به گزارش گروه فرهنگ و هنر ایسکانیوز، مسعود دهنمکی که مسیر خود را از فعالیتهای فرهنگی در دههی هفتاد آغاز کرد، به تدریج به چهرهای بدل شد که با فرمولبندی خاص طنز انتقادی، گیشه را به تسخیر خود درآورد. دهنمکی نه تنها یک کارگردان، بلکه به عنوان یک «پدیده» در ساختار فرهنگی ایران شناخته میشود؛ کسی که توانست مفاهیم ایدئولوژیک و دفاع مقدس را با زبان عامهپسند درآمیزد و آن را به میان خانوادههای ایرانی ببرد.
نقطهی عطف کارنامهی او بیشک «اخراجیها» است. در دورهای که سینمای دفاع مقدس با رویکردی دور از واقعیتهای ملموس کف خیابان روایت میشد، دهنمکی دست روی سوژهای جسورانه گذاشت. این رویکرد، اگرچه با انتقادات تند منتقدان مواجه شد، اما در مواجهه با تودهی مردم، موفقیتی خیرهکننده داشت. او توانست قهرمانان سینمای جنگ را از کلیشههای مرسوم خارج کند و با «مجید سوزوکی»، کاراکتری بسازد که برای نسل جوان و عامهی مردم، باورپذیرتر و ملموستر از قهرمانان بینقص پیشین بود.
البته منتقدان دهنمکی همواره بر مسائلی چون ضعف در ساختار روایی، تکیه بیش از حد بر دیالوگهای شعاری و یا سادهسازی مسائل پیچیدهی اجتماعی انگشت گذاشتهاند. اما نمیتوان انکار کرد که وی موفق شد مخاطبی را که سالها از سینما قهر کرده بود، دوباره با پردهی نقرهای آشتی دهد.
حالا خبرنگار فرهنگی ایسکانیوز با مسعود ده نمکی به گفتوگو نشست که شرح آن در متن ذیل آمده است.

ایسکانیوز: مشخصا سینمای امروز ما رو به افول است. آثار سینمایی چه از لحاظ محتوا و چه از لحاظ مباحث اخلاقی روز به روز در حال پس رفت است. چطور شده که سینمای نامدار گذشته به حال امروز درآمده است؟
دهنمکی: آن چیزی که وضعیت فعلی سینمای ایران هست برآیند یک سری علتهای متعدد است. نمیشود همه تقصیرها را فقط گردن سینماگر انداخت. سیاستگذار سینما و آثار نمایشی یک ضلع این تقصیر است، سینماگران یک ضلع، مخاطب یک دیگر، الان هم اقتضائات زمان و رسانههای جدیدی که شکل گرفتند. شاید بشود گفت آن چیزی که امروز در فضای مجازی و رسانههای شخصی میبینید و امکان تولید آثار در فضای مجازی و حالا دیگر هوش مصنوعی یک دنیای جدیدی را در برابر سینما و تلویزیونها قرار خواهد داد.
رقابت دستگاههای رسمی، سینمای رسمی یا رسانههای رسمیتر مثل تلویزیون با آن چیزی که در بستر فضای مجازی میگذرد خیلی سخت خواهد بود و حالا اینکه بگوییم مقصر چه کسی است یک بخشش محصول مدرنیته و به نوعی رسانه های جدید و فضایی است که در هر سده یا چند ده یکبار یک چیزی آمده این تغییر را ایجاد کرده است. مثلا یک زمانی رسانه های مکتوب بود که به سمت رسانههای شنیداری مانند رادیو رفت، سپس رسانه دیداری آمدند و سپس به سمت فضای مجازی رفت.
وقتی یک مسئلهای پیش میآید تا تبدیل به سریال بشود یک یا دو سال طول میکشد و یا اینکه تبدیل به سینما بشود حدود شش ماه طول خواهد کشید اما امروز اگر اتفاقی میافتد در آن واحد و در همان لحظه و همان روز در بستر فضای مجازی تبدیل به تولید محتوا میشود.
خواستم یک چشم اندازی از وضع موجود را بگویم که در خصوص خود سینما چرا امروز به اینجا رسیدیم و باید در موردش حرف زد. به هرحال سطحی پسندی و به نوعی تغییر ذائقه مخاطب به مرور زمان، توسط سینما هم انجام شد گرچه خود مخاطب هم با رسانههای جدید که آشنا شد سطحی پسندتر شد.
حتی در مورد آثار طنز، یک موقع آثار طنز دغدغهمند بودند و سینمای طنز سینمای قصهگو بود و معنی و بار مشخصی داشت. سینمای طنز امروز تبدیل به سینمای شوخیهای جنسی و اروتیک، رقص و آواز و همین چیزها شده و پُز رکورد فروش و... هم داده میشود اما عملاً این است که انگار یک شکلی از سینما وجود دارد که سینما نیست. آنهایی که دهه ۷۰، ۸۰ و ۹۰ منتقد که فروش ملاک نیست و به محتوا نگاه میکردند امروز میبینیم که سکوت کردند و یک بخشی از این تقصیر هم بر عهده منتقدهاست که در نتیجه یک مسابقه ابتذالی به راه میافتد که قربانی اصلی آن خود سینماست یعنی وقتی ذائقه مخاطب سطحی شد، حتی آثار اجتماعی منتقدانه هم دیگر به آن صورت جذب مخاطب نمیکنند مگر اینکه با یک سری ستارهها و یا با یک سری حاشیههای جنجالی همراه بشود که بخشی از مخاطب کنجکاو را به سمت خودش بکشد.
یک موضوع دیگر به دلیل تورم و بالا رفتن قیمتهای بلیط و... ارقام میلیاردی یک نوع خودفریبی ایجاد میکند که دیگر تعداد مخاطب را بررسی نمیکنند. یک زمانی مخاطب از تلویزیون مهاجرت به سینما کرد و حالا مخاطب سینما به سمت رسانههای دیگر میرود و به نظر من باید این را به صورت همه جانبه این موضوع را آسیب شناسی کرد که از آن یک راهکار عملی بیرون بیاید.
امروز این افول مخاطب سینما، بخش خصوصی واقعی را به نابودی کشانده است؛ یعنی نبود مخاطب و از طرف دیگر گرانسازی صنعت سینما باعث این میشود که کسی دیگر با پول خودش نتواند فیلم بسازد. فیلمهایی ساخته میشوند که یا دولتی یا خصولتی و یا وصل به منابع نامشخص و مشکوک باشند و از سوی دیگر پولشویی در آن اتفاق میافتد به طوری که در آن وضعیت فروش فیلم، برگشت سرمایه و یا مخاطب هم مهم نیست و این وسط مسائل دیگری مطرح است که دودش اول به چشم خود اهالی سینما میرود.
گاهی مُسکنهایی مثل پلتفرمها و... وجود دارد که افراد به آنجا کوچ میکنند اما میبینید که قشر فرهیخته و دغدغهمند سینما اگر هضم در ابتذال نشوند مجبور به بیکاری و گوشه نشینی میشوند.
ایسکانیوز: پس مشخصا بازیگرانی که در فیلمهای انقلابی و فیلمهایی با برچسب حکومتی بازی میکنند توسط فیلمسازان از دنیای سینما حذف میشوند؟
دهنمکی: اصلاً خود همانهایی که بقیه افراد را طرد میکنند خودشان بیشتر از بقیه در فیلمهای حکومتی بازی کردند. بخشی از آنهایی که رفتند و اپوزیسیون شدند بیشتری فیلمها را در بین فیلمهای حکومتی داشتند و حالا همچین موضعهایی میگیرند.
البته یک تعداد محدود و انگشت شماری هستند که این شکلی فکر میکنند و خودشان هم تدر آثاری که مضمون دغدغه و یا به نوعی محتوای ارزشی یا انقلابی داشته باشد کار نمیکنند، البته بعضی از این افراد قیمت هم دارند و ممکن است قیمتش پرداخت بشود قبول کنند. البته بعضی از دستگاههای دولتی با دادن پولهای هنگفت به بعضی از این بازیگران اقتصاد سینما را خراب کردند.

ایسکانیوز: چرا خود فیلم سازان به این افراد بها میدهند؟
دهنمکی: در بحث حکمت سینما که بررسی کنید به نوعی میشود گفت که مثلاً آنتونی کوئین که نقش حضرت حمزه را بازی میکند آیا واقعاً شخصیتش نزدیک به کاراکتری است که بازی کرده؟ طبیعتا نیست. بازیگر مثل بلندگو میماند، بلندگویی که ممکن است یک روز در هیئت استفاده بشود و یک روز ممکن است در مراسم دیگری استفاده بشود. مهم آن کسی است که پشت این میکروفون است حالا بعضی دسته بندی میکنند و موقعی که نوبت به ادای دین به وطن و میشود میگویند ما سیاسی نیستیم و سینما، هنر و ورزش سیاسی نیست حالا همینها که خاستگاهشان غرب است وقتی برگردید نگاه کنید میبینید سلبریتیها و بسیاری از چهرههای هالیوود، ورزش و فوتبال و... در بزنگاههای حقوق بشری واکنشهایی را داشتند و یا اینکه نمیتوانند هر حرفی را بزنند و حرفی را باید بزنند که آن کمپانی یا نهاد حاکمیت آن کشور بهشان اجازه میدهد.
ایسکانیوز: چرا بسیاری از اهالی سینما مرعوب و تحت تاثیر شبکههای اجتماعی هستند و حتی به کامنتهای مجازی که ممکن است بسیاری از آنها ساماندهی شده باشد اهمیت میدهند؟
دهنمکی: این کامنت ها گاهی از لشکر سایبری و هدایت شده است و گاهی ذائقه و سلیقه مخاطب با آن چیزی که هنرمند یا آن سلبریتی گفته همراه نیست و موضع میگیرند اما به هرحال هنرمند به عنوان قشر فرهیخته و پیشرو باید به مردم جهت و خط فکری بدهد نه اینکه جهت بگیرد و مرعوب نظر دیگران بشود. هنرمند باید ذائقه مخاطب را بسازد حتی اگر ذائقه مخاطب چیز دیگری است باید با یک شیب ملایمی آن را به سمت محتوای هدفمند و دغدغهمند ببرد.
یعنی سینمای قصهگو که برخی میگویند فقط سرگرمی است، خاستگاه این سرگرمی سازی هم که هالیوود است نگاه ایدئولوژیک دارد منتها اینجا بیسوادی در حوزه نقد، بیسوادی در حوزه تحلیل فیلم و یا به نوعی عافیت طلبی مجاب میکند که سینما یعنی فقط سرگرمی، سرگرمی هم یعنی ابتذال، ابتذالی که مخاطب بپسندد.
ایسکانیوز: شما خودتان به عنوان فیلمساز چقدر اهمیت میدهید بازیگرانی که برای آثارتان انتخاب کنید حتماً یک سری تعهدات چه اخلاقی و چه میهن پرستانه داشته باشند؟
دهنمکی: به هر حال بعضی مسائل شخصی است و نمیتوان تفتیش عقاید کرد اما آن چیزی که علنی است معمولا بسیاری از بازیگران در آن آثاری که بدان اعتقاد دارند مشارکت میکنند، آنهایی که اعتقاد نداشته باشند خودشان هم جلو نمیآیند. بقیه قشر خاکستری هستند و ما درصد کمی داریم که با مردم، با کشور و با منافع ملی عناد دارند که همانها هم خاستگاهشان مشخص است و تا حالا به کار ما نیامدند.
ایسکانیوز: شما از جمله فیلمسازانی بودید که کارهای زیادی با مرحوم اکبر عبدی داشتید. برایمان از ناگفتههای آقای عبدی بگویید.

دهنمکی: اکبر عبدی ناگفته ندارد. اکبر عبدی به هر حال با این نسل و نسل قبلتر از آن مانوس بوده و در آثار مختلف حضور داشته است اما از آن بخش افرادی است که جزو پدیدههای سینمای ایران بود. شاید برخی این را اشکال میدانستند که کسی سینما نخوانده بازیگر بشود، نابغه باشد و در نقشههای مختلف بتوان بازی بکند. هر جا بازیگر خوب در کنار بازیگردان و کارگردانی قرار گرفته که بتواند از آن توانمندی استفاده کند دیده شده است.
اینکه بتوانی بدون حتی خواندن فیلمنامه، دیالوگ را حفظ کنی و جلوی دوربین بیایی خیلی نبوغ میخواهد. خیلی افراد سینما خواندن اما وقتی متن که بهشان میدهی هم در خانه میخوانند هم سر صحنه و مدام راه میروند تا حفظ کنند.
اکبر عبدی شیطنتها و کودک درونی داشت. وقتی میآمد چند خط دیالوگش را همان لحظه حفظ میکرد و در اختیار پروژه بود. کار کردن با اکبر عبدی برای ماهم که سختی های داشت مثلا در مورد فیلم رسوایی که یک نقش روحانی عارف را میخواست بازی بکند از خاطرات ناگفته من در قراردادش این بود که ایشان ۴۰ روز هیچ جا نباید برود و تمام دوره فیلمبرداری باید دفتر بماند برای اینکه از آن حسی که قرار بود در نقش بازی کند خارج نشود و از آن روحیه شوخی که داشت فاصله بگیرد و وارد فضای جدی بشود زیرا نقش یک کاراکتر جدی را میخواست بازی بکند.
شاید از همان دقایق اول هم مخاطب احساس میکرد که «رسوایی» کار طنز است در صورتی که اصلاً کار طنز نبود. این کاراکتر اصلاً دیالوگ طنز نمیگفت. بعد از ۱۰ دقیقه اول یکهو مخاطب احساس میکرد با یک آدم جدی، کاراکتر جدی و نقش جدی مواجه است. تا جایی که آقای فاطمینیا در مورد فیلم «رسوایی» و «اخراجی ها» گفت که این فیلم کار ۴۰ سال ممبر ما را انجام داد.
ایسکانیوز: به عنوان آخرین سوال اینکه اخراجیها تابوشکنیهایی داشت.بفرمایید برای ساخت این فیلم چه چالشهایی داشتید؟
دهنمکی: برای این موضوع باید مفصل صحبت کنیم. تا همین حد بگویم مشکلاتی که اخراجی در پشت صحنه داشت بعید میدانم هیچ فیلم دیگری در آن سطح چنین مشکلاتی داشته باشد. به هرحال هم بخشی از افرادی که در جنگ بودند برنمیتابیدند هم بخشی از سینما و سینماگرها یک جریانی علیه فیلم نزد مقامات عالی کشور راه انداخته بودند که نگذارند این فیلم به اکران برسد؛ بعد که به اکران رسید بعضی بخشهای حالا حکومتی و سینمایی دست به دست دادند که فیلم قاچاق بشود و خیلی مشکلات دیگری که بعدا در خاطراتم خواهم گفت.
انتهای پیام/
نظر شما