به گزارش گروه فرهنگ و هنر ایسکانیوز، جشنواره فیلم فجر، بهعنوان مهمترین رویداد سینمایی کشور، همواره ویترینی برای نمایش توان مدیریتی، فرهنگی و رسانهای سینمای ایران بوده است. جشنوارهای که نهتنها محل رقابت فیلمها، بلکه میدان آزمون نظم اجرایی، شفافیت تصمیمگیری و احترام به رسانههاست. با این حال، نگاهی به روند برگزاری جشنواره چهلوچهارم فیلم فجر نشان میدهد که در امور اطلاع رسانی و ساماندهی رسانهای جشنواره با نوعی آشفتگی ساختاری و ابهام مدیریتی مواجه هستیم که نمیتوان از کنار آن بهسادگی عبور کرد.
در نخستین نگاه، دبیرخانه جشنواره تلاش کرده است تا اخبار، اطلاعیهها و دادههای رسمی را از بستر کانال اطلاع رسانید جشنواره در تلگرام منتشر کند که هرچند نظم اطلاعرسانی بهطور محسوسی کاهش یافته و فاصلهای معنادار با سال گذشته ایجاد شده است اما پس از اقدامات تروریستی مزدوران آمریکایی-صهیونی همین کانال نیز از دسترس خارج شد.
از موارد بسیار عجیب و حیرت انگیزی که جشنواره چهل و چهارم با آن روبروست این است که جشنواره فاقد مدیر روابط عمومی رسمی است؛ جایگاهی کلیدی که در هر رویداد بینالمللی، قلب نظام رسانهای آن محسوب میشود. نبود چنین سمتی، تنها یک خلأ اداری نیست، بلکه نشانهای از سردرگمی در تعریف استراتژی ارتباطی جشنواره با رسانهها و افکار عمومی است. در غیاب مدیر روابط عمومی، مشخص نیست چه کسی سیاستگذاری رسانهای جشنواره را بر عهده دارد، چه کسی پاسخگوی تناقضهاست و چه کسی مسئول هماهنگی میان دبیرخانه، رسانهها و بدنه جشنواره است.
نتیجه این وضعیت، شکلگیری ارتباطی یکطرفه و دستوری است؛ اطلاعرسانی انجام میشود، اما گفتوگو نه. رسانهها خبر دریافت میکنند، اما امکان پرسش، نقد و شفافسازی بهدرستی فراهم نیست. این مسئله، در درازمدت میتواند به تضعیف اعتماد رسانهای نسبت به جشنواره منجر شود.
یکی دیگر از نکات بحثبرانگیز جشنواره چهلوچهارم، حذف هیأت انتخاب است؛ تصمیمی که برخلاف رویه مرسوم جشنوارههای معتبر داخلی و خارجی اتخاذ شده است. هیأت انتخاب، جمعی است که با اعلام رسمی ترکیب خود، مسئولیت بررسی و گزینش آثار را بر عهده میگیرد و به فرآیند انتخاب فیلمها مشروعیت میبخشد. حذف این هیأت، نهتنها شفافیت انتخاب آثار را کاهش میدهد، بلکه این شائبه را ایجاد میکند که تصمیمگیریها در دایرهای محدود و بدون پاسخگویی مشخص انجام شده است.
در چنین شرایطی، فیلمسازان و منتقدان این پرسش را مطرح میکنند که بر چه اساسی برخی آثار به جشنواره راه یافتهاند و برخی دیگر کنار گذاشته شدهاند؟ نبود هیأت انتخاب، عملاً امکان ارزیابی حرفهای و مقایسهپذیر آثار را از بین میبرد و جشنواره را از یک رویداد رقابتی معتبر، به یک ویترین سلیقهای نزدیک میکند. این ابهام، در مرحله بعدی و در جدول نمایش فیلمها نیز تکرار میشود.
برخلاف انتظار، برای تعیین جدول پخش دهروزه جشنواره، هیچ قرعهکشی رسمی انجام نشده و بنا بر اطلاعات به دست آمده، این دبیر جشنواره است که شخصاً ترتیب اکران فیلمها را مشخص کرده است. در حالی که قرعهکشی، روشی پذیرفتهشده برای جلوگیری از شائبه تبعیض و اعمال سلیقه است، حذف آن بار دیگر این سؤال را مطرح میکند که چرا جشنواره از سادهترین ابزارهای شفافسازی پرهیز میکند؟ زمان و سانس نمایش فیلمها، تأثیر مستقیمی بر دیدهشدن آثار، میزان توجه رسانهها و حتی سرنوشت آنها در رقابت جشنواره دارد. وقتی این تصمیمها بدون سازوکار مشخص و قابل دفاع اتخاذ میشود، طبیعی است که بدنه سینما نسبت به عدالت جشنوارهای دچار تردید شود.
در کنار این مسائل ساختاری، انتخاب احتمالی سینما ملت بهعنوان کاخ رسانهای جشنواره نیز به یکی از بحثبرانگیزترین تصمیمها تبدیل شده است. بر اساس اخبار واصله، قرار است رسانهها در دوره چهلوچهارم در سینما ملت مستقر شوند؛ انتخابی که بیش از آنکه مبتنی بر منطق رسانهای باشد، به نظر میرسد حاصل بیتوجهی به واقعیتهای شهری تهران است.
سینما ملت نهتنها از پارکینگ مناسب و کافی برخوردار نیست، بلکه در یکی از پرترافیکترین نقاط شهر، یعنی محدوده نیایش، قرار دارد؛ مسیری که حتی در روزهای عادی نیز با گرههای ترافیکی سنگین مواجه است. مشکل زمانی جدیتر میشود که بدانیم سیستم حملونقل عمومی نیز دسترسی مناسبی به این مجموعه ندارد. نه مترو و نه خطوط اتوبوسرانی مؤثر، از نزدیکی سینما ملت عبور نمیکنند.
در نتیجه، خبرنگاران، منتقدان و عوامل رسانهای ناچار خواهند بود زمان و انرژی قابلتوجهی را صرف رسیدن به محل جشنواره کنند؛ مسئلهای که مستقیماً بر کیفیت پوشش رسانهای جشنواره تأثیر میگذارد. از دیگر مسائل بسیار آزاردهنده در سینما ملت پخش بوی روغن فودکورتها در طبقات سینما است که بسیار آزاردهنده است، همچنین نبود لابی و راهرویی مناسب برای استراحت بین سانسها شدیدا باعث شده که این سینما گزینه مناسبی برای میزبانی از مهمترین رویداد سینمایی کشور نباشد.
در مجموع، جشنواره چهلوچهارم فیلم فجر در حالی به استقبال رسانهها و سینماگران میرود که حتی در ظاهر هم تلاش نمیکند چهرهای منظم و کنترلشده از خود ارائه دهد و از سوی دیگر، با تصمیمهایی غیرشفاف و بعضاً شخصی، پایههای اعتماد حرفهای را تضعیف میکند. اطلاعرسانی منظم، شرط لازم برای یک جشنواره موفق است، اما شرط کافی نیست. آنچه جشنواره فجر امروز بیش از هر چیز به آن نیاز دارد، بازگشت به اصول بدیهی مدیریت فرهنگی است.
انتهای پیام/
نظر شما