش آتش‌بس در شرایط استیصال دشمن، بیش از آنکه به نفع ملی باشد دولت را در موضع ضعف قرار داد. مشخصا مسئولیت کامل نتایج این مسیر بر عهده رئیس‌جمهور است و عدول از پیش‌شرط‌ها در مذاکرات نشان‌دهنده مرعوب شدن در برابر دشمن است.

محمدحسین رجبی دوانی، کارشناس تاریخ اسلام در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی ایسکانیوز، با اشاره به تفاوت دیدگاه رهبری و رئیس‌جمهور در خصوص مذاکرات، اظهار داشت: وقتی رهبر معظم انقلاب می‌فرمایند که «علی‌الاصول نظر دیگری داشتند»، به این معناست که ایشان مبانی، روش و مسیر طی شده توسط دولت را صلاح نمی‌دانستند. با این حال، چون رئیس‌جمهور و همفکرانش بر موضع خود اصرار داشتند و تعهد دادند که منافع کشور را صرفاً از طریق مذاکره تأمین می‌کنند و مسئولیت آن را پذیرفتند، رهبری اجازه دادند تا دولت این مسیر را پیش ببرد. در اینجا باید میان اجازه دادن و رضایت داشتن تفکیک دقیقی قائل شد؛ رهبری اجازه دادند تا دولت ادعاهای خود را در میدان عمل بسنجد، اما این به معنای تأیید مبانی مذاکراتی دولت یا رضایت از مسیر انتخابی آن‌ها نبود.

وی افزود: شیوه اصرار سیاسیون بر مذاکره و صلح در حالی که برخلاف نظر رهبر الهی است، در تاریخ اسلام نمونه‌های تکان‌دهنده‌ای دارد. در جنگ صفین، امیرالمؤمنین علیه‌السلام در آستانه پیروزی قطعی و نهایی بود، اما برخی چهره‌های سیاسی-نظامی با برداشت‌های غلط و در پوشش خیرخواهی و به بهانه تأمین منافع مردم، فضاسازی عجیبی ایجاد کردند که آن وجود مقدس را مجبور ساخت از سیاست تعریف‌شده خود عدول کرده و آتش‌بسی نابجا را بپذیرد. این اتفاق، پیروزی نهایی را به مذاکره‌ای تبدیل کرد که در نهایت به نفع دشمن تمام شد و جبهه حق آسیب جدی دید.

رجبی دوانی در ادامه با بیان اینکه امام مجتبی (ع) در مقابله با معاویه، صراحتاً فرمودند که جز شمشیر نباید میان ما و دشمن حاکم شود. اظهار داشت: شخصیت‌های سیاسی-نظامی آن زمان، حتی شدیدتر از دوران صفین عمل کردند؛ آن‌ها چنان فضایی ایجاد کردند که مسئله حتی به مذاکره هم نکشید و صرفا با دریافت نامه‌ای از سوی معاویه و ادعای صلح، خواستار تسلیم امام حسن (ع) به شرایط دشمن شدند. امام مجتبی (ع) در نهایت مجبور به کناره‌گیری از رهبری شدند و در نامه‌ای شرایط را قید کردند، اما معاویه پس از رسیدن به هدف خود، تمام تعهداتش را زیر پا گذاشت و صراحتاً اعلام کرد که به هیچ‌کدام عمل نمی‌کند.

این کارشناس تاریخ اسلام در خصوص پذیرش مسئولیت توسط رئیس‌جمهور تأکید کرد: مضمون پیام اخیر رهبری این است که موفقیت یا عدم موفقیت این مذاکرات، مستقیماً بر عهده رئیس‌جمهور و دولت اوست. اگر رئیس جمهور از این آزمون سربلند بیرون بیایند، موجب خشنودی مردم و رهبری خواهد بود؛ اما اگر ناموفق باشند، علاوه بر پاسخگویی در پیشگاه الهی و مردم، باید بپذیرند که با عدم ولایت‌پذیری و اصرار بر موضعی مخالف نظر رهبری، باعث ضرر و زیان به امت و کشور شده‌اند.

وی افزود: در این صورت، استغفار و استعفا تنها راه جبران این خطا است تا ثابت شود کسانی که حاضر نیستند نظر رهبری را با جایگاه ولایتی‌اش بپذیرند، در صورت ناکامی باید از مسیر قدرت کنار بکشند. دولت باید دلیل قانع‌کننده‌ای بر مبنای حکم شرعی و قانونی داشته باشد که چرا با علم بر نظر مخالف نایب امام زمان (عج)، بر موضع خود پافشاری کرد و اگر دلیلی نباشد، استعفا بهترین گزینه است.

رجبی دوانی با تحلیل وضعیت دشمن در جریان «جنگ رمضان» بیان کرد: رئیس‌جمهور آمریکا در آن مقطع به استیصال واقعی رسیده بود و تهدیداتش مبنی بر ضربه به زیرساخت‌ها، صرفاً بلوف بود؛ چرا که می‌دانست با زنجیره انسانی مردم در برابر نیروگاه‌ها و پل‌ها، هرگونه حمله نظامی منجر به کشتار غیرنظامیان و محکومیت شدید جهانی آمریکا خواهد شد. همچنین، تهدیدات متقابل ما مبنی بر هدف قرار دادن زیرساخت‌های دولت‌های فاسد عربی که پایگاه آمریکا بودند، دشمن را در تنگنا قرار داده بود و او را به استیصال واقعی رسانده بود.

وی با انتقاد شدید از پذیرش آتش‌بس در این شرایط گفت: تصمیم رئیس‌جمهور و همفکرانش برای پذیرش خواسته ترامپ، در حالی گرفته شد که استیصال دشمن اظهر من الشمس بود و دنیا پذیرفته بود که دست برتر با ایران است. متأسفانه برخی دولتی‌ها چنین باوری نداشتند و با نادیده گرفتن دیدگاه‌های روشن رهبری و خواست مردم، پیش از آنکه نتایجی ملموس حاصل شود، ادعا کردند به تمام خواسته‌های خود رسیده‌اند، در حالی که هنوز نه به بار بود و نه به دار!

این استاد دانشگاه در نقد تیم مذاکره‌کننده و سیاست‌های اجرایی آنها تصریح کرد: مذاکره‌کنندگان هرچند از جایگاه اقتدار سخن می‌گویند، اما در مقام عمل، مرعوب دشمن بوده‌اند. برای نمونه، آقای قالیباف پیش‌شرط‌هایی چون آزاد شدن پول‌های بلوکه شده و آتش‌بس در لبنان را مطرح کرد، اما بدون اجرای این موارد پا به اسلام‌آباد گذاشت. من ایشان را دارای سابقه جهادی و اجرایی خوب می‌دانم، اما در این پرونده از هوش سیاسی کافی برخوردار نبودند و مشاورانشان توصیه‌های درستی نکردند. این عقب‌نشینی از پیش‌شرط‌ها، دشمن را «هارتر» می‌کند و به او این باور را می‌دهد که با کمی فشار، ایران باز هم امتیاز می‌دهد.

رجبی دوانی در ادامه با انتقاد از برخی مواضع تیم مذاکره کننده گفت: آقای عراقچی با اظهارنظرهای عجیبش نشان داده که نه تنها انقلابی نیست، بلکه حتی دیپلمات هم نیست. کسی که در مورد ترور رهبر شهید ما چنان سخن می‌گوید یا معتقد است حساب آمریکا و اسرائیل جداست، در حقیقت «کپی ظریف» است. آقای همتی نیز با عملکردش در وزارت اقتصاد و بانک مرکزی، نشان داد که نمی‌توان به این تیم امید بست تا از پس مارهای هفت‌خط آمریکایی برآیند.

او در خصوص نتایج اقتصادی مذاکرات تصریح کرد: در حالی که ما با بستن تنگه هرمز، دست برتری داشتیم و دشمن را به استیصال رسانده بودیم ، نتایج این تفاهم‌نامه به تحقیر ملی منجر شد. اینکه فقط ۶ میلیارد دلار از طریق قطر آزاد شود، آن هم به گونه‌ای که فقط بتوانیم کالای آمریکایی بخریم، یک تحقیر بزرگ است؛ به این معنا که دست برتر ما را رساندند به چیزی شبیه آنچه بر سر صدام آوردند یعنی "نفت در برابر غذا". همچنین، با این عقب‌نشینی از مواضع رسمی اعلام شده، در عمل جبهه مقاومت و نیروهای قهرمان حزب‌الله که زیر فشار شدید رژیم خونخوار صهیونیستی بودند را رها کردیم.

این کارشناس تاریخ اسلام با انتقاد از نهادهای نظارتی گفت: دولت و همفکرانش موضعی غیر از خواسته‌های به حق مردم و رهبر اتخاذ کردند و در این شرایط حساس مجلسی که باید نظارت بر عملکرد دولت داشته باشد بیش از سه ماه تعطیل است و رئیس آن ضمن بسته نگه داشتن مجلس، هم‌سو با دولت عمل می کند، یا قوه قضاییه‌ای داریم که مدعی العموم آن در این موقعیت‌ خواب است، بنابراین مردم برای مطالبه خواسته‌های رهبری و حفظ عزت ملی، غیرتمندانه در خیابان‌ها حضور یافته اند. اکنون تنها مردم مبعوث شده هستند که باید نظارت کنند تا کوتاهی‌ها سیاسیون در دوران رهبر شهید، دوباره رخ ندهد و مانع از آن شوند که مذاکره‌کنندگان فریب دشمن را بخورند.

رجبی دوانی در پایان با تأکید بر لزوم جلوگیری از تکرار فاجعه حکمیت خاطرنشان کرد: هرگز نباید پیش از آنکه دشمن به زانو درآید، مذاکره را پذیرفت که متأسفانه چنین نکردیم و اگر هم به ناچار وارد مذاکره می شویم باید زیرک‌ترین و هوشمندترین سیاستمداران را به مقابله نمایندگان حیله گر و مکار دشمن بفرستیم همان‌گونه که امیرالمؤمنین علیه‌السلام سعی کردند مذاکره‌کننده اصلی را «ابن عباس» یا مالک اشتر قرار دهند که افرادی با هوش سیاسی بالا بوند، اما با نافرمانی از رهبری در مقام عمل، «ابوموسی اشعری» را به آن حضرت، تحمیل کردند و او هم در مذاکره به راحتی فریب عمروعاص را خورد و ضربه جبران ناپذیری به جبهه حق وارد آمد.

وی همچنین گفت: از این رو ملت مبعوث شده باید مراقب باشد که مبادا دوباره چیزی مانند برجام بد فرجام ، امتیازات نقد بزرگی به نفع دشمن در مقابل امتیازات کم و نسیه برای ما به کشور تحمیل شود. بنابراین هرگونه توافق پیش از امضا، باید مفاد کامل آن به اطلاع مردم برسد و تنها با تایید آنان عملی شود.

انتهای پیام/

کد مطلب: 1310085

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha