به گزارش گروه فرهنگ و هنر ایسکانیوز، مراسم اختتامیه هجدهمین جشنواره سینما حقیقت روز یکشنبه ۲۵ آذر ماه با حضور سیدعباس صالحی وزیر فرهنگ و رائد فریدزاده رئیس سازمان سینمایی در تالار وحدت آغاز شد تا برگزیدگان این جشنواره معرفی شوند.
اما در بین برگزیدگان این مراسم، در بخش بهترین فیلم، نشان فیروزه، تندیس جشنواره و دیپلم افتخار به محمد کارت برای تهیهکنندگی فیلمهای «تورگی» و «آسانسور» اهدا شد و همچنین جایزه بهترین فیلم از نگاه تماشاگران به فیلم «تورگی» به کارگردانی توفیق حیدری و تهیهکنندگی محمد کارت اهدا شد.
احسان رستگار فعال رسانه نسبت به این جایزه گرفتن محمد کارت و صحبت های این هنرمند پس از کسب جایزه در صفحه اینستاگرام خود نوشت:
محمد کارت در حضور آقای سیدعباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد مبانی فرهنگی و منظومه اندیشه ای-ارزشی-هنجاری کشور را زیر سوال برد و اکاذیبی حجیم و غلیظ را بعد از دریافت «نشان فیروزه» و برگزیدگی به عنوان تهیه کننده و صاحب آثار برتر هجدهمین جشنواره سینما حقیقت با ژست جعلی «واقعیت مبتنی بر پژوهش» پشت بلندگو ایستاد و گفت: پژوهشات من نشان می دهد هر خانواده ایرانی درگیر اعتیاد بوده و امروز هر جوان و خانواده ایرانی به مهاجرت فکر می کند.
وی سپس به قانونگذاری مرتبط با حجاب تاخت، خانه ملت را تخطئه کرد و گفت معلوم نیست نمایندگان به دنبال چه هستند.
۱- قانون عفاف و حجاب، نیاز به اصلاح داشته و همین نظام تصمیم بر اصلاحش گرفته، حسب تشخیص و عقلانیتش و نه به واسطه اظهارنظرهای جو زده بی مبنای تکنیسن هایی میان تهی مثل کارت.
۲- حتی نمایندگان مجلس که با رای پایین وارد مجلس شورای اسلامی می شوند قطعا بسی بیش از محمد کارت افکار عمومی و ایرانیان را مطابق قواعد عقلی و عرفی دنیا و نیز مطابق قوانین ایران نمایندگی می کنند.
وقتی کارت خود را صدای مردم می داند و نمایندگان خانه ملت را نمایندگان نامردم و دارای دغدغه های واهی القا می کند یعنی نه تنها در حال تخطئه کردن چارچوب رسمی کشور و قانونی حاکمیت است، بلکه دارد به ریش مقامات صدر تا ذیل مرتبط با معتبرترین جشنواره مستند ایران که او را شایسته دریافت ویژه ترین جوایز دانسته اند و همچنین ضوابط حاکم بر آن موذیانه می خندد.
۳- متاسفانه وقتی قاعده «لگدپرانی کن به نظام و امتیاز و جایزه بگیر» می شود الگوی برنده و منتج به نتیجه خودانتلکت پنداران و جریان های منحرف، به ویژه در سپهر فرهنگ و هنر و زمانی که بغرنج ترین وضعیت ایران و جنگی ترین شرایط منطقه، بسیاری مدیران فرهنگی ما، اصول حکمرانی یکپارچه فرهنگی را به رسمیت نشناخته یا رعایت نمی کنند، بدیهی است که الگوی کارت ها و «سیمرغ بگیران و فیروزه بگیرانی که در مراسم اختتامیه، اپوزوسیون می شوند» سریعا و به غایت تکثیر خواهد شد.
اگر پیچیدگی های مدیریت فرهنگی به درستی فهم نشوند، بها دادن به بی ظرفیت هایی بدشخصیت، حاصلی جز همین رفتارهای هتاکانه اینترنشنال پسند کارت به دنبال نخواهند داشت.
۴- همفکران کارت و معتقدین به مکتب پوک «دلت پاک باشد؛ حجاب کیلویی چند؟!»، حیاء و پاکی را محدود و محبوس در قلب میپسندند گرچه این محالی عقلی است، بهویژه از دید یک مستندساز پژوهشمحور (!) که باید «نتایج سوء بیحجابی، بر آسیبهای اجتماعی» را تبیین کند، نه با گذارههایی لنگدرهوا، واقعیّات را تکذیب کند و تحریف؛ همانطور که سلامت جسمی را در حدّ «سلامت نسبی عقلی، داشتن دلی خجسته با لبهای خندان» نمیتوان محدود کرد و جسمی سالم، دارای ویژگیهای حدّاقلّی مشهودی است و قابل ارزیابی، حیاء و عفاف را نیز بدون ثمرات، نشانهها و علائم رفتاری و ایضاً پوششیاش، نمیتوان مطابق جهانبینی دینی، کافی در نظر گرفت و به آن، مشروعیّت بخشید.
۵- مادامی که بنا بر باج دادن به حرمتشکنان حوزهی سیاستگذاری فرهنگی ایران باشد، آن مخبّطها، هم باجها و جوایزشان را دریافت میکنند، هم فحّاشی نثار نظام کرده و خود را نماد فریادرسی مردم جا میزنند؛ کما این که در #اغتشاشات۱۴۰۱، جماعت خودانتلکتپندار شبه روشنفکر هنری -که از طریق بیت المال و با سرمایهگذاری نظام، چهره شده بودند- عوض تلطیف التهابات اجتماعی، خود شدند مکمّل جنگ رسانهای اینترنشنال، بیبیسی فارسی، منوتو و صدای آمریکا، در قامت سفیران داخلی «جنگ ترکیبی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران».
۶- اظهار فضل عوامفریبانه و اظهار نظر سطحی امشب محمّد کارت، نه بار اوّل او بوده، نه بار آخر دیگران؛ کسانی که شأن خود را ورای فلسفهی تأسیسی و مأموریّتهای نظام میدانند گرچه از دستان همین جمهوری اسلامی ایران، جوایز و اعتبارشان را دریافت کرده و نام و آبرو یافتهاند، رواست ثروت، شهرت و شأنیّت اجتماعی تحت لوای ایران اسلامی، به هیچ نحو و به هیچ وجه من الوجوه، به آنان تعلّق نگیرد. مقتضی است «کمیتهی چهرههای خاص»، در چنین مواقع و مواردی، انقلابی و صراحتاً، سوی منافع ملّی و حقوق معنوی مخاطبین فرهنگ و هنر بایستد و اجازه ندهد کارتها، روزافزون شده و بیش از این با ورود به حوزههای تخصّصی دشوارفهمی چون حکمرانی فرهنگی-اجتماعی، مخلّ امنیّت روانی جامعه شوند.
انتهای پیام/
نظر شما