به گزاش خبرنگار گروه دانشگاه ایسکانیوز، علوم پایه، زیربنای پیشرفت علمی و فناوری کشورها است؛ زیربنایی که شاید دستاوردهای آن در کوتاهمدت به شکل محصولی ملموس در زندگی روزمره ظاهر نشود، اما بخش مهمی از نوآوریها، فناوریهای پیشرفته و راهحلهای علمی برای مسائل پیچیده جوامع، بر پایه دانش تولیدشده در این حوزه شکل میگیرد.
از همین رو، تاکید دوباره بر اهمیت علوم پایه، از جمله در سخنان اخیر رهبر، بار دیگر توجهها را به جایگاه این رشتهها در مسیر پیشرفت کشور جلب کرده است؛ رشتههایی که تقویت آنها نهتنها برای گسترش مرزهای دانش در سطح بینالمللی ضروری است، بلکه میتواند در بلندمدت زمینهساز رفع نیازهای کشور، تولید ثروت و ایجاد فرصتهای شغلی باشد.
بیشتر بخوانید؛ ضرورت اتصال علوم پایه به فناوری، صنعت و بازار کار
محمود کمرهای، رئیس اتاق فکر آموزش هدفمند وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و رئیس جشنواره اندیشمندان و دانشمندان جوان، در گفتوگویی تفصیلی با خبرنگار ایسکانیوز به تشریح اهمیت علوم پایه، دلایل کاهش استقبال از این رشتهها و راهکارهای افزایش انگیزه داوطلبان برای ورود به این حوزه پرداخته که مشروح آنرا در ادامه میخوانید.
علوم پایه؛ زیربنای پیشرفت علمی و فناوری کشور
با توجه به تاکید رهبر بر اهمیت رشتههای علوم پایه و نقش این رشتهها در پیشرفت کشور، جایگاه علوم پایه را چگونه ارزیابی میکنید؟ از سوی دیگر، با وجود این اهمیت، شاهد کاهش تمایل دانشجویان به تحصیل در این رشتهها هستیم. علت این مسئله چیست و چه راهکاری برای برونرفت از آن وجود دارد؟
رشتههای علوم پایه در همه کشورها، همانطور که از نام آنها مشخص است، پایه و اساس علم را تشکیل میدهند. دستاوردهای علمی این رشتهها میتواند در ادامه مسیر، به توسعه شاخههای مختلف دانش، پیشرفت فناوری و نوآوری منجر شود و از این طریق، بخشی از نیازهای کشور را تا حد امکان برطرف کند.
از سوی دیگر، علوم پایه در گسترش مرزهای علم و دانش در سطح بینالمللی نیز نقش مهمی دارد. بنابراین، اهمیت این رشتهها را باید از دو جنبه بررسی کرد؛ نخست، نقش آنها در توسعه دانش جهانی و دوم، ظرفیت آنها برای پاسخگویی به نیازهای کشور. البته ممکن است دستاوردهای علوم پایه در کوتاهمدت به محصولی کاربردی تبدیل نشود، اما همین دستاوردها میتواند در مراحل بعدی، زمینه تولید محصول و توسعه فناوری را فراهم کند.
نکته دیگر این است که در کشور ما و البته در بسیاری از کشورهای دیگر، بخش قابل توجهی از فارغالتحصیلان علوم پایه در حوزه آموزشوپرورش فعالیت میکنند و بهعنوان دبیر و مربی با دانشآموزان دوره متوسطه، بهویژه سه سال پایانی دبیرستان، سروکار دارند. اگر این افراد در دوران تحصیل، آموزش مناسبی دیده باشند و از توانمندی علمی کافی برخوردار شوند، میتوانند دانش و توانایی خود را به دانشآموزان منتقل کنند.
در چنین شرایطی، دانشآموزان از آموزش باکیفیتتری برخوردار میشوند و زمینه پرورش نیروهای توانمندتر فراهم خواهد شد. این دانشآموزان نیز اگر اهمیت و ظرفیتهای علوم پایه را بهخوبی بشناسند، میتوانند با علاقه بیشتری به سراغ انتخاب این رشتهها بروند.
رشتههایی مانند ریاضی، فیزیک، شیمی، زمینشناسی و زیستشناسی از جمله حوزههای اصلی علوم پایه هستند. علوم کامپیوتر نیز ارتباط نزدیکی با علوم پایه، بهویژه ریاضیات، دارد. شناخت ظرفیتهای این رشتهها و معرفی درست جایگاه علمی و کاربردی آنها میتواند در انتخاب آگاهانهتر داوطلبان موثر باشد.
اهمیت علوم پایه در سالهای گذشته تا حدودی مغفول مانده بود، یکی از دلایل این مسئله، توجه داوطلبان به بازار کار و تمایل آنها به ورود به رشتههایی بود که تصور میکردند سریعتر به اشتغال و درآمد منجر میشوند. البته کنجکاوی علمی و علاقه به دانش، همواره ارزشمند است، اما مجموعه این عوامل باعث شد در مقاطعی، استقبال از رشتههای علوم پایه کاهش پیدا کند.
با توجه به اهمیتی که علوم پایه روزبهروز بیشتر آشکار میکند و تاکیدهایی که مسئولان کشور بر این حوزه دارند، امیدوارم در سالهای آینده توجه بیشتری به این رشتهها شود. تقویت علوم پایه میتواند بنیه علمی کشور را ارتقا دهد و زمینه رشد خلاقیت، شکلگیری نوآوریها و دستیابی به راهحلهایی برای نیازهای کشور را فراهم کند.
در کنار این دستاوردها، میتوانیم به توسعه مرزهای علم و دانش در جهان نیز کمک کنیم و جایگاه علمی ایران را در سطح بینالمللی ارتقا دهیم. این ارتقا باید هم در زمینه دستاوردهای علمی و هم در زمینه مشارکت موثر در پیشرفت دانش جهانی نمود پیدا کند.
اشتغال و حمایت؛ دو ضرورت برای بازگشت انگیزه به علوم پایه
با توجه به کاهش تمایل داوطلبان به تحصیل در رشتههای علوم پایه، آیا اقدامات مسئولان و دستگاههای مرتبط تاکنون توانسته است اشتیاق لازم را برای ورود دانشجویان به این رشتهها ایجاد کند؟ اگر این اقدامات کافی نبوده است، چه کارهایی باید انجام شود تا انگیزه و تمایل دانشجویان افزایش پیدا کند؟
کاهش استقبال از رشتههای علوم پایه را نمیتوان صرفا به اقدام یا عملکرد مسئولان نسبت داد. مجموعهای از عوامل عمومی و مسائل ساختاری در کشور وجود داشته که بر انتخاب رشته داوطلبان تاثیر گذاشته است. همانطور که اشاره کردم، یکی از مهمترین این عوامل، چشمانداز بازار کار و نگرانی درباره فرصتهای شغلی پس از فارغالتحصیلی بوده است.
از سوی دیگر، برخی از دانشجویانی که قصد ادامه تحصیل در خارج از کشور را دارند، تصور میکنند رشتههای فنیومهندسی، پزشکی و بعضی از رشتههای علوم اجتماعی و انسانی، با توجه به فرصتهای موجود در داخل یا خارج از کشور، زمینه مناسبتری برای ادامه تحصیل و اشتغال آنها فراهم میکنند. این برداشتها نیز در انتخاب رشته و کاهش تمایل به علوم پایه موثر بوده است.
خوشبختانه چند سالی است که در کشور توجه بیشتری به اهمیت علوم پایه شکل گرفته و این موضوع در سخنان مسئولان نیز دیده میشود. جشنواره اندیشمندان و دانشمندان جوان یکی از ظرفیتهایی است که میتواند در این مسیر نقشآفرینی کند. همچنین در مجموعههای مرتبط با آموزشوپرورش، وزارت علوم، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و سایر بخشهای مرتبط با آموزش و پژوهش، اهمیت علوم پایه بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است.
این توجه باید به اقدامهای عملی منجر شود. لازم است زمینه اشتغال دانشآموختگان علوم پایه گسترش پیدا کند و امکانات لازم برای رشد و توسعه علمی آنها پس از پایان هر مقطع تحصیلی فراهم شود. نباید این تصور در میان دانشجویان شکل بگیرد که ورود به رشتههای علوم پایه، به معنای محدودشدن فرصتهای فعالیت علمی و شغلی آنها است.
برای تحقق این هدف، تنها اقدامات دانشگاهها و وزارت علوم کافی نیست و همکاری سایر دستگاههای اجرایی نیز ضرورت دارد. برای مثال، باید زمینهای فراهم شود تا دانشجویان علوم پایه متناسب با رشته تحصیلی خود، در دوران تحصیل امکان حضور در دستگاههای مرتبط، کارآموزی و کارورزی را داشته باشند.
حضور در محیطهای واقعی کار به دانشجویان کمک میکند تا توانمندیهای علمی خود را ارتقا دهند و کاربرد دانش خود را در جامعه ببینند. زمانی که دانشجو احساس کند میتواند در یک مجموعه اجرایی یا پژوهشی نقش موثری ایفا کند، هم انگیزه بیشتری برای یادگیری و پیشرفت خواهد داشت و هم نسبت به آینده شغلی و معیشتی خود امیدوارتر میشود.
یکی از راهکارهای اصلی، افزایش حمایتهای مادی و معنوی از دانشجویان و دانشآموختگان این رشتهها است. در کنار این حمایتها، باید تسهیلات قانونی بیشتری فراهم شود تا دانشجویان بتوانند در دوران تحصیل و پس از فارغالتحصیلی، آسانتر با دستگاههای اجرایی ارتباط برقرار کنند و فرصت بیشتری برای جذب در مجموعههای مرتبط داشته باشند.
در حال حاضر، برخی از دانشآموختگان علوم پایه، بهویژه در مقطع کارشناسی، تصور میکنند که تنها در چند حوزه محدود، مانند آموزشوپرورش، امکان اشتغال دارند. در حالی که رشتههای علوم پایه ظرفیتها و کاربردهای گستردهای دارند و اگر این ظرفیتها بهدرستی شناخته و معرفی شوند، فرصتهای فعالیت در بخشهای مختلف کشور برای آنها آشکارتر خواهد شد.
ادامه تحصیل میتواند مسیرهای تازهای برای رشد علمی ایجاد کند، برای افرادی که قصد ادامه تحصیل دارند، زمینههای متعددی برای پیشرفت وجود دارد. بنابراین، باید شرایطی فراهم شود تا دانشجویان بتوانند هم از نظر علمی رشد کنند، هم در جامعه نقش موثری داشته باشند و هم نسبت به امکان دستیابی به شغل مناسب در آینده اطمینان بیشتری پیدا کنند.
برونرفت از وضعیت فعلی، به حمایت بیشتر از علوم پایه، فراهمکردن تسهیلات قانونی، توسعه فرصتهای حضور دانشجویان در محیطهای کاری و تدوین برنامهریزی کلان در سطح کشور نیاز دارد. اقداماتی در این زمینه انجام شده است، اما این روند باید گسترش پیدا کند تا در نهایت، انگیزه دانشجویان برای ورود به این رشتهها افزایش یابد و ظرفیتهای علوم پایه به شکل موثرتری در خدمت پیشرفت کشور قرار گیرد.
برخی کارشناسان معتقدند یکی از دلایل کاهش استقبال از رشتههای علوم پایه این است که این رشتهها، رشتههایی لوکس و مختص گروهی خاص تلقی میشوند؛ افرادی که قصد دارند تحصیلات خود را تا مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری ادامه دهند و وارد حوزههای تخصصیتری شوند. ارزیابی شما از این دیدگاه چیست؟ آیا میتوان علوم پایه را رشتههایی خاص دانست که همین تصور، مانع استقبال عمومی از آنها شده است؟
من با این برداشت که علوم پایه رشتههایی لوکس و مختص گروهی خاص هستند، موافق نیستم. همانطور که پیشتر اشاره کردم، یکی از عوامل اصلی کاهش تمایل به این رشتهها، وضعیت بازار کار و تفاوت در زمان آشکارشدن نتایج فعالیتهای علمی و پژوهشی است.
در رشتههای علوم پایه، مطالعات، تحقیقات و پروژههای علمی معمولا در مقایسه با برخی رشتههای دیگر، به زمان بیشتری نیاز دارند تا نتیجه و محصول آنها به شکل ملموس نمایان شود. این رشتهها در واقع بنیانهایی علمی ایجاد میکنند که میتوانند در آینده به محصولات، فناوریها و دستاوردهای گوناگون منجر شوند.
ممکن است دانشجو در دوران تحصیل خود، بهویژه در مقاطع ابتدایی، نتواند بهسرعت نتیجه کاربردی فعالیتهای علمیاش را مشاهده کند. این مسئله میتواند تا حدودی از انگیزه او بکاهد؛ بهخصوص زمانی که در رشتههای دیگر، نتیجه فعالیتها و ارتباط آنها با نیازهای جامعه، زودتر و ملموستر دیده میشود.
به همین دلیل است که بر ضرورت حمایتهای بیشتر و فراهمکردن تسهیلات قانونی تاکید میکنم. باید شرایطی ایجاد شود که دانشجویان علوم پایه بتوانند در دوران تحصیل، حضور فعالتری در جامعه، دستگاههای اجرایی و مجموعههای مرتبط با رشته خود داشته باشند. در این صورت، هم رشد علمی خود را بهتر احساس میکنند و هم متوجه میشوند که جامعه به دانش و توانمندی آنها نیاز دارد.
در رشتههایی مانند پزشکی و مهندسی، نیاز جامعه برای داوطلبان ملموستر است و آنها بهروشنی میبینند که پس از تحصیل، زمینههای مشخصی برای فعالیت وجود دارد. بنابراین، طبیعی است که بخشی از داوطلبان به سمت این رشتهها گرایش پیدا کنند.
در مورد علوم پایه نیز باید کاری کنیم که نیاز جامعه به این رشتهها به شکلی روشن و ملموس دیده شود. این هدف از طریق توسعه فرصتهای شغلی، ارتباط دانشگاه با دستگاههای اجرایی، حضور دانشجویان در محیطهای واقعی کار و معرفی درست کاربردهای علوم پایه قابل تحقق است. اگر دانشجویان ببینند که دانش آنها در بخشهای مختلف جامعه کاربرد دارد و میتواند به حل مسائل واقعی کمک کند، انگیزه بیشتری برای انتخاب و ادامه تحصیل در این رشتهها خواهند داشت.
مرزشکنی علمی بدون خلاقیت و نوآوری ممکن نیست
در بخشی از سخنان اخیر رهبر، بر مرزشکنی در علم، خلاقیت و نوآوری تاکید شده است. برای حرکت در این مسیر و حل مسائلی که تاکنون پاسخ روشنی برای آنها پیدا نشده، چه چالشهایی پیش روی ما قرار دارد؟ چه راهکارهایی میتواند زمینه خلاقیت، نوآوری و دستیابی به دستاوردهای علمی تازه را فراهم کند؟
رشتههای علوم پایه از نظر محتوای علمی و ایجاد بنیانهای لازم برای پیشرفت دانش، اهمیت بسیار زیادی دارند. این رشتهها باید از دو منظر مورد توجه قرار گیرند؛ نخست، نقش آنها در توسعه مرزهای علم و دانش و دوم، فراهمکردن زمینه لازم برای تبدیل دستاوردهای علمی به محصول و فناوری.
از منظر نخست، فعالیت در علوم پایه میتواند به ارائه نظریههای جدید، انتشار مقالات علمی، تالیف کتابهای تازه و تولید دانشی منجر شود که در سطح بینالمللی مورد استفاده قرار میگیرد. این دستاوردها به ارتقای جایگاه علمی کشور در جهان کمک میکنند و زمینه مشارکت موثرتر پژوهشگران ایرانی در توسعه دانش جهانی را فراهم میسازند.
از منظر دوم، علوم پایه میتواند بستری برای شکلگیری فناوریها و نوآوریهایی باشد که در مراحل بعدی به رفع نیازهای کشور کمک میکنند. خوشبختانه جوانان ایرانی از استعداد و خلاقیت قابل توجهی برخوردارند و اگر این ظرفیتها بهدرستی هدایت و حمایت شوند، میتوانند به نتایجی منجر شوند که برای کشور ارزش علمی و کاربردی داشته باشند.
در رشته های علوم پایه، ممکن است دستیابی به محصول نهایی نسبت به برخی رشتههای دیگر زمان بیشتری ببرد.
با این حال، اگر برنامهریزی درستی انجام شود، باید این موضوع بهخوبی روشن شود که علوم پایه نیز نیاز واقعی جامعه است؛ نیازی که ممکن است آثار آن در بلندمدت آشکار شود. حاصل فعالیتها، تحقیقات و تمرکز استادان و دانشجویان در این حوزه، میتواند در آینده به نتایجی منجر شود که ظرفیت تولید محصول، توسعه فناوری، تولید ثروت و ایجاد اشتغال را دارند.
اگر میخواهیم در توسعه علوم پایه در جهان سهم داشته باشیم، باید پژوهشگران و فعالان این حوزه از فرصت کافی برای فعالیت علمی برخوردار باشند و بتوانند خلاقیت و نوآوری خود را به مرحله اجرا برسانند. در این صورت، علوم پایه به جایگاه واقعی خود نزدیکتر میشود و ظرفیتهای آن برای پیشرفت کشور و توسعه دانش جهانی بهتر به کار گرفته خواهد شد.
آزمایشگاههای مجهز و ارتباطات بینالمللی؛ الزامات پیشرفت علوم پایه
اگر به کشورهای صنعتی نگاه کنیم، میبینیم که این کشورها در حوزههای مختلف علوم پایه فعالیت گستردهای دارند و از آزمایشگاههای مجهز و امکانات پژوهشی پیشرفته برخوردارند. توسعه این حوزه به زیرساختهای مناسب و ارتباطات علمی بینالمللی نیز نیاز دارد تا دانشجویان و استادان علوم پایه بتوانند در محافل علمی جهان حضور پیدا کنند و به تبادل اطلاعات و تجربههای علمی بپردازند.
تسهیل همکاریهای علمی یکی از الزامات توسعه علوم پایه است، بخشی از تسهیلات قانونی مورد نیاز، به ایجاد امکان همکاری بیشتر میان دانشکدههای علوم پایه، دانشگاهها و دستگاههای اجرایی مربوط میشود. همچنین باید زمینه برقراری ارتباطات علمی گستردهتر با جهان فراهم شود. در سطح بینالمللی، پیشرفتهای علمی قابل توجهی در حال وقوع است و ما نیز از ظرفیتهای علمی خوبی برخورداریم؛ بنابراین، باید بتوانیم ارتباط موثرتری با جامعه علمی جهان برقرار کنیم.
امکانات سختافزاری و نرمافزاری مورد نیاز علوم پایه باید در کشور توسعه پیدا کند. آزمایشگاههای علوم پایه در بسیاری از دانشگاهها و موسسات پژوهشی، قدیمی هستند و به اندازه کافی تجهیز و بهروزرسانی نشدهاند. این وضعیت باید اصلاح شود تا استادان و دانشجویان بتوانند با امکانات مناسبتری فعالیت کنند.
وقتی دانشجو با آزمایشگاهی مدرن، مجهز و برخوردار از امکانات بهروز مواجه میشود، انگیزه و علاقه بیشتری برای انجام فعالیتهای علمی و پژوهشی پیدا میکند. بنابراین، توسعه و نوسازی آزمایشگاهها و تامین تجهیزات مورد نیاز، یکی از ضرورتهای جدی تقویت علوم پایه در کشور است.
در کنار توسعه زیرساختها، به تسهیلات قانونی نیز نیاز داریم تا دستگاههای اجرایی بتوانند ارتباط راحتتری با استادان و دانشگاههای فعال در علوم پایه برقرار کنند. این ارتباط باید به تبادل ایدهها، استفاده از ظرفیتهای علمی دانشگاهها و فراهمشدن زمینه جذب نیروهای متخصص منجر شود.
پیوندزدن خلاقیت علمی با نیازهای کشور اهمیت بهسزایی دارد، جوانانی که در شاخههای مختلف علوم پایه فعالیت میکنند، باید بتوانند ایدهها، خلاقیتها و نوآوریهای خود را با نیازهای اصلی کشور مرتبط کنند. اگر این ارتباط بهدرستی شکل بگیرد، امکان بهرهبرداری از توانمندیهای علمی آنها برای حل مسائل کشور بیشتر میشود.
اعتماد به جوانان و هدفمندکردن حمایتهای پژوهشی
تجربه نشان داده است هر زمان به جوانان کشور، تحقیقات علمی و دستاوردهای پژوهشگران اعتماد کردهایم، زمینه دستیابی به نتایج ارزشمند فراهم شده است. در کشور، افراد توانمند و مستعدی در حوزههای مختلف حضور دارند و باید فرصت بروز و ظهور تواناییهای آنها فراهم شود.
مسئولان و نهادهای مرتبط باید برنامههای خود را در حوزه علوم پایه بازنگری کنند و از نظر امکانات، زیرساختها و تسهیلات مورد نیاز، شرایط مناسبتری به وجود آورند. در عین حال، لازم است محورهای کلان و اولویتهای علمی کشور نیز تا حد امکان مشخص شود تا استادان و دانشجویان بتوانند بخشی از توانمندیهای خود را بر این حوزهها متمرکز کنند.
هدف از مشخصکردن اولویتها، محدودکردن فعالیتهای علمی یا نادیدهگرفتن ارزش پژوهشهای دیگر نیست. ممکن است فعالیتی از نظر علمی بسیار ارزشمند باشد و به توسعه دانش کمک کند، اما لزوما به یکی از نیازهای فوری کشور پاسخ ندهد. با توجه به محدودیتهایی که در زمینه امکانات و منابع مالی وجود دارد، لازم است در کنار حمایت از توسعه عمومی علم، به حوزههایی که برای کشور اولویت بیشتری دارند نیز توجه شود.
برنامهریزی کلان باید بهگونهای باشد که زمینههای ضروری برای توسعه کشور مشخص شوند و استادان و دانشجویان علوم پایه بتوانند با تمرکز بیشتر بر این حوزهها فعالیت کنند. در کنار آن، حمایتهای لازم نیز باید فراهم شود تا ظرفیتهای علمی، خلاقیتها و نوآوریهای آنان به نتایجی منجر شود که هم به پیشرفت علم کمک کند و هم در رفع نیازهای کشور موثر باشد.
انتهای پیام/
نظر شما