به گزارش خبرنگار بینالملل ایسکانیوز، در شرایطی که تنگه هرمز به یکی از اصلیترین نقاط فشار در رویارویی ایران و آمریکا تبدیل شده، یک تحلیل منتشرشده در نشریه نشنال اینترست تصویری متفاوت از توانایی واشنگتن برای بازگشایی این آبراه ارائه میدهد. «جیمز هولمز» -استاد کالج جنگ دریایی آمریکا و صاحبنظر حوزه راهبرد دریایی- در این تحلیل با بررسی تجربه آمریکا در اسکورت نفتکشها در دهه ۱۹۸۰، تاکید میکند که واشنگتن امروز نمیتواند به سادگی همان الگو را در تنگه هرمز تکرار کند؛ زیرا شرایط کنونی از نظر نظامی و سیاسی با آن دوره تفاوت بنیادین دارد.
هولمز برای توضیح این تفاوت به عملیات «ارنت ویل» در دوران ریاستجمهوری رونالد ریگان اشاره میکند که طی آن نفتکشهای کویتی با پرچم آمریکا در خلیج فارس اسکورت میشدند. اما به اعتقاد او، یکی از مهمترین تفاوتهای امروز این است که آمریکا در شرایط کنونی مستقیما با ایران وارد رویارویی نظامی شده است. بنابراین، هرگونه عملیات اسکورت در تنگه هرمز دیگر صرفا یک مأموریت حفاظت از کشتیهای تجاری نیست، بلکه میتواند به معنای ورود مستقیم نیروهای آمریکایی به یکی از حساسترین مناطق درگیری با ایران باشد.
بیشتر بخوانید:
محاصره دریایی عربستان توسط یمن چالشی جدی برای بازار انرژی / اهرم فشار اقتصادی انصارالله ریاض را آچمز کرده است
این تحلیلگر آمریکایی همچنین بر تغییرات قابل توجه در توان دفاعی ایران طی چند دهه گذشته تاکید میکند. ایران بخش مهمی از توان نظامی خود را برای مقابله با تهدیدهای آمریکا توسعه داده و مجموعهای از موشکها، پهپادها، سامانههای ساحلی و زیرساختهای زیرزمینی را در اختیار دارد. به همین دلیل، عملیات نظامی آمریکا در آبهای نزدیک به سواحل ایران میتواند با مخاطراتی مواجه شود که در دوران جنگ نفتکشها با آن ابعاد وجود نداشت.
قدرت مانور بالای ایران در تنگه هرمز
یکی از مهمترین مشکلات واشنگتن، به گفته هولمز، ماهیت جغرافیایی تنگه هرمز است. این آبراه باریک و محدود، در مجاورت سواحل ایران قرار دارد و همین مسئله قدرت مانور نیروهای آمریکایی را کاهش میدهد. در چنین محیطی، حتی یک درگیری محدود میتواند پیامدهای گستردهای ایجاد کند. تجربه دهه ۱۹۸۰ نیز نشان داد که عملیات دریایی آمریکا در خلیج فارس بدون خطر نبوده و حوادثی مانند برخورد ناو آمریکایی با مین و سرنگونی هواپیمای مسافربری ایران، هزینههای سیاسی و امنیتی سنگینی برای واشنگتن ایجاد کرد.
مسئله دیگری که هولمز مورد توجه قرار میدهد، کاهش اندازه نیروی دریایی آمریکا نسبت به دوران جنگ سرد است. نیروی دریایی امروز آمریکا از نظر فناوری و تواناییهای رزمی همچنان یکی از قدرتمندترین نیروهای دریایی جهان است، اما تعداد شناورهای آن در مقایسه با دهههای گذشته کاهش یافته است. از این منظر، ورود به یک عملیات طولانی و پرریسک در تنگه هرمز میتواند فشار قابل توجهی بر ظرفیت عملیاتی آمریکا وارد کند؛ بهخصوص اگر ایران بتواند همزمان چندین نقطه را در منطقه تحت فشار قرار دهد.
صرفا با ناوهای جنگی نمیتوان تنگه هرمز را باز کرد
جنگ مینهای دریایی نیز یکی دیگر از چالشهای مهم است. برای تضمین عبور ایمن کشتیها از تنگه هرمز، صرفا حضور ناوهای جنگی کافی نیست و آمریکا باید بتواند مسیرهای دریایی را پاکسازی و امنیت آنها را حفظ کند. این عملیات به زمان، تجهیزات تخصصی و نیروی انسانی نیاز دارد و در شرایط جنگ مستقیم با ایران میتواند بسیار دشوارتر شود. در چنین وضعیتی، حتی اگر آمریکا از نظر نظامی توانایی ایجاد یک مسیر موقت را داشته باشد، تضمین امنیت دائمی آن مسئلهای کاملا متفاوت خواهد بود.
از سوی دیگر، ایران برای ایجاد اختلال در کشتیرانی الزاما نیاز ندارد که تعداد زیادی کشتی را هدف قرار دهد. حتی احتمال حمله محدود یا مینگذاری میتواند ریسک عبور از تنگه را افزایش دهد و شرکتهای کشتیرانی و بیمه را نسبت به ادامه فعالیت در این مسیر دچار تردید کند. بنابراین مسئله اصلی تنها این نیست که آیا نیروی دریایی آمریکا میتواند یک نفتکش را از تنگه عبور دهد یا خیر؛ پرسش مهمتر این است که آیا واشنگتن میتواند امنیت پایدار و قابل اتکای این مسیر را در شرایط یک رویارویی مستقیم با ایران تضمین کند.
هرگونه عملیات برای بازگشایی تنگه هرمز پرهزینه و غیرقابل پیشبینی خواهد بود
برآیند این ارزیابیها نشان میدهد آمریکا در تنگه هرمز با یک باتلاق راهبردی مواجه است. واشنگتن از یک سو به بازگشت جریان عادی انرژی و تجارت در این آبراه نیاز دارد و از سوی دیگر، گزینه نظامی برای بازگشایی آن میتواند آمریکا را وارد جنگی پرهزینه و غیرقابل پیشبینی کند. حتی برتری هوایی و دریایی آمریکا نیز لزوما به معنای توانایی ایجاد یک مسیر امن و پایدار در تنگه هرمز نیست.
در چنین شرایطی، ایران نیز نشان داده که از ابزارهای کافی برای دفاع از منافع و امنیت ملی خود برخوردار است و حاضر نیست تحت فشار نظامی از مواضع خود عقبنشینی کند. بنابراین، اگر واشنگتن واقعا به دنبال بازگشت پایدار به وضعیت عادی در تنگه هرمز باشد، گزینههای نظامی نمیتوانند راهحل ساده و کمهزینهای برای آن فراهم کنند. در نهایت، به نظر میرسد آمریکا همه گزینههای ممکن برای باز کردن تنگه را نمیتواند صرفا با اتکا به قدرت نظامی پیش ببرد و راه واقعبینانه، پذیرش شروط ایران و دستیابی به یک توافق سیاسی و عملیاتی قابل اجراست.
انتهای پیام/
نظر شما