به گزارش خبرنگار ایسکانیوز، حالا دیگر گرد و غبار ناآرامیها فرونشسته و بلواگری و خشونت از آن اوج غوغا به نشیب رخوت و سکون افتاده و این یعنی حکم بازگشت به زندگی روزمره.
هرچند از این هم نباید گذشت که این اتفاق و تجربه حالا در خاطرهی جمعی ایرانیان خانه کرده و آسیب و زیانش علاوه بر ذهنهای پرتشویش شهروندان در گوشه و کنار شهر و خیابان هم قابل رویت است.
حادثهی پلاسکو که پیش آمد، آن هم در روزگاری که خیلی دور نیست، از طرف کانونهایی به طعنه و کنایه لقب شهدای مدافع مردم را مثل مدال افتخار به گردن آتشنشانهای شهر آویزان کردند. در روزهای منتهی به هشتمین سالگرد آن حادثه اما پیادهنظام همان باند و گروه، آتشنشانها را نشانه گرفتند و هر جا و در هر فرصتی یا خودشان را زدند یا خودروهایشان را سوزاندند.
به سراغ قدرتالله محمدی، مدیرعامل سازمان آتشنشانی تهران که میرویم تا برآورد و عدد و رقمی از میزان این خسارتها بگیریم پاسخ سرراستی تحویلمان میدهد: خسارت ناوگان ما هشتصد میلیارد تومان بوده.
تقلا میکنیم جزئیات بیشتری از وضع و حال آتشنشانها در گیرودار آن روزهای ناآرام بگیریم. او اما باز از سر رفع تکلیف پاسخ میدهد: نیروهای ما در جریان ماموریتها برای اطفای حریق در سطح شهر حضور داشتند که آن خسارتها به تجهیزات و خودروهای ما وارد شد. متاسفانه در نقاط مختلف شهر به اماکن عمومی و مساجد حمله شد و این مکانها را آتش زدند. در جاهایی نیروهای ما را زدند و در جاهایی هم خودروهای ما را آتش زدند.
شیوه عمل و اقدام آتشنشانها در آن التهابات را که پیگیری میکنیم آقای مدیرعامل گاردش بستهتر هم میشود: سازمان آتشنشانی که گارد ضدشورش نیست تا بخواهد توانمندیهای خاصی از خود بروز دهد. ما نیروی امدادی هستیم و در حوادث و بحرانها امدادرسانی میکنیم.
به طمع دریافت پاسخی مبسوط پرسشی همدلانه از نیازهای سازمان تحت امرش برای جبران خسارتها را روی دایره میریزیم. او اما انگار دستمان را خوانده که باز پاسخش ساده و سرراست است: آن خودروهایی که در این اتفاقات آتش زده شد باید جایگزین شود. تنها نیاز ما همین است.
به یادش میآوریم هشت سال پیش در حادثه ساختمان پلاسکو تجهیزات و امکانات آتشنشانی کافی نبود که کار به آنجا کشید. او اما پا پس نمیکشد: امروز همه آن کمبودها برطرف شده و ما در زمینه تجهیزات کمبودی نداریم. از سال نود و پنج که آن حادثه رخ داد هزاران دستگاه خودرو و تجهیزات به ناوگان ما اضافه شده است.
این بار با پرسیدن اینکه اگر دوباره حادثهای مانند پلاسکو رخ دهد سازمان آتشنشانی عملکرد بدون مشکلی خواهد داشت، به او پاس گل میدهیم. محمدی اما از پیلهی محافظهکاری بیرون نمیآید: این موضوع بستگی به نوع حادثه دارد. هر حادثهای با حادثه دیگر متفاوت است. اما توانمندی ما قابل مقایسه با آن زمان نیست. امروز اگر حادثهای برای یکی از ساختمانهای بلندمرتبه در تهران رخ دهد ما نردبان، بالابر و دیگر تجهیزات را در اختیار داریم و قطعا وضعمان بهتر از آن موقع است.
هرچه آقای مدیرعامل در مصلحتبینی و گزیدهگویی مهارت دارد جلال ملکی سخنگوی سازمان آتشنشانی تهران به اقتضای مسوولیتش مهیای گفتگوست. با وجود این زیربار حرف زدن درباره حوادث اخیر و زیانهای سازمان متبوعش نمیرود و به ناچار بازی را از همان اول به میدان دیگری میکشانیم و پلاسکو را دستمایه کارمان میکنیم. آقای سخنگو گزارش مفصلی درباب پیشرفتهای پس از آن حادثه ارائه میدهد: در سالهای اخیر بعد از حادثه پلاسکو اتفاقات خوبی رخ داده و امروز ما تجهیزات به روزی در اختیار داریم. درحال حاضر تهران از نظر تجهیزات آتشنشانی جزو معتبرترینها در دنیاست. ما به طور دائم درحال رصد هستیم تا اگر به موردی نیاز باشد حتما آن را تهیه کنیم. از نظر وضعیت کارکنان هم هرچند نیازهایی وجود دارد اما شرایط قابل قبولی داریم.
ملکی برای سازمانش سنگ تمام میگذارد: از نظر علم و تخصص مربوط به این حوزه هم ما دارای معتبرترین مرکز آموزش تخصصی آتشنشانی در سطح خاورمیانه هستیم. همچنین باید به دانشکده تخصصی آتشنشانی اشاره کنم که در آن علوم آتشنشانی تدریس میشود و علاقهمندان از سراسر کشور در این دانشکده مشغول تحصیل هستند و مباحث گوناگون مرتبط با حریق، نجات، ایمنی شهری و حوادث مختلف را فرامیگیرند.
در زمان حادثه پلاسکو ادعا شد اگر تجهیزات بهتر و بهروزتری در اختیار آتشنشانی بود هم آتش مهار میشد و هم کارکنان این سازمان آسیب نمیدیدند. این را که میشنود یکه میخورد: آن صحبتها درست و منطقی نبود. من وضعیت امروز تجهیزات را به شما گفتم. پلاسکو مربوط به هشت سال پیش بود.
به وضوح از حرف و سخن باز میماند. ما اما به اصرار نوع تجهیزات اضافه شده به ناوگان را به پرسش میگیریم. نهیبمان میزند که قبلا این را گفته. اما بعد از مختصری اوقات تلخی اجابتمان میکند: از همه انواع تجهیزات اضافه کردهایم. نردبان هیدرولیکی، خودروی فوماتیک، تانکر آب، نردبان و بالابر، خودروهای حریق، خودروهای نجات، لباسهای ایمن و کاملا مناسب برای آتشنشانی و همه چیزهایی که مورد نیاز بوده.
وقتی برخی ادعاها در زمان حادثه پلاسکو درباره ضرورت به کارگیری هلیکوپتر را یادآوری میکنیم به شکل اضطرابآوری ساکت میماند. بعد که با تردید پرسش را تکرار میکنیم انگار به او فرمان آتش دادهایم: کجای دنیا برای مهار آتشسوزی شهری از هلیکوپتر استفاده میشود؟ هشت سال قبل این صحبتها مطرح شد و ما به دفعات جواب دادیم و همه را قانع کردیم.
مزاج ملکی آنقدری آتشی بود که بیش از این مجال مجادله ندهد. اما پروندهی هلیکوپتر آتشنشان همچنان باز است. حتی اگر او به ما اجازه قانع نشدن ندهد. سر سخنمان با سخنگوی آتشنشانی پایتخت به سنگ خورد. اما نه اینکه چنته ما از استدلال خالی مانده باشد.
مگر ژاپن از سالها قبل بالگردهای یوروکوپتر ئیسی۲۲۵ سوپر پوما را برای مهار آتشسوزی در برجها به خدمت نگرفته؟ مگر چشمبادامیها این هلیکوپترهای ساخت ایرباس را به تجهیزات آتشنشانی شرکت هوایی و فضایی Simplex مجهز نکردهاند؟
بگذریم که این هلیکوپتر دستکم توان حمل 7 آتشنشان را با تجهیزات کامل دارد. از هدفگیری آتش آن هم از ارتفاع بالا و با دقت زیاد هم نباید گذشت. چون بوم یا لوله 7.5 متری این هلیکوپتر که قابلیت حرکت دارد میتواند آب یا فوم را با فشار بالا از فاصله بیش از 50 متری در طبقات پمپاژ کند. راستی آن همهای که به دفعات قانع شدند هنوز هم قانع ماندهاند؟
انتهای پیام/
نظر شما