وقتی سوء‌مدیریت سینمایی، تحریم را رسمی و جشنواره را تهی می‌کند

جشنواره فیلم فجر امسال در اصفهان، بیش از آنکه نمادی از نشاط فرهنگی و هم‌افزایی هنری باشد، به صحنه‌ای برای عیان شدن بحران عمیق مدیریت فرهنگی و سینمایی استان تبدیل شد؛ بحرانی که سال‌هاست انباشته شده و حالا خود را در قالب جشنواره‌ای بی‌رمق، خالی از حضور مؤثر هنرمندان و فاقد هرگونه تأثیر اجتماعی نشان می‌دهد.

به گزارش خبرنگار استانی ایسکانیوز از اصفهان؛ هم‌زمانی جشنواره فیلم فجر با وقایع ملتهب دی‌ماه و اعلام تحریم حضور در جشنواره از سوی بخشی از هنرمندان، یک موقعیت پیچیده اما قابل مدیریت را پیش روی مدیران سینمایی و فرهنگی استان اصفهان قرار داده بود. در چنین بزنگاه‌هایی، انتظار می‌رود مدیریت فرهنگی با درک حساسیت فضا، به‌دنبال ترمیم شکاف‌ها، گفت‌وگو با بدنه هنری و جلوگیری از تعمیق بحران باشد. اما آنچه رخ داد، نه مدیریت بحران، بلکه تثبیت و رسمیت‌بخشی به بحران بود.

مدیران سینمایی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان اصفهان با اجرای این تصمیم مبنی بر حذف سانس ویژه هنرمندان، عملاً به این معنا بود که مدیریت فرهنگی استان، به‌جای تلاش برای حفظ حداقل پیوند با جامعه هنری، راه ساده‌تر را انتخاب کرده و صورت مسئله را پاک کرده است. این تصمیم، ناخواسته یا آگاهانه، تحریم را از یک کنش اعتراضی به یک واقعیت اجرایی تبدیل کرد و پیام روشنی به بدنه هنر مخابره نمود: «نبودن شما مسئله‌ای ایجاد نمی‌کند».

نتیجه، جشنواره‌ای شد که نه محل گفت‌وگوی هنری بود، نه میدان تبادل اندیشه و نه حتی ویترینی برای سینمای ایران. سالن‌ها، هرچند از نظر آماری ممکن است خالی نبوده باشند، اما از نظر زیست فرهنگی، تهی و بی‌جان بودند. جشنواره‌ای که باید محل تنفس هنر باشد، به یک برنامه اداری کم‌اثر تقلیل یافت.

سوء‌مدیریتی که ریشه‌دار است، نه مقطعی

با این حال، خطاست اگر همه‌چیز را به یک تصمیم در دهه فجر تقلیل دهیم. آنچه امروز در اصفهان مشاهده می‌شود، نتیجه سال‌ها انباشت سوء‌مدیریت در حوزه سینما و فرهنگ است؛ مدیریتی که نه چشم‌انداز روشنی ارائه داده، نه امنیت حرفه‌ای ایجاد کرده و نه توانسته اعتماد جامعه هنری را حفظ کند.

مدیران سینمایی و فرهنگی اصفهان در سال‌های اخیر، به‌جای ایفای نقش تسهیل‌گر و امیدآفرین، عملاً به عامل فرسایش انگیزه و مهاجرت هنرمندان تبدیل شده‌اند. مهاجرت گسترده فیلم‌سازان، بازیگران، نویسندگان و فعالان فرهنگی اصفهان به تهران، دیگر یک پدیده فردی یا تصادفی نیست؛ بلکه نشانه‌ای آشکار از ناتوانی ساختار فرهنگی استان در نگه‌داشت و بازتولید سرمایه انسانی است.

این مهاجرت‌ها، فقط جابه‌جایی جغرافیایی نیست؛ بلکه خروج تجربه، خلاقیت، شبکه‌های اجتماعی و اعتبار فرهنگی از استان است. سرمایه‌ای که به‌راحتی از دست می‌رود، اما به‌سختی قابل جایگزینی است.

میدان فرهنگ؛ خالی از فرهنگ‌ورزان

وقتی هنرمندان مستقل، منتقد و خلاق از میدان کنار می‌روند یا کنار زده می‌شوند، خلأ ایجادشده بی‌پاسخ نمی‌ماند. این خلأ، به‌تدریج توسط افرادی پر می‌شود که کمترین نسبت را با زیست هنری و فرهنگی دارند و صرفاً به واسطه وابستگی‌های سازمانی و اداری در موقعیت تصمیم‌سازی قرار گرفته‌اند.

در چنین شرایطی، فرهنگ از یک امر زنده و پویا، به یک «پرونده اداری» تبدیل می‌شود و تصمیم‌ها نه بر اساس فهم میدان هنر، بلکه بر مبنای مصلحت‌های کوتاه‌مدت و گزارش‌محور اتخاذ می‌شود. نتیجه این روند، تکرار تصمیم‌هایی است که نه مسئله‌ای را حل می‌کند و نه افقی می‌سازد.

رسانه‌هایی که نظاره‌گر مانده‌اند

نقش رسانه‌های رسمی استان در این میان، نه‌تنها کمرنگ، بلکه نگران‌کننده است. بخش قابل‌توجهی از رسانه‌های اصفهان، در قبال این وقایع، دچار بی‌مسئلگی و انفعال آشکار بوده‌اند. فقدان گزارش‌های تحلیلی، نبود پرسشگری جدی از مدیران و غیبت رویکرد مواخذه‌کننده، این رسانه‌ها را به تریبون روابط عمومی رویدادها تقلیل داده است.

رسانه‌ای که از مطالبه‌گری فاصله بگیرد، عملاً از نقش نظارتی خود خلع می‌شود و به نهادی بی‌اثر در معادلات اجتماعی تبدیل می‌گردد. امروز، این خطر به‌طور جدی رسانه‌های اصفهان را تهدید می‌کند.

سکوت صنفی؛ شریک ناخواسته سوء‌مدیریت

در کنار همه این موارد، باید به یک واقعیت تلخ دیگر نیز اشاره کرد: عدم کنشگری جمعی و صنفی هنرمندان اصفهان. نبود تشکل‌های قدرتمند، پراکندگی مطالبات و عدم ورود سازمان‌یافته به میدان پیگیری حقوق صنفی، باعث شده مدیران فرهنگی، هزینه‌ای برای تصمیم‌های نادرست خود پرداخت نکنند.

تا زمانی که مطالبه‌گری جمعی شکل نگیرد و سوء‌مدیریت برای مدیران «هزینه» نداشته باشد، چرخه تصمیم‌های ناکارآمد ادامه خواهد داشت؛ حتی اگر به نابودی تدریجی سرمایه اجتماعی استان منجر شود.

ضرورت ورود جدی حکمرانی استان

آنچه امروز در حوزه فرهنگ و سینمای اصفهان رخ می‌دهد، دیگر یک مسئله حاشیه‌ای یا صرفاً هنری نیست. این یک مسئله حکمرانی است. تداوم این روند، به معنای تضعیف هویت فرهنگی، کاهش سرمایه اجتماعی و از دست رفتن یکی از مهم‌ترین مزیت‌های تاریخی اصفهان است. انتظار می‌رود مدیریت کلان استان، با درک عمق بحران، به‌صورت جدی وارد این میدان شود؛ پیش از آنکه فرهنگ و هنر اصفهان، به یک نام پرطمطراق بدون پشتوانه اجتماعی تبدیل شود. دهه فجر امسال، جشن نبود؛ هشدار بود. هشداری که اگر شنیده نشود، هزینه‌های آن بسیار فراتر از یک جشنواره خواهد بود.

خبرنگار: رامین ابویی

انتهای پیام./

کد خبر: 1295951

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 0 + 0 =