دانشگاهی که هرگز نمی‌خوابد/ «لوند» چگونه دیوارهای میان دانشکده‌ها را فرو می‌ریزد؟

دانشگاه لوند با عبور از حصارهای سنتی و ایجاد اکوسیستمی پویا برای برخورد ایده‌ها، آموزش میان‌رشته‌ای را از یک شعار آکادمیک به ابزاری کلیدی برای حل پیچیده‌ترین چالش‌های قرن بیست‌و یکم تبدیل کرده است.

به گزارش خبرنگار گروه دانشگاه ایسکانیوز، دیوارهای بلند، راهروهای سرد و کلاس‌هایی که با زنگ آخر در سکوت فرو می‌روند، شاید تصویر آشنای دهه‌های گذشته از آموزش عالی باشند؛ اما دنیایی که با سرعت به سمت آینده‌ای ناشناخته و پرالتهاب حرکت می‌کند، دیگر تحمل دانشگاه‌های جزیره‌ای و محصور را ندارد. امروز پرسش بنیادین متولیان آموزش عالی تغییر کرده است: «آیا دانشگاه‌ها باید تنها منتظر بمانند تا آینده از راه برسد، یا باید از همین امروز کالبد، ساختار و تفکر خود را برای شکل‌دادن به فردا بازآفرینی کنند؟ »

در عصر هوش مصنوعی، تحولات شگرف اقلیمی و پیچیدگی‌های روزافزون جوامع انسانی، دانشگاهی که نتواند مرزهای خود را با شهر، صنعت و زندگی جاری مردم درهم بشکند، به مرور به موزه‌ای از دانش‌های کهنه تبدیل خواهد شد. آینده‌پژوهی در آموزش عالی دیگر یک لوکس آکادمیک نیست، بلکه حیاتی‌ترین ضرورت بقای اندیشه در جهان مدرن است.

این گذار بزرگ از «پیش‌بینی سنتی» به «ظرفیت‌سازی پویا»، ما را به یکی از پیشروترین قطب‌های علمی اسکاندیناوی هدایت می‌کند؛ جایی که تفکر درباره افق‌های دوردست، به برنامه‌ای ملموس برای تغییر تبدیل شده است. دانشگاه لوند سوئد با انتشار سند راهبردی پردیس ۲۰۲۷ - ۲۰۵۰ ، یکی از جذاب‌ترین الگوهای معماری آینده را به تصویر کشیده است؛ دانشگاهی که در آن پردیس دیگر محل گذری چندساعته نیست، بلکه اکوسیستمی زنده، متصل به شهر و درهم‌تنیده با اقتصاد دانش‌بنیان است. لوند به جای طراحی ساختمان‌های ایستا، به دنبال ساختن ظرفیت‌هایی است که در برابر هر تحول ناشناخته‌ای انعطاف‌پذیر بمانند.

ایسکانیوز در گزارش زیر، اسناد رسمی، راهبردهای آموزشی و پژوهشی و برنامه‌های توسعه شهری دانشگاه لوند را مورد واکاوری قرار داده است. در این گزارش بررسی کرده‌ایم که چگونه لوند با تلفیق آموزش میان‌رشته‌ای، پیاده‌محوری، توسعه پایدار و مدیریت گره‌های فعال شهری، تعریف جدیدی از کارآمدی علمی ارائه می‌دهد و چرا این تجربه می‌تواند به عنوان نقشه‌راهی برای نسل آینده دانشگاه‌ها مطرح شود؛ سفری به درون ماشینی که یاد گرفته است چگونه پیش از رسیدن آینده، خودش را از نو بسازد.

لوند در کجای جهان ایستاده؟

دانشگاه لوند (Lund University) که در سال ۱۶۶۶ میلادی و در دوران حاکمیت امپراتوری سوئد تأسیس شد، ریشه‌ای عمیق در تاریخ علمی اروپا دارد و به عنوان یکی از قدیمی‌ترین، معتبرترین و جامع‌ترین نهادهای آموزش عالی در منطقه اسکاندیناوی شناخته می‌شود. این دانشگاه که در شهر تاریخی لوند در جنوب سوئد واقع شده، از همان ابتدا نقشی کلیدی در توسعه فرهنگی، اجتماعی و علمی شمال اروپا ایفا کرده است. لوند با برخورداری از شبکه‌ای گسترده، علاوه بر پردیس اصلی خود در این شهر، در شهرهای مالمو، هلسینگبورگ و یونگبی‌هد نیز حضور فعال دارد و توانسته است سنتی دیرینه را با مدرن‌ترین رویکردهای پژوهشی پیوند بزند. این سابقه تاریخی مستحکم، بستر مناسبی فراهم کرده تا دانشگاه لوند صرفاً یک نهاد آموزشی سنتی باقی نماند، بلکه به بازیگری پیشرو در تحولات علمی قرن بیست و یکم تبدیل شود.

در عرصه رقابت فشرده آموزش عالی جهان، دانشگاه لوند توانسته است در بین برترین دانشگاه‌های جهان خوش‌بدرخشد.

این دانشگاه در رتبه‌بندی جهانی QS جایگاه ۷۲ جهان را به خود اختصاص داده و در گروه ۱۳ دانشگاه برتر قاره اروپا قرار دارد. همچنین لوند در حوزه حیاتی پایداری و مسئولیت‌های زیست‌محیطی، توانسته است رتبه خیره‌کننده نخست جهان را در رتبه‌بندی پایداری QS از آن خود کند.

این جایگاه با جمعیتی بالغ بر ۴۶ هزار دانشجو (شامل ۳۱ هزار دانشجوی تمام‌وقت) و حضور دانشجویانی از بیش از ۱۳۰ کشور جهان پشتیبانی می‌شود. لوند با ارائه ۲۶۵ برنامه آموزشی و بیش از ۱۵۰۰ درس مستقل، به همراه انتشار سالانه هزاران مقاله علمی که توسط نهادهای معتبری چون شورای پژوهش سوئد و اتحادیه اروپا حمایت می‌شوند، به عنوان یک موتور قدرتمند تولید علم در سطح بین‌المللی نقش‌آفرینی می‌کند.

وقتی دانشگاه دیگر خواب ندارد

بر اساس سند توسعه پردیس دانشگاه لوند ۲۰۲۷ - ۲۰۵۰ و راهبردهای کلان آموزشی و پژوهشی این موسسه، یکی از ۵ راهبرد اصلی و بنیادین آینده دانشگاه، ایجاد مفهوم «پردیس در تمام ساعات روز» است. این راهبرد ساختارشکن تلاش می‌کند محیط آکادمیک را از مجموعه‌ای از کلاس‌های درس، اتاق‌های اداری و آزمایشگاه‌های منفک، به اکوسیستمی زنده، پویا و جریان‌دار برای کار، یادگیری، ملاقات‌های سازنده و زندگی اجتماعی تبدیل کند.

بر اساس اسناد رسمی دانشگاه، لوند دیگر محیطی نیست که دانشجو صرفاً برای نشستن پشت صندلی یک کلاس سنتی به آن وارد شود و بلافاصله پس از خروج زنگ آخر، ارتباطش با محیط علمی قطع گردد. در این مدل نوین، زیرساخت‌های پژوهشی، فضاهای کار اشتراکی، محل‌های ملاقات غیررسمی و امکانات رفاهی در کنار یکدیگر چیده شده‌اند تا جریان زندگی دانشگاهی در طول تمام ساعات شبانه‌روز پالس بزند و پابرجا بماند. پردیس آینده لوند مکانی است که پژوهش، تفریح، استراحت و تعامل در هم آمیخته‌اند و دانشگاه به معنای واقعی کلمه زنده است.

صندلی فیزیکی معنای تازهای پیدا میکند

بر اساس راهبرد آموزش دانشگاه لوند، گسترش آموزش از راه دور، کلاس‌های آنلاین، هوش مصنوعی و ابزارهای دیجیتال به معنای زوال اهمیت پردیس فیزیکی نیست، بلکه کاتالیزوری قدرتمند برای بازتعریف کارکرد آن است. وقتی بخش عمده‌ای از محتوای نظری، جزوات و انتقال اطلاعات پایه از طریق بسترهای دیجیتال و به صورت خودخوان قابل دریافت است، حضور فیزیکی در دانشگاه باید ارزش افزوده‌ای خلق کند که در پشت رایانه خانگی یا فضای مجازی به هیچ وجه قابل دستیابی نیست.

کار گروهی عمیق، آزمون‌های آزمایشگاهی و عملی، گفت‌وگوهای انتقادی چهره‌به‌چهره، تعامل اجتماعی و ارتباط رو در رو با استادان و پژوهشگران، هسته مرکزی این ارزش افزوده را تشکیل می‌دهند. به همین دلیل، فضاهای فیزیکی دانشگاه به سمت تنوع حداکثری و انعطاف‌پذیری حرکت می‌کنند؛ فضاهایی که از سکوت مطلق کتابخانه‌ها برای مطالعه فردی و تمرکز بالا گرفته، تا محیط‌های پویا برای بحث‌های گروهی، استودیوهای خلاقیت و کافه‌های دانشجویی را شامل می‌شوند تا طیف متنوع و متغیر نیازهای یادگیری دانشجویان را پوشش دهند.

در و دیوارها به تولید ایده کمک میکنند

بر اساس سند توسعه پردیس لوند، یکی از خلاقانه‌ترین و هوشمندانه‌ترین راهکارها برای غلبه بر انزوای رشته‌ای، طراحی و شناسایی مکان‌های راهبردی تحت عنوان «گره‌های فعال» است. هدف عمیق این استراتژی، مهندسیِ برخوردِ تصادفی اما معنادار میان پژوهشگران، دانشجویان و اساتید حوزه‌های مختلف (نظیر علوم زیستی، مهندسی، اقتصاد و علوم اجتماعی) است که پیش از این در ساختمان‌های کاملاً مجزا و جزیره‌ای فعالیت می‌کردند.

در این چارچوب نوین، معماری دیگر یک پوشش بی‌جان نیست، بلکه به عنوان یک «همکار خاموش» عمل می‌کند؛ یعنی با حذف موانع کالبدی، حذف راهروهای طولانی و سرد، و ایجاد فضاهای مشترک میان‌رشته‌ای، احتمال برخورد ایده‌ها را به حداکثر می‌رساند. این فضاهای معماری‌شده، بستر لازم برای شکل‌گیری پروژه‌های مشترک، گپ‌وگفت‌های علمی ناخواسته و نوآوری‌های پیش‌بینی‌نشده را فراهم می‌سازند که در سیستم‌های آموزشی سنتی هرگز رخ نمی‌داد.

چرا چالشهای قرن ۲۱ به دانشگاههای میانرشتهای نیاز دارند؟

بر اساس اسناد راهبردی دانشگاه لوند، چالش‌های پیچیده و چندلایه قرن بیست و یکم نظیر بحران تغییرات اقلیمی، امنیت غذایی، سلامت جهانی، چالش‌های اخلاقی و فنی هوش مصنوعی و تحولات شگرف دیجیتال، دیگر در درون مرزهای صلب، محدود و بسته‌ یک رشته علمی منفرد حل‌وفصل نمی‌شوند. مشکلات دنیای امروز دیگر بر اساس سرفصل‌های تفکیک‌شده و کلاسیک دانشگاهی دسته‌بندی نشده‌اند؛ برای مثال، بحران اقلیم صرفاً یک مسئله هواشناسی یا مهندسی نیست، بلکه گرهی کور در اقتصاد، سیاست‌گذاری عمومی، حقوق بین‌الملل و روان‌شناسی اجتماعی است. تفکر جزیره‌ای و تخصصی‌گرایی افراطی که قرن‌ها بر آموزش عالی سایه افکنده بود، امروزه دیگر پاسخ‌گوی پدیده‌های نوظهور و چندبعدی نیست و نیاز به یک جراحی عمیق در ساختار تولید دانش احساس می‌شود.

لوند با اتکا به ظرفیت علمی خود و ایجاد بستر مناسب برای عبور روان و بدون مانع دانشجویان و اساتید از مرزهای دانشکده‌ای، تلاش می‌کند آموزش میان‌رشته‌ای را از یک عنوان تزئینی یا شعار تبلیغاتی در بروشورهای دانشگاهی، به تجربه‌ای ملموس و ساختاری در بطن زندگی روزمره دانشجویان تبدیل کند. این دانشگاه با طراحی برنامه‌های آموزشی ترکیبی، پروژه‌های تیمی مشترک میان دانشکده‌های مهندسی، علوم اجتماعی، پزشکی و علوم انسانی، موانع بوروکراتیک میان رشته‌ها را فرو می‌ریزد. این رویکرد پیشرو، تفکر انتقادی، نگاه کل‌نگر و روش‌های نوین حل مسئله را از همان ترم‌های نخست به دانشجویان تزریق می‌کند و آن‌ها را برای ورود به دنیایی پر از ابهام و مسائل چندبعدی تجهیز می‌کند.

در این مدل، میان‌رشته‌ای بودن تنها به معنای نشستن چند متخصص کنار یکدیگر نیست، بلکه بازتعریف زبان مشترک علمی است؛ جایی که یک مهندس نرم‌افزار زبان اقتصاددان را می‌فهمد و یک پزشک با دغدغه‌های پایداری شهری آشنا می‌شود. دانشگاه لوند با این رویکرد اثبات می‌کند که نوآوری‌های بزرگ دقیقاً در نقاط تلاقی و اصطکاک میان دانش‌های مختلف متولد می‌شوند، نه در مرزهای بسته‌ دپارتمان‌های سنتی. این تحول ساختاری تضمین می‌کند که فارغ‌التحصیلان لوند صرفاً انباشته‌ای از فرمول‌های تئوریک نباشند، بلکه به «معماران راه‌حل» برای دنیای پیچیده فردا تبدیل شوند.

هندسه جابهجایی و پیوند ارگانیک با شهر

بر اساس سند «برنامه پردیس ۲۰۲۷ - ۲۰۵۰ دانشگاه لوند»، برنامه‌ریزی آینده دانشگاه دیگر تنها به چهاردیواری ساختمان‌ها، کلاس‌ها و سالن‌های مطالعه محدود نمی‌شود، بلکه جابه‌جایی، کیفیت دسترسی، ارتباط با طبیعت و پیوند ارگانیک میان پردیس و ساختار شهری از ارکان اصلی آینده‌نگری آکادمیک به شمار می‌روند. در این نگاه کل‌نگر، پردیس مجموعه‌ای از جزیره‌های منفک و دور افتاده نیست، بلکه شبکه‌ای پیوسته از مسیرها، دالان‌های سبز و فضاهای شهری است که کیفیت حرکت در آن‌ها مستقیماً بر تجربه زیسته دانشجویان، پژوهشگران و شهروندان اثر می‌گذارد. دانشگاه لوند در چهار شهر مختلف شامل لوند، مالمو، هلسینگبورگ و یونگبی‌هد فعالیت می‌کند؛ به همین دلیل، مفهوم پردیس در افق ۲۰۵۰ نقطه‌ای واحد و ایستا نیست، بلکه اکوسیستمی متصل و پویا است که باید در هماهنگی کامل با بافت شهری و منطقه‌ای خود توسعه یابد. مسیرهای حرکتی در این الگو به جای خطوط ترافیکی خشک، به فضاهایی برای مکث، تفکر و تعامل تبدیل می‌شوند.

از جادههای خلوت تا اتاقهای نشیمن اجتماعی

مسیرهای پیاده‌روی، خطوط ایمن دوچرخه‌سواری و پارک‌های پیرامونی صرفاً ابزارهایی برای جابه‌جایی فیزیکی و رفت‌وآمد نیستند، بلکه به عنوان «اتاق‌های نشیمن اجتماعی» عمل می‌کنند. فضای سبز در این مدل، علاوه بر نقش زیست‌محیطی و کاهش اثرات کربنی، بستری برای تفریح، استراحت و تعاملات غیررسمی فراهم می‌کند تا حرکت در پردیس با زندگی روزمره و آرامش روانی آمیخته شود.

کالبد تنیده در شهر

بر اساس اسناد توسعه شهری دانشگاه لوند، محدوده نوآوری شهر در امتداد خط تراموا از مرکز شهر و ایستگاه مرکزی آغاز شده، از بیمارستان دانشگاهی و پارک علمی ایدئون عبور می‌کند و به قطب‌های علمی آینده نظیر برونشُگ و روستای علم می‌رسد. در این ساختار کلان، حمل‌ونقل دانشگاه کاملاً با توسعه شهری گره خورده و فاصله‌ها از طریق تراکم‌سازی، حمل‌ونقل پاک و ایجاد گره‌های فعال به حداقل می‌رسد تا شهر و دانشگاه در یکدیگر حل شوند.

موتور محرک اقتصاد دانشبنیان؛ از آزمایشگاههای مرزی تا شریانهای صنعت

بر اساس استراتژی‌های کلان دانشگاه لوند، افق ۲۰۵۰ مستلزم عبور از مرزهای سنتی نهاد آموزش و ورود به یک اکوسیستم وسیع منطقه‌ای و بین‌المللی است. لوند در قلب منطقه اسکونه و در نزدیکی کریدور علمی دانمارک قرار دارد؛ موقعیتی فرامرزی که به این دانشگاه اجازه می‌دهد نقش پلی حیاتی میان آموزش، صنعت پیشرو و جامعه را ایفا کند. در اقتصاد دانش‌بنیان امروز، ارزش یک دانشگاه تنها به تعداد مقالات منتشرشده آن محدود نمی‌شود، بلکه به توانایی‌اش در تبدیل دانش پایه به فناوری‌های تحول‌آفرین، محصولات تجاری و راه‌حل‌های ملموس برای مسائل واقعی جامعه بستگی دارد. لوند با اتکا به همین رویکرد، توانسته است به قطب جذب سرمایه فکری و صنعتی در شمال اروپا تبدیل شود.

حضور زیرساخت‌های پیشرفته و منحصربه‌فردی همچون مرکز پرتوهای سینکروترون مکس ۴ و چشمه نوترونی اروپا در لوند، این منطقه را به یکی از مهم‌ترین و پیشرفته‌ترین قطب‌های علوم مواد، فیزیک، شیمی و مهندسی در سطح قاره اروپا تبدیل کرده است. این تأسیسات عظیم و تجهیزات کلان‌پژوهشی، نخبگان دانشگاهی، صنایع بین‌المللی و شرکت‌های دانش‌بنیان را در یک نقطه کانونی به هم پیوند می‌دهند تا اکتشافات بزرگ شکل بگیرند.

شهر لوند به بزرگترین آزمایشگاه زنده تبدیل میشود

بر اساس رویکرد نوین دانشگاه لوند، پروژه‌های پژوهشی در حوزه‌های حیاتی نظیر انرژی‌های پاک، مدیریت هوشمند آب، تغییرات اقلیمی و پایداری شهری نباید تنها در محیط بسته و ایزوله آزمایشگاه‌ها حبس شوند. شهر لوند و مناطق در حال توسعه آن به عنوان «آزمایشگاه‌های زنده» عمل می‌کنند تا ایده‌های علمی مستقیماً در بستر واقعی جامعه، زیرساخت‌های شهری و زندگی روزمره مردم مورد ارزیابی، تست و اصلاح قرار گیرند.

نجات از تله کلنگزنیهای بیپایان

بر اساس راهبرد توسعه پایدار دانشگاه لوند، مفهوم پایداری در این نهاد علمی از دایره محدود کاهش مصرف انرژی، خاموش کردن چراغ‌ها یا تفکیک ساده پسماند فراتر رفته و به عنوان جوهره اصلی تفکر آکادمیک و مدیریت منابع شناخته می‌شود. لوند با افتخار در صدر رتبه‌بندی‌های جهانی پایداری (مانند رتبه‌بندی‌های معتبر QS) قرار دارد و تلاش می‌کند الگوهای رشد خود را از تله پرهزینه و مخرب «ساخت‌وساز بی‌رویه و کلنگ‌زنی‌های بی‌پایان» نجات دهد. پایداری در این دانشگاه یک برچسب تبلیغاتی نیست، بلکه یک فلسفه عملیاتی برای تمام ارکان حیات آکادمیک است.

اصول توسعه آینده بر بهره‌وری حداکثری از فضاهای موجود و نوسازی هوشمند استوار است. نمونه بارز و عملیاتی این سیاست، پروژه بازطراحی و بازسازی ۷۷۰۰ مترمربع از ساختمان تاریخی و قدیمی «ژئوسنتروم دو» است که به جای تخریب کامل یا ساخت بنای جدید با هزینه‌های سنگین زیست‌محیطی، فضایی مدرن، پویا و میان‌رشته‌ای برای علوم زمین و محیط‌زیست خلق کرده است که هم‌زمان اصالت گذشته را حفظ کرده و پاسخ‌گوی نیازهای مدرن است.

پایداری تنها یک وظیفه اداری برای اداره تأسیسات نیست، بلکه متناسب با ماهیت هر رشته تحصیلی (از مهندسی و اقتصاد گرفته تا پزشکی، حقوق و علوم انسانی) در کوریکولوم و سرفصل‌های آموزشی دانشجویان تزریق می‌شود تا نسل آینده متخصصان با درک عمیق، مسئولیت‌پذیر و همه‌جانبه از چالش‌های اقلیمی وارد بازار کار جهانی شوند.

آنچه لوند به ما نمیگوید

اگر دقیق‌تر به اسناد و برنامه توسعه پردیس لوند نگاه کنیم، درمی‌یابیم این سند راهبردی بیش از آنکه مجموعه‌ای از پاسخ‌های قطعی، آماده و مکتوب برای تمام بحران‌های سال ۲۰۵۰ باشد، یک «چارچوب تفکر و جهت‌دهی راهبردی» است.

این سند آگاهانه اعتراف می‌کند که نمی‌تواند پیش‌بینی کند دقیقاً کدام فناوری نوظهور در سه دهه آینده بازار را قبضه خواهد کرد، کدام رشته علمی بیشترین نرخ رشد را خواهد تجربه کرد یا الگوی دقیق انتقال دانش در سال ۲۰۵۰ چگونه خواهد بود. با این حال، ارزش واقعی این سند دقیقاً در همین نقطه مشخص می‌شود؛ سند به جای پیش‌بینی کورکورانه آینده، مشخص می‌کند که دانشگاه برای مواجهه امن و هوشمند با این تغییرات پیش‌بینی‌نشده به چه ویژگی‌های ذاتی و ساختاری نیاز دارد.

در نگاه سنتی و کلاسیک، برنامه‌ریزی برای افق ۲۰۵۰ یعنی اینکه امروز بنشینیم و با قطعیت تصمیم بگیریم که ۲۵ سال دیگر چه ساختمان‌هایی با چه متراژی ساخته شوند، چه خیابان‌هایی کشیده شوند و دانشگاه از نظر فیزیکی چه کالبد ثابتی داشته باشد؛ اما مدل لوند به مراتب پیچیده‌تر، هوشمندانه‌تر و واقع‌بینانه‌تر است. در این دانشگاه پیشرو، پرسش بنیادین مدیران این نیست که «دانشگاه در سال ۲۰۵۰ دقیقاً چه شکلی خواهد بود؟»، بلکه پرسش کلیدی این است که: «دانشگاه باید چه ویژگی‌های ساختاری و ماهوی داشته باشد تا بتواند در سال ۲۰۵۰ و پس از آن، در مواجهه با هر سناریوی ناشناخته‌ای، همچنان کارآمد، علمی، پایدار و اثرگذار باقی بماند؟»

پاسخ به این پرسش در گزارش فوق آورده شده است. در کالبد و فضا، پاسخ در «انعطاف‌پذیری و بازاستفاده هوشمند» خلاصه می‌شود. در حمل‌ونقل و دسترسی، پاسخ در «پیاده‌محوری، دوچرخه و اتصال ارگانیک به شهر» است. در مدیریت انرژی، پاسخ بر مدار «بهه‌وری حداکثری و کاهش اثرات زیست‌محیطی» می‌چرخد. در حوزه پژوهش، پاسخ روی «زیرساخت‌های مشترک میان‌رشته‌ای و کلان‌مقیاس» تکیه دارد. در اقتصاد دانش‌بنیان، پاسخ در «پیوند ناگسستنی میان تولید دانش، صنعت و جامعه» معنا می‌یابد. در آموزش، پاسخ به معنای «آماده‌سازی دانشجویان برای حل مسائل پیچیده و مبهم» است. در حکمرانی، پاسخ در «مشارکت جمعی و یادگیری سازمانی» تجلی می‌یابد و در رابطه با شهر، پاسخ در تبدیل دانشگاه و محیط پیرامون به «شرکای واقعی یکدیگر» تعریف می‌شود.

به همین دلیل است که سند ۲۰۵۰ لوند را باید بیش از آنکه یک «نقشه معماری برای آینده پردیس» دانست، «سند ظرفیت‌سازی راهبردی برای آینده آموزش عالی» نامید.

این یک تفاوت ظریف اما بنیادین است؛ دانشگاهی که صرفاً برای یک آینده از پیش‌تعیین‌شده و خطی طراحی شده باشد، به محض تغییر شرایط یا بروز بحران‌های پیش‌بینی‌نشده، دچار فروپاشی یا انجماد عملکردی خواهد شد.

در مقابل، دانشگاهی که برای تغییر و پذیرش ابهام آماده شده باشد، حتی اگر تمامی پیش‌بینی‌های اولیه‌اش اشتباه از آب درآیند، باز هم ابزار، تاب‌آوری و منطق لازم برای واکنش سریع، اصلاح مسیر و بازآفرینی را در اختیار دارد. و شاید این، بزرگ‌ترین و ارزشمندترین پیامی باشد که می‌توان از تجربه عمیق دانشگاه لوند برای طراحی و توسعه نسل آینده دانشگاه‌های جهان استخراج کرد؛ اینکه آینده را نمی‌توان با جزئیات و خط‌کش طراحی کرد، اما می‌توان نهادی ساخت که توان ساختن، آزمودن، خطا کردن و اصلاح مداوم آینده را در درون خود داشته باشد. در این نگاه مدرن، سال ۲۰۵۰ پایان یک مسیر طولانی نیست؛ بلکه نقطه عطفی است که دانشگاه تا رسیدن به آن، آموخته است چگونه بارها و بارها، با خرد جمعی و انعطاف‌پذیری ساختاری، خودش را از نو طراحی کند.

انتهای پیام/

کد مطلب: 1317284

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha