به گزارش خبرنگار گروه دانشگاه ایسکانیوز؛ در سالهای اخیر، نظام سلامت کشور با یک چالش اساسی و نگرانکننده در حوزه تربیت نیروی انسانی متخصص مواجه شده است و آن کاهش شدید تمایل پزشکان عمومی برای ورود به برخی از رشتههای تخصصی حیاتی است. این پدیده بهویژه در چهار رشته اطفال، بیهوشی، بیماریهای عفونی و طب اورژانس چشمگیر و بحرانزا بنظر میرسد. در مواجهه با این کمبود، مسئولان آموزشی وزارت بهداشت راهحلی را به اجرا گذاشتند مبنی برحذف آزمون ورودی برای پذیرش که به جای درمان ریشهای درد، به نظر میرسد تنها مُسکنی موقتی و حتی عوارضزا بوده است،
این مهم، پرسشهای کلانی را پیش روی ما قرار میدهد که آیا مشکل اصلی واقعاً سختی آزمون بود یا داستان ابعاد پیچیدهتری دارد؟ آیا حذف یک معیار گزینش، میتواند منجربه ازبین رفتن اعتبار و ارزش ذهنی یک رشته در نگاه جامعه پزشکی شود؟ سختی واقعی کار در این رشتهها کجاست؟ آیا نظام پرداختها و انگیزههای مالی بهگونهای است که از یک سو، بار سنگین مسئولیت را بر دوش رزیدنتها میگذارد و از سوی دیگر، چشمانداز روشنی برای جبران این زحمات در آینده ترسیم نمیکند؟
بیشتر بخوانید؛ رزیدنتها مقصر نیستند؛ ساختار معیوب، کودکان را بیپزشک میکند/ بیعدالتی تعرفهای، سد بزرگ جذب متخصص اطفال
به جهت درک عمیقتر این بحران با سارا لامعی، دستیار ارشد کودکان دانشگاه علوم پزشکی تهران گفتوگو کردهایم که در ادامه میخوانید؛
لامعی در خصوص علتِ عدم تمایل دانشجویان پزشکی برای ورود به رشته تخصص اطفال، بیان کرد: مشکل ما از جایی شروع شد که یک بیمارستان جدید (بیمارستان حکیم) به مجموعه آموزشی دانشگاه ما اضافه شد، اما هیچ نیروی جدیدی (رزیدنت) برای پوشش آن در نظر گرفته نشد. در نتیجه، بار کاری و تعداد بیماران به طور ناگهانی و شدیدی افزایش یافت. در حالی که تعداد رزیدنتها ثابت بود.
این رزیدنت دانشگاه علوم پزشکی تهران بیان کرد: همین موضوع باعث شد ما در شرایطی قرار بگیریم که مجبور شویم بخشهایی را که قبلاً با سه نفر کاور میشد، تنها با یک یا دو نفر مدیریت کنیم. فشار کاری و روانی به حدی بود که حتی منجر به انصراف یکی از همکاران و ایجاد شوک و اعتراض گسترده در بین رزیدنتها شد. این بحران، سروصدای زیادی به پا کرد.
وی در ادامه افزود: اتفاقاتی برای رزیدنتها رخ داد که بهعنوان نمونه میتوان به تشنج یکی از دانشجویال رزیدنت اطفال در سال ۱۴۰۲، که به علت فشار کاری بالا به ICU رفت اشاره کرد. این موضوع درهمان سال خیلی مورد توجه قرار گرفت و مسئولین به عنوان راهکارِ جبران این فشار کاری تصمیمی مبنی بر پذیرش دانشجوی رزیدنت اطفال بدون آزمون ورودی گرفتند که چندان موفق نبود و کماکان شاهد هستیم صندلیهای این رشته تخصص خالی است.
لامعی در واکنش به این موضوع که حذف آزمون ورودی یک واکنش فوری به آن بحران بود نه یک برنامه ریزی بلند مدت برای جذب دانشجو، گفت: مسئولان به جای آنکه ریشه مشکل را که توزیع ناعادلانه بار کاری و کمبود نیرو در سیستم بود، حل کنند، به دنبال یک راهحل سریع و سطحی رفتند. تصور کردند اگر مانع ورود (یعنی آزمون) را برداریم، افراد بیشتری به سرعت وارد میشوند و این خلأ و فشار کاری پر میشود. اما این کار مانند یک مسکن فوری بود که درد اصلی را درمان نکرد. متأسفانه این اقدام، ارزش و وجهه رشته را زیر سؤال برد و در بلندمدت، نتیجه معکوس داد.
مشکل سازماندهی غلط بود؛ نه کمبود متقاضی برای رشته کودکان
وی در ادامه تاکید کرد: اگر در آن زمان به جای تصمیم عجولانه حذف آزمون، برای افزایش منطقی نیرو، استخدام نیروهای کمکی (مقیم) یا تعدیل بار بیمارستانها چارهای اندیشیده میشد، هم آن بحران حل میشد و هم اعتبار رشته حفظ میشد. مشکل، کمبود متقاضی ذاتی نبود، مشکل سازماندهی غلط و فشار غیرانسانی بر نیروی موجود بود. متأسفانه با حذف آزمون، یک مشکل مدیریتی را به یک بحران اعتباری برای کل رشته تبدیل کردند.
لامعی با اشاره به پایین آمدن ارزش و اعتبار رشته کودکان بیان کرد: از وقتی که این رشته بدون آزمون دانشجو پذیرفت، به نظر من، وجهه و ارزش رشته پایین آمد و همین موضوع باعث شد کسی که حتی علاقه به رشته کودکان نیز دارد از انتخاب این رشته صرفنظر کند.
این رزیدنت ارشد کودکان درخصوص روابط و تعاملات اساتید با دانشجویان رزیدنت اطفال عنوان کرد: در دانشگاه تهران روابط حرفهای و حمایت اساتید خوب است و از این منظر مشکلی وجود ندارد. مسئله اصلی بالا بودن فشارکاری است. مثلاً در بخشهای ویژه (ICU) گاهی یک رزیدنت باید بار چندین بیمار بسیار بدحال را به دوش بکشد. البته بیمارستانها در حال بهبود این شرایط هستند. راهکاری که اخیراً استفاده میشود، جذب "نیروهای مقیم" است.
وی در توضیح عملکرد نیروهای مقیم گفت: نیروهای مقیم معمولاً متخصصین و فارغالتحصیل یا رزیدنتهای سال بالاترهستند که با قرارداد و دریافت حق الزحمه، در ساعات شلوغ یا بخشهای پرکار به تیم کمک میکنند تا فشار بر رزیدنتها کمتر شود. این اقدام خوبی است و به تدریج در حال اجراست.
متناسب شدن کارانه رزیدنتها بر تمایل ورود دانشجویان به تخصص اطفال میافزاید
این رزیدنت دانشگاه تهران درباره حقوق ومزایای دوران دستیاری بیان کرد: حقوق پایه رزیدنتها در مقابل فشار کاری شیفتهای طولانی بسیار ناچیز است. یک رزیدنت مجرد حدود ۲۵ میلیون تومان و متأهل حدود ۳۳ میلیون تومان دریافت میکند. گرچه در سال جاری حقوق دستیاران تخصص با افزایش همراه بود اما این افزایش با تأخیر و کمتر از نرخ تورم اعمال شد. علاوه برآن، هزینه بیمه نیز از همین مبلغ کسر میشود. این میزان درآمد برای زندگی در شهرهای بزرگ به ویژه برای افراد متأهل بسیار سخت است.
لامعی درباره پرداختی کارانه رزیدنتهای اطفال اظهار داشت: کارانه به صورت ماهیانه پرداخت میشود اما مبلغ آن ناچیز است (حدود ۴ تا ۵ میلیون تومان). این در حالی است که یک متخصص یا فوقتخصص برای کار مشابه، کارانهای به مراتب بیشتر (حتی تا ۱۰۰-۱۵۰ میلیون تومان) دریافت میکند.
این رزیدنت ارشد کودکان درباره ارتباط میان میزان پرداختی نامتعارف کارانه رزیدنتها نسبت به متخصصین و بیانگیزگی برای ورود به رشته تخصص کودکان عنوان کرد: حدود ۸۰ درصد بار کاری و مسئولیت مستقیم بیمار بر دوش رزیدنت است. مطالبه رزیدنتها مبنی بر همین موضوع است که دریافتی حقوق آنها متناسب با این حجم کار باشد.
وی با تاکید برموضع خود درباره متناسب سازی حقوق با حجم کاری رزینتها بیان کرد: مطمئن باشید با این اتفاق تمایل برای ورود به رشتههای سخت یا حیاتی مثل اطفال، به طرز چشمگیری افزایش مییابد و یکی از اصلیترین مطالبات ما همین است.
بازنگری در تعرفه ویزیت و خدمات متخصصین اطفال
لامعی افزود: علاوه بر اصلاح کارانه در دوره رزیدنتی، باید تعرفه ویزیت و خدمات متخصصین اطفال بعد از فارغالتحصیلی نیز به طور اساسی بازنگری شود. کار با کودک حساسیت، زمان و مسئولیت بسیار بیشتری دارد. اگر تفاوت درآمد یک متخصص اطفال با یک متخصص رشتههای پر درآمد دیگر آنقدر زیاد باشد، طبیعی است که کسی که به آینده مالی فکر میکند، سراغ این رشته نمیآید. سختی کار ذات این رشته است، اما باید از نظر مالی جبران منطقی داشته باشد. تا زمانی که این اصلاحات انجام نشود، کاهش تمایل به این رشتههای حیاتی ادامه خواهد داشت.
انتهای پیام/
نظر شما