سفر رئیس جمهور به نیویورک؛ فرصت‌ها و تهدیدها

آرزو نوروزجم*

گروه سیاسی ایسکانیوز_ سفر مسعود پزشکیان به نیویورک را نباید در قالب یک حضور سالانه و تشریفاتی در سازمان ملل دید. واقعیت این است که این سفر، در دل یک جنگ نظامی اتفاق می‌افتد. وقتی هفت ماه است که خاک ایران هدف تجاوز آمریکا و اسرائیل است، تریبون مجمع عمومی دیگر جای سخنرانی‌های آرام و دیپلماتیک نیست؛ آنجا جبهه‌ی دوم جنگ است. در واقع، رئیس‌جمهور به نیویورکی می‌رود که بوی باروت می‌دهد و هر کلمه‌ای که پشت تریبون گفته شود، باید مثل یک گلوله، هدفش دقیق باشد.

اما در این میدان سلاح دبگر موشک و لانچر نیست، کلمه است و هدفش، مدیریت یک جنگ نظامی.

نیویورک امسال، درست مانند سل گذشته برای ایران، جبهه‌ای است که در آن هر کلمه باید مثل یک تصمیم استراتژیک، دقیق و هدفمند باشد. در واقع، ما با سفری روبروییم که در آن دیپلماسی ابزاری برای کم کردن فشار متجاوز و تغییر موازنه قدرت در میدان است نه تلاش برای فراهم فضای گفت‌وگو رایزنی با هدف صلح.

در دنیای واقعی سیاست، نبرد بر سر هزینه‌هاست.

ترامپ امروز در بدترین وضعیت ممکن پشت تریبون می‌رود. کسی که با وعده‌ی نابودی سریع توانایی‌های ایران، دنیا را به جنگ کشاند، حالا خودش در بن‌بست گیر کرده است.

تحلیل درست این است که بدانیم ترامپ با یک تضاد درونی دست و پنجه نرم می‌کند؛ او می‌خواهد قدرتمند به نظر برسد، اما واقعیت این است که جنگی را شروع کرده که حالا تورم جهانی و گرانی انرژی را به خانه متحدانش برده است.

نقطه طلایی ایران در این سفر، همین تضاد منافع در جبهه مقابل است. وقتی ناامنی در تنگه هرمز قیمت انرژی را بالا می‌برد، متحدان ترامپ در اروپا و آسیا دیگر با او هم‌صدا نیستند.

آن‌ها شاید در ظاهر از آمریکا حمایت کنند، اما در باطن، نگران جیب مردمشان هستند. پس هوشمندی ایران در این سفر، فقط محکوم کردن‌های اخلاقی نیست و اینم مهم باید مد نظر باشد که دنیا بفهمد ادامه‌ی این تجاوز، برای کل دنیا گران تمام می‌شود.

ما باید هزینه‌ی جنگ را برای آمریکا در برابر متحدانش عیان کنیم تا واشنگتن بفهمد که ادامه این مسیر، او را در انزوایی عمیق‌تر فرو می‌برد.

اما خطر واقعی برای ایران آنجاست که دیپلماسی را با باج‌دهی اشتباه بگیریم. یا شرایطی را فراهم کنیم که از تریبون سازمان ملل فرکانس ضعف به سران دنیا مخابره شود و مشکلات داخلی را فقط و فقط به جنگ گره بزند.

راهروهای سازمان ملل همیشه پر است از پیشنهادهای وسوسه‌انگیز که نامش میانجی‌گری است اما هدفش تضعیف اراده است.

ایالات متحده احتمالا از طریق قطر، عمان یا پاکستان، تله‌هایی را پهن می‌کند تا ایران را به سمت میزی بکشاند که نتایجش از قبل در اتاق‌های تاریک واشنگتن نوشته شده است. باید دقت کرد که میانجی‌ها هرچند پل ارتباطی هستند، اما در نهایت هر کدام منافع ملی خودشان را دنبال می‌کنند.

خطر اینجاست که هرگونه سیگنال اشتباه یا چراغ سبز بی‌موقع، توسط دشمن به عنوان خستگی ایران از جنگ تعبیر شود. در چنین وضعیتی، مرز بین یک دیپلماسی فعال و یک عقب‌نشینی استراتژیک، در این سفر بسیار باریک است و هر لغزشی، بهای سنگینی در میدان نظامی خواهد داشت.

حاشیه‎‌سازی‌های خیابانی و جنجال‌های گروه‌های معاند هم بخشی از همین بازی است تا اصل موضوع، یعنی تجاوز نظامی به خاک ایران، به حاشیه برود. این‌ها تلاش می‌کنند روایت جنگ را از تجاوز به حاکمیت ملی به جنجال‌های داخلی تغییر دهند.

توقع زیادی نیست که بخواهیم تیم دیپلماتیک ما حواسش جمع باشد و بداند که سخت‌ترین کار، نادیده گرفتن این سر و صداهاست تا روایت اصلی در شلوغی‌های نیویورک گم نشود. هر واکنش عصبی در برابر این حاشیه‌ها، یعنی شکست در جنگ روایت‌ها.

معیار موفقیت این سفر را نباید با تعداد دیدارها یا لبخندهای دیپلماتیک سنجید. موفقیت یعنی وقتی هواپیما به تهران برمی‌گردد، فشار بین‌المللی روی آمریکا برای توقف تجاوز بیشتر شده باشد.

سخنرانی امسال نباید یک گزارش عملکرد باشد؛ باید نقشه راهی باشد که به دنیا بفهماند ایران اهل لجاجت نیست، اما هرگز اجازه نمی‌دهد حاکمیت ملی‌اش را به بهای صلح‌های توخالی بفروشد.

پیروزی در نیویورک، یعنی تبدیل کردن حقانیت به فشار سیاسی بر متجاوز؛ به گونه‌ای که ترامپ بفهمد هزینه توقف جنگ برای او، بسیار کمتر از هزینه ادامه آن است.

خلاصه کلام این که صلح به عنوان یک خواسته اخلاقی روی میز نرود؛ صلح باید به عنوان یک نیاز اقتصادی جهانی برای دنیا تعریف شود. کلید موفقیت در این سفر، گره زدن امنیت جیب دنیا به توقف تجاوز آمریکا است.

اما تمام این محاسبات اقتصادی، نباید به بهای فراموشی خون شهدا و حریم خاک ایران باشد. رئیس‌جمهور در نیویورک با صدای رعدآسایی اعلام کند که جنایاتی چون حملات به میناب، لامرد و سیریک، و به ویژه شهادت مظلومانه رهبر معظم انقلاب، زخم‌هایی است که با هیچ مذاکره‌ای التیام نمی‌یابد. دنیا باید بفهمد که ایران هرگز در برابر تجاوز به حاکمیتش سکوت نخواهد کرد و پاسخ به متجاوزان، نه یک گزینه، بلکه یک تعهد در برابر خون شهداست.

استراتژی درست این است: در حالی که ایران حق خود را برای پاسخ سخت به تجاوزات محفوظ می‌دارد، به دنیا بفهماند که ادامه‌ی این راه، تنها به نفع متجاوز نیست. یعنی تبدیل کردن حق انتقام به یک سایه سنگین بر سر ترامپ؛ به گونه‌ای که او بفهمد هرگونه اصرار بر ادامه تجاوز، نه تنها پاسخ سخت ایران را در پی دارد، بلکه صلح را از یک خواسته اخلاقی به یک نیاز معیشی برای تمام دنیا تبدیل می‌کند.

*خبرنگار سیاسی

انتهای پیام/

کد مطلب: 1319120

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha