۹ روزِ جشنواره‌ خالی از آثار ماندگار

جشنواره فیلم فجر بیشتر شبیه به نمایشگاهی از آثار ضعیف شده است و حذف هیات انتخاب که به سبب این حذف همه چیز بر محوریت دبیر جشنواره شکل گرفته از جمله مواردیست که باید توسط اهالی رسانه مطالبه شود.

به گزارش گروه فرهنگ و هنر ایسکانیوز، نه روز از جشنواره چهل و چهارم فیلم فجر گذشت و عمده آثار راه یافته به این دوره در ژانرهای مختلف اکران و مورد ارزیابی خبرنگاران، اهالی رسانه و منتقدین قرار گرفتند و حرف های زیادی در رسانه‌های دیداری و شنیداری و نوشتاری درباره آنان زده شد و حالا تنها ۲ روز مانده به پایان جشنواره چهل و چهارم نیز ۳ فیلم سینمایی بر پرده نقره‌ای پردیس سینمایی ملت به اکران در آمد.

حالا که عمده آثار راه یافته به دوره از جشنواره اکران شده بهتر می‌توان درباره سطح کیفی آثار نظر داد و حالا می‌توان به جرات گفت که سال به سال از کیفیت آثار سینمایی ایران کاسته می‌شود و جشنواره فیلم فجر بیشتر شبیه به نمایشگاهی از آثار ضعیف شده است و حذف هیات انتخاب که به سبب این حذف همه چیز بر محوریت دبیر جشنواره شکل گرفته از جمله مواردیست که باید توسط اهالی رسانه مطالبه شود. چرا این حجم از آثار ضعیف باید به جشنواره راه پیدا کند؟ آیا در میان آثار ارسال شده به دبیرخانه جشنواره فیلم‌های بهتری وجود نداشت؟ آیا سلیقه دبیر دخیل نیست؟ حالا می‌شود چنین گفت که ۹ روزِ پوچ گذشت.

فیلم سینمایی «خواب»، «آرام بخش» و «سقف» آثاری بودند که در روز نهم اکران شدند و نکته جالب توجه اینکه فتوکال هیچ یک از این ۳فیلم برگزار شد و صرفا نشست خبری این آثار پس از پخش با حضور اهالی رسانه برگزار شد.

فیلم سانس اول این روز فیلم سینمایی «خواب» به کارگردانی مانی مقدم و تهیه‌کنندگی امیرحسین حیدری بود که به دلیل بارندگی و گره ترافیکی ایجاد شده در سطح شهر بخشی از سالن سینما خالی مانده بود.

داستان درباره مردی است که در خواب‌هایش دلباخته زنی می‌شود و این رویاها زندگی واقعی او را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. ایده‌ای که می‌توانست بستر مناسبی برای کاوش در روان انسان و مرزهای واقعیت باشد، اما در اجرا نتوانسته عمق و انسجام لازم را پیدا کند.

یکی از بحث‌برانگیزترین جنبه‌های فیلم، نگاه آن به مؤلفه‌های مذهبی است. بسیاری از نقدها بر این موضوع متمرکز است که فیلم به جای پرداختی احترام‌آمیز و عمیق، رویکردی طعنه‌آمیز و تقلیل‌گرا در مواجهه با آیین‌هایی چون نماز و دعا در پیش گرفته است. ناتوانی در تفکیک یا درهم‌تنیدن خلاقانه جهان خواب و بیداری، ریتم کند، ضعف در فیلمنامه و کارگردانی و بازی‌های ناهمگون، از دیگر مواردی است که «خواب» را به عنوان یکی از آثار ضعیف جشنواره معرفی کرده است.

فیلمنامه‌ی دم‌دستی و بدون تعلیق اثر، چالشی برای مخاطب ایجاد نمی‌کند. کارگردان کوشیده است با تکیه بر کش‌وقوس‌ها و اتفاقات متنوع، ابعاد مختلف و تحولات شخصیت اصلی را به تصویر بکشد. در این میان، تلاش شده با بهره‌گیری از عنصر تصویر، فیلم‌برداری و جلوه‌های ویژه، به موشکافی و رمزگشایی از شخصیت نقش اصلی کمک شود.

فیلم سینمایی «آرام بخش» به کارگردانی سعید زمانیان و تهیه کنندگی مجتبی رشوند، اثری اجتماعی در سانس دوم روز نهم جشنواره بود که با وجود بازیگران و ستارگان مطرح اما نمی توان از ضعف در فیلنامه به راحتی عبور کرد. این فیلم که اولین تجربه کارگردانی بلند زمانیان محسوب می‌شود، نتوانسته انتظارات را برآورده کند.

از همان ابتدا، فیلم با ریتمی کند و شروع متوسطی همراه است. نه آنقدر بد که مخاطب را فراری دهد، نه آنقدر جذاب که او را میخکوب کند. این آغاز خاکستری، نشانه‌ای از کلیت فیلم است. فیلم با شعار «من مثل دخترهای دیگه نیستم» سعی در ساختارشکنی دارد. صحنه‌هایی چون پوشیدن حوله، اشاره مستقیم به عادت ماهیانه و موتورسواری زنانه، همه تلاش‌هایی برای عبور از خطوط قرمز هستند، اما این ساختارشکنی یک مشکل اساسی دارد یعنی فقدان عمق و هدفمندی.

این ساختارشکنی بیشتر شبیه برچسبی است که کارگردان بر پیشانی قهرمان خود زده تا او را «متفاوت» نشان دهد. این تفاوت اما مصنوعی و تحمیلی است. ساختارشکنی زمانی معنا پیدا می‌کند که در خدمت روایت یا توسعه شخصیت باشد.

زمانیان در اولین کارگردانی اثر بلند خود نه تنها با عبور مصنوعی، سطحی و شعارزده از خط قرمزها تلاش کرده خود را فیلمسازی متفاوت نشان دهد بلکه با شرکت نکردن در جشنواره فیلم فجر در زمان اکران فیلمش و همچنین عدم حضور در نشست خبری با حضور اصحاب رسانه تلاش کرده از خود چهره ای معترض نشان دهد.

قرار داشتن نام جواد گنجی دستیار کارگردان این فیلم در میان لیست جان باختگان حوادث دی ماه و همچنین اعلام پایان بازیگری الناز شاکردوست باعث شده نام این اثر سینمایی صرفا با حواشی بر سر زبان ها باشد و تمرکز برخی منتقدین را از نقد بر محتوای اثر دور کند.

تعدادی از منتقدین و فعالان رسانه از یک تا ۵ ستاره، نظر و امتیاز خود را نسبت به این اثر ثبت کردند.

۹ روزِ پوچ گذشت/ جشنواره‌ای خالی از آثار ماندگار

«سقف» در سانس سوم روز نهم جشنواره در پردیس سینمایی ملت به اکران درآمد که از همان ابتدا نقدهای تند و تیزی را متوجه خود کرد. نقدها به «سقف» عمدتاً بر روی ضعف روایت، شخصیت‌پردازی سست و کارگردانی غیرقانع‌کننده متمرکز شده‌اند. فیلمی که قصد داشته «تبعات روانی جنگ» را روایت کند، اما در نهایت به تصویری آشفته و بی‌پاسخ از انسان‌های تحقیرشده تبدیل شده است.

شخصیت‌پردازی در «سقف» بزرگ‌ترین ضعف روایی فیلم است. خانواده مرکزی داستان نه تنها قربانی جنگ، که قربانی ناتوانی نویسنده و کارگردان در خلق انسان‌های باورپذیر هستند. پدر خانواده، دکتری میانسال، به جای آنکه نماد مقاومت یا حتی شکست شرافتمندانه باشد، به موجودی تحقیرشده و بی‌اراده تبدیل شده که حتی ارزشش در خانواده از یک سگ کمتر دانسته می‌شود.

چنین فروپاشی شخصیتی بدون پیش‌زمینه روان‌شناختی کافی، تنها حس بیگانگی در مخاطب ایجاد می‌کند. او تبدیل به نمادی از اخلاق‌مداری شکست‌خورده می‌شود، اما این شکست آنقدر اغراق‌آمیز است که به جای همدردی، حسی از انزجار ایجاد می‌کند.

ابراهیم امینی در مقام کارگردان نتوانسته از پس چالش‌های بصری و اجرایی فیلم برآید. کارگردانی «سقف» پر از تصمیم‌های کلیشه‌ای و غیرحرفه‌ای است. استفاده مکرر و بی‌منطق از اسلوموشن یکی از آزاردهنده‌ترین این موارد است. اسلوموشن وقتی موثر است که بار دراماتیک صحنه را تشدید کند، نه اینکه به عنوان تزیین بصری بی‌محتوا تکرار شود. قاب‌بندی‌ها اگرچه بد نیستند، اما فاقد خلاقیت و بیان بصری هستند. دوربین بیشتر نظاره‌گر است تا راوی. صحنه‌های جنگ نیز با ضعف فنی مواجه هستند و نتوانسته‌اند حس خطر و اضطراب را به مخاطب منتقل کنند. طراحی صحنه و لباس نیز نتوانسته شرایط بحران و آوارگی را به صورت باورپذیر نمایش دهد. ضعف در هدایت بازیگران نیز مشهود است. بازی‌ها به شدت مصنوعی و بی‌حالت هستند. دیالوگ‌ها نه از دل موقعیت که از روی کاغذ خوانده می‌شوند. رابطه عاطفی بین شخصیت‌ها قابل لمس نیست و همین بر بیگانگی مخاطب با فیلم می‌افزاید.

حسام‌فر نویسنده این اثر در نشست خبری «سقف» در پاسخ به سوال خبرنگار ایسکانیوز مبنی بر اینکه چرا شخصیت دانشگاهی فیلم بیش از اندازه تحقیر شد، توضیح داد: شما فکر می‌کنید شخصیت‌های علمی و فرهنگی‌ را فقط ما تخریب کردیم؟ چرخه رادیکالیسم موجود در جامعه خودش را در فیلم ما نشان می‌دهد. شخصیت‌های علمی و فرهنگی‌خارج از فیلم ما هم خیلی شخصیتی در جامعه ندارند و همینطور تحقیر می‌شوند.

امینی نیز در این باره گفت: در این‌ فیلم یک شخصیت فرهیخته توسط یک فرد پولدار که حتی شغلش معلوم‌ نیست مدام تخریب می‌شود. برای من این وضعیت نمادی از شرایط شخصیت‌های فرهیخته و دانشگاهی در جامعه بود.

تعدادی از منتقدین و فعالان رسانه از یک تا ۵ ستاره، نظر و امتیاز خود را نسبت به این اثر ثبت کردند.

۹ روزِ پوچ گذشت/ جشنواره‌ای خالی از آثار ماندگار

انتهای پیام/

کد خبر: 1296331

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 0 + 0 =