استعفای ظریف؛ از اختلافات درونی تا فشار بیرونی!/ پای چه کسانی در میان است؟

استعفای محمدجواد ظریف از معاونت راهبردی دولت پزشکیان به نظر نمی‌رسد صرفا معلول فشارهای مخالفان دولت باشد بلکه عواملی نظیر اختلافات درونی دولت نیز ممکن است در آن تاثیر داشته باشد.

به گزارش خبرنگار سیاسی ایسکانیوز؛ از زمان استعفای ظریف گمانه‌زنی‌های متعددی درباره انگیزه استعفای وی در محافل سیاسی و فضای رسانه‌ای کشور شکل گرفته است و قدر مشترک بیشتر این گمانه‌زنی‌ها فشار رقبای سیاسی پزشکیان و به محاق رفتن ایده وفاق است.

بیشتر بخوانید؛

فرامتن استعفای ظریف از دولت پزشکیان/ پایانی برای آغاز خانه‌تکانی از کابینه؟

تحلیل‌گران و سیاست‌ورزانی که در این دسته قرار می‌گیرند عمدتا از فعل مجهول «استعفا داده شد» برای کناره‌گیری معاونت راهبردی ریاست‌جمهوری استفاده می‌کنند. هر چند این فعل مجهول مورد استقبال چهره‌های شاخص جبهه پایداری نیز قرار گرفته است. کسانی که در مدت شش ماه حضور ظریف در دولت پزشکیان پرچمداران تلاش مجدانه برای برکناری وی بودند و حالا چندان بدشان نمی‌آید که حذف ظریف از کابینه پزشکیان را یکی از دست‌آوردهای جبهه خودشان معرفی کنند.

محمود نبویان، نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی در بخشی از واکنش توئیتری خود به استعفای ظریف نوشته است: «بالاخره، با پیگیری نمایندگان مجلس شورای اسلامی درمورد انتصاب غیرقانونی آقای ظریف و دخالت قوه قضاییه، احترام قانون در کشور حفظ شد و آقای ظریف استعفا داده شد.»

اما آیا آن‌گونه که این چهره شاخص جبهه پایداری آورده است، فاعل فعل «استعفا داده شد» صرفا نمایندگان مجلس هستند؟ یا عوامل ثانوی دیگری نیز در تصمیم ظریف موثرهستند؟ شاید بهترین فکت برای یافتن دلایل کناره‌گیری معاونت راهبردی ریاست جمهوری ، توئیتی باشد که وی با آن رسما استعفایش را اعلام کرد.

حضور در دولت پزشکیان برای ظریف تلخ‌تر از دولت احمدی‌نژاد شد!

ظریف در بخشی از این توئیت نوشته است: «در شش ماه گذشته با سخیف‌ترین توهین‌ها، افتراها و تهدیدها نسبت به خود و خانواده‌ام روبه‌رو بودم، و حتی در درون دولت نیز تلخ‌ترین دوران خدمت ۴۰ ساله را گذراندم، اما به امید خدمت ایستادگی کردم.»

اگرچه حامیان دولت بیشترین تمرکز خود را روی بخش نخست عبارات فوق گذاشته‌اند و آن را حمل بر گلایه از تندروهای طیف سیاسی مقابل دولت کرده‌اند اما در فضای غبارآلود پس از انتشار خبر استعفای ظریف، عبارت «... در درون دولت نیز تلخ‌ترین دوران خدمت ۴۰ ساله را گذراندم، اما به امید خدمت ایستادگی کردم.» عامدانه یا غیرعامدانه به عنوان یکی از دلایل استعفای ظریف در توئیت مذکور مغفول ماند. عبارتی که به نظر می‌رسد حاکی از نوعی جناح‌بندی و رقابت درون گروهی در سطح کلان مدیریتی دولت چهاردهم دارد.

روزنامه جوان نیز امروز با اشاره به این عبارت ظریف نوشته است: «به نظر می‌رسد اصطکاک‌های مناصب مختلف در دولت باعث شده تا ظریف دیگر نخواهد برای ماندن در دولت هزینه بدهد. اما تلاش کرده در عین گلایه از درون دولت، موضوع استعفا را تقصیر دیگران بیندازد. او در درون دولت نیز مخالفانی داشت.» اما مخالفان ظریف در دولت چه کسانی هستند؟

این روزنامه در ادامه از به صورت تلویحی به جایگاه معاون اول رئیس‌جمهور (محمدرضا عارف) و وزارت امور خارجه (سید عباس عراقچی) اشاره کرده است و نوشته است: «جایگاهی که حامیان افراطی ظریف و تقدیس‌کنندگان او برایش در دولت می‌خواستند، نفر دوم دولت بود و البته علاوه بر آن، او و حامیانش موازی‌کاری‌هایی هم با وزارت خارجه داشتند. از سویی دولت نفر دو خودش را هم داشت و جایگاه معاون اول به همین دلیل است. به نظر می‌رسد همه این موارد و اصطکاک‌های مناصب مختلف در دولت باعث شده تا ظریف دیگر نخواهد برای ماندن در دولت هزینه بدهد. اما تلاش کرده در عین گلایه از درون دولت، موضوع استعفا را تقصیر دیگران بیندازد.»

عبدالرضا داوری، مشاور پیشین احمدی نژاد نیز یکی دیگر از کسانی بود از کنار این گلایه ظریف به سادگی عبور نکرد و نوشت: «بااینکه دکتر ظریف پس از دولت خاتمی، حدود دوسال هم در دولت احمدی‌نژاد مسئولیت داشت، اما او درباره تجربه ۷ ماه حضور خود در دولت پزشکیان نوشت: «حتی در درون دولت نیز تلخ‌ترین دوران خدمت چهل ساله را گذراندم. درون دولت پزشکیان چه خبر بوده که برای ظریف تلخ‌تر از دوره احمدی‌نژاد شده است؟!»

نکته جالب توجه در این میان این است که بسیاری از اصلاح‌طلبان و اعتدال‌گرایان از دوران هشت ساله ریاست‌جمهوری محمود احمدی‌نژاد به عنوان یکی از سخت‌ترین مقاطع حیات سیاسی خود یاد می‌کنند. حسین مرعشی، سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی در گفتگویی علت برکناری ظریف در دوره احمدی‌نژاد را این گونه روایت کرده است: «مگر آقای ظریف چگونه برکنار شد؟ او به دفتر رهبری رفت و گزارشی از دفتر نمایندگی سازمان ملل داد و وقتی احمدی‌نژاد مطلع شد دستور داد تا برکنارش کنند.»

چرا آذری جهرمی از حضور در دولت پزشکیان کنار گذاشته شد؟

اما با استناد به نوشته ظریف، باید پرسید در دولت پزشکیان چه خبر است که ظریف از آن به عنوان سخت‌ترین دوران خدمت خود یاد کرده است؟ برای یافتن پاسخ این پرسش شاید ناچار شویم کمی به عقب بازگردیم و نام‌های پرتلاش کمپین انتخاباتی مسعود پزشکیان را به یاد بیاوریم. در آن روزها علاوه بر محمدجواد ظریف، محمدجواد آذری جهرمی نیز یکی از کسانی بود که سهم بسزایی در پیروزی پزشکیان ایفاء کرد اما پس از حصول نتیجه مطلوب کمپین، به طرز غیرمنتظره‌ای از حضور در دولت چهاردهم خودداری کرد!

در آن زمان برخی از رسانه‌های نزدیک به دولت از جمله خبرآنلاین مداخله محمدرضا عارف را علت اصلی عدم حضور آذری‌جهرمی در کابینه پزشکیان عنوان کرده بودند. این رسانه نوشته بود: «اجماع شورای راهبری و برخی چهره‌های اثرگذار در نهائی کردن کابینه پیشنهادی چهاردهم، بر حضور آذری جهرمی در سمت معاونت اجرائی و سرپرست نهاد ریاست‌جمهوری بوده است. تنها مخالف این انتصاب محمدرضا عارف، معاون اول دولت بوده است».

این رسانه همچنین نوشته بود: «سابقه مخالفت عارف البته به این موضوع محدود نمی‌شود و در دوران حضور محمدجواد آذری جهرمی در وزارت ارتباطات دولت دوازدهم نیز عارف یکی از مخالفان او در این وزارتخانه بود. وزارتخانه‌ای که عارف خود نیز زمانی دیگر مسئولیت آن را عهده‌دار بود. بنا بر روایت‌ها، اجماع صورت گرفته در نهایت با مخالفت عارف و برخی اصلاح‌طلبان نزدیک به عارف کنار گذاشته می‌شود و گزینه‌ای دیگر برای این سمت از سوی رئیس‌جمهوری معرفی می‌شود. حضور در معاونت علمی و فناوری دولت چهاردهم نیز یکی دیگر از سمت‌های پیشنهادی برای آذری جهرمی بوده که عارف در این مورد هم بنا به ملاحظاتی که برای این معاونت داشته با آن مخالفت می‌کند.»

علاوه بر ادعای خبرآنلاین درباره نقش عارف در عدم حضور آذری جهرمی در کابینه پزشکیان، پس از اولین استعفای ظریف در دولت چهاردهم حسام‌الدین آشنا، مشاور حسن روحانی تلویحا به نقش «عارف» در استعفای وی نیز اشاره کرده بود. آشنا در توئیتی کنایه آمیز نوشته بود: «معاون اول آمد و اولین معاونین رفتند.» البته آشنا صرفا به این توئیت اکتفا نکرد و در توئیت دیگری نوشت: «در سیاست ایرانی باید عارف بود، نه ظریف، آذری‌جهرمی، جهانگیری، لاریجانی یا پورمحمدی!»

مصطفی فقیهی، روزنامه‌نگار اصلاح‌طلب و مدیرمسئول سایت انتخاب نزدیک به خاندان هاشمی رفسنجانی نیز در آن زمان خطاب به عارف، معاون اول پزشکیان و قائم‌پناه معاون اجرایی رئیس‌جمهور نوشته بود: «دیگر به همه این خبر رسیده که هردوی شما، بیشترین فشار را برای حذف ظریف و آذری‌جهرمی و خروج آنها از دولت تولید کرده‌اید. مگر نه این‌که فرزندان شما تابعیت اکتسابی دارند و همین حالا، در خارج از کشور زندگی می‌کنند، اما فرزند ظریف شامل تابعیت قهری می‌شود و همین حالا در ایران ساکن است؟ چرا ظریف باید برود و شما بمانید؟»

حالا باید پرسید آیا باز هم پای عارف یا یکی دیگر از معاونان و چهره‌های طراز اول و البته اصلاح‌طلب دولت پزشکیان در رقم زدن تلخ‌ترین دوران کاری ظریف عدم تلاش وی برای همراهی با دولت در میان است؟ پاسخ به این پرسش را صرفا گذر زمان مشخص می‌کند و تاکنون شواهد متقنی دال بر آن بدست نیامده است. اما پر واضح است که رقم خوردن تلخ‌ترین دوران کاری ظریف در چند دهه گذشته ناشی از اعمال فشار یک لابی قدرتمند در درون دولت است. بر اساس این فرضیه استعفای اول و دوم ظریف، عدم‌حضور آذری‌جهرمی و طیب‌نیا، به‌عنوان سه فردی که از دولت حسن‌روحانی به دولت پزشکیان نزدیک شده‌ بودند، بی‌ارتباط با اختلاختلافات ریشه‌دار اعتدالیون و اصلاح‌طلبان نخواهد بود.

سیاست خارجی؛ نمود بیرونی اختلافات درونی دولت با ظریف

اما اختلافات درونی دولت صرفا محدود به رقابت‌های جریان متعدد حامی دولت پزشکیان از طریق نیروهایی که به دولت فرستاده‌اند، نمی‌شود. بلکه ظریف بر سر موضوع «مذاکره با آمریکا» نیز با رئیس دستگاه دیپلماسی کشور و برخی از اعضای کابینه دولت پزشکیان اختلاف مبنایی داشت.

هم‌زمان با روی کار آمدن دولت دوم ترامپ در آمریکا بسیاری از تئوریسین‌های حامی دولت دم از مذاکره با آمریکا زدند و محمدجواد ظریف نیز وظیفه پیشبرد مطالبات این طیف را در دولت به عهده داشت اما عباس عراقچی همواره مذاکره با آمریکا را مشروط به نوع رفتار و دیپلماسی دولت ترامپ می‌کرد و سرانجام رهبر انقلاب نیز حداقل به علت بی‌اعتمادی به دولت فعلی آمریکا، مذاکره با این کشور را از دستور کار احتمالی مذاکره کنندگان کشور خارج کردند.

اما تا پیش از سخنان رهبر انقلاب در ۱۹ بهمن ۱۴۰۳ نیز گویا در درون دولت اتفاق نظری درباره موضوع مذاکره وجود نداشت. مثلا معاون وزیر اطلاعات گفته بود:«امروز مذاکره با آمریکایی‌ها برای جمهوری اسلامی، به لحاظ سیاسی و امنیتی هیچ نفعی نخواهد داشت. الان وقت مذاکره نیست و کسی هم قصد مذاکره ندارد!».

در آن زمان این سخنان در محافل رسانه‌ای جنجال زیادی به بهانه ناهماهنگی در دولت درباره «مذاکره» به پا کرد. مثلا احمد زیدآبادی، روزنامه‌نگار با اشاره به این‌که «پیش از این اسماعیل خطیب وزیر اطلاعات نیز در مخالفت با مذاکره با آمریکا، استدلال مشابهی مطرح کرده بود» نوشت: «وزارت اطلاعات زیرمجموع دولت پزشکیان است. حالا اگر قرار نیست صدای واحدی از تمام نهادهای حاکم در مورد مذاکره یا عدم مذاکره با آمریکا شنیده شود، انتظار این است که لااقل از مجموعه کابینه صدای واحدی صادر شود. این‌که شخص رئیس‌جمهور و برخی از اعضای کابینه سخن از ضرورت مذاکره به میان آورند و بعد مسئولان یک وزارت‌خانه، خلاف آن را اعلام کنند، پیامی جز هیچکاره بودن رئیس‌جمهور حتی در داخل کابینه ندارد.»

این چند صدایی در دولت از همان ابتدا در دو راستا به عنوان یک زنگ خطر از سوی برخی تحلیل‌گران و سیاست‌وزران نزدیک به پزشکیان به صدا درآمد. آن‌ها بر این باور هستند که الف) این چند صدایی ناشی از ناتوانی دولت در تصمیم‌گیری واحد بر سر مسئله‌ای (مذاکره) است که شخص رئیس‌جمهور تا پیش از سخنان رهبر انقلاب به شدت در پی تحقق آن بود. ب) هدف از این چندصدایی کنارزدن ظریف از سطوح عالی مدیریتی است زیرا ظریف نماد احیای برجام و مذاکره با غرب در دولت چهاردهم است و با کنار گذاشتن ایده مذاکره دیگر ماموریت ویژه وی نیز در دولت به پایان می‌رسد.
در همین چارچوب مثلا کامبیز مهدیزاده، داماد حسن روحانی نوشته بود: «متاسفانه برخلاف رئیس جمهور محترم، برخی از اطرافیان در دولت، به دنبال حذف اعتدالیون از دولت هستند. ظریف هم از درون دولت تحت فشار است، هم از بیرون. دولت پزشکیان بدون ظریف، مثل تیم فوتبال بدون دروازه بان است و گل باران خواهد شد. یک تیم نمی‌تواند بدون ستاره‌هایش قهرمان شود.»

سید صادق حسینی، فعال رسانه‌ای حامی دولت نیز در شبکه اجتماعی ایکس تلویحا از برخی دولتی‌ها به خاطر مواضعشان نسبت به موقعیت ظریف گلایه کرده بود. وی نوشته بود: «بازم به معرفت مجید آقای انصاری که تو تلویزیون از خجالت گروهک‌ها در اومد: اسم آقای ظریف قاچاق نشده، نامش را ببرید. نتانیاهو اخیرا کتابی منتشر کرده که ظریف به عنوان دشمن شماره یک، اسرائیل را بیچاره کرده. کاش باقی اعضای دولت پزشکیان یاد بگیرند.» اظهارنظرهایی از این دست حاکی از آشفتگی درونی دولت پزشکیان حتی بر سر موضوعی مانند مذاکره است که در ظاهر به نظر می‌آید وجه افتراق دولت وی با با رقبایش است اما هرازگاهی که این اختلافات به بیرون درز می‎کند، معلوم می‌شود دولتی که برآمده از دو طیف اصلاح‌طلب و اعتدال‌گرا است، تا چه حد از اختلافات درونی رنج می‌برد.

انتهای پیام/

کد خبر: 1260817

برچسب‌ها

وب گردی

وب گردی

اخبار مرتبط

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 0 + 0 =