به گزارش گروه فرهنگ و هنر ایسکانیوز، تاریخ چاپ در ایران، داستانی پر پیچ و خم است. در حالی که گوتنبرگ با اختراع ماشین چاپ در اروپا، انقلابی در تکثیر اندیشه ایجاد کرد، مسیر ورود این فناوری به ایران پر تنش و گاهی در هالهای از ابهام بود. حالا اما، این صنعت که زمانی پیشران «بیداری» بود، در میان چنبرهی تحریمها و فشارهای اقتصادی، برای بقا میجنگد.
اگرچه روایتهای متفاوتی در مورد اولین حضور چاپ در ایران وجود دارد، اما به طور رسمی، آغاز چاپخانه در ایران به دوره قاجار بازمیگردد. عباسمیرزا، نایبالسلطنه روشنفکر قاجار، در جریان جنگهای ایران و روسیه، اهمیت تکثیر اطلاعات را درک کرد. او در تبریز، با کمک میرزا زینالعابدین تبریزی، اولین چاپخانه سربی را در سال ۱۲۳۳ هجری قمری، ۱۸۱۸ میلادی) دایر کرد. این اولین گام، جرقه تولد جریان «روشنگری» در ایران بود. بعدها میرزا صالح شیرازی که برای تحصیل به انگلستان رفته بود، با بازگشت به ایران و راهاندازی چاپخانه در تهران، نقش بسزایی در گسترش این صنعت ایفا کرد.
در آن سالها، چاپخانه نه صرفاً یک ابزار صنعتی، که یک نهاد فرهنگی و سیاسی بود. نخستین روزنامهها، کتابهای درسی و متون علمی از دل همین چاپخانههای اولیه بیرون آمدند. چاپ در ایران، برخلاف بسیاری از کشورها، همواره با «سیاست» گره خورده بود؛ چرا که حاکمان وقت خیلی زود دریافتند که قدرت کلمات چاپی، میتواند تخت و تاج آنها را به لرزه درآورد.
صنعت چاپ ایران در قرن ۲۱، پارادوکسی از تخصص و فرسودگی است. نیروی انسانی ماهر و متخصصان چاپ در ایران، در منطقه سرآمد هستند. چاپخانههای ما از نظر کیفیت خروجی، توانایی رقابت با بسیاری از کشورهای همسایه را دارند؛ اما تکنولوژی و مواد اولیه پشت یک دیوار بلند به نام تحریم ایستاده است.
صنعت چاپ ایران به شدت «وارداتمحور» است. از مرکب و زینک گرفته تا قطعات یدکی ماشینآلات چاپ (که عمدتاً آلمانی، ژاپنی یا چینی هستند)، همگی به واردات وابستهاند. تحریمهای چندلایه اقتصادی که ایران را محاصره کرده، در لایههای زیرین خود، گلوی صنعت چاپ را فشار میدهد.
اکثر دستگاههای چاپ موجود در ایران، سالهای طولانی از عمر مفیدشان گذشته است. تحریمهای بانکی و مالی باعث شده که نوسازی ناوگان چاپ تقریباً غیرممکن شود. وقتی دستگاهی از کار میافتد، تأمین یک قطعه ساده الکترونیکی به دلیل محدودیتهای انتقال پول و تحریمهای تجاری، گاه هفتهها و ماهها زمان میبرد. چاپخانهداران برای تأمین قطعات، مجبورند از مسیرهای واسطهای پرهزینه و غیررسمی اقدام کنند که قیمت تمامشده تولید را بهشدت افزایش میدهد.
شاید در نگاه اول، واژه «محاصره دریایی» نظامی به نظر برسد، اما در دنیای تجارت، تحریمهای کشتیرانی و بیمه، عملاً حکم یک محاصره دریایی خاموش را دارند. شرکتهای بزرگ کشتیرانی به دلیل ترس از جریمههای آمریکا، از پهلو گرفتن در بنادر ایران خودداری میکنند یا هزینههای حملونقل را برای بارهای ایران چندین برابر کردهاند. این موضوع باعث شده که هزینه نهایی کاغذ و مواد اولیه وارداتی برای چاپخانه، به طرز سرسامآوری افزایش یابد. در حالی که یک چاپخانه در ترکیه یا امارات، مواد اولیه را با قیمت جهانی و بدون واسطه دریافت میکند، همتای ایرانی او باید چندین لایه دلال و هزینه حملونقل تحریمی را بپردازد.
کاغذ، خونِ رگهای صنعت چاپ است. نوسانات شدید نرخ ارز، باعث شده که کاغذ به کالایی تبدیل شود که ثبات قیمت ندارد. چاپخانهداران نمیتوانند پروژههای بلندمدت مثل چاپ کتب درسی یا انتشارات بزرگ را با قیمت ثابت قرارداد ببندند، چرا که نمیدانند قیمت کاغذ در ماه آینده چقدر خواهد بود. این عدم قطعیت، بزرگترین دشمن تولید و برنامهریزی اقتصادی است.
صنعت چاپ در ایران، با وجود تمام زخمهای ناشی از تحریم، همچنان زنده است. کتابها منتشر میشوند، بستهبندیهای کالاهای صادراتی که خود یکی از ارزآورترین بخشهای صنعت چاپ است تولید میشوند و بنرهای تبلیغاتی شهر را میپوشانند. اما این حیات، یک «حیات نباتی» نیست؛ یک حیات پرفشار و پرتحمل است.
تکنسینهای ایرانی، استاد «تعمیرات خلاقانه» هستند؛ آنها با قطعات دستدوم و ابتکارات مهندسی، دستگاههایی را سرپا نگه داشتهاند که طبق استانداردهای جهانی باید سالها پیش اسقاط میشدند. این صنعت اکنون نیازمند نه فقط حمایت مالی، بلکه «دیپلماسی اقتصادی» است. اگر زنجیره تأمین مواد اولیه چاپ از طریق توافقات تجاری تسهیل نشود، صنعت چاپ ایران که زمانی پیامآور مدرنیته بود، بهآرامی در میان کاغذهای سفید و دستگاههای خاموش، به حاشیه خواهد رفت.
مجید خادمی عضو اتحادیه صادرکنندگان صنعت چاپ و مدیرعامل مجتمع چاپ و بستهبندی پویا هنر نوین در گفتوگو با خبرنگار فرهنگی ایسکانیوز گفت: متاسفانه وقتی صحبت از حوزه چاپ میشود سران و مسئولین دولتی همه هم و غمشان روی بحث نشر است در حالی که شاید تقریبا ۱۰ تا ۲۰ درصد کل چاپ هم مختص نشر نباشد. امروز بزرگترین موضوع چاپ، بستهبندی است و تا حدودی اصلاً نشر در موضوع چاپ یه مقوله کم درصد است.
وی ادامه داد: با توجه به اینکه کتاب خوان کم شده، چاپ کتاب هم کم شده است و خیلی از ناشرین که کار تولید کتاب انجام میدهند شاید مثلا ۱۰۰، ۲۰۰ یا ۵۰۰ نسخه کتاب و آن هم به صورت دیجیتال چاپ میکنند. شاید تعدد کتاب زیاد باشد اما تکثرش کم است یعنی عددهایی را اعلام میکنند و میگویند مثلا ۱۰۰۰ عنوان کتاب چاپ شده اما از آنان پرسیده شود که از هر کتاب چند جلد چاپ شده شاید عددش خیلی کم باشد.
خادمی با بیان اینکه شاید بتوان گفت ۸۰ درصد کل چاپ در بسته بندی است افزود: چه بسته بندی و چه نشر در موضوع تحریم ها، در موضوع افزایش قیمت دلار و چه در ندادن تخصیص از مرداد سال گذشته بینهایت تحت تاثیر قرار گرفته است و هر روز بازار بخاطر نبود چه کاغذ بسته بندی و چه کاغذ نشر تشنهتر از قبل شد.

وی خاطرنشان کرد: از اردیبهشت ماه به بعد به دلیل محاصره بسته شدن تنگه هرمز و محاصره دریایی نتوانستم یک گرم کاغذ وارد کشور کنیم. مدتی به دلیل عدم تخصیص ارز و بعد از آن به دلیل بسته شدن راههای دریایی از طریق خلیج فارس بحث واردات به مشکل خورده است.
عضو اتحادیه صادرکنندگان صنعت چاپ خاطرنشان کرد: اگر بخواهیم مقایسه کنیم، امروز مقوایی که شاید بشود با همین دلار ۲۱۲ هزار تومان وارد ایران بکنیم شاید حدودا کیلویی ۲۵۰ هزار تومان تمام بشود اما این مقوا امروز در داخل ایران روی مرز ۴۰۰ هزار تومان است که این یک فاجعه است.
وی با اشاره به اینکه این موضضوع بحران جدیدی را وارد عرصه نشر خواهد کرد گفت: همین موضوع به بازار b2c و بازار b2b برمیگردد یعنی ما این ناامنی را انتقال میدهیم به شرکتهای دارویی، غذایی، بهداشتی و... و آنها هم به بازار مصرف کننده انتقال میدهند و این بزرگترین معضلی است که تحریمها، محاصره دریایی تنگه هرمز و ندادن تخصیص ارز برای ما در صنعت نشر ایجاد کرده است.
خادمی در پاسخ به این سوال که تا چه اندازه میتوان روی کارخانههای داخلی تولید کاغذ حساب باز کرد توضیح داد: کل مواردی که درباره آنها صحبت کردیم در مورد شرکت های ایرانی داخلی هم هست و آنها هم کاملا با موضوع دلار بالا و پایین میشوند و وقتی هم قیمتهایشان بالا میرود کاهش نخواهد داشت یعنی شرکتهای داخلی ایرانی هم بسیاری از موارد اولیهشان وارداتی است و بی نصیب از افزایش قیمت دلار نیستند و محصولات آنان نیز بسیار گران شده است.
وی با بیان اینکه بخشی عظیمی از این صنعت در دست بخش خصوصی است افزود: توقعمان از دولت این است که دست از سر صنعت چاپ بردارد. اصلا هیچکس انتظاری از دولت ندارد. این قوانین موضعی و موردی و یک شبه را اگر اصلاح کنند و اجازه بدهند بازار خودش را پیدا بکند حتی با دلار ۲۲۰ هزار تومان بسیار اوضاع بهتر از دستوری عمل کردن میشود. شرایط یکسال اخیر بحرانهای وحشتناکی را ایجاد کرده که در رسانههای داخلی مطرح نمیشود.
عضو اتحادیه صادرکنندگان صنعت چاپ در پایان سخنانش افزود: با توجه به همه مواردی که درباره آنها صحبت شد، بحرانی در این صنعت ایجاد شده است و ما الان در وسط بحران هستیم. من خودم به عنوان کسی که یک بخشی از محصولاتم مانند جعبههای بسته بندی محصولات غذایی و دارویی تولیدی محسوب میشود، میبینم یه جعبهای که شاید برج ۷ سال گذشته، دانهای ۱۰هزار تومان بود الان به ۴۰ هزار تومان رسیده است. اینها ضررش به چه کسی میرسد؟ طبیعتا بدنه جامعه. و به نظر من بحرانهای تحریم خیلی بیشتر از بحران های جنگ است.
داستان چاپ در ایران، داستان مبارزه کلمه با سکوت است؛ مبارزهای که در آن، ماشینهای چاپ، حتی در سختترین شرایط، هنوز هم برای زنده نگه داشتن جریان اندیشه و صنعت، تقلا میکنند.
انتهای پییام/
نظر شما