سفر راهیان نور دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان، در دو روز ابتدایی، بیش از آنکه یک برنامه بازدید باشد، به تجربهای برای «مواجهه» تبدیل شد؛ مواجهه با تاریخی که هنوز زنده است و پرسشی که بیوقفه تکرار میشود: ما امروز در کجای این روایت ایستادهایم؟
آغاز مسیر، کنار آبهای اروند بود؛ همانجایی که عملیات والفجر ۸ معنا پیدا میکند. اروند فقط یک رودخانه نیست؛ مرز میان محاسبههای معمول انسانی و ارادهای است که از ایمان تغذیه میکرد. ایستادن کنار این آب، نگاه دانشجو را ناخواسته به درون میکشد. اینجا، «جرئت» از جنس شعار نیست؛ تصمیمی است که به عبور از آب ختم میشود، آن هم در تاریکی، آن هم با علم به بازنگشتن. روایتها، اروند را از یک موقعیت جغرافیایی به یک مفهوم تبدیل میکنند: عبور از مانع، وقتی راهی نیست.
حرکت به سمت منطقه علقمه و عملیات کربلای ۴، فضا را سنگینتر کرد. اینجا، روایت با شکست آمیخته است؛ اما نه شکستی که پایان باشد. علقمه، جایی است که تاریخ از ما صداقت میخواهد. صداقت در دیدن تلخیها، در فهم مظلومیتها و در پذیرش این حقیقت که پیروزی، همیشه ساده و بیهزینه به دست نمیآید. برای دانشجو، این نقطه میتواند بازتعریف مفهوم «مسئولیت» باشد؛ اینکه مسیر پیشرفت، همیشه خطی و هموار نیست.
در شلمچه، زمین دیگر فقط زمین نیست. هر قدم، انگار روی حافظهای راه میرود که اشباع از خون و ایستادگی است. شلمچه، اوج تقابل ارادههاست؛ جایی که انسان، تا مرزهای نهایی خود پیش میرود. اینجا، روایتها دانشجو را از بیرون صحنه، به درون پرسش میبرند: اگر ما در آن زمان بودیم، انتخابمان چه بود؟ و امروز، انتخابمان چیست؟
برنامه روایتگری «بلهبرون» حاج حسین یکتا، نقطهای تعیینکننده در این مواجهه بود. روایتها، بدون اغراق و با زبان نسل امروز، جنگ را از یک خاطره دور، به یک آیینه تبدیل میکردند. آیینهای که در آن، جوان دیروز و دانشجوی امروز روبهروی هم میایستند. پیام روشن است: آنها جان دادند تا مسیر بماند؛ حالا نوبت ماست که مسیر را بسازیم.
بازدید از موزه خرمشهر، تاریخ را ملموستر کرد. خرمشهر، شهر سقوط و قیام، شهر اشغال و آزادسازی، در هر تصویر و سند، روایت «دوباره برخاستن» را بازگو میکند. برای دانشجو، خرمشهر فقط گذشته نیست؛ الگویی است برای آینده. شهری که ویران شد اما متوقف نشد.
در طلاییه؛ منطقه عملیات خیبر، روایت وارد مرحلهای متفاوت شد. خیبر، نماد خلاقیت در تنگناست؛ جنگ در دل آب و هور، جایی که قواعد معمول کار نمیکردند. اینجا، نوآوری نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت بود. برای نسل دانشگاهی، خیبر میتواند یادآور این حقیقت باشد که پیشرفت علمی و حل مسائل کشور، دقیقاً در همین نقاط دشوار معنا پیدا میکند.
در یادمان دهلاویه، محل شهادت شهید مصطفی چمران، روایت به سکوت میرسد. دهلاویه، محل تلاقی علم و میدان است. چمران، نماد دانشمندی است که علم را از جامعه جدا نکرد. اینجا، پرسش عمیقتر میشود: علم برای چه؟ و برای که؟
شب دوم، حضور در پادگان میشداغ خوزستان و میزبانی یگان زرهی ارتش جمهوری اسلامی ایران، پیوند گذشته و حال را عینی کرد. اجرای بخشی از رزمایش عملیات کربلای ۵، نشان داد که آن ایستادگی، به یک جریان پایدار تبدیل شده است. صدای تانکها و نظم نیروها، یادآور این حقیقت بود که امنیت امروز، محصول همان خونهای دیروز است؛ اما حفظ آن، نیازمند دانش، تخصص و تلاش نسل امروز است.
این دو روز، دانشجو را با یک واقعیت روبهرو میکند: راهیان نور، فقط یادآوری گذشته نیست؛ مطالبه آینده است. آیندهای که بدون تلاش علمی، تعهد اجتماعی و احساس مسئولیت، ساخته نخواهد شد. این سفر، پرسشی را در ذهن باقی میگذارد که پاسخ آن، در کلاسها، آزمایشگاهها و انتخابهای فردای ما نوشته خواهد شد.
*فعال رسانهای
انتهای پیام/
نظر شما