اقتصاد در نقطه جوش فرصت‌ها و تهدیدهای تازه

مجتبی صفابخش*

بالاخره پس از سال‌ها هشدار و اهمال، در دقیقه نود و تحت فشار شرایط، این تصمیم گرفته شد. کاری که می‌توانست با برنامه‌ریزی ماه‌ها و اجماع اجتماعی اجرا شود، ناچار یک شبه و در وضعیتی شبیه «مادری در حال زایمان در خیابان» رخ داد. ایران از امروز وارد اقتصادی جدید شده که بسیاری از کسب‌وکارها را با واقعیت‌های تازه روبه‌رو می‌کند: برخی ادامه فعالیت نخواهند داد و برخی با آمادگی و دوربینی که از قبل داشته‌اند، حالا می‌توانند سود و توسعه چشمگیر را تجربه کنند. سیاست‌های کلان کشور نیز همین مسیر اضطراری و بدون فرصت کافی را تجربه می‌کنند.

تحلیل تک‌نرخی شدن ارز، اگر از لایه خبر عبور کنیم، در واقع روایت یک «تغییر پارادایم اجباری» در اقتصاد ایران است؛ تغییری که نه از سر انتخاب عقلانی و نه در بستر اجماع اجتماعی، بلکه در نقطه اضطرار و فرسودگی کامل سیاست‌گذار رخ داده است. آنچه امروز اتفاق افتاده، بیش از آن‌که یک اصلاح اقتصادی باشد، یک واکنش دیرهنگام به واقعیتی است که سال‌ها خود را تحمیل کرده بود. تک‌نرخی شدن ارز در ذات خود یک اقدام درست و حتی ضروری است. هیچ اقتصادی با چند نرخ رسمی و غیررسمی ارز، بدون فساد ساختاری، رانت، اتلاف منابع و سیگنال‌های غلط به تولیدکننده و مصرف‌کننده، قادر به ادامه حیات سالم نیست. اما تفاوت میان «اصلاح» و «شوک» دقیقا در زمان، شیوه اجرا و میزان آمادگی جامعه و کسب‌وکارها نهفته است.

مشکلی که امروز با آن مواجه‌ایم، نه خودِ تک‌نرخی شدن، بلکه نحوه و زمان وقوع آن است. این سیاست باید سال‌ها پیش، در شرایط ثبات نسبی اجتماعی، با برنامه ارتباطی شفاف، حمایت‌های جبرانی هدفمند و بازطراحی تدریجی زنجیره‌های تولید و توزیع اجرا می‌شد. اما تعویق مداوم، ترس از هزینه سیاسی، و ترجیح مُسکن‌های کوتاه‌مدت باعث شد اصلاح، به بحران تبدیل شود.

نتیجه آن است که امروز، اقتصاد ایران وارد مرحله‌ای شده که بخش بزرگی از مدل‌های کسب‌وکار موجود دیگر با واقعیت‌های جدید سازگار نیستند. کسب‌وکارهایی که بقای آن‌ها بر پایه ارز ترجیحی، دسترسی رانتی، قیمت‌گذاری دستوری یا حاشیه امن ناشی از عدم شفافیت بنا شده بود، ناگهان با واقعیتی روبه‌رو شده‌اند که ادامه فعالیت را برایشان یا غیرممکن یا بسیار پرهزینه می‌کند. در مقابل، بنگاه‌هایی که سال‌ها پیش احتمال چنین روزی را داده بودند، ساختار هزینه خود را اصلاح کرده، بهره‌وری را بالا برده و وابستگی خود را به رانت ارزی کاهش داده‌اند، امروز در موقعیت برنده قرار گرفته‌اند.

این شکاف، نه تصادفی، بلکه حاصل تفاوت در نوع نگاه به آینده است. در سطح کلان‌تر، سیاست‌گذاری اقتصادی کشور نیز وارد مرحله «بی‌پناهی» شده است. ابزارهای قبلی دیگر کار نمی‌کنند، اعتماد عمومی تضعیف شده و جامعه در نقطه جوش قرار دارد. در چنین فضایی، هر اصلاحی— اصلاح درست—می‌تواند به نارضایتی گسترده منجر شود، اگر با روایت‌سازی، گفت‌وگو با جامعه و حمایت‌های هوشمند همراه نباشد. اقتصاد جدیدی که از امروز آغاز شده، اقتصادی بی‌رحم‌تر، شفاف‌تر و رقابتی‌تر است.

این اقتصاد، خطاهای گذشته را نمی‌بخشد و به تعویق‌انداختن تصمیم‌های سخت در آن هزینه‌ای به‌مراتب سنگین‌تر دارد. اگر سیاست‌گذار این‌بار نیز به جای تکمیل اصلاحات، به عقب‌نشینی و مُسکن بازگردد، شوک امروز تنها پیش‌درآمد بحرانی بزرگ‌تر خواهد بود. تک‌نرخی شدن ارز پایان یک مسیر نیست؛ آغاز مسیری است که یا به بلوغ اقتصادی ختم می‌شود یا به فروپاشی اعتماد.

مجتبی صفابخش - دبیر کانون آزاداندیشان نوین

انتهای پیام./

کد خبر: 1293295

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 0 + 0 =