به گزارش خبرنگار سیاسی ایسکانیوز، کاظم دارابی را میتوان نمونه بارز شخصی دانست که حقوق اولیه وی توسط کشوری که ادعا پایبندی به حقوق بشر را دارد نقض شده است. کاظم دارابی که در سال ۱۹۹۲ میلادی در آلمان یک دانشجو بود، توسط این کشور به اتهام نقش داشتن در حادثه میکونوس محکوم شد، البته این اتهامات واهی هیچگاه از سوی دولت آلمان اثبات نشد و دارابی ۱۵ سال از عمر خود را در زندان های این کشور سپری کرد.
کاظم دارابی در سال ۱۳۸۶ به ایران بازگشت ولی دخترش زینب دارابی که یک دختر معلوم جسمی و ذهنی بود در آلمان ماند و دولت این کشور که همیشه حرف از حقوق بشر میزند، به این پدر اجازه نداد که دختر خود را برای ۲۰ سال ملاقات کند. متاسفانه زینب دارابی در روز های گذشته درگذشت.
در ادامه گفتگوی اختصاصی ایسکانیوز با کاظم دارابی را میخوانید:
دادگاه آلمان حضانت دختر من را به یک زن آلمانی داد!
دارابی در پاسخ به این سوال که دولت آلمان با استناد به چه حکمی اجازه نداد وی ۲۰ سال با دخترش ملاقات کند گفت: من در سال ۱۹۹۲ در آلمان دستگیر شدم و پس از ۲۴۷ جلسه دادگاه با حضور ۱۷۶ شاهد دروغین و منافق بنده را به حکم حبس ابد محکوم کردند و حکم بنده ۳۹۵ صفحه بود. پس از اینکه به حکم حبس ابد محکوم شدم، یک کارشناس آلمانی برای ارزیابی دختر من به اقامتگاه ما فرستادند، دختر من زینب از نظر جسمی و ذهنی معلول بود.
وی در ادامه گفت: در آلمان وقتی فرزند به سن ۱۸ سالگی میرسد از پدر و مادر جدا میشود و هرکاری که بخواهد میتواند انجام دهد، اما اگر فرزند معلول باشد برای آن تشکیل پرونده میدهند تا تکلیف حضانت وی مشخص شود. وقتی کارشناس دختر من را ارزیابی کرد گفت که پدر این دختر به حبس ابد محکوم شده است و مادرش هم ۲ فرزند دیگر دارد و بههمین خاطر نمیتوانند از این دختر مراقبت کنند. درصورتی که دختر من مراقبت زیادی لازم نداشت و ما میتوانستیم از دخترم مراقبت کنیم.
دارابی در ادامه سخنان خود افزود: دادگاه حضانت دختر من را به یک زن آلمانی داد! زن آلمانی هم هیچ اقدامی برای دختر من انجام نمیداد چون دختر من در بهزیستی بود. برای اینکه حضانت دخترم را پس بگیریم تلاش های زیادی کردیم ولی نتیجهای در بر نداشت. بعد از اینکه حضانت دختر من به آن شخص داده شد دیگر ما هیچ اختیاری بر دخترم نداشتیم. اما پس از آنکه حضانت دختر من به آن زن آلمانی داده شد همسر بنده با دخترم در ارتباط بود و به یهزیستی میرفت و دخترم را ملاقات میکرد. درست است که دختر من معلول جسمی و ذهنی بود اما میدانست که پدر و مادرش چه کسی است. دخترم را ماهی یکبار به ملاقات من میآوردند و وقتی من را میدید میگفت بابا.
دارابی خاطرنشان کرد: بعد از ۱۵ سال و ۶۴ روز از زندان آزاد شدم و به ایران آمدم. درحال حاضر حدود ۲۰ سال است که از زندان آزاد شدم، در طی این ۲۰ از طریق وزارت خارجه و شخص شهید امیرعبدالهیان و آقای عراقچی و سفیر ایران در آلمان و سفیر ایران در لبنان پیگیری های زیادی کردیم که دخترم را بتوانیم ملاقات کنیم و یا اینکه حضانتش را پس بگیریم. اما آلمانیها همیشه جواب سربالا به ما میدادند و کارشکنی میکردند.
وزارت خارجه دوبار سفیر آلمان را احضار کرد
وی در ادامه گفت: زمانی که آقای کاظم غریب آبادی معاون حقوق بشر قوه قضائیه بودند بنده باهاشون جلسه داشتم، همچنین شخص آقای امیرعبدالهیان ۲ بار سفیر آلمان را احضار کردند، و به سفیر آلمان گفتند که این دختر درحال مرگ است و این دختر کار خلافی نکرده است و اجازه دهید که این خانواده دخترشان را ملاقات کنند. اما آلمانیها همیشه جواب سربالا به ما میدادند.
دارابی در ادامه افزود: بعد از شهادت آقای امیر عبدالهیان اقای عراقچی پیگیر پرونده دختر من شدند و همچنین آقای امانی سفیر ایران در لبنان و آقای نیلی سفیر ایران در آلمان نیز پیگیری های زیادی برای دخترم انجام دادند. اما این اواخر شنیدیم که پای دختر من شکسته است، وقتی پسر من این خبر را شنید به ملاقات دخترم رفت و دید دخترم روی ویلچر نشسته است و وقتی پرسید که چرا روی ویلچر نشسته است گفتند که افتاده و پاش شکسته است.
وی در ادامه بیان کرد: دختر من نمیتوانست تکلم کند و فقط دو کلمه بابا و مامان را بلد بود، بعد که پای دختر من میشکند به بیمارستان منتقلش میکنند و پایش را گچ میگیرند و دوباره به بهزیستی بر میگردد. زمانی که دختر من به بهزیستی برمیگردد وقتی تنها بوده است یک بیسکویت میخورد و در گلویش گیر میکند و میافتاد و دیگر توانایی نفس کشیدن نداشته است و دکترها ۱۰ دقیقه بعد به بالاسر آن میآیند و بهش رسیدگی میکنند و وقتی دکترها میرسند دختر من مرده بوده است و هیچ اثری از حیات در آن نبوده است.
دارابی در ادامه گفت: دکتر ها توانستند دخترم را برگردانند ولی در کمای مصنوعی بود و با دستگاه تنفس زنده بود. دکتر ها گفتند دخترم چند روز باید در کمای مصنوعی باشد و اگر بعد از این چند روز نتوانست نفس بکشد باید یک لوله در دستگاه تنفس دخترم بگذارند و آن زن آلمانی که حضانت دخترم را بر عهده داشت گفته بود که اگر لوله را در دستگاه تنفسی این دختر بگذاریم این لوله را میکند چون نمیداند این لوله برای چیست. و آن زن یکجور گفته بود اجازه بدهیم که این دختر بمیرد. من شخصا با دکترش صحبت کردم و گفتم راضی نیستم که لوله را نگذارید و دکترها لوله را داخل دستگاه تنفسی دخترم قرار دادند و برداشتن، بعد آن خانمی که حضانت دخترم را داشت یک ویس برای من فرستاد که میگوید خبری خوبی دارم و گفته بود که زینب دارد بدون دستگاه تنفس نفس میکشد، اما فرداش به من پیام دادند که زینب فوت کرده است.
کاظم دارابی در توضیح این سوال که زمانی دخترش در بهزیستی بود آیا امکانات رفاهی لازم برای وی فراهم بود یا خیر گفت: برخی از بهزیستیها رسیدگی خوبی به معلولین میکنند اما برخی از بهزیستیها در را روی شخص قفل میکنند و هیچ رسیدگی به آن نمیکنند. چندین بار برای این دخترم این اتفاق افتاده بود که اصلا به وی رسیدگی نکرده بودند، طوری به دختر من رسیدگی نکرده بودند که یک چشمش کور شده بود و چشم دیگرش هم خوب نمیدید.
وی در ادامه بیان کرد: وقتی دختر و پسر من به ملاقاتش رفته بودند این مورد را تشخیص دادند و عکس و فیلمش را هم برای من ارسال کردند و من به این مورد خیلی اعتراض کردم. همچنین درمورد لباس های دخترم نیز فرزندانم به مسئولین بهزیستی اعتراض کرده بودند و همیشه بهخاطر این اعتراضات به وضعیت دخترم به ما جواب سربالا میدادند.
حرف های مسئولین بهزیستی آلمان قابل توجیه نیست
کاظم دارابی در پاسخ به این سوال که اگر دولت آلمان این اجازه را میداد که دخترش به ایران بیاید آیا زنده میماند یا خیر؟ گفت: این را نمیتوان خیلی دقیق گفت، دختر من نمیتوانست سوار هواپیما شود و پرواز کند و اگر میخواستیم وی را به ایران بیاوریم باید از ظریق زمینی آن را به ایران میآوردیم، چون دکترها میگفتند پرواز برایش خطر دارد.
وی در ادامه سخنان گفت: رسیدگی نکردن به دختر من باعث شد یک چشمش کور بشود و یک چشمش کم بینا و حتی پایش بشکند. وقتی پایش شکسته بود مسئولین بهزیستی نباید دختر من را تنها میگذاشتند. حرف های مسئولین بهزیستی آلمان قابل توجیه نیست.
دختر من در ایران دفن خواهد شد
کاظم دارابی در این خصوص که پیکر دخترش قرار است در آلمان دفن بشود یا در ایران گفت: دختر من در ایران دفن خواهد شد. پیکر دختر من امروز در برلین تحویل گرفته خواهد شد و طبق شریعت اسلام غسل و کفن داده میشود و طبق پروتکل های بهداشتی به ایران آورده میشود. اما پیکر دختر من از طریق استانبول یا دبی به ایران آورده خواهد شد به این دلیل که در حال حاضر پرواز مستقیم بین ایران و آلمان وجود ندارد.
وی در سخنان پایانی خود گفت: این کشورها که ادعا عدالت میکنند چرا اجازه ندادند که پدر و مادر بیست سال فرزند خود را ببیند؟ چرا حضانت دختر من را به زور از من گرفتند؟ چرا اینها که مدعی حقوق بشر و عدالت هستند با یک دختر مظلوم و بیگناه اینگونه رفتار کردند؟
انتهایپیام/
نظر شما