مقاله مقصد آموزش عالی نیست/ دانشگاه موفق، پشت دیوارهای خود باقی نمی‌ماند

دانشیار علم ارتباطات با تأکید بر ضرورت عبور دانشگاه‌ها از نگاه سنتی، شرط اصلی دستیابی به جایگاه تراز جهانی در افق ۲۰۵۰ را تعامل علمی مؤثر با دانشگاه‌های جهان و بهره‌گیری از دانش شبکه‌ای دانست و هشدار داد که بسنده کردن به تولید مقاله، بدون توجه به کاربرد آن در حل مسائل جامعه، نوعی خیانت به رسالت آموزش عالی محسوب می‌شود.

به گزارش خبرنگار گروه دانشگاه ایسکانیوز، چشم‌انداز آموزش‌عالی در افق ۲۰۵۰، بدون بازنگری در شیوه اداره دانشگاه‌ها، نوع ارتباط آن‌ها با جامعه و جایگاه فناوری در آموزش و پژوهش، دست‌یافتنی نخواهد بود. بسیاری از صاحب‌نظران بر این باورند که دانشگاه آینده باید علاوه بر تولید علم، در حل مسائل کشور نیز نقش‌آفرین باشد و بتواند همگام با تحولات جهانی حرکت کند.

محمدرضا قانع، دانشیار علم ارتباطات و علم‌سنجی و پژوهشگر حوزه سیاست‌گذاری علم، فناوری و نوآوری، در گفت‌وگو با خبرنگار ایسکانیوز از ضرورت مدیریت راهبردی در دانشگاه‌ها، تقویت ارتباط دانشگاه با جامعه، نقش اقتصاد دانش‌بنیان و ضرورت همراهی آموزش‌عالی با فناوری‌های نو سخن گفته‌است که درادامه می‌خوانید.

برای آن که دانشگاه‌های کشور بتوانند در افق ۲۰۵۰ به جایگاه مطلوب برسند، به نظر شما چه ساز و کارهایی باید ایجاد شود؟ دانشگاه‌ها چه ظرفیت‌هایی باید به دست آورند و چه مأموریت‌هایی را در اولویت قرار دهند؟

از دیدگاه من، مهم‌ترین موضوع، سیاست‌گذاری راهبردی در مدیریت دانشگاه‌ها است. بدون تردید، روئسای دانشگاه‌ها این مسائل را مد نظر دارند، اما آنچه اهمیت بیشتری دارد، نحوه پیاده‌سازی این سیاست‌ها، برنامه‌ریزی دقیق و ترسیم برای آینده دانشگاه است. البته ممکن است گفته شود که بودجه کافی نیست البته که این موضوع اهمیت دارد و این مسئله رانمی‌توان نادیده گرفت، اما بودجه تنها یکی از عناصر این اکوسیستم است.آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، نگاه مدیریتی و برنامه‌ریزی راهبردی است؛ این که مدیران دانشگاه آینده را چگونه می‌بینند و چه تصویری از جایگاه دانشگاه در سال‌های آینده دارند.

این مفهوم در اداره دانشگاه چگونه معنا پیدا می‌کند؟

در مدیریت راهبردی، نگاه ما محدود به امروز نیست، بلکه آینده‌نگر است. زمانی که نگاه آینده‌نگر داشته باشیم، می‌دانیم که قرار است در چند سال آینده به چه نقطه‌ای برسیم و طبیعتا رسیدن به آن نقطه نیز ساز و کارهای مشخص خود را می‌خواهد. مدیر دانشگاه باید بداند نقاط قوت مجموعه تحت مدیریت خود کدام است و نقاط ضعف در چه بخش‌هایی قرار دارد. اگر این نقاط به صورت واقعی شناسایی شود، دیگر صرفا درباره نقاط قوت و ضعف صحبت نمی‌کنیم، بلکه برای برطرف کردن ضعف‌ها و تقویت ظرفیت‌ها نیز برنامه خواهیم داشت. این موضوع باید به صورت دقیق تحلیل شود.البته این تحلیل فقط به مسائل مالی محدود نیست. بودجه یکی از عوامل است، اما ارتباط دانشگاه با جامعه نیز اهمیت بسیار زیادی دارد. دانشگاه موفق، پشت دیوارهای خود باقی نمی‌ماند.

شما به ضرورت تقویت ارتباط دانشگاه با جامعه اشاره کردید. این ارتباط در عمل چگونه باید شکل بگیرد تا دانشگاه بتواند نقش مؤثرتری در حل مسائل کشور ایفا کند؟

ما با دو نوع دانش مواجه هستیم. یک نوع دانش، در محیط دانشگاه تعریف می‌شود و بیشتر در فضای آکادمیک معنا پیدا می‌کند. برای نمونه، این که یک عضو هیئت علمی چه تعداد مقاله منتشر کرده، چه میزان استناد دریافت کرده یا چه نظریه‌هایی ارائه داده است، همگی شاخص‌هایی هستند که در محیط دانشگاه اهمیت دارند و برای ارزیابی فعالیت علمی افراد ضروری هستند. البته در بسیاری از موارد، دانشگاه‌ها توانسته‌اند در حل مسائل کشور نقش‌آفرین باشند و آثار ارزشمندی نیز بر جای گذاشته‌اند، اما ورود به این حوزه باید بسیار گسترده‌تر، فعال‌تر و هدفمندتر باشد.از سوی دیگر، سیاست‌گذاران حوزه علم و فناوری و حتی سیاست‌گذاران عمومی کشور نیز باید برای حل مسائل، از ظرفیت متخصصان دانشگاهی استفاده کنند.به اعتقاد من، باید میان سیاست‌گذاران و دانشگاه‌ها یک مشارکت واقعی شکل بگیرد.

نوع دیگری از دانش نیز وجود دارد که رویکرد آن متوجه جامعه است. به همین دلیل است که از دانشی سخن می‌گویم که رویکرد آن جامعه است، رفاه اجتماعی را مد نظر قرار می‌دهد و سلامت جامعه را دنبال می‌کند. این موضوع صرفا با نوشتن در اسناد یا بیان شعار محقق نمی‌شود.

به نظر شما، دانشگاه‌های کشور در حوزه تولید علم، چه جایگاهی باید پیدا کنند؟

یکی از موضوع‌هایی که همواره درباره آن بحث می‌شود، تولید مقاله است. تولید مقاله، زیربنای تولید فناوری است؛ اما نباید مقصد نهایی باشد، برخی معتقدند نباید بر تولید مقاله تأکید کرد، اما من با این نگاه موافق نیستم. تولید مقاله و تولید علم، شالوده فعالیت علمی است. ما ابتدا باید بنیان نظری خود را تقویت کنیم، زیرا بدون پایه نظری، رسیدن به دستاوردهای عملی امکان‌پذیر نیست. بنابراین، لازم است تولید علم تقویت شود، اما نکنه حائز اهمیت این است که نباید به همین مرحله بسنده کنیم. علم باید به دستاورد تبدیل شود و کاربرد پیدا کند.

پژوهشگر زمانی که موضوع پژوهش خود را انتخاب می‌کند، باید از همان ابتدا جامعه را نیز در نظر داشته باشد و از خود بپرسد این دانشی که تولید می‌کنم یا این مقاله‌ای که می‌نویسم، تا چه اندازه می‌تواند به حل مسائل جامعه کمک کند. پژوهش باید جامعه‌محور و مسئله‌محور باشد. در نتیجه، نباید از تولید علم غافل شویم، بلکه باید آن را با حل مسائل جامعه پیوند بزنیم. اقتصاد دانش‌بنیان زمانی شکل می‌گیرد که همه اجزای اکوسیستم هماهنگ باشند.

انتهای پیام/

کد مطلب: 1313174

برچسب‌ها

وب گردی

وب گردی

اخبار مرتبط

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha