به گزارش گروه فرهنگ و هنر ایسکانیوز، منصور ضابطیان که پیش از این با فعالیت در رسانههای مکتوب و تصویری شناخته میشد، امروزه با رویکردی نو در قالب سفرنامههای داستانی، جایگاه ویژهای در ادبیات سفر یافته است. او با فاصله گرفتن از الگوهای کلاسیک و ایجاد سبکی متمایز، توانسته مدل روایی خاص خود را در این حوزه پیادهسازی کند. در ادامه، مشروح گفتوگوی ضابطیان با خبرنگار فرهنگی ایسکانیوز درباره سیر سفرها و آثار مکتوب وی را میخوانید.
ایسکانیوز: در بین تمامی فعالیتهای رسانهای مانند روزنامه نگاری، مجریگری و... چطور شد که به سمت سفرنامه نویسی روی آوردید؟
ضابطیان: زمانی هنوز پادکست و فضای مجازی به صورت امروزه نبود. من به هرحال یک سابقه روزنامه نگاری داشتم و کار سفرنامه نویسی هم یک بخش عمدهاش روزنامه نگاری است. در مجلهای که کار میکردم گزارش سفرهایم چاپ میشد و مردم دوست داشتند. به پیشنهادی یکی از دوستانم فکر کردم که شاید اینها تبدیل به یک مجموعهای بشود، کنار همدیگر بتواند مجموعه جذابی بشود که منتهی به چاپ کتاب های «مارک و پلو» و «مارک دو پولو» شد.
بعد از چاپ این دو کتاب مردم کامنت میگذاشتند که چرا اینها گزارشهای کوتاه است و چرا وقتی به یک کشور سفر میکنی بیشتر راجع به آن نمینویسی لذا تصمیم گرفتم که این ژانر را شروع کنم و مشخصاً برای نوشتن یک کتاب به سفر بروم که همین منجر شد به نوشتن کتاب «سباستین» به عنوان اولین سفرنامه مستقل که به کوبا رفتم و سپس استقبالی که مردم میکردند باعث شد سفرنامه نویسی تبدیل شود به بخش ثابتی از زندگی حرفهای من.

ایسکانیوز: شما اولین کتاب مستقلی که نوشتید سفرنامه کوبا بود. چطور این کشور که برای ایرانیان کمتر شناخته شده است را انتخاب کردید؟
ضابطیان: درسته سفر به کوبا اولین سفرنامه مستقل من بود اما اولین سفر من نبود. تا پیش از آن به کشورهای مختلفی رفته بودم اما کوبا یکی از آن مقاصدی بود که همیشه دوست داشتم که بروم و ببینم چون به نظرم کشوری مرموز و دور از ذهن میآمد. آن سالی که من به کوبا رفتم شاید اگر رئیس جمهور آمریکا به کوبا نرفته بود من هم شاید آن سال به آن کشور نمیرفتم. به این دلیل که وقتی آقای اوباما گفتند که بعد از سالها میخواهد به کوبا برود و قرار است روابط آمریکا و کوبا دوباره از سر گرفته بشه من کمی ترسیدم و فکر کردم که اگر این روابط شروع بشود شاید این کوبای دست نخورده به این شکل دیگر وجود نداشته باشد و یک کوبای آمریکایی شده به وجود بیاید؛ مثل همه جای دیگر دنیا که آمریکا رفته و نشانه های خودش را به جا گذاشته است.
ایسکانیوز: بعد از استقبال از دو کتاب اولی که نوشتید تصمیم گرفتید که صرفا برای نوشتن سفرنامه به سفر بروید؟
ضابطیان: در طول سال من سفرهای زیادی میروم که یک بخشی سفرهای کاری است و یک بخش هم سفرهایی است که خودم دوست دارم بروم و ترجیح میدهم چیزی از این سفرها منتشر نکنم چون وقتی سفری را برای نوشتن یک کتاب میروی مدام باید عکس بگیری و مدل دیگری سفر کنی و لذت اصلی سفر ازت گرفته میشود اما الان سالهاست که تقریبا هرسال یک سفر میروم برای اینکه به کتاب تبدیلش کنم.
ایسکانیوز: شما آدم پولداری هستید که زیاد به سفر میروید یا سفرنامه نویسی پولساز است؟
ضابطیان: من نمیخواهم بگم آدم بی پولی هستم. مثل هر آدم معمولی دیگری که کار میکند و زندگیاش را میچرخاند و هر روز زندگی سختتر میشود اما الان سفر کردن به چند دلیل از لحاظ تامین مخارج کمی برایم راحتتر شده است. یکی اینکه سفر مثل یک مهارت است و وقتی زیاد سفر میکنید، یاد میگیرید که سفر چگونه ارزانتر در بیاید. دیگر اینکه وقتی که سفرنامه مینویسی و به این عنوان معروف میشوی، برای اینکه بخشی از هزینههای سفرت را تکمیل کنی طبیعتا راحتتر میتوانی اسپانسر پیدا بکنی.
من الان ۱۳ کتاب سفرنامه نوشتم که این آثار بارها و بارها در طول این سالها چاپ شده است. کتاب اول من «مارک و پلو» الان به چاپ ۲۶ رسیده، کتاب «استامبولی» که سال ۱۴۰۰ نوشتم به چاپ ۲۴ رسیده و کتابهای دیگر هم همینطور است. اینها مثل یک قلک میماند یعنی ی آوردهای برای من دارد و زحمتی که کشیدم یکجور سرمایه گذاری بوده است. بخاطر اینکه تعداد کتابها و نوبت چاپ آنها زیاد است تقریبا میتواند پولی که از حق التحریرشان به دست میآید پول سفر بعدی من را تامین بکند. برای همین نه پولدار نیستم اما وقتی درست سرمایه گذاری کنی روی چیزی جواب میگیری.
اگر مساله دلار و گرانی را کنار بگذاریم خب به هر حال خیلی راحتتر سفر از سال ۸۹ سفر میکنم. آن سالها دانشجو یا یک روزنامه نگار معمولی بودم و حقوق خیلی کمی داشتم اما مدیریت حقوق در آن سال و اینکه سفر طوری برایت مهم باشد که به یک محصول تبدیلش بکنی که این محصول بتواند بعدا پول خودش را در بیاورد، فکری بوده که آن سالها کردم و الان نتیجهاش را میبینم.
ایسکانیوز: الان سفر یا کتاب در دست دارید؟
ضابطیان: آخرین کتابم «کافه پولونیا» بود که فروردین ماه عرضه شد. این کتاب ماجرای یک سفرنامه تقریبا تاریخی درباره ردپای پناهندگان لهستانی است که در زمان جنگ جهانی دوم به ایران آمدند و من به لهستان رفتم و با بازماندگان آن سفر که دو سه نفر بیشتر نمانده بودند گفتگو کردم و بعد در ورشو رد پای حضور لهستانها را دنبال کردم و بعد به ایران آمدم در شهرهای مختلفی که لهستانیها در آن سالها حضور داشتند رفتم و رد پای باقی مانده آنان را جستجو کردم که حاصل آن شد کتاب «کافه پولونیا» اما سفری دیگری در دست دارم که برای کتاب بعدی است.

ایسکانیوز: سفری بعدیتان کدام کشور است؟
ضابطیان: سفر بعدی من به پاریس است. در این سالها زیاد به پاریس سفر کردم پاریس اما خیلی کم راجع به آن نوشتم. فکر کردم که پاریس همچنان برای مردم یک شهر رویایی است در صورتی که از خیلی زوایا واقعاً یک شهر رویایی نیست. خوبیها و بدیهایی دارد.
ایسکانیوز: وقتی کتاب های شما را مطالعه میکنیم این احساس دست میدهد که سفرهای خیلی شیک و همه چیز مهیایی دارید. آیا در سفرهای شما چالشی وجود ندارد؟
ضابطیان: در هیچکدام از سفرنامههای من نیست که مثلا با پرواز بیزینس و در هتل پنج ستاره رفته باشم اما مساله این است که وقتی بلد باشی که چیکار بکنی این چالش ها کم میشود و هرچقدر جلوتر بروی چالشها کمتر میشود اما خب چالش هم کم نبود در این سالها. به هرحال یک جاهایی هم بوده که به مشکل برخوردم، مریض شدم، یک جایی گم شدم، یک جایی با یک آدمی که ناتو بوده برخورد کردم و این موارد بخشی از سفر است.
ایسکانیوز: شما خودتان چقدر سفرنامه میخوانید؟
ضابطیان: خیلی زیاد. به هر حال به عنوان کسی که سفرنامه نویس است باید در جریان سفرنامهها باشم.
ایسکانیوز: آیا جریان سفرنامه نویسی در ایران در حال رشد است؟
ضابطیان: بله درست است. همیشه این ادعا را دارم که توانستم روی این روند تاثیر بگذارم. تا قبل از مجموعه سفرنامههای من که مردم لطف کردند و خواندند، شما وقتی وارد کتابفروشی میشدید و میخواستی سفرنامه پیدا بکنی خیلی باید جستجو لابلای کتابهای مختلف میکردی که سفرنامه پیدا کنی اما الان هر کتابفروشی معتبری که میروید یک قفسه سفرنامه دارد که علاوه بر سفرنامههای من، کلی سفرنامه دیگر وجود دارد. یعنی سفرنامههایی که قبل از من هم نوشته شده بود از لابهلای قفسههای دیگر درآمد و در قفسه سفرنامهها قرار گرفت و مردم فهمیدند چیزی به نام سفرنامه وجود دارد و هم بسیاری از نویسندههای دیگر شروع کردند به سفرنامه نوشتن. برخی از این سفرنامهها کیفیتش خوب است و برخی کیفیت بدی دارد اما مهم این است که این ژانر زنده بشود.
ایسکانیوز: شما سفرنامههای امروزی را بیشتر دوست دارید یا سفرنامههای کلاسیک و قدیمیتر مثل ناصر خسرو، ابن بطوطه و برادران امیدوار و...؟
ضابطیان: هر کدامش یک طعم و رنگی دارد. وقتی که میخواهید سفرنامهها را بررسی بکنید و در جریان سفرنامهها باشید ناگزیرید که همه مدلش را بخوانید. ناصر خسرو به عنوان قدیمیترین مسافری که ما در ایران سراغ داریم که کارش را مکتوب کرده باید کارش را خواند هرچند که ممکن است به نسبت آثار دیگر ناصر خسرو خیلی ارزش ادبی نداشته باشد و بیشتر ارزش اطلاعاتی دارد.
من سعدی را هم خیلی توصیه میکنم. سعدی را به عنوان سفرنامه نویس نمیشناسیم اما به نظرم یکی از طولانی ترین سفرها را دارد. ناصر خسرو وقتی سفرش را شروع میکند تا زمانی که به مبدا برمیگردد سفرش ۷ سال طول میکشد، ابن بطوطه که سفرنامه نویس مراکشی است ۲۹ سال در سفر بود و این عدد برای مارکوپولو ۲۴ سال است و زمانی که از ونیز راه افتاد دوباره به ونیز برگشت ۲۴ سال طول کشید اما سعدی وقتی که از شیراز رفت و به شیراز برگشت ۳۳ سال طول کشید یعنی هیچکس به اندازه سعدی در جهان در سفر نبود که حاصلش درست است که سفرنامه نیست اما شما وقتی که گلستان را میخوانید یا به بوستان رجوع میکنید بسیار به گزارشهای مربوط به سفرهای سعدی برخورد میکنید.

ایسکانیوز: تا حالا تصمیم گرفتید که سفرنامه درباره شهرهای زیارتی مثل کربلا، نجف، دمشق و یا سفرنامه حج بنویسید؟
ضابطیان: درباره کربلا و نجف که کوتاه در کتاب «مارک دوپلو» نوشتم. شاید روزی نوشتم و تا الان در ذهنم نبوده است شاید به این دلیل که خیلی در این باره نوشته شده است و احساس میکنم که شاید چیز جدیدی نتوانم ارائه کنم جدا از اینکه در حج پیدا کردن آدم ها کمی سخت است و تو باید راجع به حال و هوای خودت بنویسی.
وقتی خیلی از سفرنامهها را که میخوانی با این پرسش مواجه میشوید که این آدم برای چی به سفر رفته است و میتوانست در خانه بنشیند و کتابش را بنویسد یعنی خودم بزرگترین دغدغهام زمانی که دارم یک سفرنامه مینویسم، پاسخ به همین سوال است که هرچی مینویسم خودم میخوانم و میگویم که خواننده باید بفهمد که من آنجا بودم یعنی باید نشانههایی از آنجا بدهم که فکر نکند من در خانه نشستم و کتاب را نوشتم.
اینکه به سفر بروی و بعد بیای یک سفرنامه بنویسی یا اینکه به سفر بروی که سفرنامه بنویسی خیلی فرق میکند. من زمانی که سفر میروم تا سفرنامه بنویسم شکل و مدل سفرم با آن سفری که برای گردش میروم خیلی فرق میکند.
انتهای پیام/
نظر شما