به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی ایسکانیوز، نزاع ناتمام اصحاب شورا و مدیران شهری پایتخت، بر سر رایگان ماندن یا نماندن حمل و نقل عمومی، دیگر قصهی ملالآوری شده که حتی اخبار گاه و بیگاه جدلها و مرافعهها و تمدیدهای چندباره هم بر صفحه رسانهها رنگ باخته و رغبتی نمیآفریند.
تریبون در برابر تورم
حال هم که از پس آن همه بگومگو و جوش و جلا رئیس شورای شهر پشت تریبون آمده و رایگان ماندن مترو و اتوبوس را به تصویب یک فوریت لایحه حمل و نقل عمومی رایگان در تهران گره زده، ضرورتی برای این رایگان ماندن تشخیص نداده و شرایط کنونی را حجت این غیرضروری بودن گرفته است.
اما مگر شرایط کنونی چه رنگ و رویی دارد که رایگان ماندن مترو و بیآرتی را به امری غیرضرور و زائد بدل کرده؟ اقشار کم درآمدمان به درآمد تازه و چشمگیری رسیدهاند یا تورم و گرانی طوری زمین خورده که دیگر هزینه کردن برای آمد و رفتهای روزانه زحمتی برای جیب مردم ندارد؟
یک استدلال دیگر هم که از اردوگاه پارلمان شهری پایتخت به بیرون مخابره شده مساله منابع مالی پایداری است که اگر نباشد بقای رایگان نگه داشتن دائمی مترو و بیآرتی به خطر میافتد و چون تا اطلاع ثانوی چنین منابعی در دسترس نیست پس این دائمی شدن هم منتفی است.
اما مگر در این ماههای سپری شده که شهرداری قبای متروی رایگان را به تن پایتخت پوشانده و بر مداومتش هم اصرار دارد از منبع مالی ویژهای بهرهمند بوده که این سیاست را تا اینجا پیش آورده؟ شاید هم امروز و به یکباره کفگیر به ته دیگ رسیده و آن ذخیره مالی پنهان و ویژه هم ته کشیده و پس باید هرچه زودتر با اخذ وجوه از مشتریان مترو و اتوبوس کم و کسریهای اداره شهر را جبران کرد!
هرچه هست مخالفان «رایگان شدن دائمی» پای نگرانی بابت نبود پشتوانه مالی را وسط میکشند و طوری در باب دغدغه کیفیت خدمات، توسعه ناوگان و حتی تداوم بهرهبرداری داد سخن میدهند که انگار همه این موارد بسته به پرداخت هزینه بلیت مترو از جیب شهروندان است.
دیپلماسی ابهام؛ در میانه موافقت شخصی و صفکشیهای جناحی
همه اینها هم در احوالی است که شهرداری پا سفت کرده و داوطلب ادامه خدمات رایگان حمل و نقل به مردم شده و حتی نظر مساعد دولت را هم به دست آورده است. از این هم نباید گذشت که در این هنگامه جنگ و فشارهای اقتصادی، حمل و نقل رایگان دست کم باری از دوش شهروندان کم میکند که مجال نارضایتیهای عمومی هم کمتر شود.
رئیس شورای شهر پایتخت اما فعلا انگار زبان مخالفان را در دهان میچرخاند و اگرچه خود به نظر موافق این دائمی شدن باشد، گسترش تخفیفها به جای رایگان ماندن دائمی را دستورکار شورا معرفی میکند و با آدابدانی یک دیپلمات کارکشته به تلویح و اشاره تصمیمگیری قطعی درباره چنین طرحی را محتاج باریکبینی و سنجش ظریف و عمیق در منابع و مصارف مینامد.
شم سیاسی رئیس شورای شهر تهران البته بیشتر از این است که خود را در دام صفکشیهای درونی شورا گرفتار کند. اما ضمن روگردانی از گرفتن موضع صریح، اجرای دائمی شدن رایگانسازی را پرهزینه دیده: « ما برای تامین چند همت اعتبار حمل و نقل رایگان باید خیلی به خودمان فشار وارد کنیم و به سادگی قابل جبران نیست. من نظر شخصی خودم را اعلام نمیکنم و تمام اعضای شورا باید در صحن در این خصوص نظر بدهند. »
در باب تبیین زیانهای رایگان کردن دائمی خدمات مترو، سیدجعفر تشکری هاشمی، رئیس کمیسیون عمران شورای شهر بر چمران فضل تقدم دارد و از مدتها قبل و حتی با زبانی صریحتر از او و بی نگرانی از شائبههای سیاسی و جناحی و به دور از ملاحظهی نارضایتی افکار عمومی تکلیف را معلوم کرده: «نباید با ایجاد بینظمی در گیتها، تمکن مالی افراد را نادیده بگیریم. اینکه گیتهای مترو و اتوبوس باز بماند و افرادی که توانایی مالی دارند هم هزینه ناچیز بلیت را نپردازند، هیچ فضیلتی برای مدیریت شهری محسوب نمیشود و تنها به بیانضباطی دامن میزند.»
بهانه کیفیت یا بهای عدالت؟
البته که این پندار ناراستی نیست اگر بار سنگین هزینههای تعمیر و نگهداشت و توسعه ناوگان و تدارک دستمزد و مصارف کارکنان در نظر آورده شود. اما مگر در این ماههای مدید، شهرداری برای رایگانسازی مترو از بودجههای عمرانیاش مایه گذاشته یا دست به دامن یارانههای دولتی شده یا از اساس اختلالی در کار حمل و نقل شهری پیش آمده که حالا دلنگران از افت کیفیت خدمات یا افتادن سستی و رکود در کار اداره شهر پرونده «رایگان شدن دائمی» بسته شود؟
تشکری هاشمی البته هزینه بلیت مترو را هم برای شهروندان تهرانی ناچیز دانسته و رای به برجسته بودن مسائل دیگری برای پایتخت نشینان داده: «مردم تهران معطل ۵ یا ۷ هزار تومان هزینه بلیت نیستند؛ اگر از آنها در یک نظرسنجی واقعی و نه نظرسازی بپرسید، قطعاً کیفیت، سرعت و کرامت در سفر را به خدمات رایگانی که با پلهبرقی خراب و انتظار نیمساعته همراه باشد، ترجیح میدهند. »
سیاستگذاری در محاق سیاستبازی
تردیدی نیست که شماری از اعضای شورای شهر از آغاز دوره کنونی در صف مخالفان ایستادهاند و در بزنگاههای گوناگون، مدیریت شهری موجود را به انواع نقدها زینت دادهاند و حالا هم در گیرودار غوغا بر سر رایگان ماندن حمل و نقل عمومی باز بر سر مخالفخوانیهایشان ماندهاند. اما مگر سیاستگذاریهای بلندمدت و راهبردی را میتوان به محاق دستهبندیهای جناحی و سیاسی برد؟ آن هم در این ورطهی ارهابآفرینیهای دشمن که مردمِ به تنگ آمده از زخم تحریم و جنگ بیش از همیشه باید به خدمت و حمایت و تسهیلگری مسئولان تکیه کنند.
منتقدان البته که همچنان بر طبل نبود منابع مالی و سازوکار اجرایی روشن برای دائمی کردن رایگان سازی مترو میکوبند و گیرایی و مطلوبیت چنین طرحی را هم به سنگ تبلیغ و انتخاباتی بودن میزنند. اما باز همان پرسش معهود درباره چرایی و چگونگی اجرای این برنامه در ماههای اخیر باقی است و حتی اگر عذر تبلیغاتی بودن این طرح را بپذیریم، برخورداری اقشار کم درآمد از چنین موهبتی یا حتی امکانی که ناوگان حمل و نقل شهری در شرایط پر بیم ناشی از جنگ یا اضطرار برای اسکان و جابجایی به شهروندان میدهد غیرقابل گذشت است.
بگذریم که اجرای دائمی این طرح بر مدیریت منابع سوخت هم اثری غیرقابل انکار خواهد گذاشت و از آنجا که جماعت بزرگتری از شهروندان به صرافت کنار گذاشتن خودروی شخصی و استفاده از مترو و اتوبوس خواهند افتاد، مصرف سوخت هم به سراشیب کاهشی شدن میافتد. به ویژه که امروز فشار اقتصادی دشمن گرانی کالای استراتژیکی چون بنزین را هم در تیررس حملات خود دارد و بیم گرانی و نارضایتی عمومی ظرفیتهایی به چشم آمدنی برای تکمیل پازل بحران آفرینی دشمن خواهد داشت.
از یاد نبریم حمله به برخی انبارهای سوخت از جمله انبار نفت تهران یا تهدید بمباران مراکز پالایشگاهی و زیرساختها جملگی خبر از میل سیریناپذیر بیگانگان متجاوز برای به جان هم انداختن مردم و بحرانی کردن اوضاع کشور دارد. پس باید که بر سرنوشتساز بودن مدیریت سوخت خاصه در چنین برههای انگشت تاکید گذاشت و نقش و اثر حمل و نقل عمومی را در بیاثر کردن دسیسههای مخاصمتآلود متجاوزان پررنگتر دید. پس دیگر چه جای تردید و پادرهوایی؟
انتهای پیام/
نظر شما