به گزارش گروه سیاسی ایسکانیوز؛ بررسی روایتهای پشت پرده دربار ، تنها پرداختن به حاشیههای زندگی خصوصی شاه و اطرافیانش نیست، بلکه تلاشی است برای فهم جایگاه مفاهیمی چون تعهد، اخلاق، حقوق زنان، مصلحت جامعه و... در اندیشه کارگزاران اصلی حکومت پهلوی
یکی از روایتهای کمتر شنیده شده راجع به این موضوع، مربوط میشود به خاطره خاطره هوشنگ نهاوندی، وزیر مسکن و وزیر علوم دوران پهلوی.هوشنگ نهاوندی که مدتی هم رئیس دفتر فرح پهلوی بوده، جزئیات زیادی راجع به خانواده پهلوی اطلاع دارد.او در مصاحبهای تصویری که کمتر نیز دیده شده است، چنین میگوید: «شاه نسبت به زندگی خصوصیاش مثل یک مرد شرقی عهد بوق بود. برای اینکه مغایر این نمیدانست که از یک طرف ملکه باسوادی داشته باشه و از یک طرف هم به او خیانت کند. شاه اصولا زن دوست بود، این را باید قبول کرد و من این را در کتابم نوشتهام.»
نهاوندی در ادامه به ماجرای عشق شاه به دختری معروف به «طلا» و خیانت محمدرضا به فرح میپردازد:«یک موقعی در تهران شدیدا شایع بود و ظاهرا این شایعه نادرست هم نبود و شاه به طلا علاقه پیدا کرده بود. در همین موقع که دیگه شایعه طلا در تمام تهران پخش شده بود و حتی در مغازههای لاله زار راجع به آن صحبت میشد، در جایی مهمان بودم. مرحوم خانم دیبا، مادر شهبانو هم اونجا دعوت بودند. او معمولا خانم خوش بیان و خندهرویی بود و با همه صحبت می کرد. اما آن روز خیلی ناراحت بودـ کمتر موقعی بود که من در عمرم یک زنی را به این حد گرفته و شکسته رو دیده باشم. حق هم داشت. او بعد از مدتی آمد به شاه گفت که باید به این اوضاع(ارتباط با طلا) خاتمه بدهی.شاه همانقدر که در سالهای اول نسبت به شهبانو فرح وفادار بود، در سال های آخر این وفاداریاش خیلی نسبی بود.»
مسعود بهنود نیز که از روزنامه نگاران دوران پهلوی و نزدیک به دربار محسوب میشود، راجع به خیانت شاه به فرح و ماجرای طلا چنین میگوید:«صحبت از یک دختر مو بلوندی به اسم طلا و ارتباط او با پادشاه بود، که بعد از انقلاب که اسناد ساواک و حرف ها و خاطرات بعضی از افراد نیز منتشر شد، (که مهمترین و مستندترین آن خاطرات اسدالله علم هست) مشخص گشت که این حادثه شایعه نبوده. نزدیکان پادشاه از جمله آقای علم مینویسند که به خاطر همین قضیه، مشکلاتی هم بین روابط پادشاه، شهبانو و مادر شهبانو به وجود آمده بود. گزارش های ساواک هم کم و بیش همین را نشان میداد»
منوچهر گنجی، وزیر آموزش و پرورش حکومت پهلوی و از نزدیکان فرح پهلوی نیز راجع به ماجرای طلا چنین میگوید:«رفتم پیش شهبانو، فقط بغض توی صورتش بود و در چشم من نگاه نمیکرد، شهبانو برگشت به من گفت که همه شهر (ماجرای طلا را) میدانند و آبروی من رفت.»در ادامه فیلم مرتبط با این موضوع را مشاهده میفرمایید.
منبع: فارس
نظر شما