حیدر موسوی عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی در گفتوگو با خبرنگار گروه دانشگاه ایسکانیوز، درباره استادمحوری در آموزش و پرورش اظهار کرد: در دانشگاههای ایران، اصطلاح "دانشجو" به طور کلی به تمامی افرادی اطلاق میشود که در مقاطع مختلف تحصیلی (کارشناسی، کارشناسی ارشد، دکتری و ...) مشغول به تحصیل هستند. اما در معنای وسیعتر، ممکن است این اصطلاح شامل افرادی شود که به دلایل مختلف در دانشگاهها حضور دارند، حتی اگر به طور کامل با مفهوم "دانشجو" به معنای فردی که در حال یادگیری و پژوهش است، همخوانی نداشته باشند.
وی افزود: در برخی موارد، افرادی که به دلایل مختلف (مانند فشار اجتماعی، عدم آگاهی از علایق واقعی یا انتخابهای نادرست) وارد دانشگاهها میشوند، ممکن است به عنوان "دانشجو" شناخته شوند، اما از نظر علمی یا انگیزشی، ممکن است در سطح واقعی دانشجو قرار نداشته باشند. این موضوع که میگوییم دانشجو به معنای واقعی دانشآموز است و دانشجو نیست یا دانشجوینده نیست، به این نکته برمیگردد که امروزه همه افراد وارد آموزش عالی شدهاند. ما باید انرژی و منابع خود را به سمت افرادی هدایت کنیم که واقعاً واجد شرایط و علاقهمند به تحصیل در این حوزه هستند. فردی که نباید در مسائل فنی وارد شود، نباید به دانشگاه برود.
موسوی خاطرنشان کرد: امروزه دانشگاههای ما به نوعی دانشگاه جزوهمحور تبدیل شدهاند. عمق فاجعه در اینجا این است که استاد جزوه نادرست خود را در آزمون دکترا به دانشجوها ارائه میداد و از دانشجویان میخواست که آن را حفظ کنند. اگر کسی جزوه استاد را بهدرستی اموزش نمیدید، نمره نمیگرفت. این نشان میدهد که ما به دنبال دانشآموزانی بودیم که فقط جزوه استاد را بخوانند و نه دانشجویانی که به فکر پژوهش و یادگیری عمیق باشند. اگرچه امروز کمی به سمت بهبود پیش رفتهایم، اما همچنان مشکل اصلی این است که پایههای علمی دانشجویان ما در دانشگاه به شدت پایین آمده است.
عضو هیئت علمی دانشگاه تصریح کرد: گاهی اوقات واقعاً وحشت میکنم وقتی میبینم دوستان ما، به ویژه افرادی که در بخشهای کشاورزی (چون رشته خودم است مثال میزنم)، مشغول به کار خواهند شد، با سطح سواد پایینتری وارد بازار کار میشوند. این مسئله نه تنها در دانشگاههای سراسری بلکه در دانشگاههای دیگر نیز مشهود است. به نوعی، دانشگاهها در این وضعیت گرفتار شدهاند و این موضوع به آموزش و پرورش نیز برمیگردد.
موسوی عنوان کرد: آموزش و پرورش افرادی را تربیت میکند که سطح سواد پایینی دارند. وقتی فردی با این سطح سواد وارد آموزش عالی میشود، انتظار اینکه او به عنوان یک دانشجو و جوینده علم عمل کند، بسیار دور از واقعیت است. در واقع، او تنها به یادگیری دانشآموزی بسنده کرده و تواناییهای لازم برای پژوهش و یادگیری عمیق را ندارد. زمانی که آموزش و پرورش بر روی نمرات ریاضی تأکید میکند و نمودارهایی را ارائه میدهد، مشکلات ما شروع میشود. زیرا قرار نیست که همه افراد به یک شکل در ریاضی موفق شوند. این رویکرد میتواند به عدم توانمندی دانشآموزان و در نتیجه دانشجویان منجر شود.
وی گفت: مخصوصا اگر دانشجو هزینهای هم برای دانشگاه پرداخت کند بر این باور خواهد بود که چون هزینهای پرداخت کردهاند، دانشگاه باید تمام نیازهای آنها را برآورده کند. در دانشگاههای سراسری نیز که من با آنها ارتباط دارم، متأسفانه پایههای علمی دانشجویان همچنان ضعیف است.اگرچه امروز کمی به سمت بهبود پیش رفتهایم، اما همچنان مشکل اصلی این است که پایههای علمی دانشجویان ما در دانشگاه به شدت پایین آمده است.
استاد دانشگاه تاکید کرد: تا زمانی که پایههای آموزشی ضعیف باشد، هر استادی که بخواهد دانشجومحوری را در کلاسهای خود پیاده کند، به بدنامی خواهد رسید. زیرا بسیاری از دانشجوها به صورت عینی عمل میکنند و به نوعی به روشهای قدیمی تدریس وابستهاند. در حالی که واقعاً هیچ اشکالی ندارد که در کنار یک جزوه سی صفحهای، یک کتاب صد صفحهای درباره همان موضوعات مختلف مطالعه کنیم. برای سادهتر کردن این مسائل، به دانشجویان خود میگویم که مطالعه کردن خیلی سخت نیست. شما هر روز که سوار اتوبوس میشوید، در مسیر رفت میتوانید سه صفحه بخوانید و در مسیر برگشت نیز همین کار را انجام دهید. این یعنی روزی شش صفحه مطالعه. در ۱۰ روز، شما ۶۰ صفحه و در ۲۰ روز، ۱۲۰ صفحه میخوانید. بنابراین، با ۲۰ بار رفت و آمد، میتوانید یک کتاب را به پایان برسانید.
وی افزود: متأسفانه، در این شرایط، دانشجویان به سختی به این موضوعات توجه میکنند. یکی از روشهایی که من به کار میبرم این است که مسیر مطالعه را برای دانشجویان روشن کنم و در عین حال چالشهای آن را نیز برایشان توضیح دهم. اما با این حال، این توضیحات و سادهسازیها به تنهایی کافی نیست. واقعیت این است که دانشجویان به دلیل ضعف پایههای علمی و همچنین پایین بودن انگیزهها، تمایلی به مطالعه ندارند.
موسوی تصریح کرد: شاید تنها ۱۰ درصد از دانشجویان انگیزه زیادی برای ادامه تحصیل داشته باشند. بسیاری از آنها به این فکر میکنند که بالاخره فارغالتحصیلی را کسب خواهند کرد. در نهایت، حتی اگر نمرات خوبی هم بگیرند، انگیزهای برای ادامه تلاش ندارند. حال اگر بخواهیم به این موضوع بپردازیم که چه عواملی میتوانند انگیزه را ایجاد کنند، بحث دیگری است. به هر حال، این مسائل بسیار سنگین و پیچیده هستند و واقعاً دشوار است که دانشجویان به سطحی برسند که به جای یادگیری صرف، به دنبال پژوهش و یادگیری عمیق باشند.
انتهای پیام/
نظر شما