روایت رنج، عشق و تخیل در مرز واقعیت؛ نگاهی انتقادی به رمان «کفترهای سرخ پاپر»

رمان «کفترهای سرخ پاپر» اثری که با تلفیق واقع‌گرایی جزئی‌نگر، تخیل و تأملات وجودی، جهان ذهنی شخصیت محوری خود را به شکلی صریح و جسورانه پیش روی مخاطب می‌گذارد.

به گزارش گروه فرهنگ و هنر ایسکانیوز، رمان «کفترهای سرخ پاپر» نوشته امیر تنبورزاده که به‌تازگی از سوی نشر «دیروز» منتشر شده، در نشستی انتقادی و تحلیلی به قلم عباس اکرمی، به‌عنوان روایتی چندلایه از زیست انسانی، شکست، عشق و امید، مورد بررسی قرار گرفته است؛ اثری که با تلفیق واقع‌گرایی جزئی‌نگر، تخیل و تأملات وجودی، جهان ذهنی شخصیت محوری خود را به شکلی صریح و جسورانه پیش روی مخاطب می‌گذارد.

«کفترهای سرخ پاپر» رمانی معرفی می‌شود که با محوریت شخصیت «بهنام امیر تنبورزاده» و از زاویه دید اول‌شخص، سرگذشت مردی فروریخته در میانسالی را روایت می‌کند؛ شخصیتی که زندگی‌اش آمیخته با حسرت، ناکامی، رویاهای نافرجام و آرزوهای سرکوب‌شده است. روایت رمان غیرخطی است و به‌جای تکیه بر پیرنگ کلاسیک، در چند محور موازی و خرده‌روایت‌های متعدد پیش می‌رود؛ به‌گونه‌ای که ذهن راوی نقطه تلاقی و پیونددهنده تمام روایت‌هاست.

به باور منتقدین، ساختار روایی اثر بر پایه خودآگاهی راوی شکل گرفته و او مدام میان سه قلمرو «حال»، «گذشته» و «تخیل و توهم» در رفت‌وآمد است. دو قلمرو نخست سرشار از تجربه‌های شکست‌خورده و ناکامی‌های زیستی‌اند و قلمرو سوم، نقش گریزگاهی موقت از رنج و روزمرگی را ایفا می‌کند. این جابه‌جایی مداوم، بازی پیچیده‌ای میان واقعیت، احساس و رویا می‌آفریند که خواننده را در تجربه‌های متنوع عاطفی و ذهنی با خود همراه می‌کند.

در بخش قابل توجهی از رمان، نویسنده به واقع‌گرایی جزئی‌نگر و توصیفی نزدیک می‌شود؛ نوعی رئالیسم که در برخی صحنه‌ها به ناتورالیسم پهلو می‌زند. توصیف دقیق کفترهای سرخ پاپر، مناسبات انسانی و حتی جزئیات زیست در کمپ آوارگان جنگ، از جمله نمونه‌هایی است که به گفته منتقد، با وضوحی شبیه ثبت تصویری دقیق، حس حضور در متن را به خواننده القا می‌کند.

در کنار این نگاه عینی، نپوری‌زاده از عنصر تخیل و تبیین برای عبور از یکنواختی رئالیسم بهره می‌برد. موقعیت‌های سوررئال، مداخلات مستقیم راوی و کندوکاوهای ذهنی و فلسفی، به متن لایه‌هایی مدرنیستی می‌بخشند؛ هرچند این شیوه گاه در مرز اغراق قرار می‌گیرد، اما به‌واسطه جسارت، صداقت، موتیف‌پردازی و طنز، به عنصری مؤثر در کلیت روایت تبدیل می‌شود.

از منظر زمانی، رمان به شیوه آثار مدرن، زمان عینی را در دل «زمان شخصی» راوی حل می‌کند؛ به‌طوری که حتی خاطرات دور کودکی نیز با حس‌وحال اکنونی روایت می‌شوند. شخصیت‌پردازی نیز ساختاری درون‌محور دارد و لایه‌های روانی، فکری و عاطفی امیر، همزمان با موقعیت‌های بیرونی، به‌تدریج برای مخاطب آشکار می‌شود. دیگر شخصیت‌ها نیز در نهایت از صافی ذهن راوی عبور می‌کنند و در نسبت با او معنا می‌یابند.

منتقد تأکید می‌کند که اگرچه رمان در ظاهر به مرزهای اگزیستانسیالیسم نزدیک می‌شود و سرشار از روایت رنج، شکست و بیگانگی است، اما لایه‌های پنهان ذهن نویسنده، پیوند خود را با امید، ایمان و نوعی رمانتیسم حفظ کرده‌اند. این امید در قالب عشق، توصیف‌های عاشقانه، طنز ظریف و دغدغه‌های انسانی شخصیت اصلی، حتی در دل تلخی و ناکامی، خود را نشان می‌دهد.

در مجموع، «کفترهای سرخ پاپر» اثری دانسته می‌شود که نمی‌توان آن را در یک سبک یا چارچوب مشخص محدود کرد. ملغمه‌ای از رئالیسم، سورئالیسم، مدرنیسم و نگاه وجودی که در عین پیچیدگی، با زبانی ساده و روان روایت شده است. به باور حسن حبیبی، توانایی نویسنده در «ساده نوشتن پیچیدگی» می‌تواند نشانه‌ای از شکل‌گیری رهیافتی سبکی و منحصربه‌فرد در مسیر داستان‌نویسی او باشد.

انتهای پیام/

کد خبر: 1293119

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 0 + 0 =