به گزارش خبرنگار علم و فناوری ایسکانیوز؛ براساس مقالهای با عنوان «مطالعهای تطبیقی درباره همکاری آموزشی دانشگاه و صنعت در پایاننامههای کارشناسی ارشد مهندسی و کسبوکار» که در انتشارات اسپرینگر نیچر منتشر شده است، پژوهشگران به بررسی نقش پایاننامههای کارشناسی ارشد در تقویت ارتباط میان دانشگاه و محیط کار پرداختهاند. این مطالعه انگیزه شرکتها و سازمانها از مشارکت در پایاننامهها و نوع دانشی را بررسی میکند که از این طریق به صنعت منتقل میشود.
پژوهشگران دانشگاه لوند برای انجام این مطالعه، ۹۴۵ پایاننامه کارشناسی ارشد تکمیلشده در سال ۲۰۱۶ را در دو حوزه مهندسی و اقتصاد و مدیریت بررسی کردند. همچنین، برای شناخت انگیزهها و تجربههای مجموعههای همکار، ۱۵۰ پاسخ از شرکتها و سازمانهای مشارکتکننده دریافت کردند و با ۱۴ مدیر دورههای تحصیلات تکمیلی مصاحبه انجام دادند.
نتایج نشان داد ۶۴ درصد پایاننامههای دانشکده مهندسی با مشارکت شرکتها یا سازمانهای خارج از دانشگاه انجام شدهاند؛ درحالیکه این میزان در دانشکده اقتصاد و مدیریت تنها ۶ درصد بوده است.
شکاف قابل توجه میان مهندسی و مدیریت
از مجموع ۹۴۵ پایاننامه بررسیشده، ۳۶۴ مورد، معادل ۳۹ درصد، با مشارکت شرکتها یا سازمانهای بیرون از دانشگاه انجام شده بود. با این حال، میزان همکاری در دو دانشکده تفاوت چشمگیری داشت: ۶۴ درصد پایاننامههای دانشکده مهندسی با مشارکت بیرونی انجام شده بود، در حالی که این سهم در دانشکده اقتصاد و مدیریت تنها به ۶ درصد میرسید.
پژوهشگران معتقدند این تفاوت فقط به تمایل شرکتها مربوط نیست؛ بلکه اهداف آموزشی رشتهها، نوع پژوهشهای انجامشده در گروههای دانشگاهی و میزان حمایت دانشگاه از برقراری ارتباط میان دانشجویان و سازمانها نیز در شکلگیری آن نقش دارد.
در دانشکدههای مهندسی، پایاننامهها اغلب به یک مسئله مشخص در شرکت یا سازمان مربوط میشدند. حضور استاد راهنمای بیرونی و دریافت بازخورد از شریک صنعتی نیز از نشانههای این همکاری بود. در مقابل، پایاننامههای مشترک در دانشکده اقتصاد و مدیریت بیشتر به شکل مطالعه موردی انجام میشدند و علاوه بر بررسی یک سازمان مشخص، گاهی نتایج را به صنعت، منطقه یا نظریههای مرتبط تعمیم میدادند.
شرکتها چرا با دانشجویان همکاری میکنند؟
نظرسنجی از شرکتها و سازمانهای همکار نشان داد انگیزههای مشارکت در پایاننامهها در دو دانشکده یکسان نیست. کسب دانش جدید و جذب نیروی متخصص از مهمترین دلایل همکاری شرکتها با دانشجویان مهندسی بود؛ اما سازمانهایی که با دانشجویان اقتصاد و مدیریت همکاری میکردند، بیشتر به حفظ ارتباط با دانشگاه، معرفی خود بهعنوان کارفرما و حمایت از آموزش دانشجویان توجه داشتند.
در این بخش از پژوهش، ۱۵۰ پاسخ از شرکتها و سازمانهای همکار دریافت شد؛ ۱۳۹ پاسخ به همکاری با دانشجویان مهندسی و ۱۱ پاسخ به همکاری با دانشجویان اقتصاد و مدیریت مربوط بود. پژوهشگران تأکید کردهاند که تعداد محدود پاسخهای گروه دوم، تفسیر مقایسههای آماری را با احتیاط همراه میکند.
افتهها همچنین نشان داد نزدیک به نیمی از شرکتها و سازمانهای همکار با دانشجویان مهندسی، به دانشجویان پایاننامهنویس پیشنهاد شغلی داده بودند. در مقابل، هیچیک از شرکتهای پاسخدهنده در گروه اقتصاد و مدیریت چنین پیشنهادی گزارش نکردند. این نتیجه نشان میدهد پایاننامه مشترک میتواند علاوه بر فرصتی برای یادگیری، به مسیر شناسایی و جذب نیروی انسانی مورد نیاز شرکتها تبدیل شود.
انتقال دانش از دانشگاه به صنعت؛ از شناسایی فناوری تا حل مسئله
یکی از بخشهای مهم همکاری در قالب پایاننامه، انتقال دانش دانشگاهی به فرایند نوآوری شرکتهاست. پژوهشگران برای بررسی این موضوع، پایاننامهها را بر اساس مراحل مختلف نوآوری دستهبندی کردند؛ از شناسایی و ارزیابی اولیه فناوریها، روشها و ایدههای جدید گرفته تا تدوین مفهوم کسبوکار، ساخت نمونه اولیه، آزمایش و اعتبارسنجی و در نهایت تجاریسازی.
نتایج نشان داد پایاننامههای مهندسی بیشتر بر مراحل ابتدایی نوآوری متمرکز بودند؛ بهویژه شناسایی و ارزیابی فناوریها، روشها و مفاهیم جدید. در پایاننامههای اقتصاد و مدیریت، بررسی و تعیین دامنه کاربرد فناوریها یا ایدهها رایجتر بود.
همچنین ۶۷ درصد شرکتها و سازمانهای همکار با دانشجویان مهندسی و ۴۵ درصد همکاران دانشجویان اقتصاد و مدیریت اعلام کردند که دستکم بخشی از نتایج پایاننامه را به کار گرفتهاند. البته این ارقام بر اساس پاسخ شرکتهای شرکتکننده در نظرسنجی به دست آمدهاند و بهتنهایی نشان نمیدهند که پایاننامهها چه میزان اثر اقتصادی یا نوآوری ایجاد کردهاند.
پژوهشگران بر این اساس نتیجه میگیرند که پایاننامههای مشترک میتوانند هم به شرکتها برای بررسی ایدهها و فناوریهای جدید کمک کنند و هم زمینه آشنایی دانشجویان با مسائل و نیازهای واقعی محیط کار را فراهم آورند.
موانع همکاری دانشگاه و صنعت چیست؟
با وجود مزایای این همکاری، تفاوت میان انتظارات دانشگاه و صنعت میتواند مانع شکلگیری یا پیشرفت پروژههای مشترک شود. به گفته مدیران دورههای تحصیلات تکمیلی که در این پژوهش با آنها مصاحبه شد، برخی شرکتها پایاننامه را نوعی مشاوره کمهزینه برای حل مشکلات سازمانی خود میدانند؛ در حالی که انجام پایاننامه مستلزم رعایت اصول پژوهش دانشگاهی، از جمله توجه به مطالعات پیشین، تدوین پرسش پژوهشی روشن و توضیح روش تحقیق است.
در چنین شرایطی، استادان راهنما ناچارند زمان بیشتری صرف توضیح الزامات دانشگاهی و فرایندهای پژوهش کنند. با این حال، پژوهشگران گزارش کردهاند که این مشکلات معمولاً با افزایش آشنایی شرکتها با قواعد و انتظارات دانشگاه کاهش مییابد. برخی شرکای صنعتی نیز از دشواریهای ارتباطی با استادان سخن گفتهاند، اما این مشکلات در مجموع چندان جدی توصیف نشدهاند.
از سوی دیگر، همه رشتهها ظرفیت یکسانی برای تعریف پایاننامههای مشترک ندارند. مدیران دانشگاهی در این مطالعه توضیح دادهاند که گروههای متمرکز بر پژوهشهای کاربردی معمولاً همکاری بیشتری با شرکتها دارند؛ در مقابل، گروههایی که بیشتر به پژوهشهای بنیادی میپردازند، کمتر وارد چنین پروژههایی میشوند.
در دانشکده اقتصاد و مدیریت نیز اهداف آموزشی بر انجام یک پژوهش علمی مستقل و مبتنی بر نظریه و روش تحقیق تأکید داشت. به همین دلیل، پروژهای که صرفاً برای حل مسئله یک شرکت تعریف شود، ممکن است با الزامات علمی پایاننامه سازگار نباشد. با این حال، موضوعاتی که میان چند شرکت مشترکاند یا به یک مسئله پژوهشی گستردهتر میپردازند، میتوانند زمینه مناسبی برای همکاری فراهم کنند.
دانشگاهها چگونه میتوانند همکاریها را گسترش دهند؟
پژوهشگران بر اساس یافتههای خود چهار پیشنهاد برای افزایش همکاری دانشگاه و صنعت در پایاننامههای کارشناسی ارشد مطرح کردهاند:
بازنگری در اهداف و چارچوب پایاننامهها: در صورت نیاز، برنامههای آموزشی باید امکان تعریف پروژههایی مرتبط با محیط کار، توسعه مهارتهای حرفهای و مسائل مدیریتی را فراهم کنند.
ایجاد ارتباطهای پایدار با شرکتها: مدیران دانشگاهی میتوانند شبکههای ارتباطی بلندمدت با شرکتها و سازمانها، بهویژه مجموعههای منطقهای، ایجاد و حفظ کنند.
معرفی فعال ظرفیت همکاری: دانشگاهها باید فرصتهای تعریف پایاننامه مشترک را به شرکتها معرفی کنند و سازوکارهای مشخصی برای ارتباط میان دانشجویان و کارفرمایان در نظر بگیرند.
سنجش و پیگیری همکاریها: میزان مشارکت شرکتهای بزرگ، بنگاههای کوچک و متوسط، سازمانهای دولتی و نهادهای غیردولتی باید بهصورت مستمر ارزیابی شود تا دانشگاهها بتوانند روند پیشرفت همکاریها را دنبال کنند.
الگویی قابل بررسی، نه نسخهای یکسان برای همه دانشگاهها
این پژوهش نشان میدهد پایاننامههای کارشناسی ارشد، در صورت طراحی مناسب، میتوانند میان آموزش دانشگاهی و نیازهای صنعت پیوند برقرار کنند؛ پیوندی که هم به انتقال دانش و بررسی فناوریهای جدید کمک میکند و هم امکان شناسایی و جذب دانشجویان مستعد را در اختیار شرکتها قرار میدهد.
با این حال، یافتهها بر بررسی پایاننامههای یک سال در دو دانشکده از یک دانشگاه سوئدی استوار است. بنابراین، نمیتوان بدون پژوهش بیشتر نتیجه گرفت که همین الگو در همه دانشگاهها و کشورها نیز تکرار میشود. نویسندگان همچنین به محدودیت تعداد پاسخهای شرکتهای همکار با دانشجویان اقتصاد و مدیریت و نبود دیدگاه مستقیم دانشجویان در پژوهش اشاره کردهاند.
به اعتقاد پژوهشگران، بررسیهای آینده باید بهطور دقیقتر نشان دهند شرکتها چگونه از نتایج پایاننامهها در فرایندهای نوآوری استفاده میکنند و این همکاریها در بلندمدت چه اثری بر یادگیری دانشجویان و انتقال آنها به بازار کار میگذارند.
انتهای پیام/
نظر شما