رهبرشهید خواستار تقویت مدارس سمپاد بودند/ تفاوت در دسترسی بر اساس استعداد، عین عدالت است

رئیس باشگاه دانش‌پژوهان جوان، ضمن تبیین جایگاه مدارس سمپاد در تحقق عدالت آموزشی، از راهکارهای سه‌گانه برای متوقف کردن روند مهاجرت نخبگان و تبدیل مدال‌آوران المپیاد به پژوهشگران صاحب اثر سخن گفت.

به گزارش خبرنگار اجتماعی ایسکانیوز، رقابت جهانی برای جذب نخبگان، دیگر تنها با امکانات مادی پیش نمی‌رود؛ بلکه نیاز به تعریف دقیقی از عدالت آموزشی و ایجاد فضاهای اثرگذاری واقعی دارد. رئیس باشگاه دانش‌پژوهان جوان در گفت‌وگوی حاضر، با نگاهی به توصیه‌های رهبر شهید، مرز میان «برابری امکانات» و «استحقاق استعداد» را ترسیم می‌کند. او بر این باور است که می‌توان میان پرورش نخبگان در مراکز خاص و رعایت عدالت اجتماعی تعادل برقرار کرد و ضمن آن تکریم و چالش‌های بزرگ، را راه نگهداشت نخبگان در خاک وطن می‌داند.

در ادامه گفت‌وگوی ایسکانیوز با سیدرضا حسینی، رئیس باشگاه دانش‌پژوهان جوان را بخوانید:

حسینی در پاسخ به اینکه آیا نوعی نابرابری پنهان در آموزش و تمرکز امکانات در مدارس خاص و غیردولتی باعث ایجاد تبعیض در نظام آموزشی و کنکور سراسری شده، گفت: باید اشاره کنم که غالب رتبه‌های برتر کنکور از مدارس غیردولتی نیستند، بلکه از مدارس سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان (سمپاد) هستند. ما در دسته‌بندی‌های خود، سمپاد را جزو مدارس دولتی می‌شماریم؛ زیرا این مراکز تحت قوانین مدارس دولتی کشور اداره می‌شوند و حتی تحصیل در آن‌ها برای دانش‌آموزان دهک‌های یک تا چهار به‌طور کامل رایگان است.

او با طرح این ایده که مدارس سمپاد در واقع ابزاری برای توسعه عدالت آموزشی در کشور هستند، اضافه کرد: ایجاد و احداث مدارس سمپاد در کم‌برخوردارترین مناطق باعث می‌شود محیطی فراهم شود تا نخبگان علمی در آن مناطق شناسایی شده و رشد کنند. همکاران ما در سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان تلاش می‌کنند تا این آمار بهبود یابد. بنابراین، منصفانه نیست که این مدارس را در دسته‌ی مدارس غیردولتی قرار دهیم؛ چرا که سمپاد در واقع نمود تحقق عدالت آموزشی در جمهوری اسلامی ایران است.

رئیس باشگاه دانش‌پژوهان جوان در واکنش به این پرسش که آیا شیوه گزینش سمپاد و دسته‌بندی دانش‌آموزان در مدارس خاص و معمولی خود نوعی تبعیض آموزشی محسوب می‌شود، اظهار کرد: به این مسئله باید از دو زاویه نگاه کرد. اگر شهرهایی را بررسی کنیم که اخیراً در آن‌ها مدرسه سمپاد تأسیس شده، متوجه می‌شویم که عملکرد علمی و دستاوردهای آن مناطق در مقایسه با دوران پیش از تأسیس این مدارس، به‌طور چشم‌گیری رشد کرده است.

وی افزود: در برخی شهرها که پیش از این حتی رتبه‌ی دو رقمی در کنکور نداشتند، اکنون شاهد چندین رتبه‌ی تک‌رقمی و دو رقمی هستیم. بنابراین، برداشت من از واقعیت‌های میدانی با تصور تبعیض متفاوت است.

رئیس باشگاه دانش‌پژوهان با بیان اینکه آرمان نهایی، دسترسی همگانی به چنین امکاناتی است، گفت: امیدواریم روزی به شرایطی برسیم که تمامی مدارس کشور به استانداردهای مدارس سمپاد مجهز باشند؛ هرچند می‌دانیم این یک هدف ایده‌آل است و برای رسیدن به آن نیاز به کمک همگان داریم.

حسینی در پاسخ به این نکته که وجود مدارس خاص ممکن است مانع از فراگیر شدن دسترسی‌های آموزشی برای همگان شود، گفت: باید به توصیه‌های رهبر شهید در سال‌های ۹۵ و ۹۶ توجه کنیم که ایشان نه تنها بر اهمیت سمپاد تأکید کردند، بلکه فرمودند این مراکز باید تقویت شوند. برای درک بهتر این موضوع، باید بپرسیم آیا دسترسی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف به امکانات آموزشی باید دقیقاً با دانشجویی در یک شهر یا استان دیگر یکسان باشد؟ اگر بخواهیم همه امکانات را به‌طور مساوی پخش کنیم، در واقع با یک بی‌عدالتی روبرو می‌شویم.

او با بیان اینکه ما نمی‌توانیم در تمام شهرهای کشور، دانشگاه صنعتی شریف داشته باشیم، اضافه کرد: به همین ترتیب، وقتی تیم ملی فوتبال را برای تمرین در ورزشگاه آزادی جمع می‌کنیم، به این معنا نیست که می‌خواهیم ورزشکاران را جداسازی کنیم؛ بلکه تمرینات تخصصی نیازمند محیط‌های متمرکز و امکانات ویژه است. جداسازی نخبگان برای پرورش تخصصی آن‌ها، موضوع بدی نیست، بلکه یک ضرورت برای پیشرفت است.

عدالت در آموزش؛ استحقاق استعداد یا برابری امکانات؟

حسینی با اشاره به اینکه تفاوت در دسترسی‌ها بر اساس موقعیت جغرافیایی یا سطح مالی، عین بی‌عدالتی است، گفت: زمانی که دسترسی یک فرد به امکانات، تابع موقعیت جغرافیایی، سطح مالی یا جایگاه اجتماعی خانواده‌اش باشد، با بی‌عدالتی مواجه هستیم؛ زیرا هیچ‌یک از این موارد تابع تلاش یا توانمندی فردی نیست. اما زمانی که این دسترسی متفاوت، تابع استعداد فرد باشد، این عین عدالت است.

او با طرح یک مثال اضافه کرد: آیا منصفانه است که سؤالی را که برای یک دانش‌آموز عادی طراحی شده، از دارنده مدال طلای المپیاد جهانی ریاضی بپرسیم و این را عدالت بنامیم؟ قطعاً خیر. استادی که برای این دو دانش‌آموز قرار می‌گیرد، تمریناتی که باید انجام دهند و فضای عملی و آزمایشگاهی که باید درک کنند، نمی‌تواند یکسان باشد.

رئیس باشگاه دانش‌پژوهان درباره تفاوت استعداد دانش‌آموزان عادی و نخبه گفت: کسی که توانمندی بیشتری دارد، طبیعتاً باید توجه و پرداخت بیشتری دریافت کند تا بیش از پیش رشد کند. البته تأکید می‌کنم که این تفاوت در برخورد، هرگز نباید مانع از آن شود که دسترسی‌های پایه و مورد نیاز هر فرد فراهم نشود، اما بخش مربوط به تقویت نخبگان را اتفاقاً باید بیشتر مورد توجه قرار داد.


از مدال‌های خوش‌رنگ تا پژوهشگران صاحب اثر

رئیس باشگاه دانش‌پژوهان جوان در واکنش به این پرسش که آیا افق نگاه رهبر شهید به نخبگان المپیادی، صرفاً کسب مدال‌های جهانی بوده یا تبدیل شدن به پژوهشگران صاحب اثر، اظهار کرد: رهبر شهید هر دو جنبه‌ی موفقیت را در کنار هم مهم می‌دانستند، ایشان هم نتایج درخشان در المپیادهای جهانی را می‌خواستند و هم از آن مهم‌تر تأکید داشتند که ما تمام تلاش‌ها را به کار بگیریم تا این بچه‌ها در فضای زیست واقعی مسائل کشور رشد کنند و در خاک وطن بمانند.

وی ادامه داد: حتی اگر کسی به دلیل شرایطی به خارج از کشور رفت، باید ارتباطاتش با داخل برقرار بماند تا بتوانیم از ظرفیتش استفاده کنیم. تقویت هویت ملی در این بچه‌ها و ایجاد فضای مناسب و شایسته‌ برای آن‌ها در داخل کشور، دو اولویت بسیار مهم برای ایشان بود.

حسینی در تبیین منویات رهبرشهید در حوزه تربیت دانش‌آموزان نخبه و المپیادی، خاطرنشان کرد: برداشت من این است که نتایج جهانی ما از این جهت برای ایشان اهمیت داشت که خودباوری ملی در سطح دانش‌آموزی، دانشجویی و نخبگانی ما ایجاد شود. باید به جوان نخبه ما ثابت شود که هیچ از همتای اروپایی خود کمتر نیست و حتی در بسیاری موارد از او برتر است.

وی با بیان اینکه خوشبختانه این خودباوری در فضای داخلی ایجاد شده، افزود: در سطح جهانی نیز، در برابر تلاش رسانه‌های غربی برای تخریب چهره جمهوری اسلامی ایران، مدال‌های جهانی و حضور پرقدرت نخبگان ما، پاسخی مؤثر است. دلیل اهمیت المپیادهای جهانی و تلاش برای جذب و نگهداشت این بچه‌ها، همین است که نخبگان ما باید در خدمت حل مسائل کشور باشند. رهبرشهید از ما می‌خواستند که این موضوعات را به طور جدی پیگیری کنیم.

حسینی در پاسخ به این نکته که آیا برای متوقف کردن روند مهاجرت نخبگان در فصل بلوغ و بهره‌وری، نیاز به یک اتفاق ماندگار و اثرگذار است تا کشور به نردبانی برای توسعه کشورهای غربی تبدیل نشود، گفت: در مورد نرخ خروج مدال‌آوران المپیاد علمی، بر اساس فرمایش قائم‌مقام بنیاد ملی نخبگان، این عدد در حدود ۱۸ درصد بوده است. از دیدگاه من، تحصیل دانش‌پژوهان در خارج از کشور برای کسب علم جای اشکالی ندارد؛ مسئله‌ی اصلی این است که ارتباط این افراد با وطن حفظ شود تا در صورت امکان بازگشته و به کشور خدمت کنند.

وی افزود: این نخبگان حتی اگر بازنگردند، باید هویت علمی و ملی آن‌ها به‌گونه‌ای تقویت شده باشد که نفع دانش و تخصصشان به مردم کشورشان برسد.

او با طرح این ایده که برای نگهداشت نخبگان باید بر سه پارامتر کلیدی تمرکز کرد، اضافه کرد: نخست اینکه باید طبق فرمایش‌های رهبر شهید، نخبگان را واقعاً تکریم کنیم و فضای تشویقی مناسبی ایجاد کنیم تا آن‌ها بدانند کشور ارزش توانمندی‌هایشان را می‌فهمد.

حسینی با اشاره به اینکه پارامتر دوم، ایجاد فضای اثرگذاری است، اظهار کرد: نخبه‌ای که رتبه‌ی اول دنیا را در نجوم یا فیزیک کسب کرده، انتظار دارد در ادامه‌ی مسیر زندگی‌اش نیز در جایگاه اول باشد. بنابراین باید محیط‌های آزمایشگاهی خاص و دسترسی‌های ویژه را برای این افراد فراهم کنیم تا احساس کنند اثرگذاری‌شان واقعی و بزرگ است.

رئیس باشگاه دانش‌پژوهان جوان با طرح اینکه چه چیزی می‌تواند جذاب‌ترین عامل نگهدارنده برای نخبگان باشد، اظهار کرد: چالش‌های بزرگ، باارزش و هیجان‌انگیز، اصلی‌ترین عامل جذب این افراد است. وقتی مسائل واقعی کشور را به این نخبگان بسپاریم تا روی آن‌ها فکر کنند، انگیزه‌ی ماندن در آن‌ها تقویت می‌شود. در کنار این موارد، رفع مشکلات معیشتی که ممکن است نخبگان با آن درگیر باشند نیز ضروری است. به باور من، اگر این سه اتفاق (تکریم، اثرگذاری و رفع مشکلات معیشتی) رخ دهد، حتی همان نرخ ۱۸ درصدی که ذکر شد، در سالیان آینده به‌شدت کاهش خواهد یافت.

وی در پاسخ به این پرسش که آیا واقعاً نرخ مهاجرت نخبگان المپیادی تنها ۱۸ درصد است و اکثریت آن‌ها در کشور می‌مانند، گفت: همان‌طور که اشاره کردم، این داده‌ها بر مبنای فرمایش قائم‌مقام محترم بنیاد ملی نخبگان است. باید پرسید این آمار بر اساس چه داده‌هایی به دست آمده است، اما چون بنیاد ملی نخبگان مرجع و ریگولاتور این حوزه در کشور است، احتمالاً آماری را بیان کرده‌اند که بر اساس واقعیت‌هاست.

حسینی با بیان اینکه حتی درصد کمی از مهاجرت نیز برای کشور خسارت‌بار است، اضافه کرد: اگر این آمار درست باشد، اتفاق بسیار بزرگی است، اما من معتقدم حتی اگر یک درصد نخبگان ما مهاجرت کنند، این یک خسران برای کشور است. بنابراین باید تلاش کنیم تا حتی با نخبگانی که در ایران نیستند، ارتباطی مؤثر، مستمر و پایدار ایجاد کنیم تا عرق ملی و هویت آن‌ها نسبت به کشور حفظ شود.

انتهای پیام/

کد مطلب: 1317411

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha